Skip to main content

Persian - The Second Book of the Shepherd of Hermas, which is called His Commands

Page 1

‫کتاب دوم چوپان هرماس‪ ،‬که «فرمانهای او» نام دارد‬ ‫مقدمه‬ ‫‪ ۱‬هنگامی که در خانه دعا کرده بودم و روی تخت نشسته بودم‪ ،‬مردی با ظاهری محترمانه‪ ،‬به رسم چوپانان‪ ،‬در حالی که ردایی سفید بر‬ ‫تن داشت‪ ،‬کیسهای بر پشت و عصایی در دست‪ ،‬نزد من آمد و به من سلم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬من سلم او را پاسخ دادم و او بیدرنگ کنار من نشست و به من گفت« ‪:‬من از سوی آن پیامآور ارجمند فرستاده شدهام تا در تمام‬ ‫روزهای باقیمانده عمرت با تو زندگی کنم»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬اما من گمان کردم که او برای امتحان من آمده است‪ ،‬پس به او گفتم« ‪:‬تو کیستی؟ زیرا میدانم به چه کسی سپرده شدهام»‪ .‬او به من گفت ‪:‬‬ ‫«مگر مرا نمیشناسی؟» گفتم« ‪:‬نه»‪ .‬او گفت« ‪:‬من آن چوپانی هستم که تو به او سپرده شدهای»‪.‬‬ ‫‪ ۴‬در حالی که هنوز سخن میگفت‪ ،‬هیئتش دگرگون شد؛ و چون دانستم که به او سپرده شدهام‪ ،‬شرمنده شدم و ناگهان ترسی مرا فرا گرفت‬ ‫و از شدت اندوه‪ ،‬از اینکه با او چنان احمقانه سخن گفته بودم‪ ،‬سراپا غمگین شدم‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما او به من گفت« ‪:‬خجالت نکش‪ ،‬بلکه از طریق دستوراتی که به تو میدهم‪ ،‬در ذهنت نیرو بگیر»‪ .‬زیرا گفت« ‪:‬من فرستاده شدهام تا‬ ‫همه چیزهایی را که قًلل دیدهای‪ ،‬دوباره به تو نشان دهم‪ ،‬اما به ویژه آنهایی را که برای تو مفیدتر است»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و اول از همه‪ ،‬فرمانها و تشًیههای مرا بنویس‪ ،‬بقیه را آنطور که به تو نشان خواهم داد‪ ،‬بنویس‪ .‬اما از این رو‪ ،‬به تو دستور میدهم که‬ ‫اول از همه‪ ،‬فرمانها و تشًیههای مرا بنویسی تا با خواندن مکرر آنها‪ ،‬بتوانی آنها را راحتتر در خاطرت نگه داری‪.‬‬ ‫‪ ۷‬پس از آن‪ ،‬فرمانها و تشًیهات او را نوشتم‪ ،‬چنانکه به من فرمان داده بود‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و این چیزهایی است که اگر پس از شنیدن‪ ،‬در انجام آنها دقت کنید و طًق آنها رفتار کنید و با ذهنی پاک در آنها تمرین کنید‪ ،‬از جانب‬ ‫خداوند آنچه را که به شما وعده داده شده است‪ ،‬خواهید یافت‪.‬‬ ‫‪ ۹‬اما اگر با شنیدن آنها توبه نکنید‪ ،‬بلکه به گناهان خود بیفزایید‪ ،‬از جانب او مجازات خواهید شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬همه این چیزهایی که چوپان‪ ،‬فرشته توبه‪ ،‬به من فرمان داد بنویسم‪.‬‬ ‫دستور ‪۱‬‬ ‫‪ -۱‬اول از همه‪ ،‬باور داشته باشید که یک خدا وجود دارد که همه چیز را از هیچ به هستی تًدیل کرده و آفریده است‪.‬‬ ‫‪ ۲‬او همه چیز را درک میکند‪ ،‬و تنها عظیم است‪ ،‬و هیچکس نمیتواند او را درک کند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬کسی که نه با هیچ کلمی میتوان او را توصیف کرد و نه ذهن میتواند او را تصور کند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬پس به او ایمان آورید و از او بترسید و با ترس از او از هر بدی دوری کنید‪.‬‬ ‫‪ ۵‬این چیزها را نگه دار‪ ،‬و هر شهوت و گناه را از خود دور کن‪ ،‬و پارسایی را بپوش‪ ،‬و اگر این فرمان را نگه داری‪ ،‬برای خدا زیست‬ ‫خواهی کرد‪.‬‬ ‫دستور ‪۲‬‬ ‫‪ ۱‬او به من گفت« ‪:‬بیگناه و بیپناه باش؛ آنگاه مانند نوزادی خواهی بود که هیچ بدخواهیای را که زندگی انسان را نابود میکند‪ ،‬نمیشناسد»‪.‬‬ ‫‪ ۲‬مخصوصا ل مواظب باش که از کسی بد نگویی و خودت هم با میل و رغًت‪ ،‬بد کسی را نشنوی‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫‪ ۳‬زیرا اگر این را رعایت نکنی‪ ،‬تو نیز که میشنوی‪ ،‬با باور کردن تهمت‪ ،‬در گناه کسی که بد میگوید شریک خواهی شد‪ ،‬و تو نیز گناه‬ ‫خواهی داشت زیرا به کسی که درباره برادرت بد گفت‪ ،‬ایمان آوردی‪.‬‬ ‫‪ ۴‬عیًجویی چیزی زیانآور است؛ روحی ناپایدار و پلید؛ که هرگز در آرامش نمیماند‪ ،‬بلکه همیشه در ستیز است‪ .‬پس از آن بپرهیز و بیش‬ ‫از پیش با برادرت در صلح و صفا باش‪.‬‬ ‫‪ ۵‬جامهای مقدس بر تن کن که در آن هیچ گناهی نیست‪ ،‬بلکه همه چیز پر از شادی است؛ و از زحمات خود نیکویی کن‪.‬‬ ‫‪ ۶‬به همه نیازمندان بدون تًعیض بًخش‪ ،‬و در مورد اینکه به چه کسی میًخشی‪ ،‬شک نکن‪.‬‬ ‫‪ ۷‬بلکه به همه بدهید‪ ،‬زیرا خدا از ما خواهد خواست که از هم هه مواهب او به همه بدهیم‪ .‬بنابراین‪ ،‬کسانی که دریافت میکنند‪ ،‬باید به خدا‬ ‫حساب پس بدهند که چرا دریافت کردهاند و برای چه منظوری‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و کسانی که بدون نیاز واقعی دریافت میکنند‪ ،‬حساب آن را خواهند داد؛ اما کسی که میًخشد‪ ،‬بیگناه خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا او وظیفه خود را چنانکه از خدا دریافت کرده بود‪ ،‬انجام داد و هیچ انتخابی نکرد که به چه کسی بدهد و به چه کسی ندهد‪ .‬و این‬ ‫خدمت را با سادگی و برای جلل خدا انجام داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬پس این فرمان را چنانکه به تو سپردم‪ ،‬نگاه دار تا توبهات صادقانه باشد و خیر به خانهات آید و دلی پاک داشته باشی‪.‬‬ ‫دستور ‪۳‬‬ ‫‪ ۱‬و همچنین به من گفت« ‪:‬راستی را دوست بدار و بگذار هر سخنی که از دهانت بیرون میآید راست باشد»‪.‬‬ ‫‪ ۲‬تا روحی که خداوند در جسم تو ساکن کرده است‪ ،‬برای هم هه مردم صادق باشد؛ و جلل باد خداوند که چنین روحی را به تو بخشیده‬ ‫است‪ ،‬زیرا خدا در تمام سخنان خود صادق است و در او دروغی نیست‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پس آنان که دروغ میگویند‪ ،‬خداوند را انکار میکنند و از خداوند دزدی میکنند و آنچه را که از او دریافت کردهاند‪ ،‬به خدا نمیپردازند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬زیرا آنها روحی را یافتند که از دروغ گفتن مًرا بود‪ .‬پس اگر او را دروغگو بدانند‪ ،‬آنچه را که خداوند به آنها سپرده است‪ ،‬آلوده میکنند‬ ‫و فریًکار میشوند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬وقتی این را شنیدم‪ ،‬زار زار گریستم؛ و چون او مرا در حال گریه دید‪ ،‬به من گفت« ‪:‬چرا گریه میکنی؟» گفتم« ‪:‬زیرا‪ ،‬ای آقا‪ ،‬شک‬ ‫دارم که نجات یابم»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬او از من پرسید« ‪:‬چرا؟» پاسخ دادم« ‪:‬زیرا آقا‪ ،‬من در تمام عمرم حتی یک کلمه راست هم نگفتهام؛ بلکه همیشه در ریا زندگی کردهام‬ ‫و دروغ را به جای حقیقت به همه مردم گفتهام؛ و هیچکس با من مخالفت نکرده است‪ ،‬بلکه همه سخنان مرا تصدیق کردهاند‪ .‬پس چگونه‬ ‫میتوانم زندگی کنم‪ ،‬در حالی که چنین کردهام؟»‬ ‫‪ ۷‬و او به من گفت« ‪:‬نیکو و درست میاندیشی‪ .‬زیرا میًاید چون بنده خدا‪ ،‬در راستی گام برمیداشتی و وجدان بد را با روح حقیقت‬ ‫نمیآمیختی و روح مقدس و حقیقی خدا را محزون نمیسازی»‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و من به او پاسخ دادم‪ ،‬آقا‪ ،‬من قًلل هرگز با این دقت به این چیزها گوش نداده بودم‪ .‬او پاسخ داد‪ ،‬اکنون آنها را میشنوی‪ :‬از این پس‬ ‫مراقب باش‪ ،‬حتی آن چیزهایی که قًلل به خاطر شغلت به دروغ گفتهای‪ ،‬با حقیقت فعلیات اعتًار پیدا کنند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا حتی این چیزها نیز میتوانند مورد تقدیر قرار گیرند‪ ،‬اگر در زمان آینده حقیقت را بگویی و با این کار به حیات دست یابی‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬و هر که این فرمان را بشنود و آن را به جا آورد و از هر دروغی دوری کند‪ ،‬برای خدا زنده خواهد ماند‪.‬‬ ‫دستور ‪۴‬‬ ‫‪ ۱‬و گفت« ‪:‬و تو را امر میکنم که خود را پاکدامن نگه داری و نگذاری که فکر هیچ ازدواج دیگری یا زنا به دلت راه یابد‪ ،‬زیرا چنین‬ ‫فکری گناه بزرگی به بار میآورد»‪.‬‬ ‫‪ ۲‬اما تو همیشه خداوند را به یاد داشته باش و هرگز گناه نکن‪ .‬زیرا اگر چنین فکر پلیدی در دل تو خطور کند‪ ،‬مرتکب گناه بزرگی خواهی‬ ‫شد؛ و کسانی که چنین میکنند‪ ،‬راه مرگ را در پیش میگیرند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پس به خود بنگر و از چنین فکری دوری کن؛ زیرا جایی که عفت در دل مرد درستکار باقی بماند‪ ،‬هرگز نًاید فکر بد در آنجا پدید آید‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و به او گفتم« ‪:‬آقا‪ ،‬اجازه دهید کمی با شما صحًت کنم»‪ .‬او از من خواست که ادامه دهم‪ .‬و من پاسخ دادم« ‪:‬آقا‪ ،‬اگر مردی که به خداوند‬ ‫وفادار است‪ ،‬همسری داشته باشد و او را در حال زنا بگیرد‪ ،‬آیا مردی که همچنان با او زندگی میکند‪ ،‬گناه کرده است؟»‬ ‫‪ ۵‬و او به من گفت‪ :‬مادامی که از گناه زن بیخًر است‪ ،‬در زندگی با او گناهی مرتکب نشده است؛ اما اگر مردی بداند که همسرش خطا‬ ‫کرده است و زن از گناه خود توبه نکند‪ ،‬بلکه همچنان به زنای خود ادامه دهد و مرد با این وجود به زندگی با او ادامه دهد‪ ،‬در گناه زن‬ ‫مجرم شناخته میشود و در زنای او با او شریک خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و به او گفتم« ‪:‬اگر زن به گناه خود ادامه دهد‪ ،‬چه باید کرد؟» او پاسخ داد« ‪:‬بگذار شوهرش او را طلق دهد و خودش تنها بماند‪ .‬اما اگر‬ ‫زن خود را طلق دهد و با دیگری ازدواج کند‪ ،‬او نیز زنا کرده است»‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و من گفتم« ‪:‬اگر زنی که چنین طرد شده است‪ ،‬توبه کند و حاضر شود نزد شوهرش بازگردد‪ ،‬آیا شوهرش او را نخواهد پذیرفت؟» او به‬ ‫من گفت« ‪:‬بله؛ و اگر شوهرش او را نپذیرد‪ ،‬گناه کرده و خطای بزرگی علیه خود مرتکب شده است‪ .‬اما اگر زن توبه کند‪ ،‬شوهر باید‬ ‫خطاکار را بپذیرد‪ ،‬اما نه اغلب»‪.‬‬ ‫‪ ۸‬زیرا برای بندگان خدا فقط یک توبه وجود دارد‪ .‬و از این رو‪ ،‬مردی که زن خود را طلق میدهد‪ ،‬نًاید زن دیگری بگیرد‪ ،‬زیرا ممکن‬ ‫است او توبه کند‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫‪ ۹‬این عمل هم در مرد و هم در زن یکسان است‪ .‬اکنون نه تنها کسانی که جسم خود را آلوده میکنند‪ ،‬بلکه کسانی که مجسمه نیز میسازند‪،‬‬ ‫مرتکب زنا میشوند‪ .‬پس اگر زنی در چنین کاری پایداری کند و توبه نکند‪ ،‬از او جدا شو و با او زندگی نکن‪ ،‬وگرنه تو نیز در گناه او‬ ‫شریک خواهی بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬اما از این رو‪ ،‬فرمان داده شده است که هم مرد و هم زن مجرد بمانند‪ ،‬زیرا چنین افرادی ممکن است توبه کنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و من در این مورد هیچ فرصتی برای انجام این کارها تعیین نمیکنم‪ ،‬بلکه منظورم این است که هر که خطا کرده است‪ ،‬دیگر خطا‬ ‫نکند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬اما برای گناهان پیشین ایشان‪ ،‬خدایی که قدرت شفا دادن دارد‪ ،‬چارهای خواهد بخشید‪ ،‬زیرا او بر همه چیز قدرت دارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬دوباره از او پرسیدم و گفتم« ‪:‬چون خداوند مرا لیق آن دانسته است که پیوسته با من بمانی‪ ،‬چند کلمهای با من صحًت کن‪ ،‬زیرا من‬ ‫چیزی نمیفهمم و قلًم از گفتگوی پیشینم سخت شده است؛ و فهم مرا روشن کن زیرا بسیار کندذهن هستم و هیچ نمیفهمم»‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬او در جواب من گفت« ‪:‬من خادم توبه هستم و به همه توبهکنندگان فهم و درک میدهم»‪ .‬آیا به نظر تو توبه کردن کار بسیار عاقلنهای‬ ‫نیست؟ زیرا هر که چنین کند‪ ،‬فهم و درک فراوان مییابد‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬زیرا او میداند که در نظر خداوند گناه کرده و کار بدی انجام داده است‪ ،‬و در درون خود به یاد میآورد که خطا کرده است‪ ،‬و توبه‬ ‫میکند و دیگر مرتکب گناه نمیشود‪ ،‬بلکه کار نیک انجام میدهد‪ ،‬و جان خود را فروتن میکند و آن را رنج میدهد‪ ،‬زیرا خطا کرده است‪.‬‬ ‫بنابراین میًینید که توبه حکمت بزرگی است‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬و به او گفتم« ‪:‬ای آقا‪ ،‬از این جهت‪ ،‬من در همه چیز با دقت تحقیق میکنم‪ ،‬زیرا من گناهکار هستم تا بدانم چه باید بکنم تا زنده بمانم‪،‬‬ ‫زیرا گناهان من بسیار است»‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬و او به من گفت« ‪:‬اگر این احکام مرا نگاه داری‪ ،‬زنده خواهی ماند‪ .‬و هر که این احکام را بشنود و به جا آورد‪ ،‬برای خدا زنده خواهد‬ ‫ماند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬و به او گفتم« ‪:‬من از بعضی از معلمان شنیدهام که توبه دیگری جز توبه تعمید وجود ندارد؛ وقتی که به آب فرو میرویم و بخشش‬ ‫گناهان خود را دریافت میکنیم؛ و پس از آن دیگر نًاید گناه کنیم‪ ،‬بلکه در پاکی زندگی کنیم»‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬و او به من گفت« ‪:‬به درستی آگاه شدی‪ .‬با این حال‪ ،‬چون اکنون با دقت در همه چیز تحقیق میکنی‪ ،‬این را نیز برای تو آشکار خواهم‬ ‫کرد‪ :‬اما نه برای کسانی که بعدا ل ایمان خواهند آورد و نه برای کسانی که قًلل به خداوند ایمان آوردهاند‪ ،‬فرصتی برای گناه به وجود آورم»‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬زیرا نه کسانی که تازه ایمان آوردهاند و نه کسانی که بعدا ل ایمان خواهند آورد‪ ،‬توبهای از گناهان ندارند‪ ،‬بلکه آمرزش گناهان را‬ ‫خواهند داشت‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬اما در مورد کسانی که به ایمان فراخوانده شدهاند‪ ،‬و از آنجا که در گناهی بزرگ گرفتار شدهاند‪ ،‬خداوند توبه را مقرر فرموده است‪،‬‬ ‫زیرا خدا از افکار قلب همه انسانها و ضعفهای آنها و شرارتهای گوناگون شیطان که همیشه علیه بندگان خدا نقشه میکشد و از روی‬ ‫بدخواهی برای آنها دام میگسترد‪ ،‬آگاه است‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬بنابراین‪ ،‬پروردگار مهربان ما نسًت به مخلوق خود شفقت ورزید و آن توبه را مقرر فرمود و به من قدرت آن را داد‪ .‬و از این رو به‬ ‫تو میگویم‪ ،‬اگر کسی پس از آن دعوت بزرگ و مقدس‪ ،‬توسط شیطان و گناه وسوسه شود‪ ،‬یک توبه دارد‪ .‬اما اگر بارها گناه کند و توبه‬ ‫کند‪ ،‬چنین کسی سودی نخواهد برد؛ زیرا او به سختی نزد خدا زنده خواهد ماند‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬و من گفتم‪ ،‬ای آقا‪ ،‬من دوباره زنده شدم‪ ،‬زیرا با جدیت به این فرامین گوش فرا دادم‪ .‬زیرا دریافتم که اگر از این پس گناهان خود را‬ ‫افزون نکنم‪ ،‬نجات خواهم یافت‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬و گفت« ‪:‬تو نجات خواهی یافت و دیگران نیز‪ ،‬هر که این احکام را رعایت کند‪ ،‬نجات خواهند یافت»‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬و باز به او گفتم‪ ،‬ای آقا‪ ،‬چون با صًر و شکیًایی به من گوش میدهی‪ ،‬یک چیز دیگر به من نشان بده‪ .‬گفت« ‪:‬به من بگو آن چیست؟»‬ ‫‪ ۲۶‬و من گفتم‪ :‬اگر زن یا شوهری بمیرد و کسی که زنده میماند دوباره ازدواج کند‪ ،‬آیا با این کار گناه کرده است؟ کسی که ازدواج میکند‬ ‫میگوید که گناه نکرده است‪ .‬با این حال‪ ،‬اگر مجرد بماند‪ ،‬بدین وسیله نزد خداوند عزت زیادی برای خود کسب خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬پس عفت و حیا را حفظ کن تا برای خدا زیست کنی‪ .‬از این پس‪ ،‬از زمانی که به تو سپرده شدهام‪ ،‬به آنچه با تو میگویم و به تو دستور‬ ‫میدهم‪ ،‬عمل کن و در خانهات ساکن شو‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬اگر این احکام مرا نگاه داری‪ ،‬گناهان گذشتهات بخشیده خواهد شد‪ .‬به همین ترتیب‪ ،‬دیگران نیز که این احکام مرا رعایت کنند‪ ،‬بخشیده‬ ‫خواهند شد‪.‬‬ ‫دستور ‪۵‬‬ ‫‪ ۱‬او میگوید« ‪:‬صًور و بردبار باش‪ ،‬تا بر هم هه کارهای بد مسلط شوی و تمام عدالت را به انجام رسانی»‪.‬‬ ‫‪ ۲‬زیرا اگر صًور باشی‪ ،‬روح القدس که در تو ساکن است‪ ،‬پاک خواهد بود و توسط هیچ روح پلیدی تاریک نخواهد شد؛ بلکه سرشار از‬ ‫شادی خواهد بود و در بدنی که در آن ساکن است‪ ،‬بزرگ خواهد شد و با شادی و آرامش فراوان به خداوند خدمت خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬اما اگر خشمی بر تو غلًه کند‪ ،‬روح القدس که در توست‪ ،‬فورا ل آرام خواهد گرفت و از تو دور خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬زیرا روح پلید او را خفه میکند و آزادی خدمت به خداوند را آنطور که میخواهد ندارد‪ ،‬زیرا از خشم رنجیده است‪ .‬بنابراین‪ ،‬وقتی این دو‬ ‫روح با هم باشند‪ ،‬برای انسان مخرب است‪.‬‬ ‫‪ ۵‬چنانکه اگر کسی کمی افسنطین بردارد و آن را در ظرفی از عسل بریزد‪ ،‬تمام عسل فاسد میشود؛ و مقدار زیادی عسل با مقدار بسیار‬ ‫کمی افسنطین فاسد میشود و شیرینی عسل را از دست میدهد و دیگر نزد خداوندش مقًول نمیافتد‪ ،‬زیرا تمام عسل تلخ میشود و فایده خود‬ ‫را از دست میدهد‪.‬‬ ‫‪ ۶‬اما اگر افسنتین در عسل ریخته نشود‪ ،‬شیرین و برای پروردگارش سودمند است‪ .‬بنابراین بردباری از عسل شیرینتر و برای خداوندی‬ ‫که در آن ساکن است‪ ،‬سودمند است‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫‪ ۷‬اما خشم بیفایده است‪ .‬پس اگر خشم با بردباری آمیخته شود‪ ،‬جان پریشان میشود و دعایش نزد خدا سودی ندارد‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و به او گفتم« ‪:‬ای آقا‪ ،‬میخواهم گناه خشم را بدانم تا خود را از آن دور نگه دارم»‪ .‬و او به من گفت« ‪:‬آن را خواهی دانست؛ و اگر خود‬ ‫را از آن دور نگه نداری‪ ،‬امیدت را با تمام خانوادهات از دست خواهی داد‪ .‬پس از آن دور شو»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا من‪ ،‬پیامآور عدالت‪ ،‬با شما هستم و هر که از آن روی گرداند‪ ،‬هر که با تمام دل توبه کند‪ ،‬برای خدا زنده خواهد ماند و من با ایشان‬ ‫خواهم بود و هم هه ایشان را حفظ خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬زیرا هم هه کسانی که توبه کردهاند‪ ،‬توسط آن رسو لل بسیار مقدس که خادم نجات است‪ ،‬عادل شمرده شدهاند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و اکنون‪ ،‬او میگوید‪ ،‬بشنوید که خشم چقدر شریر و مضر است و چگونه بندگان خدا را سرنگون میکند؛ زیرا نمیتواند به کسانی که‬ ‫ایمان کامل دارند آسیًی برساند زیرا قدرت خدا با آنهاست؛ اما شکاکان و کسانی را که ایمان ندارند‪ ،‬سرنگون میکند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬زیرا هرگاه چنین مردانی را بًیند‪ ،‬خود را در دلشان میاندازد؛ و بدین ترتیب‪ ،‬مرد یا زن به هیچ چیز‪ ،‬نه برای امور زندگی‪ ،‬نه برای‬ ‫معاش‪ ،‬نه برای سخن بیهودهای که اتفاقا ل پیش بیاید‪ ،‬نه به خاطر دوستی‪ ،‬نه برای بدهی‪ ،‬نه برای هر چیز اضافی دیگری از این قًیل‪،‬‬ ‫دلخور میشوند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬زیرا این چیزها برای بندگان خدا احمقانه و زائد و بیهوده است‪ .‬اما آرامش قوی و قاطع است؛ و قدرت زیادی دارد‪ ،‬و در وسعت‬ ‫زیادی قرار دارد؛ شاد است‪ ،‬در آرامش شادمان است؛ و همیشه با فروتنی خدا را ستایش میکند‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و این بردباری با کسانی که سرشار از ایمان هستند‪ ،‬ساکن است‪ .‬اما خشم‪ ،‬احمقانه و سًک و توخالی است‪ .‬تلخی از حماقت زاده‬ ‫میشود؛ از تلخی‪ ،‬خشم؛ از خشم‪ ،‬خشم‪ .‬و این خشم که از اصول شیطانی بسیاری ناشی میشود‪ ،‬گناهی بزرگ و درمانناپذیر به بار میآورد‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬زیرا وقتی هم هه این چیزها در همان کسی باشد که روحالقدس در او ساکن است‪ ،‬آن ظرف گنجایش آنها را ندارد‪ ،‬بلکه لًریز میشود؛ و‬ ‫چون روح لطیف نمیتواند با شریر بماند‪ ،‬میرود و با کسی که فروتن است ساکن میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬بنابراین‪ ،‬هنگامی که از انسانی که در او ساکن بوده جدا شود‪ ،‬آن انسان از روح القدس تهی میشود و پس از آن پر از ارواح پلید‬ ‫میگردد و افکار پلید او را کور میکند‪ .‬چنین است سرنوشت همه انسانهای خشمگین‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬پس از خشم دوری کن و بردباری به خود بپوش و در برابر غضب مقاومت کن تا خدا تو را با حیا و پاکدامنی بیابد‪ .‬پس مراقب باش‬ ‫که از این فرمان غافل نشوی‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬زیرا اگر از این فرمان اطاعت کنی‪ ،‬آنگاه میتوانی سایر فرمانهایی را که به تو میدهم‪ ،‬به جا آوری‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬پس اکنون خود را در این احکام تقویت کن تا برای خدا زیست کنی‪ .‬و هر که این احکام را رعایت کند‪ ،‬برای خدا زیست خواهد کرد‪.‬‬ ‫دستور ‪۶‬‬ ‫‪ ۱‬او گفت« ‪:‬من در اولین فرمانهایم به تو فرمان دادم که ایمان و ترس و توبه را حفظ کنی»‪ .‬آری‪ ،‬ای آقا‪ ،‬من گفتم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬او ادامه داد‪ :‬اما اکنون فضایل این احکام را به تو نشان خواهم داد تا اثرات آنها را بدانی؛ اینکه چگونه برای عادل و ظالم یکسان تجویز‬ ‫شدهاند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پس به پارسایان ایمان بیاور‪ ،‬اما به ناراستان اعتًار مده‪ .‬زیرا پارسایی راه راست را پاس میدارد‪ ،‬اما ناراستی راه بد را‪.‬‬ ‫‪ ۴‬پس راه راست را نگه دار و آنچه را که بد است ترک کن‪ .‬زیرا راه بد سرانجام خوبی ندارد‪ ،‬بلکه سنگهای لغزش بسیار دارد؛ ناهموار و‬ ‫پر از خار است و به هلکت منتهی میشود و برای همه کسانی که در آن گام برمیدارند مضر است‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما کسانی که در راه راست گام برمیدارند‪ ،‬با آرامش و بدون لغزش راه میروند‪ ،‬زیرا آن راه ناهموار و خاردار نیست‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پس میًینی که چگونه بهتر است در این راه گام برداری‪ .‬پس تو خواهی رفت‪ ،‬او میگوید‪ ،‬و هم هه دیگران‪ ،‬هر که با تمام قلب خود به خدا‬ ‫ایمان داشته باشد‪ ،‬از آن خواهند گذشت‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و اکنون‪ ،‬او میگوید‪ :‬نخست بفهمید که ایمان چیست‪ .‬دو فرشته با انسان هستند؛ یکی فرشتهی پارسایی و دیگری فرشتهی گناه‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و به او گفتم« ‪:‬ای آقا‪ ،‬چگونه بدانم که دو فرشته با انسان هستند؟» بشنو و بفهم‪.‬‬ ‫‪ ۹‬فرشتهی پارسایی‪ ،‬نرم و فروتن و ملیم و آرام است‪ .‬بنابراین‪ ،‬هنگامی که به دل تو راه مییابد‪ ،‬بیدرنگ با تو از پارسایی‪ ،‬فروتنی‪،‬‬ ‫پاکدامنی‪ ،‬سخاوت‪ ،‬بخشش‪ ،‬نیکوکاری و تقوا سخن میگوید‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬وقتی همه این چیزها به دلت خطور کرد‪ ،‬بدان که فرشته عدالت با توست‪ .‬پس به این فرشته و کارهایش گوش فرا ده‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬همچنین اعمال فرشته شرارت را بیاموز‪ .‬او در درجه اول تلخ و خشمگین و نادان است و اعمال او زیانآور است و بندگان خدا را‬ ‫سرنگون میکند‪ .‬پس چون این چیزها به دل تو خطور کند‪ ،‬از اعمال او خواهی دانست که این فرشته شرارت است‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و به او گفتم« ‪:‬ای آقا‪ ،‬چگونه میتوانم این چیزها را بفهمم؟» بشنو و بفهم‪ .‬وقتی خشم یا تلخی بر تو غلًه میکند‪ ،‬بدان که او در توست‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و همچنین‪ ،‬وقتی که هوس چیزهای بسیار‪ ،‬و بهترین غذاها و مستی‪ ،‬و وقتی که عشق به اموال دیگران‪ ،‬تکًر‪ ،‬و پرگویی و جاهطلًی‬ ‫و مانند آن بر تو عارض شود‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬پس چون این چیزها در دلت پدید آید‪ ،‬بدان که فرشته شرارت با توست‪ .‬پس چون اعمال او را میدانی‪ ،‬از همه آنها دوری کن و او را‬ ‫تمجید مکن‪ ،‬زیرا اعمال او بد است و بندگان خدا نمیشوند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬پس تو اینجا اعمال هر دو فرشته را داری‪ .‬اکنون بفهم و به فرشته عدالت ایمان بیاور‪ ،‬زیرا تعلیم او نیکو است‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬زیرا هرگز نًاید انسان اینقدر خوشحال باشد؛ با این حال اگر افکار فرشته دیگر در قلًش خطور کند‪ ،‬آن مرد یا زن باید گناه کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬اما مرد یا زن هرگز نًاید آنقدر شرور باشند که اگر اعمال فرشته عدالت به قلًش راه یابد‪ ،‬آن مرد یا زن ناگزیر باید کار نیکی انجام‬ ‫دهد‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬پس میًینی که پیروی از فرشته عدالت چقدر نیکوست‪ .‬پس اگر از او پیروی کنی و ‪ ۲‬تسلیم اعمال او شوی‪ ،‬برای خدا زیست خواهی‬ ‫کرد‪ .‬و هر که تسلیم اعمال او شود‪ ،‬برای خدا نیز زیست خواهد کرد‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫دستور ‪۷‬‬ ‫‪ ۱‬او میگوید از خدا بترس و احکام او را نگه دار‪ .‬زیرا اگر احکام او را نگه داری‪ ،‬در هر کاری توانا خواهی بود و همه کارهایت عالی‬ ‫خواهد بود‪ .‬زیرا با ترس از خدا‪ ،‬هر کاری را به خوبی انجام خواهی داد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬این همان ترسی است که باید به آن مًتل شوی تا نجات یابی‪ .‬اما از شیطان نترس‪ ،‬زیرا اگر از خداوند بترسی‪ ،‬بر او مسلط خواهی شد؛‬ ‫زیرا در او هیچ قدرتی نیست‪.‬‬ ‫‪ ۳‬حال اگر در او قدرتی نًاشد‪ ،‬از او هم نًاید ترسید‪ .‬اما از کسی که قدرت عالی دارد‪ ،‬باید ترسید‪ .‬زیرا هر که قدرت دارد‪ ،‬باید ترسید‪ .‬اما‬ ‫کسی که قدرت ندارد‪ ،‬مورد نفرت همه است‪.‬‬ ‫‪ ۴‬از کارهای شیطان بترس‪ ،‬زیرا آنها شریرند‪ .‬زیرا با ترس از خداوند‪ ،‬از کارهای شیطان خواهی ترسید و آنها را انجام نخواهی داد‪ ،‬بلکه‬ ‫خود را از آنها دور نگه خواهی داشت‪.‬‬ ‫‪ ۵‬بنابراین‪ ،‬ترس دوگانهای وجود دارد‪ :‬اگر نمیخواهی بدی کنی‪ ،‬از خداوند بترس و آن را انجام نده‪ .‬اما اگر میخواهی نیکی کنی‪ ،‬ترس‬ ‫خداوند قوی و عظیم و باشکوه است‪.‬‬ ‫‪ ۶‬بنابراین‪ ،‬از خدا بترس تا زنده بمانی‪ .‬و هر که از او بترسد و احکام او را نگه دارد‪ ،‬حیاتش با خداوند است‪ .‬اما کسانی که آنها را نگه‬ ‫ندارند‪ ،‬حیات در آنها نیست‪.‬‬ ‫دستور ‪۸‬‬ ‫‪ ۱‬او گفت‪ :‬به تو گفتهام که دو نوع مخلوق خداوند وجود دارد و پرهیز از آنها دو گونه است‪ .‬بنابراین‪ ،‬باید از برخی چیزها پرهیز کنی و‬ ‫از برخی دیگر نه‪.‬‬ ‫‪ ۲‬من پاسخ دادم« ‪:‬آقا‪ ،‬به من بگو از چه چیزی باید پرهیز کنم و از چه چیزی نه»‪ .‬او گفت« ‪:‬گوش کن‪ .‬خود را از بدی دور نگه دار و آن‬ ‫را انجام نده؛ اما از خوبی پرهیز نکن‪ ،‬بلکه آن را انجام بده‪ .‬زیرا اگر از خوبی پرهیز کنی و آن را انجام ندهی‪ ،‬گناه خواهی کرد‪ .‬پس از‬ ‫همه بدی دوری کن و همه پارسایی را خواهی شناخت»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬گفتم« ‪:‬از چه چیزهای پلیدی باید پرهیز کنم؟» گفت« ‪:‬گوش کن‪ :‬از زنا‪ ،‬از مستی‪ ،‬از آشوبگری‪ ،‬از پرخوری‪ ،‬از خوشگذرانی و‬ ‫نادرستی‪ ،‬از غرور‪ ،‬از کلهًرداری‪ ،‬از دروغ‪ ،‬از عیًجویی‪ ،‬از ریا‪ ،‬از یادآوری بدیها‪ ،‬و از هر سخن بد»‪.‬‬ ‫‪ ۴‬زیرا اینها اعمال گناه هستند که بنده خدا باید از آنها اجتناب کند‪ .‬زیرا کسی که نتواند خود را از این چیزها دور نگه دارد‪ ،‬نمیتواند برای‬ ‫خدا زیست کند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما گفت بشنو که در ادام هه این قًیل چیزها چه میآید‪ ،‬زیرا چیزهای بسیار دیگری نیز هست که بنده خدا باید از آنها اجتناب کند‪ :‬از دزدی‬ ‫و کلهًرداری؛ از شهادت دروغ‪ ،‬از طمع‪ ،‬از فخرفروشی و هر چیز دیگری از این قًیل‪.‬‬ ‫‪ ۶‬آیا این کارها به نظر تو شر هستند یا نه؟ در واقع‪ ،‬آنها برای بندگان خدا بسیار شر هستند‪ .‬از این رو‪ ،‬بنده خدا باید از همه این کارها‬ ‫اجتناب کند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬پس خود را از آنها دور نگه دار تا برای خدا زنده بمانی و در زمره کسانی باشی که از آنها پرهیز میکنند‪ .‬و بدین گونه به تو نشان دادم‬ ‫که از چه چیزهایی باید اجتناب کنی‪ .‬اکنون از آنچه نًاید پرهیز کنی‪ ،‬بیاموز‪.‬‬ ‫‪ ۸‬از هیچ کار نیک باز نایست‪ ،‬بلکه آنها را انجام ده‪ .‬او گفت بشنو‪ ،‬فضیلت آن کارهای نیک که باید انجام دهی تا نجات یابی چیست‪.‬‬ ‫نخستین چیزها ایمان‪ ،‬ترس از خداوند‪ ،‬نیکوکاری‪ ،‬هماهنگی‪ ،‬انصاف‪ ،‬حقیقت‪ ،‬صًر و پاکدامنی است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬در زندگی انسان چیزی بهتر از این چیزها نیست؛ کسی که این چیزها را در زندگی خود حفظ کند و به آنها عمل نماید‪ .‬در ادامه بشنوید‬ ‫که اینها چه خواهند بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬به بیوهزنان خدمت کنند؛ یتیمان و فقیران را تحقیر نکنند؛ بندگان خدا را از نیاز رهایی بخشند؛ مهماننواز باشند؛ (زیرا در مهماننوازی‬ ‫گاهی ثمرات فراوانی است)؛ ستیزهجو نًاشند‪ ،‬بلکه خاموش باشند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬فروتن بودن در برابر هم هه مردم؛ احترام به سالمندان؛ تلش برای پارسایی؛ احترام به برادری؛ تحمل بیاحترامیها؛ بردبار بودن؛ طرد‬ ‫نکردن کسانی که از ایمان افتادهاند‪ ،‬بلکه تغییر دادن آنها و دلگرم کردنشان؛ نصیحت کردن گناهکاران؛ ظلم نکردن به بدهکاران ما؛ و‬ ‫هم هه چیزهای دیگر از این قًیل‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬آیا این چیزها به نظرت خوب میآیند یا نه؟ گفتم« ‪:‬چه چیزی میتواند بهتر از این سخنان باشد؟» گفت« ‪:‬پس در این احکام زندگی کن و‬ ‫از آنها منحرف مشو‪ .‬زیرا اگر همه این احکام را نگه داری‪ ،‬برای خدا زندگی خواهی کرد‪ .‬و همه کسانی که این احکام را نگه دارند‪ ،‬برای‬ ‫خدا زندگی خواهند کرد»‪.‬‬ ‫فرمان ‪۹‬‬ ‫‪ ۱‬او دوباره به من گفت« ‪:‬هر گونه شک و تردید را از خود دور کن و وقتی چیزی از خداوند میخواهی‪ ،‬هیچ چیز را سؤال نکن؛ زیرا با‬ ‫خود میگویی‪ :‬چگونه میتوانم چیزی از خداوند بخواهم و آن را دریافت کنم‪ ،‬در حالی که در حق او گناه بزرگی مرتکب شدهام؟»‬ ‫‪ ۲‬چنین فکر نکن‪ ،‬بلکه با تمام قلب خود به سوی خداوند رو کن و بدون شک از او درخواست کن‪ ،‬و رحمت خداوند را خواهی دانست؛ که‬ ‫چگونه تو را رها نخواهد کرد‪ ،‬بلکه درخواست روح تو را برآورده خواهد ساخت‪.‬‬ ‫‪ ۳‬زیرا خدا مانند انسان نیست که از آسیًهایی که به او رسیده است‪ ،‬آگاه باشد؛ بلکه آسیًها را فراموش میکند و بر مخلوقات خود شفقت‬ ‫دارد‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫‪ ۴‬پس دل خود را از همه پلیدیهای این دنیای کنونی پاک کن؛ و دستوراتی را که پیش از این از جانب خدا به تو دادهام‪ ،‬رعایت کن؛ و هر‬ ‫چیز نیکویی را که درخواست کنی‪ ،‬خواهی یافت‪ ،‬و از همه درخواستهایت چیزی کم نخواهد شد؛ اگر بدون شک از خداوند درخواست کنی‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما کسانی که چنین نیستند‪ ،‬هیچ یک از آنچه میخواهند‪ ،‬به دست نخواهند آورد‪ .‬زیرا کسانی که ایمان کامل دارند‪ ،‬همه چیز را با اطمینان‬ ‫میپرسند و از خداوند دریافت میکنند‪ ،‬زیرا بدون شک و تردید درخواست میکنند‪ .‬اما کسی که شک و تردید دارد‪ ،‬به سختی نزد خدا زنده‬ ‫خواهد ماند‪ ،‬مگر اینکه توبه کند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پس دل خود را از شک و تردید پاک کن و ایمان را بپوش و به خدا توکل کن‪ ،‬و هر آنچه را که درخواست کنی‪ ،‬دریافت خواهی کرد‪ .‬اما‬ ‫اگر اتفاقی چیزی را درخواست کردی و (فورال) آن را دریافت نکردی‪ ،‬باز هم شک نکن‪ ،‬زیرا هنوز درخواست روح خود را دریافت‬ ‫نکردهای‪.‬‬ ‫‪ ۷‬زیرا ممکن است در حال حاضر آن را به خاطر آزمایش خود یا به خاطر گناهی که نمیدانی‪ ،‬دریافت نکنی‪ .‬اما از درخواست کردن‬ ‫دست نکش‪ ،‬آنگاه دریافت خواهی کرد‪ .‬وگرنه اگر از درخواست کردن دست برداری‪ ،‬باید از خودت شکایت کنی‪ ،‬نه از خدا‪ ،‬که آنچه را‬ ‫که میخواستی به تو نداده است‪.‬‬ ‫‪ ۸‬پس به این شک و تردید بنگرید که چقدر ظالمانه و مهلک است و چگونه بسیاری را که بسیار مؤمن و استوار بودند‪ ،‬از ایمان کاملل‬ ‫ریشهکن میکند‪ .‬زیرا این شک و تردید دختر شیطان است و با بندگان خدا بسیار شریرانه رفتار میکند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬پس آن را خوار بشمار‪ ،‬و در هر موقعیتی بر آن مسلط خواهی بود‪ .‬ایمانی استوار و قوی بر خود بًند‪ ،‬زیرا ایمان همه چیز را وعده‬ ‫میدهد و همه چیز را به کمال میرساند‪ .‬اما شکاک باور نخواهد کرد که با تمام توانش چیزی به دست خواهد آورد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬پس میًینی که ایمان از بال‪ ،‬از جانب خدا میآید و قدرت عظیمی دارد‪ .‬اما شک و تردید روحی زمینی است و از شیطان صادر میشود‬ ‫و هیچ قدرتی ندارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬پس فضیلت ایمان را حفظ کن و از شک و تردید که در آن فضیلتی نیست‪ ،‬دوری کن تا برای خدا زیست کنی‪ .‬و هر که این کارها را‬ ‫انجام دهد‪ ،‬برای خدا زیست خواهد کرد‪.‬‬ ‫دستور ‪۱۰‬‬ ‫‪ .۱‬هرگونه غم و اندوه را از خود دور کن‪ ،‬زیرا خواهر شک و تردید و خشم است‪ .‬گفتم« ‪:‬آقا‪ ،‬چطور میتواند خواهر اینها باشد؟» زیرا غم‬ ‫و خشم و شک و تردید به نظر من بسیار متفاوت از یکدیگر هستند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و او پاسخ داد« ‪:‬مگر تو بیشعور هستی که آن را نمیفهمی؟ زیرا غم موذیترین روح و بدترین چیز برای بندگان خداست‪ :‬روح همه‬ ‫انسانها را نابود میکند و روحالقدس را عذاب میدهد؛ و باز هم نجات میدهد»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬من گفتم‪ ،‬ای آقا‪ ،‬من بسیار نادان هستم و این چیزها را نمیفهمم‪ .‬نمیتوانم درک کنم که چگونه میتواند عذاب دهد و در عین حال نجات‬ ‫دهد‪ .‬او گفت‪ ،‬بشنوید و بفهمید‪ .‬کسانی که هرگز در پی حقیقت نًودهاند و درباره عظمت خدا تحقیق نکردهاند‪ ،‬بلکه فقط ایمان آوردهاند‪ ،‬در‬ ‫امور بتپرستان گرفتارند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و پیامًر دروغگوی دیگری هم هست که ذهن بندگان خدا را خراب میکند؛ آن پیامًر کسانی است که شک دارند‪ ،‬نه کسانی که کاملل به‬ ‫خداوند توکل دارند‪ .‬اکنون آن افراد شکاک نزد او میآیند‪ ،‬گویی به سوی روح الهی میروند و از او میپرسند که چه بر سرشان خواهد آمد‪.‬‬ ‫‪ ۵‬و این پیامًر دروغگو که هیچ قدرتی از روح الهی در خود ندارد‪ ،‬مطابق خواستههایشان به آنها پاسخ میدهد و جانهایشان را مطابق‬ ‫میلشان با وعدهها پر میکند‪ .‬با این حال‪ ،‬آن پیامًر خودپسند است و به کسانی که خودپسندند‪ ،‬سخنان بیهوده میگوید‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و هر چه را که مردم خودپسند از او بپرسند‪ ،‬به آنها بیهوده پاسخ میدهد‪ .‬با این حال‪ ،‬برخی از سخنان او درست است‪ .‬زیرا شیطان او را‬ ‫با روح خود پر میکند تا برخی از صالحان را از راه به در کند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬پس هر که در ایمان خداوند قوی باشد و راستی را پوشیده باشد‪ ،‬به چنین ارواحی نمیپیوندد‪ ،‬بلکه از آنها دوری میکند‪ .‬اما کسانی که‬ ‫مردد هستند و مانند بتپرستان اغلب توبه میکنند‪ ،‬با آنها مشورت میکنند و گناه بزرگی را برای خود انًاشته میکنند و بتها را میپرستند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬پس چنین کسانی‪ ،‬در هر فرصتی از ایشان سؤال کنید؛ بتپرستان‪ ،‬نادان و از حقیقت بیخًرند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا هر روحی که از جانب خدا عطا میشود‪ ،‬نیازی به درخواست ندارد؛ بلکه داشتن قدرت الهی خود گویای همه چیز است؛ زیرا او از‬ ‫بال‪ ،‬از قدرت خدا میآید‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬اما کسی که از او سؤال میشود‪ ،‬مطابق هوسهای بشری و درباره بسیاری از امور دیگر دنیای حاضر سخن میگوید‪ ،‬اما آنچه را که به‬ ‫خدا مربوط میشود‪ ،‬نمیفهمد‪ .‬زیرا این ارواح به واسطه چنین اموری تاریک و فاسد و شکسته میشوند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬همانطور که تاکهای خوب اگر مورد بیتوجهی قرار گیرند‪ ،‬توسط علفهای هرز و خارها سرکوب میشوند و سرانجام توسط آنها از بین‬ ‫میروند‪ ،‬همچنین هستند کسانی که چنین ارواحی را باور میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬ایشان در کارها و مشاغل بسیاری گرفتار میشوند و از عقل تهی هستند و چون در امور خدا اندیشه میکنند‪ ،‬هیچ نمیفهمند‪ .‬و اگر اتفاقی‬ ‫چیزی درباره خداوند بشنوند‪ ،‬افکارشان متوجه کار خودشان است‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬اما کسانی که از خداوند میترسند و حقیقت را درباره او میجویند و تمام افکار خود را متوجه خداوند میکنند‪ ،‬هر چه به آنها گفته شود را‬ ‫درک میکنند و بیدرنگ آن را میفهمند‪ ،‬زیرا ترس خداوند را در خود دارند‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬زیرا هر جا که روح خداوند ساکن باشد‪ ،‬فهم نیز افزوده میشود‪ .‬پس به خداوند بپیوند تا همه چیز را بفهمی‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬ای مرد نادان‪ ،‬اکنون بیاموز که غم چگونه روح القدس را آزار میدهد و چگونه نجات میدهد‪ .‬وقتی مردی که شک دارد به کاری‬ ‫مشغول میشود و به دلیل شک خود آن را به انجام نمیرساند‪ ،‬این غم در او وارد میشود و روح القدس را غمگین میکند و او را غمگین‬ ‫میسازد‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬همچنین‪ ،‬خشم وقتی بر کسی به هر دلیلی غلًه میکند‪ ،‬او را بسیار متأثر میسازد؛ و سپس دوباره اندوه به دل کسی که از خشم متأثر شده‬ ‫است‪ ،‬وارد میشود و از آنچه کرده است‪ ،‬ناراحت میشود و از گناهی که مرتکب شده است‪ ،‬پشیمان میگردد‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫‪ ۱۷‬بنابراین‪ ،‬این غم و اندوه ظاهرا ل باعث نجات میشود‪ ،‬زیرا او از عمل بد خود توبه میکند‪ .‬اما هر دو چیز دیگر‪ ،‬یعنی شک و اندوه‪،‬‬ ‫همانطور که قًلل ذکر شد‪ ،‬روح را آزار میدهند‪ :‬شک و تردید‪ ،‬زیرا کارش موفق نشد؛ و اندوه‪ ،‬زیرا روح القدس را خشمگین کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬پس غم را از خود دور کن و روح القدس را که در تو ساکن است‪ ،‬رنج مده‪ ،‬مًادا از خدا التماس کند و از تو جدا شود‪ .‬زیرا روح‬ ‫خداوند که در جسم ساکن است‪ ،‬چنین غمی را تحمل نمیکند‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬پس خود را به شادی بپوشان‪ ،‬شادیای که همواره مورد لطف خداوند است و از آن شادمان خواهی بود‪ .‬زیرا هر انسان شادیًخش‪،‬‬ ‫نیکویی میکند و از چیزهای نیکو لذت میًرد و غم را ناچیز میشمارد‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬اما انسان غمگین همیشه شرارت میکند‪ .‬اولل‪ ،‬او شرارت میکند‪ ،‬زیرا روحالقدس را که به انسان عطا شده و طًیعتی شاد دارد‪ ،‬غمگین‬ ‫میکند‪ .‬و ثانیال‪ ،‬او شرارت میکند‪ ،‬زیرا با غم به درگاه خداوند دعا میکند و از رحمتهای پیشین خود سپاسگزاری نمیکند و آنچه را که از خدا‬ ‫میخواهد‪ ،‬به دست نمیآورد‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬زیرا دعای یک مرد غمگین همیشه برای رسیدن به قربانگاه خدا مؤثر نیست‪ .‬و من به او گفتم« ‪:‬آقا‪ ،‬چرا دعای یک مرد غمگین این‬ ‫شایستگی را ندارد که به قربانگاه خدا بیاید؟» او گفت« ‪:‬زیرا غم در قلب او باقی میماند»‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬بنابراین‪ ،‬هرگاه دعای انسان با اندوه همراه باشد‪ ،‬اجازه نمیدهد که درخواستهایش خالصانه به قربانگاه خدا صعود کند‪ .‬زیرا همانطور‬ ‫که شراب وقتی با سرکه آمیخته میشود‪ ،‬شیرینی سابق را ندارد؛ همچنین اندوه نیز وقتی با روحالقدس آمیخته میشود‪ ،‬اجازه نمیدهد که دعای‬ ‫انسان مانند حالت عادی باشد‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬پس خود را از غم که شر است‪ ،‬پاک کن تا برای خدا زیست کنی‪ .‬و دیگران نیز‪ ،‬هر که غم را کنار بگذارد و شادمانی بپوشد‪ ،‬برای‬ ‫خدا زیست خواهند کرد‪.‬‬ ‫دستور ‪۱۱‬‬ ‫‪ ۱‬او چند مرد را که بر نیمکتها نشسته بودند و یکی را که بر صندلی نشسته بود به من نشان داد‪ .‬و به من گفت« ‪:‬آیا کسانی را که بر‬ ‫نیمکتها نشستهاند میًینی؟» گفت« ‪:‬ای آقا‪ ،‬من آنها را میًینم»‪ .‬او پاسخ داد« ‪:‬آنها مؤمنان هستند؛ و کسی که بر صندلی نشسته است‪ ،‬روح‬ ‫زمینی است»‪.‬‬ ‫‪ ۲‬زیرا او به جمع مؤمنان نمیآید‪ ،‬بلکه از آن دوری میکند‪ .‬بلکه خود را به افراد مردد و تهی میپیوندد؛ و در گوشهها و پنهانیها برای آنها‬ ‫نًوت میکند؛ و با سخن گفتن بر طًق تمام خواستههای دلشان‪ ،‬آنها را خشنود میسازد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬زیرا کسی که خود را در میان ظروف خالی قرار میدهد‪ ،‬شکسته نمیشود‪ ،‬بلکه یکی در دیگری میگنجد‪ .‬اما هنگامی که به جمع مردان‬ ‫عادل که پر از روح خدا هستند‪ ،‬وارد میشود و آنها به درگاه خداوند دعا میکنند‪ ،‬آن مرد خالی میشود زیرا روح زمینی از او میگریزد و او‬ ‫گنگ میشود و نمیتواند چیزی بگوید‪.‬‬ ‫‪ ۴‬چنانکه گویی در انًاری شراب یا روغن را میًندید و در میان آن ظروف‪ ،‬کوزهای خالی میگذارید و چون برای باز کردن آن بیایید‪ ،‬آن‬ ‫را خالی خواهید یافت‪ ،‬همچنان که آن را بستهاید‪ .‬همچنین آن انًیای خالی نیز چون به میان ارواح عادلن آیند‪ ،‬همان کسانی خواهند بود که‬ ‫آمده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬گفتم« ‪:‬پس چگونه انسان میتواند آنها را تشخیص دهد؟» در آنچه میخواهم بگویم‪ ،‬با در نظر گرفتن هر دو نوع انسان‪ ،‬تأمل کن؛ و‬ ‫همانطور که با تو سخن میگویم‪ ،‬پیامًر خدا و پیامًر دروغین را نیز اثًات خواهی کرد‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و نخست کسی را که روح خدا را دارد بیازمایید؛ زیرا روحی که از بالست‪ ،‬فروتن و آرام است؛ و از هرگونه شرارت و از هوسهای‬ ‫بیهودهی دنیای کنونی دوری میکند؛ و خود را از هم هه مردم فروتنتر میسازد؛ و به هیچکس وقتی از او سؤال میشود پاسخ نمیدهد؛ و نه به‬ ‫همه به طور جداگانه؛ زیرا روح خدا با کسی نه آنگونه که او میخواهد‪ ،‬بلکه آنگونه که خدا بخواهد سخن میگوید‪.‬‬ ‫‪ ۷‬بنابراین‪ ،‬هنگامی که مردی که روح خدا را دارد به کلیسای صالحان که ایمان خدا را دارند‪ ،‬وارد میشود و آنها به درگاه خداوند دعا‬ ‫میکنند‪ ،‬فرشته مقدس خدا آن مرد را با روح القدس پر میکند و او در حالی که از جانب خدا هدایت میشود‪ ،‬در میان جماعت سخن میگوید‪.‬‬ ‫‪ ۸‬پس روح خدا بدین گونه شناخته میشود‪ ،‬زیرا هر که به روح خدا سخن گوید‪ ،‬چنانکه خداوند میخواهد‪ ،‬سخن میگوید‪.‬‬ ‫‪ ۹‬اکنون درباره روح زمینی بشنوید که تهی و نادان و فاقد فضیلت است‪ .‬و اول از همه‪ ،‬انسانی که گمان میرود روح دارد (در حالی که در‬ ‫واقع آن را ندارد)‪ ،‬خود را برتر میشمارد و میخواهد جایگاه نخست را داشته باشد‪ ،‬و شرور و پرگو است‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬و وقت خود را در عیش و نوش و انواع شهوترانی میگذراند؛ و پاداش پیشگویی خود را دریافت میکند؛ که اگر دریافت نکند‪ ،‬پیشگویی‬ ‫نکرده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬آیا روح خدا باید پاداش و الوهیت دریافت کند؟ آیا چنین کاری او را پیامًر خدا نمیکند؟‬ ‫‪ ۱۲‬بدین سان زندگی هر یک از این پیامًران را میًینید‪ .‬پس آن مرد را با زندگی و اعمالش ثابت کنید که میگوید روح القدس را دارد‪ .‬و به‬ ‫روحی که از جانب خداست و چنین قدرتی دارد ایمان آورید‪ .‬اما به روح زمینی و پوچ که از جانب شیطان است و در او هیچ ایمان و‬ ‫فضیلتی نیست‪ ،‬ایمان نیاورید‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬اکنون به ثمَثلی که میخواهم برایت بگویم گوش کن‪ :‬سنگی بردار و آن را به سوی آسمان پرتاب کن‪ ،‬یا چشمه آبی بردار و آن را به آنجا‬ ‫برسان‪ ،‬و بًین آیا میتوانی به آسمان دست یابی؟‬ ‫‪ ۱۴‬گفتم« ‪:‬آقا‪ ،‬چگونه میتوان این کار را انجام داد؟ زیرا هیچ یک از این کارهایی که گفتید‪ ،‬انجامپذیر نیست»‪ .‬او پاسخ داد« ‪:‬بنابراین‪،‬‬ ‫همانطور که این کارها انجامناپذیرند‪ ،‬روح زمینی نیز فاقد فضیلت و بیاثر است»‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬قدرتی را که از بال میآید‪ ،‬در این مَال بیشتر درک کنید‪ .‬دانههای تگرگ که فرو میریزند بسیار کوچک هستند؛ اما وقتی بر سر انسان‬ ‫میافتند‪ ،‬چگونه میتوانند او را آزار دهند؟‬ ‫‪ ۱۶‬و باز؛ به فضولت یک خانه بنگرید‪ :‬چگونه قطرات کوچک که بر زمین میریزند‪ ،‬در سنگها حفره ایجاد میکنند‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫‪ ۱۷‬به همین ترتیب‪ ،‬کوچکترین چیزهایی که از بال میآیند و بر زمین میافتند‪ ،‬قدرت زیادی دارند‪ .‬پس به این روح که قدرت دارد بپیوند و‬ ‫از روح دیگر که تهی است‪ ،‬دوری کن‪.‬‬ ‫دستور ‪۱۲‬‬ ‫‪ ۱‬او دوباره به من گفت‪ :‬تمام امیال بد را از خود دور کن و امیال خوب و مقدس را بپوش‪ .‬زیرا چون امیال خوب را پوشیدی‪ ،‬از شر متنفر‬ ‫خواهی شد و هر طور که میخواهی آن را مهار خواهی کرد‪ .‬اما امیال بد وحشتناک است و رام کردنش دشوار‪.‬‬ ‫‪ ۲‬این [شیطان] بسیار وحشتناک و وحشی است و در وحشیگری خود‪ ،‬انسانها را میًلعد‪ .‬و به ویژه اگر بندهای از بندگان خدا اتفاقا ل در آن‬ ‫بیفتد‪ ،‬مگر اینکه بسیار خردمند باشد‪ ،‬نابود میشود‪ .‬زیرا کسانی را که جامه آرزوی نیک ندارند و درگیر امور این دنیای کنونی هستند‪،‬‬ ‫نابود میکند و آنها را به کام مرگ میسپارد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬ای آقا‪ ،‬گفتم‪ :‬اعمال شهوت پلید که مردم را به کام مرگ میکشاند چیست؟ آنها را به من نشان دهید تا از آنها دوری کنم‪ .‬بشنوید‪ ،‬گفت‪:‬‬ ‫شهوت پلید بندگان خدا را به چه اعمالی به کام مرگ میکشاند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬اول از همه‪ ،‬آرزوی بدی است که کسی به همسر مرد دیگری طمع بورزد؛ یا زنی به شوهر دیگری طمع بورزد؛ همچنین آرزوی‬ ‫ثروتهای نفیس و غذاهای اضافی فراوان و مستی و لذات بسیار‪.‬‬ ‫‪ ۵‬زیرا در ناز و نعمت فراوان‪ ،‬حماقت نهفته است؛ و بندگان خدا از بسیاری لذات بینیازند‪ .‬بنابراین‪ ،‬چنین شهوتی شیطانی و مهلک است‬ ‫که بندگان خدا را به هلکت میرساند‪ .‬زیرا همه چنین شهوتی از شیطان است‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پس هر که از هر هوس پلید دوری کند‪ ،‬برای خدا زنده خواهد ماند؛ اما کسانی که مطیع آنها باشند‪ ،‬تا ابد خواهند مرد‪ .‬زیرا این هوس‬ ‫پلید کشنده است‪ .‬پس آرزوی پارسایی را بپوش و با ترس خداوند مسلح شو و در برابر هر هوس پلید مقاومت کن‪.‬‬ ‫‪ ۷‬زیرا این ترس در آرزوهای نیک ساکن است؛ و هنگامی که طمع پلید تو را مسلح به ترس از خداوند بًیند و در برابر آن مقاومت کنی‪،‬‬ ‫از تو دور خواهد شد و در برابر تو ظاهر نخواهد شد‪ ،‬بلکه از زره تو خواهد ترسید‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و تو پیروزی را خواهی داشت و به خاطر آن تاجگذاری خواهی کرد؛ و به آرزوی نیک خواهی رسید؛ و پیروزیای را که به دست‬ ‫آوردهای به خدا خواهی داد‪ ،‬و در انجام آنچه خود میخواهی انجام دهی‪ ،‬به او خدمت خواهی کرد‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا اگر به خواستههای نیک خدمت کنی و مطیع آنها باشی‪ ،‬میتوانی بر هوسهای پلید خود مسلط شوی و آنها مطابق میل تو مطیع تو‬ ‫خواهند شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬و من گفتم‪ ،‬ای آقا‪ ،‬من میخواهم بدانم چگونه آن میل نیکو را خدمت کنم؟ او میگوید‪ :‬بشنو‪ ،‬از خدا بترس و به او توکل کن‪ ،‬و راستی و‬ ‫عدالت را دوست بدار و آنچه نیکوست انجام ده‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬اگر این کارها را انجام دهی‪ ،‬بنده پسندیده خدا خواهی بود و به او خدمت خواهی کرد؛ و هم هه کسانی که به همین ترتیب به یک خواست هه‬ ‫نیکو خدمت کنند‪ ،‬برای خدا زیست خواهند کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و چون این دوازده فرمان را به انجام رسانید‪ ،‬به من گفت« ‪:‬اکنون این فرمانها را داری‪ ،‬در آنها رفتار کن؛ و کسانی را که میشنوند‪ ،‬به‬ ‫توبه نصیحت کن‪ ،‬و توبه خود را در تمام روزهای باقیمانده عمرشان پاک نگه دارند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و این خدمتی را که به تو میسپارم‪ ،‬با جدیت به انجام برسان‪ ،‬که از آن سود بسیار خواهی برد و در نظر همه کسانی که توبه کنند و به‬ ‫سخنان تو ایمان آورند‪ ،‬مورد لطف قرار خواهی گرفت‪ ،‬زیرا من با تو هستم و آنها را وادار به ایمان آوردن خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و من به او گفتم« ‪:‬آقا‪ ،‬این احکام عالی و عالی هستند و میتوانند دل کسی را که بتواند آنها را حفظ کند‪ ،‬شاد کنند»‪ .‬اما‪ ،‬آقا‪ ،‬من نمیتوانم‬ ‫بگویم که آیا کسی میتواند آنها را رعایت کند؟‬ ‫‪ ۱۵‬او پاسخ داد« ‪:‬این فرمانها را به آسانی به جا خواهی آورد و دشوار نخواهند بود‪ .‬اما اگر یک بار در دلت خطور کند که هیچکس‬ ‫نمیتواند آنها را به جا آورد‪ ،‬آنها را به جا نخواهی آورد»‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬اما اکنون به تو میگویم اگر این احکام را رعایت نکنی و آنها را نادیده بگیری‪ ،‬نه خودت نجات خواهی یافت‪ ،‬نه فرزندانت و نه‬ ‫خانهات‪ ،‬زیرا حکم کردهای که این احکام را انسان نمیتواند رعایت کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬او این سخنان را با خشم بسیار به من گفت‪ ،‬به طوری که مرا بسیار ترساند‪ .‬پس چهرهاش تغییر کرد‪ ،‬به طوری که هیچ چیزی‬ ‫نمیتوانست خشم او را تحمل کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬و چون مرا کاملل پریشان و پریشان دید‪ ،‬ملیمتر و شادمانهتر سخن گفت و گفت« ‪:‬ای نادان و نادان»!‬ ‫‪ ۱۹‬بیًَات‪ ،‬بیخًر از جلل و عظمت خدایی که جهان را برای انسان آفرید و هر موجودی را مطیع او ساخت و به او تمام قدرت را عطا‬ ‫فرمود تا بتواند تمام این فرامین را به انجام رساند‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬او گفت‪ ،‬کسی که خداوند را در دل خود دارد‪ ،‬میتواند همه این احکام را به جا آورد؛ اما کسانی که خداوند را فقط در زبان خود دارند و‬ ‫دلشان سخت است و از خداوند دورند‪ ،‬برای چنین کسانی این احکام سخت و دشوار است‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬پس ای کسانی که در ایمان تهی و سًکًار هستید‪ ،‬خداوند خدای خود را در دلهای خود جای دهید و خواهید دید که هیچ چیز آسانتر‪،‬‬ ‫دلپذیرتر‪ ،‬و ملیمتر و مقدستر از این فرمانها نیست‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬و به سوی خداوند‪ ،‬خدای خود‪ ،‬روی آورید و شیطان و لذات او را رها کنید‪ ،‬زیرا آنها شریر و تلخ و ناپاک هستند‪ .‬و از شیطان‬ ‫نترسید‪ ،‬زیرا او هیچ قدرتی بر شما ندارد‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬زیرا من با شما هستم‪ ،‬رسول توبه‪ ،‬که بر او تسلط دارم‪ .‬شیطان حقیقتا ل مردم را میترساند‪ ،‬اما ترس او بیهوده است‪ .‬پس از او نترسید و‬ ‫از شما خواهد گریخت‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬و به او گفتم« ‪:‬آقا‪ ،‬چند کلمهای از من با شما میگویم»‪ .‬او پاسخ داد« ‪:‬بگو‪ :‬انسان واقعا ل میخواهد احکام خدا را رعایت کند و هیچ کس‬ ‫نیست جز کسی که به درگاه خدا دعا میکند تا بتواند احکام او را رعایت کند»‪.‬‬


‫فرامین‪-‬کتاب دوم چوپان هرماس‬

‫‪ ۲۵‬اما شیطان سختگیر است و با قدرت خود بر بندگان خدا حکومت میکند‪ .‬و او گفت که نمیتواند بر بندگان خدا که با تمام قلب خود به او‬ ‫توکل میکنند‪ ،‬حکومت کند‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬شیطان ممکن است تلش کند‪ ،‬اما نمیتواند بر آنها غلًه کند‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬زیرا اگر در برابر او مقاومت کنید‪ ،‬با آشفتگی از شما فرار خواهد کرد‪ .‬اما کسانی که ایمان کامل ندارند‪ ،‬از شیطان بترسند‪ ،‬گویی‬ ‫قدرت زیادی دارد‪ .‬زیرا شیطان بندگان خدا را میآزماید و اگر آنها را تهی بیابد‪ ،‬آنها را هلک میکند‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬زیرا چنانکه انسان وقتی کوزههایی را از شراب خوب پر میکند و در میان آنها چند کوزه نیمهپر میگذارد و میآید تا آنها را بچشد‪،‬‬ ‫آنهایی را که پر هستند امتحان نمیکند زیرا میداند که خوب هستند؛ بلکه آنهایی را که نیمهپر هستند میچشد‪ ،‬مًادا ترش شوند؛ (زیرا‬ ‫کوزههای نیمهپر خیلی زود ترش میشوند و طعم شراب را از دست میدهند)‪ .‬شیطان نیز نزد بندگان خدا میآید تا آنها را بیازماید‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬کسانی که ایمان کامل دارند‪ ،‬سرسختانه در برابر او مقاومت میکنند و او از آنها جدا میشود‪ ،‬زیرا جایی برای ورود به آنها نمییابد‪.‬‬ ‫سپس به سراغ کسانی میرود که ایمان کامل ندارند و چون جایی برای ورود دارد‪ ،‬به درون آنها میرود و هر کاری که میخواهد با آنها‬ ‫میکند و آنها بندگان او میشوند‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬اما من‪ ،‬پیامآور توبه‪ ،‬به شما میگویم‪ ،‬از شیطان نترسید‪ ،‬زیرا من نزد شما فرستاده شدهام تا هر که با تمام قلب خود توبه کند‪ ،‬او را با‬ ‫شما همراه کنم و شما را در ایمان استوار سازم‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬پس ای کسانی که به سًب گناهانتان خدا و نجات خود را فراموش کردهاید و با افزودن بر گناهانتان‪ ،‬زندگیتان را بسیار سنگین‬ ‫کردهاید‪ ،‬ایمان داشته باشید‪.‬‬ ‫‪ ۳۲‬که اگر با تمام دل به سوی خداوند بازگردید و او را مطابق ارادهاش خدمت کنید‪ ،‬او شما را از گناهان پیشینتان شفا خواهد داد و بر تمام‬ ‫کارهای شیطان تسلط خواهید یافت‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬پس از کوچکترین تهدیدهای او نترسید‪ ،‬زیرا آنها بیاثرند‪ ،‬مانند اعصاب یک مرده‪ .‬بلکه به من گوش دهید و از خداوند متعال که قادر‬ ‫است شما را نجات دهد و نابود کند‪ ،‬بترسید و دستورات او را نگه دارید تا برای خدا زنده بمانید‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬و به او گفتم‪ :‬ای آقا‪ ،‬اکنون که تو با من هستی‪ ،‬به تمام فرامین خداوند پایًند هستم و میدانم که تو تمام قدرت شیطان را در هم خواهی‬ ‫شکست‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬و ما نیز بر او غالب خواهیم شد‪ ،‬اگر به یاری خداوند بتوانیم این فرمانهایی را که تو دادهای‪ ،‬نگاه داریم‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬او گفت‪ ،‬اگر دل خود را به سوی خداوند پاک کنی‪ ،‬آنها را حفظ خواهی کرد‪ .‬و همه کسانی که دل خود را از امیال بیهوده دنیای کنونی‬ ‫پاک میکنند و برای خدا زیست میکنند‪ ،‬نیز آنها را حفظ خواهند کرد‪.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - The Second Book of the Shepherd of Hermas, which is called His Commands by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu