فرمان خاندان رکابیان دوم پادشاهان ۲۸-۱۵:۱۰ و چون از آنجا روانه شد ،به یهوناداب پسر رکاب که به ااتقبالش میآمد ،برخورد .پس به او الم کرد و گفت« :آیا دل تو ۱۵ راات اات ،چنانکه دل من با دل توات؟» یهوناداب پااخ داد« :درات اات .اگر چنین اات ،داتت را به من بده ».پس داتش .را به او داد و او را نزد خود به ارابه برد .و او گفت« :با من بیا و غیرت مرا برای خداوند ببین ».پس او را بر ارابهاش اوار کردند ۱۶ و چون به اامره راید ،تمامی باقیماندگان اخاب را که در اامره بودند ،کشت تا او را هلک کرد ،موافق کلمی که خداوند ۱۷ .به ایلیا گفته بود و ییهو تمامی قوم را جمع کرده ،به ایشان گفت« :اخاب بعل را اندک پراتش کرد ،اما ییهو او را بسیار پراتش خواهد ۱۸ ».نمود پس اکنون همه انبیای بعل ،همه بندگانش و همه کاهنانش را نزد من بخوانید؛ هیچکس ناقص نباشد ،زیرا من قربانی بزرگی ۱۹ برای بعل دارم؛ هر که ناقص باشد ،زنده نخواهد ماند .اما ییهو این کار را از روی حیله و تزویر انجام داد تا پراتندگان بعل را .نابود کند .و ییهو گفت« :برای بعل محفل مقدس برپا کنید ».و آن را االم کردند ۲۰ و ییهو در تمام اارائیل فراتاد و همه پراتندگان بعل آمدند ،به طوری که کسی باقی نماند که نیامده باشد .و به خانه بعل داخل ۲۱ .شدند و خانه بعل از ار تا ار پر شد .و به ناظر ظروف گفت« :برای همه پراتندگان بعل لباس بیرون بیاور ».و او برای ایشان لباس بیرون آورد ۲۲ و ییهو و یهوناداب بن رکاب به خانه بعل رفتند و به پراتندگان بعل گفتند« :تفتیش کنید و ببینید که در اینجا کسی از بندگان ۲۳ ».خداوند با شما نباشد ،مگر فقط پراتندگان بعل و چون برای گذرانیدن قربانیها و هدایای اوختنی داخل شدند ،ییهو هشتاد نفر را بیرون گماشت و گفت« :اگر کسی از کسانی ۲۴ ».که به دات شما اپردهام ،رهایی یابد ،جانش به اوض جانش خواهد بود و چون از گذرانیدن قربانی اوختنی فارغ شد ،ییهو به نگهبانان و ارداران گفت« :بروید و ایشان را بکشید و کسی بیرون ۲۵ .نیاید ».پس ایشان را به دم شمشیر کشتند و نگهبانان و ارداران ایشان را بیرون انداختند و به شهر خانه بعل رفتند .و تمثالها را از خانه بعل بیرون آورده ،آنها را اوزاندند ۲۶ .و تمثال بعل را شکستند و خانه بعل را منهدم ااختند و آن را تا امروز مزبله ااختند ۲۷ .بدینسان ،ییهو ،بعل را از اارائیل نابود کرد ۲۸ و خاندانهای کاتبانی که در یعبیص ااکن بودند :تیراتیان ،شمعاتیان و اوکاتیان .اینان قینیانی بودند که از نسل حمات ،پدر خاندان رکاب ،آمده بودند .اول تواریخ ۵۵:۲ اما ملکیا پسر رکاب ،حاکم قسمتی از بیت هکاریم ،دروازه خاکروبه را تعمیر کرد؛ او آن را ااخت و درهایش را با قفلها و پشتبندهایش نصب کرد .نحمیا ۱۴:۳ ارمیا ۱۹-۱:۳۵ :کلمی که از جانب خداوند در ایام یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا به ارمیا نازل شده ،گفت ۱ .به خانه رکابیان برو و با ایشان اخن بگو و ایشان را به یکی از حجرههای خانه خداوند بیاور و به ایشان شراب بنوشان ۲ .آنگاه یازنیا پسر ارمیا ،پسر حبازینیا ،و برادرانش و همه پسرانش و تمامی خاندان رکابیان را گرفتم ۳
و ایشان را به خانه خداوند ،به حجره پسران حانان ،پسر یجدلیا ،مرد خدا ،آوردم که به پهلوی حجره اروران ،بالی حجره ۴ .معسیا پسر شلوم ،نگهبان درگاه ،بود ».و کوزههای پر از شراب و جامها را پیش پسران خاندان رکابیان گذاشتم و به ایشان گفتم« :شراب بنوشید ۵ اما آنها گفتند« :شراب نمینوشیم ».زیرا پدر ما ،یوناداب ،پسر رکاب ،به ما داتور داده و گفته اات که «شما و پسرانتان تا ابد ۶ ».شراب ننوشید و خانه بنا مکنید ،و بذر مکارید ،و تاکستان غرس مکنید ،و هیچ چیز نداشته باشید ،بلکه تمام ایام خود را در خیمهها ااکن ۷ .باشید ،تا روزهای بسیار در زمینی که در آن غریب هستید ،زنده بمانید ،پس ما از پدرمان یوناداب ،پسر رکاب ،در هر آنچه به ما امر فرمود اطاات کردیم که در تمام امرمان شراب ننوشیم ،نه ما ۸ .نه زنانمان ،نه پسرانمان و نه دخترانمان .و نه برای اکونت ما خانهها ااختند؛ نه تاکستانی داریم ،نه مزراهای ،نه بذری ۹ .اما ما در چادرها ااکن شدهایم و اطاات کردهایم و مطابق هر آنچه پدرمان یوناداب به ما فرمان داده اات ،امل کردهایم ۱۰ ّر ،پادشاه بابل ،به آن ارزمین آمد ،گفتیم« :بیایید تا از ترس لشکر کلدانیان و لشکر اوریان به اورشلیم ۱۱ اما چون نبوکدر ص .برویم ».پس در اورشلیم ااکن شدیم :آنگاه کلم خداوند بر ارمیا نازل شده ،گفت ۱۲ خداوند قادر مطلق ،خدای اارائیل چنین میگوید :برو و به مردان یهودا و ااکنان اورشلیم بگو :آیا شما تأدیب نمیشوید که به ۱۳ :اخنان من گوش فرا دهید؟ خداوند میگوید ،اخنان یوناداب پسر رکاب که به پسرانش وّیت کرد شراب ننوشند ،به انجام رایده اات ،زیرا تا امروز شراب نمینوشند ۱۴ بلکه از فرمان پدر خود اطاات میکنند .با این حال ،من با شما اخن گفتمّ ،بح زود برخااتم و اخن گفتم ،اما شما به من گوش .ندادید و من جمیع بندگان خود انبیا را نزد شما فراتادم و ّبح زود برخااته ،ایشان را روانه کرده ،گفتم :هر کس از راه بد خود ۱۵ بازگشت کند و اامال خود را اّلح نماید و از پیروی خدایان غیر برای ابادت آنها خودداری نماید ،و در زمینی که به شما و .پدران شما دادهام ااکن شوید ،اما شما گوش فرا ندادید و به من گوش ندادید .زیرا پسران یوناداب پسر رکاب ،وّیت پدرشان را که به ایشان امر فرموده بود ،بجا آوردند ،اما این قوم به من گوش ندادند ۱۶ بنابراین ،خداوند ،خدای لشکرها ،خدای اارائیل چنین میگوید :اینک من بر یهودا و بر جمیع ااکنان اورشلیم تمامی آن بل را ۱۷ .که بر ایشان گفتهام ،وارد خواهم آورد ،زیرا به ایشان اخن گفتهام و نشنیدند و ایشان را خواندهام و اجابت نکردهاند و ارمیا به خاندان رکابیان گفت« :یهوه ّبایوت ،خدای اارائیل چنین میگوید :چونکه شما از وّیت پدرتان یوناداب اطاات ۱۸ ،کردید و تمامی فرایض او را نگاه داشتید و موافق هر آنچه به شما امر فرمود امل نمودید بنابراین یهوه ّبایوت خدای اارائیل چنین میگوید :از یوناداب بن رکاب کسی که همیشه در حضور من بایستد کم نخواهد ۱۹ .شد
2