Skip to main content

Persian - The Letter of Aristeas

Page 1

‫نامه آریستئاس‬ ‫مقدمه‬ ‫در نامهی آریستئاس‪ ،‬یکی از قابل توجهترین و باستانیترین بازیابیهای این مجموعه‪ ،‬ما راه درازی را از آدم و حوا‪ ،‬راه‬ ‫درازی را از طوفان نوح پیمودهایم‪ .‬این نوشته‪ ،‬نمایشی از تابآوری نژاد بشر را ارائه میدهد که زمین را دوباره‬ ‫مسکونی کرده است‪ ،‬با ملتهای قدرتمندی که در شکوه و جلل زندگی میکنند‪.‬‬ ‫در اینجا درباره اولین کتابدوست بزرگ ‪ -‬بطلمیوس فیلدلفوس ‪ -‬خواهید خواند‪ .‬او آرزو دارد «تمام کتابهای جهان» را‬ ‫در کتابخانه خود در اسکندریه جمعآوری کند‪ .‬سرانجام‪ ،‬در اشتیاق خود برای به دست آوردن یک اثر بزرگ ‪ -‬قوانین‬ ‫یهود ‪ - 100000‬اسیر را برای آن کتاب معامله میکند‪ .‬این احتمالل بالترین قیمتی است که تاکنون برای یک اثر واحد‬ ‫پرداخت شده است‪ .‬این دلیلی غیرمعمول برای پایان اسارت بزرگ ارائه میدهد‪.‬‬ ‫وقایع این روایت در طول زندگی ملکه معروف آرسینوئه‪ ،‬که در سال ‪ ۲۷۰‬پیش از میلد درگذشت‪ ،‬رخ داده است‪.‬‬ ‫تاریخ دقیق نگارش آن مشخص نیست‪.‬‬ ‫جزئیات زندگی درباری‪ ،‬بحث در مورد مشکلت اجتماعی روز‪ ،‬از نهایت جذابیت و وضوح برخوردارند‪ .‬در این‬ ‫روزگار‪ ،‬دیدن پادشاه و مهمانانش که در طول ضیافتهایشان به پرسش و پاسخ میپردازند‪ ،‬کشف عجیبی است‪.‬‬ ‫ساختار این اثر جذاب به شرح زیر است‪:‬‬ ‫‪ .۱‬تقدیم کتاب به فیلوکراتس‪.‬‬ ‫‪ .۲‬اقدام مقدماتی‪:‬‬ ‫(الف) پیشنهاد کتابدار برای آزادی اسیران یهودی در ازای یک کتاب‪.‬‬ ‫(ب) رهایی‪.‬‬ ‫(ج) نامه فیلدلفوس به الیعازر‪.‬‬ ‫(د) پاسخ‪.‬‬ ‫(ه) اسامی کمیتهای که برای ترجمه کتاب منصوب شده است‪.‬‬ ‫‪ .۳‬شرح هدایای سلطنتی‪:‬‬ ‫(الف) میز (احتمالل پیچیدهترین قطعه مبلمانی که تاکنون تولید شده است‪).‬‬ ‫(ب) دیگری تقدیم میکند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ .۴‬توصیف اورشلیم‪.‬‬ ‫(الف) معبد (و سیستم آبرسانی‪).‬‬ ‫ب) مراسم‪.‬‬ ‫(ج) ارگ‪.‬‬ ‫(د) شهر‪.‬‬ ‫هـ) حومه شهر‪.‬‬ ‫‪ .۵‬وداع الیعازر‪.‬‬ ‫‪ .۶‬توضیح الیعازر از شریعت (این حکمتی ژرف است‪).‬‬ ‫‪ .۷‬پذیرایی‪.‬‬ ‫‪ .۸‬ضیافت (‪ ۷۲‬پرسش و پاسخ‪).‬‬ ‫‪ .۹‬ترجمه کتاب‪.‬‬ ‫فصل ‪۱‬‬

‫در زمان اسارت یهودیان در مصر‪ ،‬بطلمیوس فیلدلفوس خود را به عنوان اولین کتابدوست بزرگ نشان میدهد‪ .‬او‬ ‫آرزو دارد تمام کتابهای جهان را در کتابخانه خود داشته باشد؛ برای به دست آوردن قوانین موسی‪ ،‬پیشنهاد میدهد که‬ ‫‪ ۱۰۰۰۰۰‬اسیر را در ازای آن کتاب معامله کند و فریاد میزند« ‪:‬این واقعا ل نعمت کوچکی است»!‬ ‫‪ ۱‬از آنجایی که مطالبی را برای نگارش تاریخی به یاد ماندنی از دیدارم با الیعازر‪ ،‬کاهن اعظم یهودیان‪ ،‬جمعآوری‬ ‫کردهام‪ ،‬و از آنجا که شما‪ ،‬فیلوکراتس‪ ،‬همانطور که هیچ فرصتی را برای یادآوری به من از دست نمیدهید‪ ،‬برای‬ ‫دریافت شرحی از انگیزهها و هدف مأموریت من بسیار اهمیت دادهاید‪ ،‬سعی کردهام توضیح روشنی از این موضوع‬ ‫برای شما تهیه کنم‪ ،‬زیرا دریافتهام که شما عشق طبیعی به یادگیری دارید‪ ،‬ویژگیای که بالترین دارایی انسان است ‪-‬‬ ‫اینکه دائما ل در تلش باشید تا «به گنجینه دانش و آموختههای خود بیفزایید»‪ ،‬چه از طریق مطالعه تاریخ و چه با شرکت‬ ‫واقعی در خود رویدادها‪.‬‬ ‫‪ ۲‬به این وسیله‪ ،‬با جذب والترین عناصر‪ ،‬روح در پاکی مستقر میشود و با هدف قرار دادن تقوا‪ ،‬والترین هدف‪ ،‬از‬ ‫آن به عنوان راهنمای خطاناپذیر خود استفاده میکند و بدین ترتیب به هدفی مشخص دست مییابد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬این ارادت من به جستجوی دانش دینی بود که مرا به سمت سفارت نزد مردی که از او نام بردم سوق داد‪ ،‬کسی که‬ ‫هم به خاطر فضیلت و هم به خاطر عظمتش‪ ،‬نزد شهروندان خود و دیگران از بالترین احترام برخوردار بود و‬ ‫اسنادی با بالترین ارزش برای یهودیان در کشور خود و در سرزمینهای خارجی برای تفسیر قانون الهی در اختیار‬ ‫داشت‪ ،‬زیرا قوانین آنها بر روی پوستهای چرمی با حروف یهودی نوشته شده است‪.‬‬ ‫‪ ۴‬آنگاه من با شور و شوق این سفارت را پذیرفتم‪ ،‬زیرا پیش از هر چیز فرصتی یافتم تا از جانب اسیران یهودی که‬ ‫پدر پادشاه‪ ،‬هنگامی که برای اولین بار این شهر را به تصرف خود درآورد و سرزمین مصر را فتح کرد‪ ،‬از یهودیه به‬ ‫مصر منتقل کرده بود‪ ،‬نزد پادشاه شفاعت کنم‪.‬‬ ‫‪ ۵‬ارزشش را دارد که این داستان را نیز برای شما تعریف کنم‪ ،‬زیرا مطمئنم که شما‪ ،‬با گرایشتان به تقدس و‬ ‫همدردیتان با مردانی که مطابق شریعت مقدس زندگی میکنند‪ ،‬با اشتیاق بیشتری به روایتی که قصد دارم بیان کنم گوش‬ ‫خواهید داد‪ ،‬زیرا خودتان اخیرا ل از جزیره به ما آمدهاید و مشتاق شنیدن هر چیزی هستید که به تقویت روح کمک‬ ‫میکند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پیش از این نیز‪ ،‬گزارشی از حقایقی که نقل آنها را در مورد نژاد یهود ارزشمند میدانستم‪ ،‬برای شما فرستادم ‪-‬‬ ‫گزارشی که از داناترین کاهنان اعظم سرزمین دانشمند مصر به دست آورده بودم‪.‬‬ ‫‪ ۷‬از آنجایی که شما بسیار مشتاق کسب دانش در مورد چیزهایی هستید که میتوانند به ذهن سود برسانند‪ ،‬احساس میکنم‬ ‫وظیفه دارم تمام اطلعاتی را که در توان دارم در اختیار شما قرار دهم‪.‬‬ ‫‪ ۸‬من باید همین وظیفه را نسبت به همه کسانی که چنین خلق و خویی دارند احساس کنم‪ ،‬اما این احساس را به ویژه‬ ‫نسبت به شما دارم‪ ،‬زیرا آرزوهای بسیار والیی دارید‪ ،‬و از آنجایی که شما نه تنها از نظر شخصیت‪ ،‬بلکه از نظر‬ ‫خون نیز برادر من هستید‪ ،‬بلکه در جستجوی نیکی نیز با من یکی هستید‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا نه لذتی که از طل حاصل میشود و نه هیچ دارایی دیگری که ذهنهای سطحی آن را ارج مینهند‪ ،‬همان فایدهای‬ ‫را که از جستجوی فرهنگ و مطالعهای که برای کسب آن صرف میکنیم‪ ،‬حاصل میشود‪ ،‬ندارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬اما برای اینکه با مقدمهای طولنی شما را خسته نکنم‪ ،‬بیدرنگ به اصل مطلب میپردازم‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۱‬دیمیتریوس فالرومی‪ ،‬رئیس کتابخانه پادشاه‪ ،‬مبلغ هنگفتی پول دریافت کرد تا بتواند تا حد امکان تمام کتابهای جهان‬ ‫را جمعآوری کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬او با خرید و رونویسی‪ ،‬تا حد توان خود‪ ،‬هدف پادشاه را اجرا کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬یک بار که من آنجا بودم از او پرسیدند« ‪:‬چند هزار کتاب در کتابخانه وجود دارد؟» و او پاسخ داد« ‪:‬ای پادشاه‪،‬‬ ‫بیش از دویست هزار کتاب‪ ،‬و من در آینده نزدیک تلش خواهم کرد تا بقیه را نیز جمعآوری کنم تا به پانصد هزار‬ ‫کتاب برسد‪ .‬به من گفته شده است که قوانین یهود ارزش رونویسی دارند و شایسته است که در کتابخانه شما جایی داشته‬ ‫باشند»!‬ ‫‪ ۱۴‬پادشاه پاسخ داد« ‪:‬چه چیزی مانع انجام این کار توسط تو میشود؟ هر آنچه لزم بوده در اختیار تو قرار داده شده‬ ‫است»!‬ ‫‪ ۱۵‬دیمیتریوس پاسخ داد« ‪:‬آنها باید ترجمه شوند‪ ،‬زیرا در کشور یهودیان از الفبای خاصی استفاده میکنند (همانطور‬ ‫که مصریان نیز شکل خاصی از حروف را دارند) و به گویش خاصی صحبت میکنند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬قرار است آنها از زبان سریانی استفاده کنند‪ ،‬اما اینطور نیست؛ زبان آنها کاملل متفاوت است‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬و پادشاه چون از تمام حقایق ماجرا آگاه شد‪ ،‬دستور داد نامهای به کاهن اعظم یهود نوشته شود تا مقصودش (که‬ ‫پیش از این شرح داده شده بود) به انجام رسد‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬با این اندیشه که زمان آن رسیده است که درخواستی را که بارها از سوسیبیوس اهل تارنتوم و آندریاس‪ ،‬رئیس‬ ‫گارد محافظان‪ ،‬برای رهایی یهودیانی که پدر پادشاه از یهودیه منتقل کرده بود‪ ،‬مطرح کرده بودم‪ ،‬مطرح کنم ‪ -‬زیرا‬ ‫هنگامی که با ترکیبی از بخت خوب و شجاعت‪ ،‬حمله خود را به کل منطقه کویل‪-‬سوریه و فنیقیه به نتیجهای موفقیتآمیز‬ ‫رساند‪ ،‬در جریان ارعاب و مطیع کردن کشور‪ ،‬برخی از دشمنان خود را منتقل کرد و برخی دیگر را به اسارت‬ ‫درآورد‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬تعداد کسانی که او از کشور یهودیان به مصر منتقل کرد‪ ،‬کمتر از صد هزار نفر نبود‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬از میان اینان‪ ،‬او سی هزار مرد برگزیده را مسلح کرد و آنها را در پادگانهایی در مناطق روستایی مستقر ساخت‪.‬‬ ‫‪( ۲۱‬و حتی پیش از این زمان نیز تعداد زیادی از یهودیان به همراه ایرانیان به مصر آمده بودند‪ ،‬و در دورهای پیش از‬ ‫آن نیز عدهای دیگر برای کمک به پسامتیخوس در لشکرکشیاش علیه پادشاه اتیوپی به مصر فرستاده شده بودند‪ .‬اما‬ ‫تعداد این افراد به هیچ وجه به اندازه اسیرانی که بطلمیوس پسر لگوس منتقل کرد‪ ،‬نبود)‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬همانطور که قبلل گفتم‪ ،‬بطلمیوس بهترین این افراد‪ ،‬مردانی را که در عنفوان جوانی بودند و به خاطر شجاعتشان‬ ‫متمایز بودند‪ ،‬انتخاب کرد و آنها را مسلح نمود‪ ،‬اما توده عظیم دیگران‪ ،‬کسانی که برای این منظور خیلی پیر یا خیلی‬ ‫جوان بودند‪ ،‬و همچنین زنان را به بردگی کشاند‪ ،‬نه اینکه بخواهد این کار را به میل خود انجام دهد‪ ،‬بلکه سربازانش او‬ ‫را مجبور کردند که آنها را به عنوان پاداش خدماتی که در جنگ انجام داده بودند‪ ،‬مطالبه کنند‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬پس از آنکه‪ ،‬همانطور که پیشتر گفته شد‪ ،‬فرصتی برای رهایی آنها به دست آوردم‪ ،‬استدللهای زیر را خطاب به‬ ‫پادشاه مطرح کردم« ‪:‬بیایید آنقدر غیرمنطقی نباشیم که اجازه دهیم اعمالمان دروغین باشند»‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬از آنجایی که شریعتی که ما نه تنها میخواهیم آن را بنویسیم‪ ،‬بلکه میخواهیم ترجمهاش کنیم‪ ،‬متعلق به تمام نژاد‬ ‫یهود است‪ ،‬در حالی که چنین تعداد زیادی از آنها در پادشاهی شما در حالت بردگی باقی میمانند‪ ،‬چه توجیهی برای‬ ‫سفارت خود خواهیم یافت؟‬ ‫‪ ۲۵‬با کمال و غنای بخشش خود‪ ،‬کسانی را که در چنین بندگی فلکتباری گرفتارند‪ ،‬آزاد کن‪ ،‬زیرا همانطور که من با‬ ‫زحمت فراوان دریافتهام‪ ،‬خدایی که شریعتشان را به آنها داده‪ ،‬همان خدایی است که پادشاهی تو را حفظ میکند‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬آنها همان خدایی را میپرستند ‪ -‬پروردگار و خالق جهان‪ ،‬مانند هم هه انسانهای دیگر‪ ،‬مانند خود ما‪ ،‬ای پادشاه‪،‬‬ ‫هرچند او را با نامهای مختلفی مانند زئوس ‪ ۱‬یا دیس میخوانیم‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬این نام به طور بسیار شایستهای توسط اجداد اولیه ما به او اعطا شد‪ ،‬تا نشان دهد که او‪ ،‬که به واسطه او همه چیز‬ ‫حیات یافته و به وجود آمده است‪ ،‬لزوما ل سوارکار و پروردگار جهان است‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬با آزاد کردن کسانی که در بند هستند‪ ،‬به همه بشریت نمونهای از بزرگواری نشان دهید‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬پس از وقفهای کوتاه‪ ،‬در حالی که من با جدیت به درگاه خدا دعا میکردم که ذهن پادشاه را چنان هدایت کند که همه‬ ‫اسیران آزاد شوند ( ‪--‬زیرا نسل بشر‪ ،‬به عنوان آفریده خدا‪ ،‬تحت تأثیر و نفوذ اوست)‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬بنابراین‪ ،‬با دعاهای گوناگون‪ ،‬از او که بر دلها حکومت میکند‪ ،‬خواستم تا پادشاه را وادار به اجابت درخواستم کند‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬زیرا من به نجات مردم امید زیادی داشتم‪ ،‬زیرا مطمئن بودم که خدا دعای مرا مستجاب خواهد کرد‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۳۲‬زیرا هنگامی که مردان با انگیزههای پاک‪ ،‬عملی را برای پارسایی و انجام اعمال نیک برنامهریزی میکنند‪،‬‬ ‫خداوند متعال تلشها و اهداف آنها را به نتیجهای موفقیتآمیز میرساند‪ ) -‬پادشاه سرش را بلند کرد و با چهرهای بشاش‬ ‫به من نگاه کرد و پرسید« ‪:‬فکر میکنی چند هزار نفر خواهند بود؟»‬ ‫‪ ۳۳‬آندریاس که در همان نزدیکی ایستاده بود‪ ،‬پاسخ داد« ‪:‬کمی بیش از صد هزار نفر»‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬پادشاه گفت« ‪:‬این واقعا ل لطف کوچکی است که آریستئاس از ما میخواهد»!‬ ‫‪ ۳۵‬سپس سوسیبیوس و برخی دیگر از حاضران گفتند« ‪:‬بله‪ ،‬اما این ادای احترام شایستهای به بزرگواری شماست که‬ ‫اعطای حق رأی به این مردان را به عنوان عملی از روی اخلص به خدای متعال تقدیم کنید»‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬تو از جانب خدای متعال بسیار مورد تکریم قرار گرفتهای و از همه اجدادت در جلل و شکوه برتر بودهای و‬ ‫شایسته است که بزرگترین شکرگزاری را که در توان داری به او تقدیم کنی‪.‬‬ ‫‪ ۳۷‬او که از این استدللها بسیار خشنود شده بود‪ ،‬دستور داد که به میزان پول بازخرید‪ ،‬به دستمزد سربازان اضافه‬ ‫شود‪ ،‬بیست دراخما به ازای هر برده به مالکان پرداخت شود‪ ،‬فرمان عمومی صادر شود و فهرست اسرا به آن پیوست‬ ‫گردد‪.‬‬ ‫‪ ۳۸‬او بیشترین اشتیاق را در این کار نشان داد‪ ،‬زیرا این خدا بود که هدف ما را به طور کامل محقق کرده بود و او را‬ ‫ملزم کرده بود که نه تنها کسانی را که با ارتش پدرش به مصر آمده بودند‪ ،‬بلکه هر کسی را که قبل از آن زمان آمده‬ ‫بود یا بعدا ل به پادشاهی آورده شده بود‪ ،‬نجات دهد‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬به او گفته شد که مبلغ فدیه از چهارصد قنطار تجاوز خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪ ۴۰‬فکر میکنم مفید باشد که رونوشتی از فرمان را ضمیمه کنیم‪ ،‬زیرا به این ترتیب بزرگواری پادشاه‪ ،‬که از جانب‬ ‫خدا قدرت یافته بود تا چنین جمعیت عظیمی را نجات دهد‪ ،‬روشنتر و آشکارتر خواهد شد‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬فرمان پادشاه به شرح زیر بود« ‪:‬از همه کسانی که در لشکر پدر ما در لشکرکشی علیه سوریه و فنیقیه و در حمله‬ ‫به کشور یهودیان خدمت کردند و اسیران یهودی را به دست آوردند و آنها را به شهر اسکندریه و سرزمین مصر‬ ‫بازگرداندند یا به دیگران فروختند ‪ -‬و به همین ترتیب از هر اسیری که قبل از آن زمان در سرزمین ما بوده یا بعدا ل به‬ ‫اینجا آورده شده است ‪ -‬از همه کسانی که چنین اسیرانی را در اختیار دارند‪ ،‬خواسته میشود که آنها را فورا ل آزاد کنند و‬ ‫بیست دراخما به عنوان فدیه برای هر نفر دریافت کنند»‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬سربازان این پول را به عنوان هدیهای که به دستمزدشان اضافه میشود دریافت خواهند کرد‪ ،‬و دیگران از خزانهی‬ ‫پادشاه‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬ما فکر میکنیم که برخلف میل پدرمان و برخلف هرگونه شرافتی بود که آنها به اسارت گرفته شدند و ویرانی‬ ‫سرزمین آنها و انتقال یهودیان به مصر‪ ،‬عملی ناشی از بیبندوباری نظامی بود‪.‬‬ ‫‪ ۴۴‬غنایمی که در میدان نبرد به دست سربازان افتاد‪ ،‬تمام غنایمی بود که باید مطالبه میکردند‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬علوه بر این‪ ،‬به بردگی کشاندن مردم‪ ،‬عملی کاملل ناعادلنه بود‪.‬‬ ‫‪ ۴۶‬بنابراین‪ ،‬از آنجا که اذعان داریم که ما عادت داریم عدالت را در حق همه انسانها و به ویژه کسانی که به ناحق در‬ ‫شرایط بردگی هستند‪ ،‬اجرا کنیم‪ ،‬و از آنجا که ما تلش میکنیم تا با همه انسانها مطابق با الزامات عدالت و تقوا رفتار‬ ‫منصفانه داشته باشیم‪ ،‬در مورد یهودیانی که در هر بخشی از قلمرو ما در شرایط بردگی هستند‪ ،‬فرمان دادهایم که‬ ‫صاحبان آنها مبلغ مقرر را دریافت کرده و آزاد کنند و هیچ کس نباید در انجام تعهدات خود کوتاهی کند‪.‬‬ ‫‪ ۴۷‬ظرف سه روز پس از انتشار این فرمان‪ ،‬آنها باید فهرستی از بردگان را برای مأمورانی که برای اجرای وصیتنامه‬ ‫ما منصوب شدهاند‪ ،‬تهیه کنند و فورا ل افراد اسیران را معرفی کنند‪.‬‬ ‫‪ ۴۸‬زیرا ما معتقدیم که به نتیجه رسیدن این موضوع به نفع ما و امور ما خواهد بود‪.‬‬ ‫‪ ۴۹‬هر کسی که مایل باشد میتواند اطلعاتی در مورد هر کسی که از این فرمان سرپیچی کند‪ ،‬ارائه دهد‪ ،‬به این شرط‬ ‫که اگر گناهکار بودن آن مرد ثابت شود‪ ،‬برده او خواهد شد؛ با این حال‪ ،‬اموال او به خزانه سلطنتی تحویل داده خواهد‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪ ۵۰‬هنگامی که فرمان برای تأیید نزد پادشاه خوانده شد‪ ،‬شامل تمام مفاد دیگر به جز عبارت «هر اسیری که قبل از آن‬ ‫زمان در آن سرزمین بوده یا بعدا ل به اینجا آورده شده است» بود‪ ،‬و پادشاه با بزرگواری و سخاوت قلبی خود این بند را‬ ‫گنجاند و دستور داد که مبلغ مورد نیاز برای بازخرید به طور کامل نزد سرپرستان نیروها و بانکداران سلطنتی واریز‬ ‫شود‪ ،‬و بدین ترتیب موضوع حل و فصل شد و فرمان ظرف هفت روز تصویب گردید‪.‬‬ ‫‪ ۵۱‬مبلغ بازخرید بیش از ششصد و شصت تالنت بود؛ زیرا بسیاری از نوزادان شیر خوار به همراه مادرانشان آزاد‬ ‫شدند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۵۲‬وقتی این سوال مطرح شد که آیا باید مبلغ بیست تالنت برای اینها پرداخت شود‪ ،‬پادشاه دستور داد که این کار انجام‬ ‫شود‪ ،‬و بدین ترتیب تصمیم خود را به جامعترین شکل اجرا کرد‪.‬‬ ‫فصل ‪۲‬‬

‫نشان میدهد که چگونه دقیقترین سوابق از امور دولتی نگهداری میشد‪ .‬کاغذبازیهای دولتی‪ .‬کمیتهای شش نفره منصوب‬ ‫میشود تا نزد کاهن اعظم در اورشلیم بروند و ترتیب مبادله را بدهند‪ .‬آریستئاس مسئول این هیئت میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱‬پس از انجام این کار‪ ،‬او به دیمتریوس دستور داد تا یادبودی در مورد رونویسی کتب یهود تهیه کند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬زیرا تمام امور مملکتی توسط این پادشاهان مصری از طریق احکام و با نهایت دقت انجام میشد و هیچ کاری به‬ ‫صورت سهلنگارانه یا تصادفی انجام نمیشد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬و بنابراین من رونوشتهایی از یادبود و نامهها‪ ،‬تعداد هدایای ارسالی و ماهیت هر یک را درج کردهام‪ ،‬زیرا هر یک‬ ‫از آنها از نظر شکوه و مهارت فنی سرآمد بودند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬متن زیر رونوشتی از یادبود است‪ .‬یادبود دیمیتریوس به پادشاه بزرگ« ‪.‬از آنجایی که ای پادشاه‪ ،‬به من دستور‬ ‫دادهاید که کتابهای مورد نیاز برای تکمیل کتابخانهتان جمعآوری شوند و کتابهای معیوب تعمیر گردند‪ ،‬من با نهایت‬ ‫دقت خود را وقف تحقق خواستههای شما کردهام و اکنون پیشنهاد زیر را برای ارائه به شما دارم»‪.‬‬ ‫‪ ۵‬کتابهای شریعت یهود (و چند کتاب دیگر) در کتابخانه موجود نیست‪.‬‬ ‫‪ ۶‬آنها به خط و زبان عبری نوشته شدهاند و با بیدقتی تفسیر شدهاند و آنطور که من از آگاهان شنیدهام‪ ،‬نمایانگر متن‬ ‫اصلی نیستند؛ زیرا آنها هرگز مورد توجه پادشاهی برای محافظت از خود نبودهاند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬لزم است که اینها برای کتابخانه شما دقیق باشند‪ ،‬زیرا شریعتی که در آنها وجود دارد‪ ،‬از آنجا که منشأ الهی دارد‪،‬‬ ‫سرشار از حکمت و عاری از هرگونه نقص است‪.‬‬ ‫‪ ۸‬به همین دلیل‪ ،‬ادبا و شاعران و انبوه نویسندگان تاریخی از اشاره به این کتابها و مردانی که مطابق با آنها زیستهاند‬ ‫و میکنند‪ ،‬خودداری کردهاند‪ ،‬زیرا برداشت آنها از زندگی‪ ،‬همانطور که هکاتئوس اهل آبدرا میگوید‪ ،‬بسیار مقدس و‬ ‫مذهبی است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬اگر ای پادشاه‪ ،‬صلح بدانید‪ ،‬نامهای به کاهن اعظم در اورشلیم نوشته خواهد شد و از او درخواست میشود که از هر‬ ‫قبیلهای شش نفر از بزرگان را ‪ -‬مردانی که زندگی شریفی داشتهاند و در شریعت خود ماهرترند ‪ -‬بفرستد تا نکاتی را‬ ‫که اکثریت آنها در آن توافق دارند‪ ،‬پیدا کنیم و با دستیابی به ترجمهای دقیق‪ ،‬آن را در مکانی برجسته و در خور کار و‬ ‫هدف شما قرار دهیم‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬باشد که سعادت و خوشبختی پیوسته از آن تو باشد!‬ ‫‪ ۱۱‬پس از تقدیم این یادبود‪ ،‬پادشاه دستور داد نامهای در این مورد به العازار نوشته شود و شرح آزادی اسیران یهودی‬ ‫نیز در آن ذکر گردد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬و پنجاه وزنه طل و هفتاد وزنه نقره و مقدار زیادی سنگهای قیمتی برای ساختن کاسهها و جامها و میز و جامهای‬ ‫ریختنی داد‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬او همچنین به کسانی که خزانههای او را در اختیار داشتند‪ ،‬دستور داد تا به صنعتگران اجازه دهند هر مادهای را‬ ‫که برای این منظور نیاز دارند‪ ،‬انتخاب کنند و صد تالنت پول برای تهیه قربانی برای معبد و سایر نیازها ارسال شود‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬پس از آنکه رونوشت نامهها را پیش روی شما گذاشتم‪ ،‬شرح کاملی از کار انجام شده را به شما خواهم داد‪ .‬نامه‬ ‫پادشاه به شرح زیر بود‪:‬‬ ‫‪ ۱۵‬بطلمیوس پادشاه به الیعازار‪ ،‬کاهن اعظم‪ ،‬سلم و درود میفرستد‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬از آنجا که یهودیان زیادی در قلمرو ما ساکن هستند که در زمان قدرت پارسیان از اورشلیم ربوده شدند و بسیاری‬ ‫دیگر که به همراه پدرم به عنوان اسیر به مصر آمدند ‪ -‬تعداد زیادی از آنها را او در ارتش قرار داد و به آنها دستمزدی‬ ‫بالتر از حد معمول پرداخت کرد‪ ،‬و هنگامی که وفاداری رهبران آنها را ثابت کرد‪ ،‬قلعههایی ساخت و آنها را به عهده‬ ‫آنها گذاشت تا مصریان بومی از آنها بترسند‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬و من‪ ،‬هنگامی که بر تخت سلطنت نشستم‪ ،‬با همه رعایای خود‪ ،‬و به ویژه با کسانی که شهروندان شما بودند‪،‬‬ ‫رفتاری مهربانانه در پیش گرفتم‪ .‬بیش از صد هزار اسیر را آزاد کردهام و به صاحبانشان بهای مناسب بازار را‬ ‫پرداختهام‪ ،‬و اگر تا به حال به واسطه هوسهای مردم‪ ،‬بدی به مردم شما وارد شده است‪ ،‬آنها را جبران کردهام‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬انگیزهای که مرا به این عمل واداشت‪ ،‬میل به عمل پارسایانه و ادای شکرگزاری به خدای متعال برای حفظ‬ ‫پادشاهیام در صلح و شکوه عظیم در سراسر جهان بوده است‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۹‬علوه بر این‪ ،‬آن دسته از مردم تو را که در عنفوان جوانی بودند‪ ،‬به ارتش خود فراخواندم و کسانی را که‬ ‫شایستهی پیوند با شخص من و شایستهی اعتماد دربار بودند‪ ،‬در مناصب رسمی گماشتم‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬اکنون که مشتاقم مراتب قدردانی خود را به این مردان و یهودیان سراسر جهان و نسلهای آینده ابراز کنم‪ ،‬تصمیم‬ ‫گرفتهام که شریعت شما از زبان عبری که در میان شما رایج است به زبان یونانی ترجمه شود تا این کتابها به سایر‬ ‫کتابهای سلطنتی کتابخانه من اضافه شوند‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬اگر از هر قبیله خود شش نفر از بزرگان را که مردانی شریف و ماهر در شریعت و قادر به تفسیر آن باشند‪،‬‬ ‫انتخاب کنید‪ ،‬لطفی از جانب شما و پاداشی برای غیرت من خواهد بود‪ ،‬تا در مسائل مورد اختلف بتوانیم حکمی را که‬ ‫اکثریت در آن توافق دارند‪ ،‬کشف کنیم‪ ،‬زیرا تحقیق از بالترین اهمیت ممکن برخوردار است‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬امیدوارم با انجام این کار شهرت زیادی کسب کنم‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬من آندریاس‪ ،‬رئیس محافظان شخصیام و آریستیاس‪ ،‬مردانی که برایشان احترام زیادی قائلم‪ ،‬را فرستادهام تا‬ ‫موضوع را با شما در میان بگذارند و صد وزنه نقره‪ ،‬اولین ثمره هدایای من برای معبد و قربانیها و سایر مراسم‬ ‫مذهبی‪ ،‬را به شما تقدیم کنند‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬اگر در مورد خواستههایتان در این موارد برای من بنویسید‪ ،‬لطف بزرگی به من خواهید کرد و پیمان دوستی‬ ‫جدیدی با من خواهید بست‪ ،‬زیرا تمام خواستههای شما در اسرع وقت انجام خواهد شد‪ .‬خداحافظ!‬ ‫‪ ۲۵‬الیعازار به این نامه به طور مناسب اینگونه پاسخ داد« ‪:‬الیعازار‪ ،‬کاهن اعظم‪ ،‬به پادشاه بطلمیوس‪ ،‬دوست واقعی‬ ‫خود‪ ،‬درود میفرستد»‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬بالترین آرزوهای من برای رفاه شما و رفاه ملکه آرسینوئه‪ ،‬خواهرتان و فرزندانتان است‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬من نیز خوبم‪ .‬نامه شما را دریافت کردم و از نیت و تدبیر والی شما بسیار شادمانم‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬من تمام قوم را جمع کردم و آن را برایشان خواندم تا از ارادت شما به خدای ما آگاه شوند‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬من همچنین جامهایی را که فرستاده بودید‪ ،‬بیست جام طل و سی جام نقره‪ ،‬پنج جام و میز تقدیس‪ ،‬و صد وزنه نقره‬ ‫برای تقدیم قربانیها و تهیه چیزهایی که معبد به آنها نیاز دارد‪ ،‬به آنها نشان دادم‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬این هدایا را آندریاس‪ ،‬یکی از گرامیترین خدمتگزاران تو‪ ،‬و آریستئاس‪ ،‬که هر دو مردانی نیک و درستکار‪،‬‬ ‫برجسته در دانش و از هر نظر شایستهی نمایندگی اصول وال و اهداف درست تو هستند‪ ،‬برای من آوردند‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬این مردان پیام شما را به من رساندند و پاسخی مطابق با نامه شما از من دریافت کردند‪ .‬من به هر آنچه که برای‬ ‫شما سودمند باشد‪ ،‬رضایت خواهم داد‪ ،‬حتی اگر درخواست شما بسیار غیرمعمول باشد‪.‬‬ ‫‪ ۳۲‬زیرا شما از بسیاری جهات به شهروندان ما مزایای بزرگ و فراموشنشدنی عطا کردهاید‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬بنابراین‪ ،‬بیدرنگ از طرف تو‪ ،‬خواهرت‪ ،‬فرزندانت و دوستانت قربانی کردم و همه مردم دعا کردند که نقشههایت‬ ‫پیوسته موفق باشد و خدای متعال پادشاهی تو را در صلح و عزت حفظ کند و ترجمه شریعت مقدس برای تو سودمند‬ ‫باشد و با موفقیت انجام شود‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬من در حضور تمام مردم‪ ،‬از هر قبیله شش نفر از بزرگان را که مردانی نیک و درستکار بودند‪ ،‬انتخاب کردم و‬ ‫آنها را با نسخهای از شریعتمان نزد شما فرستادم‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬ای پادشاه عادل‪ ،‬اگر دستور دهید که به محض اتمام ترجمه شریعت‪ ،‬این مردان به سلمت به نزد ما بازگردند‪،‬‬ ‫لطفی در حق ما خواهید کرد‪ .‬بدرود!‬ ‫‪ ۳۶‬نامهای بزرگان از این قرار است‪ :‬از قبیله اول‪ ،‬یوسف‪ ،‬حزقیا‪ ،‬زکریا‪ ،‬یحیی‪ ،‬حزقیا‪ ،‬الیشع‪.‬‬ ‫‪ 37‬از قبیله دوم‪ ،‬یهودا‪ ،‬شمعون‪ ،‬سموئیل‪ ،‬آدائوس‪ ،‬متاتیا‪ ،‬اشلمیاس‪.‬‬ ‫‪ 38‬از قبیله سوم‪ ،‬نهمیا‪ ،‬یوسف‪ ،‬تئودوسیوس‪ ،‬بیساس‪ ،‬اورنیاس‪ ،‬داکیس‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬از قبیله چهارم‪ ،‬یوناتان‪ ،‬ابرائوس‪ ،‬الیشع‪ ،‬حنانیا‪ ،‬کبریاس‪...‬‬ ‫‪ ۴۰‬از قبیله پنجم‪ ،‬اسحاق‪ ،‬یعقوب‪ ،‬عیسی‪ ،‬شبتائوس‪ ،‬شمعون‪ ،‬لوی‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬از قبیله ششم‪ ،‬یهودا‪ ،‬یوسف‪ ،‬شمعون‪ ،‬زکریا‪ ،‬سموئیل‪ ،‬سلماس‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬از قبیله هفتم‪ ،‬شبتائوس‪ ،‬صدقیا‪ ،‬یعقوب‪ ،‬اسحاق‪ ،‬ییسیاس‪ ،‬ننتتائوس‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬از قبیله هشتم‪ ،‬تئودوسیوس‪ ،‬یاسون‪ ،‬عیسی‪ ،‬تئودوتوس‪ ،‬یوحنا‪ ،‬یوناتان‪.‬‬ ‫‪ 44‬از قبیله نهم‪ ،‬تئوفیلوس‪ ،‬ابراهیم‪ ،‬آرساموس‪ ،‬یاسون‪ ،‬اندمیاس‪ ،‬دانیال‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬از قبیله دهم‪ ،‬ارمیا‪ ،‬العازار‪ ،‬زکریا‪ ،‬بانیاس‪ ،‬الیشع‪ ،‬داتائوس‪.‬‬ ‫‪ ۴۶‬از قبیله یازدهم‪ ،‬سموئیل‪ ،‬یوسف‪ ،‬یهودا‪ ،‬یوناتس‪ ،‬خابو‪ ،‬ددسیتئوس‪.‬‬ ‫‪ ۴۷‬از قبیله دوازدهم‪ ،‬ایسائیل‪ ،‬یوحنا‪ ،‬تئودوسیوس‪ ،‬ارساموس‪ ،‬ابیطس‪ ،‬حزقیال‪.‬‬ ‫‪ ۴۸‬آنها روی هم رفته هفتاد و دو نفر بودند‪ .‬چنین بود پاسخی که العازار و دوستانش به نامه پادشاه دادند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫فصل ‪۳‬‬

‫که در آن نفیسترین و زیباترین میزی که تاکنون ساخته شده توصیف شده است‪ .‬همچنین هدایای گرانبهای دیگری نیز‬ ‫وجود دارد که با توجه به کاوشهای اخیر در مصر جالب توجه هستند‪.‬‬ ‫‪ ۱‬اکنون به وعدهام عمل میکنم و توصیفی از آثار هنری ارائه میدهم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬آنها با مهارت استثنایی ساخته شده بودند‪ ،‬زیرا پادشاه از هیچ هزینهای دریغ نمیکرد و شخصا ل بر تک تک کارگران‬ ‫نظارت داشت‪.‬‬ ‫‪ ۳‬بنابراین‪ ،‬آنها نمیتوانستند هیچ بخشی از کار را نادیده بگیرند یا آن را با سهلنگاری به پایان برسانند‪.‬‬ ‫‪ 4‬اول از همه توضیحی در مورد جدول به شما میدهم‪.‬‬‫‪ ۵‬پادشاه مشتاق بود که این اثر هنری ابعاد فوقالعاده بزرگی داشته باشد‪ ،‬و دستور داد از یهودیان آن منطقه در مورد‬ ‫اندازه میزی که از قبل در معبد اورشلیم بود‪ ،‬تحقیق کنند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و هنگامی که آنها اندازهها را شرح دادند‪ ،‬او پرسید که آیا میتواند سازهی بزرگتری بسازد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و بعضی از کاهنان و دیگر یهودیان پاسخ دادند که هیچ چیز مانع او نیست‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و او گفت که مشتاق است اندازه آن را پنج برابر کند‪ ،‬اما تردید داشت که مبادا برای مراسم معبد بیفایده باشد‪.‬‬ ‫‪ ۹‬او آرزو داشت که هدیهاش صرفا ل در معبد قرار نگیرد‪ ،‬زیرا اگر مردانی که وظیفهشان تقدیم قربانیهای مناسب بود‪،‬‬ ‫میتوانستند این کار را به طور مناسب بر روی میزی که او درست کرده بود‪ ،‬انجام دهند‪ ،‬لذت بسیار بیشتری برایش به‬ ‫ارمغان میآورد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬او گمان نمیکرد که به دلیل کمبود طل‪ ،‬میز قبلی کوچک ساخته شده باشد‪ ،‬اما گفت به نظر میرسد دلیلی وجود‬ ‫داشته که چرا در این ابعاد ساخته شده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬زیرا اگر فرمان داده شده بود‪ ،‬کمبود وسیله وجود نمیداشت‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬بنابراین‪ ،‬ما نباید از حدت مقرر تجاوز کنیم یا از آن تجاوز نماییم‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬در همان زمان‪ ،‬به آنها دستور داد تا تمام اشکال متنوع هنر را به کار گیرند‪ ،‬زیرا او مردی با والترین مفاهیم بود‬ ‫و طبیعت به او قوهی تخیل تیزی بخشیده بود که او را قادر میساخت تا ظاهری را که اثر نهایی ارائه میداد‪ ،‬تصور کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬او همچنین دستور داد که در مواردی که در کتب مقدس یهود دستورالعملی ذکر نشده است‪ ،‬همه چیز تا حد امکان‬ ‫زیبا ساخته شود‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬وقتی چنین دستورالعملهایی وضع میشد‪ ،‬میبایست مو به مو اجرا میشدند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬میز را از طلی ناب و خالص به طول دو ذراع‪ ،‬عرض یک ذراع و ارتفاع یک و نیم ذراع ساختند‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬چیزی که من توصیف میکنم‪ ،‬طلی نازکی نبود که روی پایه دیگری قرار گرفته باشد‪ ،‬بلکه کل سازه از طلی‬ ‫انبوهی بود که به هم جوش داده شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬و حاشیهای به پهنای یک وجب گرداگرد آن کشیدند‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬و حلقهای از کارهای موجدار وجود داشت که به صورت برجسته و به شکل طنابهایی که به طرز شگفتانگیزی در‬ ‫سه طرف آن ساخته شده بودند‪ ،‬حکاکی شده بود‪.‬‬ ‫ل‬ ‫‪ ۲۰‬زیرا به شکل مثلث بود و سبک کار در هر یک از اضلع دقیقا یکسان بود‪ ،‬به طوری که به هر طرف که‬ ‫برگردانده میشدند‪ ،‬ظاهری یکسان داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬از دو طرف زیر حاشیه‪ ،‬آن که به سمت میز شیب داشت‪ ،‬اثری بسیار زیبا بود‪ ،‬اما طرف بیرونی بود که نگاه‬ ‫بیننده را به خود جلب میکرد‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬حال‪ ،‬لبه بالیی دو طرف‪ ،‬که برجسته بود‪ ،‬تیز بود‪ ،‬زیرا‪ ،‬همانطور که گفتیم‪ ،‬لبه از هر زاویهای که به آن نزدیک‬ ‫میشد‪ ،‬سهضلعی بود‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬و لیههایی از سنگهای قیمتی در میان ریسمانهای برجسته روی آن قرار داشت و آنها با یک تدبیر هنری بینظیر به‬ ‫یکدیگر بافته شده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬برای امنیت‪ ،‬همه آنها با سوزنهای طلیی که در سوراخهایی در سنگها فرو رفته بودند‪ ،‬محکم شده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬از پهلوها با بستهایی به هم بسته شده بودند تا محکم بمانند‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬در بخشی از حاشیه دور میز که به سمت بال شیب داشت و به چشمها میرسید‪ ،‬طرحی از تخممرغها با سنگهای‬ ‫قیمتی تراشیده شده بود که با ظرافت تمام توسط یک قطعه پیوسته از نقش برجسته شیاردار حکاکی شده و در سراسر‬ ‫میز به هم پیوسته بود‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۲۷‬و هنرمندان زیر سنگهایی که به شکل تخممرغ چیده شده بودند‪ ،‬تاجی ساختند که از انواع میوهها تشکیل شده بود و‬ ‫در بالی آن خوشههای انگور و خوشههای ذرت‪ ،‬همچنین خرما و سیب‪ ،‬و انار و مانند آن‪ ،‬به طرز چشمگیری چیده‬ ‫شده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬این میوهها از سنگهای قیمتی‪ ،‬همرنگ خود میوهها‪ ،‬ساخته شده بودند و آنها را با نواری از طل به دور تمام‬ ‫کنارههای میز محکم کرده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬و پس از آنکه تاج میوه بر سر گذاشته شد‪ ،‬در زیر آن طرح دیگری از تخممرغ با سنگهای قیمتی و دیگر کارهای‬ ‫شیاردار و برجستهکاری شده قرار داده شد تا هر دو طرف میز‪ ،‬مطابق میل صاحبان آن‪ ،‬قابل استفاده باشند و به همین‬ ‫دلیل‪ ،‬طرح موجدار و حاشیه تا پایههای میز امتداد داده شدند‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬آنها صفحه بزرگی به ضخامت چهار انگشت ساختند و زیر تمام عرض میز نصب کردند تا پایهها در آن قرار‬ ‫گیرند و با پینهای فشاری که در سوراخهای زیر حاشیه قرار میگرفتند‪ ،‬محکم شوند‪ ،‬به طوری که هر طرف میز که‬ ‫مردم ترجیح میدادند‪ ،‬قابل استفاده بود‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬بنابراین کاملل مشخص شد که این اثر برای استفاده در هر دو صورت در نظر گرفته شده بود‪.‬‬ ‫«مئاندر» را حکاکی کردند که در وسط آن سنگهای قیمتی‪ ،‬یاقوت و زمرد و همچنین عقیق و‬ ‫‪ ۳۲‬روی خود میز‪ ،‬نقش ی‬ ‫بسیاری از انواع دیگر سنگها که از زیبایی بینظیری برخوردارند‪ ،‬خودنمایی میکردند‪.‬‬ ‫«مئاندر» یک قطعه شبکه شگفتانگیز قرار داده شده بود که مرکز میز را به شکل لوزی جلوه میداد و‬ ‫‪ ۳۳‬و در کنار ی‬ ‫روی آن‪ ،‬چنانکه میگویند‪ ،‬بلور و کهربا کار شده بود که تأثیر بینظیری بر بینندگان میگذاشت‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬پایههای میز را با سرهایی مانند سر سوسن ساختند‪ ،‬به طوری که مانند سوسنهایی به نظر میرسیدند که زیر میز خم‬ ‫شدهاند‪ ،‬و قسمتهایی که قابل مشاهده بودند‪ ،‬نمایانگر برگهایی بودند که به صورت عمودی ایستاده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬پای هه پا روی زمین از یاقوت سرخ بود و دور تا دور آن به پهنای یک دست ارتفاع داشت‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬شبیه کفش بود و هشت انگشت عرض داشت‪.‬‬ ‫‪ ۳۷‬تمام پهنای پا بر روی آن قرار داشت‪.‬‬ ‫‪ ۳۸‬و پا را مانند پیچکی که از سنگ روییده‪ ،‬با آکانتوس در هم تنیده و با تاکی احاطه کرده بودند‪ ،‬ساختند که آن را با‬ ‫خوشههای انگور که با سنگ تراشیده شده بودند‪ ،‬تا بالی پا احاطه کرده بود‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬هر چهار پایه به یک سبک ساخته شده بودند و همه چیز چنان ماهرانه ساخته و نصب شده بود و چنان مهارت و‬ ‫دانش چشمگیری صرف ساختن آن مطابق با طبیعت شده بود که وقتی هوا با وزش باد تکان میخورد‪ ،‬برگها به حرکت‬ ‫در میآمدند و همه چیز طوری ساخته شده بود که با واقعیت واقعی که نشان میدادند‪ ،‬مطابقت داشته باشد‪.‬‬ ‫‪ ۴۰‬و روی میز را مانند یک سهلتی از سه قسمت ساختند و آنها را با استفاده از برآمدگیهایی در تمام عرض کار‪ ،‬چنان‬ ‫به هم متصل و جفت کردند که محل اتصال بندها دیده یا حتی کشف نمیشد‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬ضخامت میز کمتر از نیم ذراع نبود‪ ،‬بنابراین کل کار باید چندین قنطار هزینه داشته باشد‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬زیرا از آنجایی که پادشاه نمیخواست بر اندازه آن بیفزاید‪ ،‬همان مبلغی را که برای بزرگتر کردن میز لزم بود‪،‬‬ ‫صرف جزئیات آن کرد‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬و همه چیز مطابق نقشه او‪ ،‬به شیوهای بسیار شگفتانگیز و چشمگیر‪ ،‬با هنری بینظیر و زیبایی بینظیر‪ ،‬به پایان‬ ‫رسید‪.‬‬ ‫‪ ۴۴‬از کاسههای مخلوطکن‪ ،‬دو تا از طل ساخته شده بودند و از پایه تا وسط با نقش برجستههایی به شکل فلس‬ ‫کندهکاری شده بودند و بین فلسها با مهارت هنری زیادی سنگهای قیمتی کار گذاشته شده بود‪.‬‬ ‫«مئاندر»ی به ارتفاع یک ذراع وجود داشت که سطح آن از سنگهای قیمتی رنگارنگ ساخته شده بود و‬ ‫‪ ۴۵‬سپس ی‬ ‫جلوهای از هنر و زیبایی فراوان را به نمایش میگذاشت‪.‬‬ ‫‪ ۴۶‬روی این‪ ،‬یک موزاییک به شکل لوزی کار شده بود که ظاهری شبکهای داشت و تا لبه میرسید‪.‬‬ ‫‪ ۴۷‬در وسط‪ ،‬سپرهای کوچکی که از سنگهای قیمتی مختلف ساخته شده بودند و به طور متناوب و از جنسهای مختلف‪،‬‬ ‫به پهنای نه کمتر از چهار انگشت‪ ،‬قرار داده شده بودند‪ ،‬زیبایی ظاهری آنها را دو چندان میکردند‪.‬‬ ‫‪ ۴۸‬بر بالی لبه‪ ،‬تزیینی از سوسنهای شکوفا شده وجود داشت و خوشههای انگور در هم تنیده‪ ،‬گرداگرد آن کندهکاری‬ ‫شده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۴۹‬پس ساختمان جامهای طلیی چنین بود‪ ،‬و هر کدام بیش از دو فیرکین گنجایش داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۵۰‬کاسههای نقرهای سطحی صاف داشتند و به طرز شگفتانگیزی ساخته شده بودند‪ ،‬گویی برای آینه ساخته شدهاند‪،‬‬ ‫به طوری که هر چیزی که به آنها نزدیک میشد‪ ،‬حتی واضحتر از آینهها منعکس میشد‪.‬‬ ‫‪ ۵۱‬اما توصیف تأثیر واقعی که این آثار هنری پس از اتمام بر ذهن ایجاد کردند‪ ،‬غیرممکن است‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۵۲‬زیرا وقتی این ظروف تکمیل شدند و کنار هم قرار گرفتند‪ ،‬ابتدا یک کاسه نقرهای و سپس یک کاسه طلیی‪ ،‬سپس‬ ‫یک کاسه نقرهای دیگر و بعد یک کاسه طلیی دیگر‪ ،‬ظاهری که ارائه دادند کاملل غیرقابل توصیف است و کسانی که‬ ‫برای دیدن آنها آمدند نتوانستند خود را از آن منظره درخشان و منظره مسحورکننده جدا کنند‪.‬‬ ‫‪ ۵۳‬تأثیراتی که این نمایش ایجاد کرد‪ ،‬از نوع مختلف بود‪.‬‬ ‫‪ ۵۴‬هنگامی که مردم به ظروف طلیی نگاه میکردند و ذهنشان به بررسی کامل هر جزئیات ساخت آنها میپرداخت‪،‬‬ ‫روحشان از شگفتی به وجد میآمد‪.‬‬ ‫‪ ۵۵‬دوباره وقتی مردی میخواست نگاهش را به ظروف نقرهای که در مقابلش قرار داشتند معطوف کند‪ ،‬به نظر‬ ‫میرسید همه چیز در اطراف مکانی که او ایستاده بود‪ ،‬با نور میدرخشید و لذت بیشتری را برای بینندگان فراهم میکرد‪.‬‬ ‫‪ ۵۶‬به طوری که واقعا ل توصیف زیبایی هنری آثار غیرممکن است‪.‬‬ ‫‪ ۵۷‬در مرکز جامهای طلیی‪ ،‬حلقههای گل تاک حکاکی کردند‪.‬‬ ‫‪ ۵۸‬و دور لبهها‪ ،‬حلقهای از پیچک و مورد و زیتون را به صورت برجسته بافتند و سنگهای قیمتی در آن قرار دادند‪.‬‬ ‫‪ ۵۹‬بخشهای دیگر نقشبرجسته را با الگوهای متفاوتی ساختند‪ ،‬زیرا افتخارشان این بود که همه چیز را به شیوهای‬ ‫شایستهی جلل و شکوه پادشاه تکمیل کنند‪.‬‬ ‫‪ ۶۰‬در یک کلم میتوان گفت که نه در خزانه پادشاه و نه در هیچ خزانه دیگری‪ ،‬هیچ اثری وجود نداشت که از نظر‬ ‫ارزش یا مهارت هنری با اینها برابری کند‪.‬‬ ‫‪ ۶۱‬زیرا پادشاه به آنها توجه زیادی داشت‪ ،‬زیرا دوست داشت به خاطر تعالی طرحهایش به افتخار دست یابد‪.‬‬ ‫‪ ۶۲‬زیرا اغلب اوقات از کارهای رسمی خود غافل میشد و وقت خود را با هنرمندان میگذراند‪ ،‬با این نگرانی که آنها‬ ‫همه چیز را به شیوهای شایستهی مکانی که هدایا به آنجا فرستاده میشد‪ ،‬تکمیل کنند‪.‬‬ ‫‪ ۶۳‬بنابراین همه چیز در مقیاسی بزرگ‪ ،‬به شیوهای شایستهی پادشاهی که هدایا را فرستاده بود و کاهن اعظم که حاکم‬ ‫آن سرزمین بود‪ ،‬انجام شد‪.‬‬ ‫‪ ۶۴‬از سنگهای قیمتی کم نبود‪ ،‬زیرا کمتر از پنج هزار سنگ به کار نرفته بود و همه آنها بزرگ بودند‪.‬‬ ‫‪ ۶۵‬استثناییترین مهارت هنری به کار گرفته شد‪ ،‬به طوری که هزینه سنگها و کار پنج برابر بیشتر از طل بود‪.‬‬ ‫فصل ‪۴‬‬

‫جزئیات واضح قربانی‪ .‬دقت بیچون و چرای کاهنان قابل توجه است‪ .‬یک عیاشی وحشیانه‪ .‬توصیفی از معبد و‬ ‫تأسیسات آبرسانی آن‪.‬‬ ‫‪ ۱‬من این توصیف از هدایا را به شما دادم چون فکر کردم لزم است‪.‬‬ ‫‪ ۲‬نکته بعدی در روایت‪ ،‬شرح سفر ما به الیعازر است‪ ،‬اما قبل از هر چیز‪ ،‬شرحی از کل کشور را برای شما بیان‬ ‫میکنم‪.‬‬ ‫‪ ۳‬وقتی به سرزمین یهودیان رسیدیم‪ ،‬شهر را در وسط تمام یهودیه‪ ،‬بر فراز کوهی بسیار مرتفع دیدیم‪.‬‬ ‫‪ ۴‬معبد با تمام شکوه و جللش بر فراز قله ساخته شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۵‬آن را سه دیوار به ارتفاع بیش از هفتاد ذراع و طول و عرضی مطابق با ساختار عمارت احاطه کرده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬تمام ساختمانها با شکوه و هزینهای کاملل بیسابقه مشخص میشدند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬کاملل واضح بود که از هیچ هزینهای برای در و بستهایی که آن را به ستونهای در متصل میکرد‪ ،‬و همچنین برای‬ ‫استحکام نعل درگاه‪ ،‬دریغ نشده بود‪.‬‬ ‫‪ ۸‬سبک پرده نیز کاملل متناسب با سبک ورودی بود‪.‬‬ ‫‪ ۹‬پارچهی آن به دلیل وزش باد دائما ل در حرکت بود و از آنجا که این حرکت از پایین منتقل میشد و پرده تا بالترین حد‬ ‫خود بیرون زده بود‪ ،‬منظرهی دلپذیری ایجاد میکرد که به سختی میشد از آن چشم پوشید‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬ساخت قربانگاه با خود مکان و با قربانیهای سوختنی که بر روی آن با آتش سوزانده میشدند‪ ،‬سازگار بود و‬ ‫رویکرد به آن نیز در مقیاسی مشابه بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬شیب ملیمی به سمت بال وجود داشت که به طور مناسبی برای رعایت ادب و نزاکت چیده شده بود‪ ،‬و کاهنان‬ ‫خدمتگزار جامههای کتانی تا مچ پا به تن داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬معبد رو به شرق و پشت آن به سمت غرب است‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬تمام کف آن با سنگ فرش شده و به سمت مکانهای تعیینشده شیب دارد تا آب برای شستن خون قربانیها آورده شود‪،‬‬ ‫زیرا هزاران حیوان در روزهای جشن در آنجا قربانی میشوند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۴‬و منبع بیپایانی از آب وجود دارد‪ ،‬زیرا چشمه طبیعی فراوانی از درون محوطه معبد میجوشد‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬علوه بر این‪ ،‬همانطور که آنها به من اشاره کردند‪ ،‬در زیر زمین‪ ،‬مخازن شگفتانگیز و غیرقابل توصیفی به‬ ‫فاصله پنج فرسخ در اطراف محل معبد وجود دارد و هر یک از آنها دارای لولههای بیشماری است‪ ،‬به طوری که‬ ‫جویبارهای مختلف به هم میرسند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬و همه اینها از پایین و از دیوارههای جانبی با سرب محکم شده بودند‪ ،‬و روی آنها مقدار زیادی گچ پاشیده شده بود‪،‬‬ ‫و هر قسمت از کار با نهایت دقت انجام شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬در پایین قربانگاه‪ ،‬روزنههای زیادی برای آب وجود دارد که برای همه‪ ،‬به جز کسانی که در مراسم مذهبی شرکت‬ ‫میکنند‪ ،‬نامرئی است‪ ،‬به طوری که تمام خون قربانیها که به مقدار زیاد جمعآوری میشود‪ ،‬در یک چشم به هم زدن‬ ‫شسته میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬این نظر من در مورد ویژگی مخازن است و اکنون به شما نشان خواهم داد که چگونه این نظر تأیید شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬آنها مرا بیش از چهار فرسخ (حدود چهار مایل) بیرون از شهر بردند و از من خواستند که به نقطهای خاص خیره‬ ‫شوم و به صدای برخورد آبها گوش دهم‪ ،‬به طوری که همانطور که قبلل اشاره شد‪ ،‬بزرگی مخازن آب بر من آشکار‬ ‫شد‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬خدمت کاهنان از هر نظر بینظیر است‪ ،‬چه از نظر استقامت جسمانی و چه از نظر خدمت منظم و بیسروصدا‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬زیرا همه آنها خودجوش کار میکنند‪ ،‬هرچند مستلزم تلش بسیار و دردناکی است‪ ،‬و به هر یک وظیفه خاصی‬ ‫محول شده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬مراسم بدون وقفه انجام میشود ‪ --‬برخی هیزم‪ ،‬برخی روغن‪ ،‬برخی آرد گندم مرغوب‪ ،‬برخی ادویهجات را تهیه‬ ‫میکنند؛ برخی دیگر نیز تکههای گوشت را برای قربانی سوختنی میآورند و درجهای از قدرت شگفتانگیز را به نمایش‬ ‫میگذارند‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬زیرا آنها با هر دو دست‪ ،‬اعضای یک گوساله را که هر کدام بیش از دو وزنه وزن دارند‪ ،‬برمیدارند و آنها را با‬ ‫هر دست به طرز شگفتانگیزی به بالی قربانگاه پرتاب میکنند و هرگز از قرار دادن آنها در جای مناسب غافل‬ ‫نمیشوند‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬به همین ترتیب‪ ،‬تکههای گوسفند و بز هم از نظر وزن و هم از نظر فربهی فوقالعاده هستند‪.‬‬ ‫ل‬ ‫‪ ۲۵‬زیرا کسانی که کارشان این است‪ ،‬همیشه حیواناتی را انتخاب میکنند که بیعیب و نقص و مخصوصا چاق باشند‪ ،‬و‬ ‫بدین ترتیب قربانیای که شرح دادم‪ ،‬انجام میشود‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬مکانی مخصوص برای استراحت ایشان در نظر گرفته شده است‪ ،‬جایی که کسانی که از خدمت معاف میشوند‪،‬‬ ‫مینشینند‪.‬‬ ‫ل‬ ‫‪ ۲۷‬وقتی این اتفاق میافتد‪ ،‬کسانی که قبل استراحت کردهاند و آمادهاند تا وظایف خود را از سر بگیرند‪ ،‬خود به خود‬ ‫برمیخیزند‪ ،‬زیرا کسی نیست که در مورد ترتیب قربانیها دستور دهد‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬سکوت مطلق حکمفرماست‪ ،‬به طوری که میتوان تصور کرد حتی یک نفر هم حضور نداشته است‪ ،‬اگرچه در‬ ‫واقع هفتصد مرد مشغول کار هستند‪ ،‬علوه بر تعداد بیشماری که در حال آوردن قربانیها هستند‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬همه چیز با احترام و به شیوهای شایستهی خدای بزرگ انجام میشود‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬وقتی العازار را در حال انجام خدمت دیدیم‪ ،‬از طرز لباس پوشیدنش و شکوه و جلل ظاهریاش که از ردایی که‬ ‫پوشیده بود و سنگهای قیمتی که بر تن داشت آشکار بود‪ ،‬بسیار شگفتزده شدیم‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬زنگولههای طلیی روی لباسش بود که تا پاهایش میرسید و آهنگ خاصی داشت و در دو طرف آنها انارهایی با‬ ‫گلهای رنگارنگ و خوشرنگ قرار داشت‪.‬‬ ‫‪ ۳۲‬کمربندی زیبا و چشمگیر بر کمر او بسته شده بود که با زیباترین رنگها بافته شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬او بر سینهاش‪ ،‬چنانکه گفته میشود‪ ،‬کلم خدا را حمل میکرد که بر آن دوازده سنگ از انواع مختلف‪ ،‬با طل به هم‬ ‫متصل شده بودند و حاوی نامهای رهبران قبایل‪ ،‬طبق ترتیب اولیهشان بودند و هر کدام به شیوهای وصفناپذیر رنگ‬ ‫خاص خود را داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬او بر سر خود‪ ،‬چنانکه گفته میشود‪ ،‬تاجی داشت و بر روی آن‪ ،‬در وسط پیشانیاش‪ ،‬عمامهای بینظیر قرار داشت‪،‬‬ ‫و دیهیم سلطنتی پر از جلل با نام خدا که با حروف مقدس بر روی صفحهای از طل حک شده بود‪ ...‬شایستهی پوشیدن‬ ‫این نشانها در مراسم مذهبی تشخیص داده شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬حضور آنها چنان حیرت و سردرگمی ذهنی ایجاد میکرد که گویی به حضور مردی از دنیای دیگری آمده است‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬من اطمینان دارم که هر کسی که در نمایشی که توصیف کردم شرکت کند‪ ،‬سرشار از حیرت و شگفتی وصفناپذیر‬ ‫خواهد شد و با فکر تقدسی که به هر جزئیات این مراسم پیوسته است‪ ،‬عمیقا ل در ذهنش تحت تأثیر قرار خواهد گرفت‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۳۷‬اما برای اینکه بتوانیم اطلعات کاملی کسب کنیم‪ ،‬به قله قلعه مجاور صعود کردیم و به اطراف خود نگاه کردیم‪.‬‬ ‫‪ ۳۸‬این بنا در مکانی بسیار مرتفع واقع شده و با برجهای بسیاری که تا قله از سنگهای عظیم ساخته شدهاند‪ ،‬مستحکم‬ ‫شده است‪ ،‬به طوری که به ما اطلع داده شده است‪ ،‬هدف از ساخت این برجها‪ ،‬محافظت از محوطه معبد بوده است‪،‬‬ ‫به طوری که اگر حملهای یا شورشی یا یورشی از سوی دشمن رخ دهد‪ ،‬هیچ کس نتواند به زور وارد دیوارهای‬ ‫اطراف معبد شود‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬بر روی برجهای ارگ‪ ،‬ادوات جنگی و انواع ماشینآلت قرار داده شده بود و موقعیت آن بسیار بالتر از دایره‬ ‫دیوارهایی بود که به آنها اشاره کردم‪.‬‬ ‫‪ ۴۰‬برجها نیز توسط مردان بسیار معتمدی محافظت میشدند که نهایت وفاداری خود را به کشورشان ثابت کرده بودند‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬این مردان هرگز اجازه نداشتند ارگ را ترک کنند‪ ،‬مگر در روزهای جشن و آن هم فقط به صورت دسته جمعی‪ ،‬و‬ ‫به هیچ غریبهای اجازه ورود به آن را نمیدادند‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬آنها همچنین وقتی فرمانی از افسر ارشد میآمد‪ ،‬بسیار محتاط بودند که هر بازدیدکنندهای را برای بازرسی از محل‬ ‫بپذیرند‪ ،‬همانطور که تجربه خودمان به ما آموخته بود‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬آنها با اینکه ما فقط دو مرد غیرمسلح بودیم‪ ،‬از پذیرفتن ما برای تماشای قربانیها اکراه داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۴۴‬و آنها اظهار داشتند که هنگام سپردن امانت به آنها‪ ،‬ملزم به سوگند هستند‪ ،‬زیرا همه آنها سوگند یاد کرده بودند و‬ ‫موظف بودند سوگند را مو به مو اجرا کنند‪ ،‬که اگرچه تعدادشان پانصد نفر بود‪ ،‬اجازه ندهند بیش از پنج نفر همزمان‬ ‫وارد شوند‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬ارگ‪ ،‬محافظ ویژه معبد بود و بنیانگذار آن‪ ،‬آن را چنان مستحکم ساخته بود که میتوانست به طور مؤثر از آن‬ ‫محافظت کند‪.‬‬ ‫فصل ‪۵‬‬

‫توصیفی از شهر و روستا‪ .‬آیه ‪ ۱۱‬را با شرایط امروز مقایسه کنید‪ .‬آیات ‪ ۴۱-۸۹‬نشان میدهد که پیشینیان چگونه یک‬ ‫دانشمند و یک جنتلمن را ارزیابی میکردند‪.‬‬ ‫‪ -۱‬وسعت شهر در حد متوسط است‪.‬‬ ‫‪ ۲‬تا جایی که میتوان حدس زد‪ ،‬محیط آن حدود چهل فرسخ است‪.‬‬ ‫‪ ۳‬برجهای آن به شکل یک تئاتر چیده شدهاند و خیابانهای فرعی از بین آنها عبور میکنند‪ ،‬اکنون تقاطع برجهای پایینی‬ ‫قابل مشاهده است‪ ،‬اما تقاطع برجهای بالیی بیشتر مورد بازدید قرار میگیرد‪.‬‬ ‫‪ ۴‬زیرا زمین بال میرود‪ ،‬زیرا شهر بر کوهی بنا شده است‪.‬‬ ‫‪ ۵‬همچنین پلههایی وجود دارد که به چهارراه منتهی میشود و برخی از مردم همیشه از آن بال میروند و برخی دیگر‬ ‫پایین میآیند و آنها در جاده تا حد امکان از یکدیگر فاصله میگیرند به خاطر کسانی که به قوانین طهارت پایبند هستند‪،‬‬ ‫مبادا چیزی را که حرام است لمس کنند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬بیدلیل نبود که بنیانگذاران اصلی شهر‪ ،‬آن را با تناسبات لزم ساختند‪ ،‬زیرا آنها در مورد آنچه مورد نیاز بود‪ ،‬بینش‬ ‫روشنی داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬زیرا این سرزمین پهناور و زیباست‪.‬‬ ‫‪ ۸‬برخی از بخشهای آن‪ ،‬به ویژه مناطقی که به سامره تعلق دارند و با سرزمین ادومیها هممرز هستند‪ ،‬هموار هستند‪.‬‬ ‫بخشهای دیگر کوهستانی هستند‪ ،‬به ویژه مناطقی که به سرزمین یهودیه متصل هستند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬بنابراین‪ ،‬مردم موظفند خود را وقف کشاورزی و کشت خاک کنند تا از این طریق بتوانند محصولت فراوانی داشته‬ ‫باشند‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬به این ترتیب‪ ،‬کشت و زرع از هر نوع ادامه مییابد و محصول فراوانی در سراسر سرزمین مذکور برداشت‬ ‫میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬شهرهایی که بزرگ هستند و از رفاه نسبی برخوردارند‪ ،‬پرجمعیتاند‪ ،‬اما مناطق روستایی را نادیده میگیرند‪ ،‬زیرا‬ ‫همه انسانها به زندگی لذتجویانه گرایش دارند‪ ،‬زیرا هر کسی گرایش طبیعی به دنبال لذت بردن دارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬همین اتفاق در اسکندریه نیز رخ داد‪ ،‬شهری که از نظر وسعت و رفاه از همه شهرها برتر است‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬روستاییان با مهاجرت از مناطق روستایی و سکونت در شهر‪ ،‬کشاورزی را بیاعتبار کردند؛ بنابراین‪ ،‬برای‬ ‫جلوگیری از سکونت آنها در شهر‪ ،‬پادشاه دستور داد که آنها بیش از بیست روز در شهر نمانند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۴‬و به همین ترتیب‪ ،‬به قضات کتبا ل دستور داد که اگر لزم باشد علیه کسی که در آن روستا زندگی میکند‪ ،‬احضاریه‬ ‫صادر شود‪ ،‬باید ظرف پنج روز به این امر رسیدگی شود‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬و از آنجا که این موضوع را بسیار مهم میدانست‪ ،‬برای هر منطقه مأموران حقوقی به همراه دستیارانشان منصوب‬ ‫کرد تا کشاورزان و وکلیشان به خاطر منافع تجاری‪ ،‬انبارهای شهر را‪ ،‬منظورم از محصولت کشاورزی‪ ،‬خالی‬ ‫نکنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬من این انحراف از بحث را مجاز دانستم زیرا این الیعازر بود که با وضوح کامل به نکاتی که ذکر شد اشاره کرد‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬زیرا نیروی عظیمی است که آنها برای شخم زدن زمین صرف میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬زیرا این زمین پوشیده از انبوه درختان زیتون‪ ،‬غلت و حبوبات‪ ،‬و تاکستان است و عسل فراوان دارد‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬انواع دیگر درختان میوه و خرما در مقایسه با اینها به حساب نمیآیند‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬در آنجا انواع گاو و گوسفند به وفور یافت میشود و مراتع غنی برای آنها وجود دارد‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬بنابراین‪ ،‬آنها به درستی تشخیص میدهند که مناطق روستایی به جمعیت زیادی نیاز دارند و روابط بین شهر و‬ ‫روستاها به درستی تنظیم شده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬اعراب مقدار زیادی ادویه و سنگهای قیمتی و طل به این کشور میآورند‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬زیرا این کشور نه تنها برای کشاورزی‪ ،‬بلکه برای تجارت نیز به خوبی سازگار است‪ ،‬و شهر از نظر هنر غنی‬ ‫است و هیچ یک از کالهایی را که از طریق دریا آورده میشود‪ ،‬کم ندارد‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬این شهر دارای بنادر بسیار مناسب و جاداری در عسقلن‪ ،‬یافا و غزه و همچنین در بطلمیوس است که توسط‬ ‫پادشاه تأسیس شده و در مقایسه با سایر مکانهای نام برده شده‪ ،‬موقعیتی مرکزی دارد و از هیچ یک از آنها فاصله‬ ‫چندانی ندارد‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬این کشور همه چیز را به وفور تولید میکند‪ ،‬زیرا از همه جهات به خوبی آبیاری میشود و از طوفانها به خوبی در‬ ‫امان است‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬رود اردن‪ ،‬چنانکه نامیده میشود‪ ،‬که هرگز خشک نمیشود‪ ،‬از میان این سرزمین جاری است‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬در ابتدا این کشور کمتر از ‪ ۶۰‬میلیون هکتار مساحت نداشت ‪ -‬هرچند بعدها مردمان همسایه به آن حمله کردند ‪ -‬و‬ ‫‪ ۶۰۰۰۰۰‬مرد در مزارعی به مساحت هر کدام صد هکتار در آن ساکن بودند‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬این رودخانه مانند نیل در زمان برداشت محصول طغیان میکند و بخش بزرگی از زمین را آبیاری میکند‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬در نزدیکی ناحیهای که متعلق به مردم بطلمیوس است‪ ،‬این رودخانه به رودخانه دیگری میریزد و آن به دریا‬ ‫میریزد‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬دیگر سیلبهای کوهستانی‪ ،‬چنانکه نامیده میشوند‪ ،‬به دشت سرازیر میشوند و بخشهایی از غزه و ناحیه اشدود را‬ ‫در بر میگیرند‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬این کشور با حصاری طبیعی احاطه شده است و حمله به آن بسیار دشوار است و به دلیل گذرگاههای باریک‪،‬‬ ‫پرتگاههای مشرف به دریا و درههای عمیق و ویژگی ناهموار مناطق کوهستانی که تمام سرزمین را احاطه کردهاند‪،‬‬ ‫نمیتوان با نیروهای بزرگ به آن حمله کرد‪.‬‬ ‫‪ ۳۲‬به ما گفته شده بود که قبلل از کوههای مجاور عربستان‪ ،‬مس و آهن به دست میآمد‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬با این حال‪ ،‬این امر در زمان حکومت پارسیان متوقف شد‪ ،‬زیرا مقامات وقت گزارش دروغینی مبنی بر بیفایده و‬ ‫پرهزینه بودن کار در معادن در خارج از کشور پخش کردند تا از نابودی کشورشان توسط استخراج معادن در این‬ ‫مناطق و احتمالل از دست رفتن آن به دلیل حکومت پارسیان جلوگیری کنند‪ ،‬زیرا با کمک این گزارش دروغین‪،‬‬ ‫بهانهای برای ورود به این منطقه پیدا کردند‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬برادر عزیزم فیلوکراتس‪ ،‬اکنون تمام اطلعات ضروری در این مورد را به طور خلصه در اختیار شما قرار‬ ‫دادهام‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬کار ترجمه را در ادامه شرح خواهم داد‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬کاهن اعظم مردانی را با بهترین شخصیت و والترین فرهنگ‪ ،‬همانطور که از نسب شریفشان انتظار میرود‪،‬‬ ‫انتخاب کرد‪.‬‬ ‫‪ ۳۷‬آنها مردانی بودند که نه تنها در ادبیات یهود تبحر یافته بودند‪ ،‬بلکه ادبیات یونانی را نیز با دقت فراوان مطالعه‬ ‫کرده بودند‪.‬‬ ‫‪ 38‬بنابراین‪ ،‬آنها به طور ویژه برای خدمت در سفارتخانهها واجد شرایط بودند و هر زمان که لزم بود‪ ،‬این وظیفه را‬ ‫بر عهده میگرفتند‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬آنها از امکانات زیادی برای برگزاری کنفرانسها و بحث در مورد مشکلت مربوط به قانون برخوردار بودند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۴۰‬آنها راه میانه را برگزیدند ‪ --‬و این همیشه بهترین راه برای دنبال کردن است‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬آنها از رفتار خشن و ناهنجار دست کشیدند‪ ،‬اما کاملل از غرور به دور بودند و هرگز خود را برتر از دیگران‬ ‫نمیدانستند‪ ،‬و در گفتگو آماده بودند تا به هر سؤالی گوش دهند و پاسخ مناسبی بدهند‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬و همه آنها این قانون را با دقت رعایت میکردند و بیش از هر چیز دیگری مشتاق بودند که در رعایت آن از‬ ‫یکدیگر پیشی بگیرند و همه آنها شایسته رهبر خود و فضیلت او بودند‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬و میشد دید که آنها چقدر العازار را دوست داشتند‪ ،‬از روی بیمیلیشان به جدا شدن از او‪ ،‬و اینکه او چقدر آنها را‬ ‫دوست داشت‪.‬‬ ‫‪ ۴۴‬گذشته از نامهای که در مورد بازگشت سالم آنها به پادشاه نوشت‪ ،‬از آندریاس نیز صمیمانه التماس کرد که برای‬ ‫همین هدف تلش کند و از من نیز خواست که تا حد توان خود به او کمک کنم‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬و اگرچه ما قول دادیم که نهایت توجه خود را به این موضوع معطوف کنیم‪ ،‬او گفت که هنوز بسیار پریشان است‪،‬‬ ‫زیرا میدانست که پادشاه به دلیل حسن خلق خود‪ ،‬هر زمان که از مردی که از نظر فرهنگ و خرد از همنوعان خود‬ ‫برتر است‪ ،‬میشنود‪ ،‬احضار او را به دربار خود‪ ،‬بالترین امتیاز خود میداند‪.‬‬ ‫‪ ۴۶‬زیرا من از او سخن نیکویی شنیدهام‪ ،‬به این مضمون که با گرد هم آوردن مردان عادل و دوراندیش در اطراف‬ ‫خود‪ ،‬بیشترین حمایت را برای پادشاهی خود فراهم خواهد کرد‪ ،‬زیرا چنین دوستانی بیدریغ سودمندترین توصیهها را‬ ‫به او خواهند داد‪.‬‬ ‫‪ ۴۷‬و مردانی که اکنون توسط العازار نزد او فرستاده میشدند‪ ،‬بدون شک دارای این ویژگیها بودند‪.‬‬ ‫‪ ۴۸‬و او بارها سوگند یاد میکرد که اگر صرفا ل منافع شخصی خودش انگیزهی این کار بود‪ ،‬هرگز اجازه نمیداد مردان‬ ‫بروند ‪ -‬اما برای منفعت عمومی همه شهروندان بود که آنها را میفرستاد‪.‬‬ ‫‪ ۴۹‬زیرا‪ ،‬او توضیح داد که زندگی خوب شامل رعایت احکام شریعت است‪ ،‬و این هدف بسیار بیشتر از طریق شنیدن‬ ‫حاصل میشود تا خواندن‪.‬‬ ‫‪ ۵۰‬از این گفته و گفتههای مشابه دیگر‪ ،‬احساسات او نسبت به آنها آشکار بود‪.‬‬ ‫فصل ‪۶‬‬ ‫توضیحاتی در مورد آداب و رسوم مردم که نشان میدهد منظور از کلمه «نجس» چیست‪ .‬جوهر و منشأ «باور به خدا‪».‬‬ ‫آیات ‪ ۴۴-۴۸‬توصیفی زیبا از الوهیت فیزیولوژی ارائه میدهند‪.‬‬ ‫‪ .۱‬شایسته است به اختصار به اطلعاتی که او در پاسخ به سؤالت ما ارائه داد‪ ،‬اشاره کنیم‪.‬‬ ‫‪ ۲‬زیرا گمان میکنم که بیشتر مردم نسبت به برخی از احکام شریعت‪ ،‬به ویژه آنهایی که مربوط به گوشتها و نوشیدنیها‬ ‫و حیواناتی است که نجس شناخته شدهاند‪ ،‬کنجکاوی نشان میدهند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬وقتی پرسیدیم که چرا‪ ،‬با وجود اینکه فقط یک نوع خلقت وجود دارد‪ ،‬برخی از حیوانات برای خوردن نجس و‬ ‫برخی دیگر حتی برای لمس کردن نجس تلقی میشوند (زیرا اگرچه قانون در بیشتر موارد دقیق است‪ ،‬اما به ویژه در‬ ‫مورد چنین مواردی دقیق است) او پاسخ خود را اینگونه آغاز کرد‪:‬‬ ‫‪ ۴‬او گفت« ‪:‬میبینی که شیوههای زندگی و معاشرتهای ما چه تأثیری بر ما میگذارند؛ انسانها با معاشرت با بدکاران‪،‬‬ ‫گرفتار انحرافات خود میشوند و در طول زندگی خود بدبخت میشوند؛ اما اگر با خردمندان و خردمندان زندگی کنند‪،‬‬ ‫وسیلهای برای فرار از جهل و اصلح زندگی خود پیدا میکنند»‪.‬‬ ‫ل‬ ‫‪ ۵‬قانونگذار ما پیش از هر چیز اصول تقوا و پارسایی را وضع کرد و آنها را نکته به نکته‪ ،‬نه صرفا با ممنوعیتها‪،‬‬ ‫بلکه با استفاده از مثالها‪ ،‬و با نشان دادن اثرات زیانبار گناه و مجازاتهای اعمالشده توسط خداوند بر گناهکاران‪ ،‬القا‬ ‫نمود‪.‬‬ ‫‪ ۶‬زیرا او پیش از هر چیز ثابت کرد که تنها یک خدا وجود دارد و قدرت او در سراسر کیهان آشکار است‪ ،‬زیرا هر‬ ‫مکانی مملو از حاکمیت اوست و هیچ یک از کارهایی که انسانها در نهان بر روی زمین انجام میدهند‪ ،‬از دانش او‬ ‫پنهان نمیماند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬زیرا هر آنچه انسان انجام میدهد و هر آنچه در آینده رخ خواهد داد‪ ،‬بر او آشکار است‪.‬‬ ‫‪ ۸‬او با بررسی دقیق این حقایق و روشن کردن آنها‪ ،‬نشان داد که حتی اگر کسی به انجام کار شری فکر کند ‪ -‬چه رسد‬ ‫به انجام آن ‪ -‬از لو رفتن در امان نخواهد ماند‪ ،‬زیرا او روشن کرد که قدرت خدا در کل شریعت جاری است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬او با شروع از نقطه شروع خود‪ ،‬نشان داد که همه بشریت به جز ما به وجود خدایان متعدد اعتقاد دارند‪ ،‬اگرچه خود‬ ‫آنها بسیار قدرتمندتر از موجوداتی هستند که بیهوده آنها را میپرستند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۰‬زیرا وقتی مجسمههایی از سنگ و چوب میسازند‪ ،‬میگویند که اینها تصاویر کسانی هستند که چیزی مفید برای‬ ‫زندگی اختراع کردهاند و آنها را میپرستند‪ ،‬با اینکه دلیل روشنی دارند که هیچ احساسی ندارند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬زیرا کاملل احمقانه خواهد بود که گمان کنیم کسی به واسطه اختراعاتش خدا شده است‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬زیرا مخترعان صرفا ل اشیاء خاصی را که از قبل ساخته شده بودند‪ ،‬برداشتند و با ترکیب آنها با یکدیگر‪ ،‬نشان دادند‬ ‫که آنها کاربرد جدیدی دارند‪ :‬آنها خودشان جوهر آن چیز را خلق نکردهاند‪ ،‬و بنابراین بیهوده و احمقانه است که مردم‬ ‫از انسانهایی مانند خودشان خدایان بسازند‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬زیرا در زمان ما بسیاری هستند که بسیار مبتکرتر و بسیار دانشمندتر از مردان روزگاران پیشین هستند که به‬ ‫الوهیت رسیدهاند‪ ،‬اما هرگز حاضر به پرستش آنها نمیشوند‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬سازندگان و نویسندگان این افسانهها خود را خردمندترین یونانیان میدانند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬چه نیازی است که از دیگر مردمان شیفته‪ ،‬مصریان و مانند آنها‪ ،‬سخن بگوییم که به حیوانات وحشی و انواع‬ ‫خزندگان و گاوها تکیه میکنند و آنها را میپرستند و چه در زمان حیات و چه در زمان مرگ برایشان قربانی میکنند؟‬ ‫‪ ۱۶‬اکنون‪ ،‬از آنجا که قانونگذار ما مردی خردمند است و خداوند به او عطا کرده است که همه چیز را بفهمد‪ ،‬نگاهی‬ ‫جامع به هر جزئیات خاص انداخت و ما را با حصارها و دیوارهای آهنین نفوذناپذیر احاطه کرد تا به هیچ وجه با هیچ‬ ‫یک از ملل دیگر در نیفتیم‪ ،‬بلکه در جسم و روح پاک بمانیم‪ ،‬از هرگونه خیالپردازی بیهوده رها شویم و خدای قادر‬ ‫متعال را که مافوق تمام آفرینش است‪ ،‬بپرستیم‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬از این رو‪ ،‬کاهنان برجسته مصری‪ ،‬با دقت در بسیاری از امور‪ ،‬و با آگاهی از امور ما‪ ،‬ما را «مردان خدا»‬ ‫مینامند‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬این عنوانی است که به سایر انسانها تعلق ندارد‪ ،‬بلکه فقط به کسانی تعلق میگیرد که خدای حقیقی را میپرستند‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬بقیه مردان خدا نیستند‪ ،‬بلکه مردان خوراک و نوشیدنی و پوشاکند‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬زیرا تمامی خوی و سرشتشان ایشان را به این سو سوق میدهد که در این چیزهایی که به حساب نمیآیند‪ ،‬بلکه در‬ ‫سراسر داراییهایشان به حساب میآیند‪ ،‬آرامش یابند‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬در میان مردم ما‪ ،‬چنین افرادی در تمام طول زندگی‪ ،‬توجه اصلی خود را به حاکمیت خداوند معطوف میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬بنابراین‪ ،‬مبادا به وسیل هه هیچ عمل پلیدی فاسد شویم‪ ،‬یا زندگی ما به وسیل هه ارتباطات شیطانی منحرف گردد‪ ،‬او ما‬ ‫را از هر طرف با قوانین پاکی احاطه کرد‪ ،‬و این قوانین بر آنچه میخوریم‪ ،‬مینوشیم‪ ،‬لمس میکنیم‪ ،‬میشنویم یا میبینیم‬ ‫نیز تأثیر میگذارند‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬زیرا اگرچه به طور کلی‪ ،‬همه چیز در ساختار طبیعی خود یکسان است‪ ،‬زیرا همه آنها توسط یک قدرت یکسان‬ ‫اداره میشوند‪ ،‬اما در هر مورد خاص دلیل عمیقی وجود دارد که چرا ما از استفاده از برخی چیزها خودداری میکنیم و‬ ‫از استفاده مشترک از برخی دیگر لذت میبریم‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬برای روشن شدن مطلب‪ ،‬به یک یا دو نکته اشاره میکنم و آنها را برای شما توضیح میدهم‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬زیرا نباید دچار این تصور حقارتآمیز شوید که موسی به خاطر موشها و راسوها و چیزهای دیگری از این قبیل‪،‬‬ ‫قوانین خود را با چنین دقت فوقالعادهای تدوین کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬همه این احکام به خاطر عدالت وضع شدهاند تا به جستجوی فضیلت و کمال شخصیت کمک کنند‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬زیرا همه پرندگانی که ما استفاده میکنیم رام و از نظر تمیزی متمایز هستند و از انواع مختلف دانه و حبوبات تغذیه‬ ‫میکنند‪ ،‬مانند کبوتر‪ ،‬قمری‪ ،‬ملخ‪ ،‬کبک‪ ،‬غاز و سایر پرندگان از این دسته‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬اما پرندگانی که خوردنشان ممنوع است‪ ،‬وحشی و گوشتخوار خواهند بود که با قدرتی که دارند بر دیگران ستم‬ ‫میکنند و با شکار بیرحمانه پرندگان اهلی که در بال ذکر شد‪ ،‬غذا به دست میآورند‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬و نه تنها این‪ ،‬بلکه برهها و بزغالهها را میگیرند و به انسانها نیز‪ ،‬چه مرده و چه زنده‪ ،‬آسیب میرسانند‪ ،‬و بنابراین‬ ‫با نجس نامیدن آنها‪ ،‬به وسیله آنها علمتی داد که کسانی که ‪...‬‬ ‫قانون مقرر شده است‪ ،‬باید در دلهای خود عدالت را رعایت کنند و با تکیه بر قدرت خود بر کسی ستم نکنند و چیزی‬ ‫از او نگیرند‪ ،‬بلکه مسیر زندگی خود را مطابق عدالت هدایت کنند‪ ،‬همانطور که پرندگان اهلی که قبلل ذکر شد‪ ،‬انواع‬ ‫حبوباتی را که روی زمین میروید‪ ،‬میخورند و تا نابودی همنوعان خود ستم نمیکنند‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬بنابراین‪ ،‬قانونگذار ما به ما آموخت که با چنین روشهایی است که به خردمندان نشانههایی داده میشود‪ ،‬که باید‬ ‫عادل باشند و هیچ کاری را با خشونت انجام ندهند و از ستم بر دیگران با تکیه بر قدرت خود خودداری کنند‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬زیرا از آنجایی که حتی لمس کردن چنین حیوانات نجس‪ ،‬همانطور که ذکر شد‪ ،‬به دلیل عادات خاص آنها‪ ،‬ناپسند‬ ‫تلقی میشود‪ ،‬آیا نباید تمام احتیاط را به کار گیریم تا شخصیت خودمان نیز به همان اندازه تخریب نشود؟‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۳۲‬بنابراین‪ ،‬تمام قوانینی که او در مورد آنچه در مورد این پرندگان و سایر حیوانات مجاز است وضع کرده است‪ ،‬با‬ ‫هدف آموزش یک درس اخلقی به ما وضع شده است‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬زیرا شکافتن سم و جدا کردن پنجهها برای این است که به ما بیاموزد که باید بین اعمال فردی خود با توجه به عمل‬ ‫به فضیلت تمایز قائل شویم‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬زیرا قدرت و فعالیت تمام بدن ما به شانهها و اندامهای ما بستگی دارد‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬بنابراین او ما را وادار میکند تا تشخیص دهیم که باید تمام اعمال خود را با تمایز قائل شدن بر اساس معیار عدالت‬ ‫انجام دهیم ‪ -‬به ویژه به این دلیل که ما به طور مشخص از بقیه بشریت جدا شدهایم‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬زیرا اکثر مردان دیگر خود را با روابط نامشروع آلوده میکنند و بدین ترتیب مرتکب گناه بزرگی میشوند و تمام‬ ‫کشورها و شهرها به چنین رذایلی افتخار میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۳۷‬زیرا آنها نه تنها با مردان رابطه جنسی برقرار میکنند‪ ،‬بلکه مادران و حتی دختران خود را نیز نجس میسازند‪.‬‬ ‫‪ ۳۸‬اما ما از چنین گناهانی دور نگه داشته شدهایم‪.‬‬ ‫‪ 39‬و مردمی که به روش مذکور از هم جدا شدهاند‪ ،‬توسط قانونگذار نیز به عنوان افرادی که دارای موهبت حافظه‬ ‫هستند‪ ،‬توصیف میشوند‪.‬‬ ‫‪ ۴۰‬زیرا همه حیواناتی که «پاهایشان شکافته است و نشخوار میکنند» برای فر ید تازه وارد نماد حافظه هستند‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬زیرا عمل نشخوار کردن چیزی جز یادآوری زندگی و هستی نیست‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬زیرا زندگی از طریق غذا تأمین میشود‪ ،‬به همین دلیل او در کتاب مقدس نیز ما را با این کلمات نصیحت میکند ‪:‬‬ ‫«مطمئنا ل خداوند را که این کارهای بزرگ و شگفتانگیز را در تو انجام داده است‪ ،‬به یاد خواهی آورد»‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬زیرا وقتی به درستی تصور شوند‪ ،‬آشکارا عظیم و باشکوه هستند؛ نخست ساختار بدن و نحوهی غذا و جدایی هر‬ ‫عضو و بیش از آن‪ ،‬سازماندهی حواس‪ ،‬عملکرد و حرکت نامرئی ذهن‪ ،‬سرعت اعمال خاص آن و کشف هنرها توسط‬ ‫آن‪ ،‬نشاندهندهی تدبیری بینهایت است‪.‬‬ ‫‪ ۴۴‬از این رو‪ ،‬او ما را تشویق میکند که به یاد داشته باشیم که اجزای مذکور با قدرت الهی و با مهارتی تمام‪ ،‬در کنار‬ ‫هم نگه داشته شدهاند‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬زیرا او هر زمان و مکانی را مشخص کرده است تا ما پیوسته خدایی را که بر ما حکومت میکند و ما را حفظ‬ ‫میکند‪ ،‬به یاد داشته باشیم‪.‬‬ ‫‪ ۴۶‬زیرا در مورد گوشت و نوشیدنی‪ ،‬او به ما دستور میدهد که ابتدا بخشی از آن را به عنوان قربانی تقدیم کنیم و‬ ‫سپس فورا ل از غذای خود لذت ببریم‪.‬‬ ‫‪ ۴۷‬علوه بر این‪ ،‬او بر لباسهای ما نمادی از یادآوری به ما داده است‪ ،‬و به همین ترتیب به ما دستور داده است که‬ ‫آیات الهی را به عنوان یادآوری خدا بر دروازهها و درهای خود قرار دهیم‪.‬‬ ‫‪ ۴۸‬و او صریحا ل دستور میدهد که این نماد را بر دستان ما نیز ببندند‪ ،‬و به وضوح نشان میدهد که ما باید هر عملی را‬ ‫با پارسایی انجام دهیم‪ ،‬خلقت خود را به یاد آوریم‪ ،‬و بالتر از همه‪ ،‬ترس از خدا را‪.‬‬ ‫‪ ۴۹‬او همچنین به انسانها دستور میدهد‪ ،‬هنگامی که به خواب میروند و دوباره برمیخیزند‪ ،‬در مورد کارهای خدا تأمل‬ ‫کنند‪ ،‬نه تنها در کلم‪ ،‬بلکه با مشاهده دقیق تغییر و تأثیری که هنگام خواب و بیداری بر آنها ایجاد میشود‪ ،‬و اینکه تغییر‬ ‫از یکی از این حالتها به حالت دیگر چقدر الهی و غیرقابل درک است‪.‬‬ ‫‪ ۵۰‬اکنون بر اساس تفسیر ما از «سم شکافته و جویدن نشخوار»‪ ،‬برتری این تشبیه در رابطه با تشخیص و حافظه‬ ‫برای شما آشکار شده است‪.‬‬ ‫‪ ۵۱‬زیرا قوانین ما نه به طور تصادفی و نه بر اساس اولین فکر اتفاقی که به ذهن خطور کرده‪ ،‬بلکه با توجه به حقیقت‬ ‫و با اشاره به عقل درست تدوین شدهاند‪.‬‬ ‫‪ ۵۲‬زیرا او به وسیله دستوراتی که در مورد خوردنیها و نوشیدنیها و موارد خاص لمس کردن میدهد‪ ،‬به ما دستور‬ ‫میدهد که نه کاری را بدون فکر انجام دهیم و نه به چیزی گوش دهیم و نه با سوءاستفاده از قدرت عقل به بیعدالتی‬ ‫متوسل شویم‪.‬‬ ‫‪ ۵۳‬در مورد حیوانات وحشی نیز‪ ،‬همین اصل را میتوان کشف کرد‪.‬‬ ‫‪ ۵۴‬زیرا خصلت راسو و موش و حیواناتی از این قبیل که صریحا ل از آنها نام برده شده‪ ،‬مخرب است‪.‬‬ ‫‪ ۵۵‬موشها همه چیز را آلوده و آسیب میزنند‪ ،‬نه تنها برای غذای خودشان‪ ،‬بلکه حتی تا جایی که هر چیزی را که سر‬ ‫راهشان قرار گیرد و به آن آسیب برساند‪ ،‬برای انسان کاملل بیفایده میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۵۶‬طبقه راسوها نیز خاص هستند‪ :‬زیرا علوه بر آنچه گفته شد‪ ،‬ویژگی دیگری دارند که آنها را آلوده میکند‪ :‬از‬ ‫طریق گوشها باردار میشوند و از طریق دهان فرزند به دنیا میآورند‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۵۷‬و به همین دلیل است که چنین عملی در مردان ناپاک اعلم میشود‪.‬‬ ‫‪ ۵۸‬زیرا با تجسم بخشیدن به گفتار خود‪ ،‬هر آنچه را که از طریق گوش دریافت میکنند‪ ،‬دیگران را به شرارت‬ ‫میکشانند و هیچ ناپاکی معمولی مرتکب نمیشوند‪ ،‬زیرا خود کاملل به آلودگی بیدینی آلودهاند‪.‬‬ ‫‪ ۵۹‬و پادشاه شما‪ ،‬چنانکه ما مطلع هستیم‪ ،‬در نابودی چنین مردانی کاملل درست عمل میکند‪.‬‬ ‫‪ ۶۰‬سپس گفتم« ‪:‬گمان میکنم منظورتان خبرچینها هستند‪ ،‬زیرا او دائما ل آنها را در معرض شکنجه و انواع دردناک‬ ‫مرگ قرار میدهد»‪.‬‬ ‫‪ ۶۱‬او پاسخ داد« ‪:‬بله‪ ،‬منظورم همین مردان هستند؛ زیرا چشم به راه نابودی مردان بودن‪ ،‬کاری ناپاک است»‪.‬‬ ‫‪ ۶۲‬و شریعت ما‪ ،‬ما را از آسیب رساندن به کسی‪ ،‬چه با گفتار و چه با کردار‪ ،‬منع میکند‪.‬‬ ‫‪ ۶۳‬شرح مختصر من از این امور باید شما را متقاعد کرده باشد که تمام مقررات ما با هدف عدالت تدوین شده است و‬ ‫هیچ چیز در کتاب مقدس بدون فکر یا بدون دلیل موجه وضع نشده است‪ ،‬بلکه هدف آن این است که ما را در تمام طول‬ ‫زندگی و در تمام اعمال خود قادر سازد تا با در نظر داشتن خدای متعال‪ ،‬در برابر همه مردم عدالت را به جا آوریم‪.‬‬ ‫‪ ۶۴‬و بنابراین در مورد گوشتها و چیزهای ناپاک‪ ،‬خزندگان و حیوانات وحشی‪ ،‬کل سیستم با هدف عدالت و روابط‬ ‫عادلنه بین انسان و انسان است‪.‬‬ ‫‪ ۶۵‬به نظر من او در تمام موارد دفاع خوبی کرده است؛ زیرا در اشاره به گوسالهها و قوچها و بزهایی که قربانی‬ ‫میشوند‪ ،‬گفت که لزم است آنها را از گلهها و رمهها گرفته و حیوانات رام را قربانی کنیم و هیچ حیوان وحشی تقدیم‬ ‫نکنیم تا تقدیمکنندگان قربانیها معنای نمادین قانونگذار را درک کنند و تحت تأثیر خودآگاهی متکبرانه قرار نگیرند‪.‬‬ ‫‪ ۶۶‬زیرا کسی که قربانی میکند‪ ،‬از جان خود نیز در تمام حالتش قربانی میکند‪.‬‬ ‫‪ ۶۷‬من فکر میکنم که این جزئیات در رابطه با بحث ما ارزش نقل کردن دارند‪ ،‬و به دلیل تقدس و معنای طبیعی قانون‪،‬‬ ‫به دلیل علقهی شما به دانش‪ ،‬مجبور شدم آنها را به روشنی برای شما‪ ،‬فیلوکرات‪ ،‬توضیح دهم‪.‬‬ ‫فصل ‪۷‬‬

‫ورود فرستادگان با نسخه خطی کتاب گرانبها و هدایا‪ .‬آمادهسازی برای ضیافت سلطنتی‪ .‬میزبان بلفاصله پس از‬ ‫نشستن بر سر میز‪ ،‬مهمانان خود را با پرسش و پاسخ پذیرایی میکند‪ .‬برخی از نظرات حکیمانه در مورد‬ ‫جامعهشناسی‪.‬‬ ‫‪ ۱‬و العازار پس از گذراندن قربانی و انتخاب فرستادگان و تهیه هدایای فراوان برای پادشاه‪ ،‬ما را با امنیت کامل به‬ ‫سفرمان فرستاد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬و چون به اسکندریه رسیدیم‪ ،‬پادشاه بیدرنگ از ورود ما مطلع شد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬به محض ورودمان به کاخ‪ ،‬من و آندریاس به گرمی از پادشاه استقبال کردیم و نامهای را که توسط الیعازر نوشته‬ ‫شده بود به او دادیم‪.‬‬ ‫‪ ۴‬پادشاه بسیار مشتاق ملقات با فرستادگان بود و دستور داد که هم هه مأموران دیگر را مرخص کنند و فرستادگان را‬ ‫فورا ل به حضور خود فرا خوانند‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اینک این امر شگفتی عمومی را برانگیخت‪ ،‬زیرا رسم است کسانی که برای ملقات با پادشاه در مورد مسائل مهم‬ ‫میآیند‪ ،‬در روز پنجم به حضور او پذیرفته میشوند‪ ،‬در حالی که فرستادگان پادشاهان یا شهرهای بسیار مهم به سختی‬ ‫در سی روز اجازه ورود به دربار را پیدا میکنند ‪ -‬اما او این مردان را شایسته احترام بیشتری میدانست‪ ،‬زیرا برای‬ ‫استادشان احترام زیادی قائل بود‪ ،‬و بنابراین بلفاصله کسانی را که حضورشان را زائد میدانست‪ ،‬مرخص میکرد و به‬ ‫قدم زدن ادامه میداد تا اینکه آنها وارد شوند و او بتواند از آنها استقبال کند‪.‬‬ ‫‪ ۶‬هنگامی که آنها با هدایایی که با آنها فرستاده شده بود و نسخههای نفیسی که شریعت با طل و به خط یهودی بر آنها‬ ‫نوشته شده بود‪ ،‬وارد شدند‪ ،‬زیرا نسخه به طرز شگفتانگیزی آماده شده بود و اتصال بین صفحات آن چنان انجام شده‬ ‫بود که نامرئی بود‪ ،‬پادشاه به محض اینکه آنها را دید‪ ،‬شروع به پرسیدن درباره کتابها از آنها کرد‪.‬‬ ‫‪ ۷‬و هنگامی که طومارها را از پوششهایشان بیرون آوردند و صفحات را گشودند‪ ،‬پادشاه مدتی طولنی بیحرکت ایستاد‬ ‫و سپس حدود هفت بار تعظیم کرد و گفت‪:‬‬ ‫‪« ۸‬ای دوستان‪ ،‬از شما سپاسگزارم‪ ،‬و بیش از همه از کسی که شما را فرستاده است‪ ،‬سپاسگزارم‪ ،‬و بیش از همه از‬ ‫خدایی که این سخنان از اوست»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬و هنگامی که همه‪ ،‬فرستادگان و دیگر حاضران‪ ،‬یکصدا فریاد زدند« ‪:‬خدا پادشاه را حفظ کند»! او از شادی اشک‬ ‫ریخت‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۰‬زیرا تعالی روحش و احساس احترام و عزت عظیمی که به او داده شده بود‪ ،‬او را وادار کرد که بر بخت و اقبال‬ ‫خود گریه کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬او به آنها دستور داد که طومارها را به جای خود برگردانند و سپس پس از ادای احترام به مردان‪ ،‬گفت« ‪:‬ای‬ ‫مردان خدا‪ ،‬شایسته بود که نخست به کتابهایی که به خاطر آنها شما را به اینجا فراخواندهام‪ ،‬احترام بگذارم و سپس‬ ‫وقتی این کار را انجام دادم‪ ،‬دست راست دوستی خود را به سوی شما دراز کنم»‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬به همین دلیل بود که من اول این کار را انجام دادم‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬من مقرر داشتهام که این روز‪ ،‬که در آن رسیدی‪ ،‬به عنوان یک روز بزرگ نگه داشته شود و هر ساله در طول‬ ‫زندگی من جشن گرفته شود‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬همچنین اتفاقا ل سالگرد پیروزی دریایی من بر آنتیگونوس است‪ .‬بنابراین‪ ،‬خوشحال خواهم شد که امروز با شما‬ ‫جشن بگیرم‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬او گفت‪« ،‬هر چیزی که برای استفاده شما مناسب باشد‪ ،‬برای شما و برای من نیز با شما آماده خواهد شد»‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬پس از آنکه آنها شادی خود را ابراز کردند‪ ،‬او دستور داد که بهترین محلت نزدیک ارگ به آنها اختصاص داده‬ ‫شود و مقدمات ضیافت فراهم گردد‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬و نیکانور‪ ،‬دوروتئوس‪ ،‬مباشر اعظم را که مأمور ویژه مراقبت از یهودیان بود‪ ،‬احضار کرد و به او دستور داد که‬ ‫برای هر یک از آنها تمهیدات لزم را فراهم کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬زیرا این ترتیب توسط پادشاه داده شده بود و ترتیبی است که میبینید تا به امروز نیز رعایت میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬زیرا هر شهری که در مورد نوشیدن‪ ،‬خوردن و استراحت کردن آداب و رسوم خاصی دارد‪ ،‬مأموران ویژهای‬ ‫برای رسیدگی به نیازهای آنها تعیین شده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬و هر زمان که به دیدار پادشاهان میآیند‪ ،‬مطابق آداب و رسوم خودشان تدارکاتی دیده میشود تا هیچ ناراحتی مانع‬ ‫لذت بردن از دیدارشان نشود‪.‬‬ ‫‪ .۲۱‬همین احتیاط در مورد فرستادگان یهودی نیز به کار گرفته شد‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬دوروتئوس که سرپرست مهمانان یهودی بود‪ ،‬مردی بسیار وظیفهشناس و وظیفهشناس بود‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬تمام اندوختههایی را که زیر نظر او بود و برای پذیرایی از چنین مهمانانی اختصاص داده شده بود‪ ،‬برای جشن‬ ‫بیرون آورد‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬او طبق دستور پادشاه‪ ،‬صندلیها را در دو ردیف چید‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬زیرا به او دستور داده بود که نیمی از مردان را در دست راست خود و بقیه را پشت سر خود بنشاند تا بالترین‬ ‫احترام ممکن را از آنها دریغ نکند‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬هنگامی که آنها بر سر جای خود نشستند‪ ،‬او به دوروتئوس دستور داد که همه چیز را مطابق آداب و رسومی که‬ ‫در میان مهمانان یهودیاش رایج بود‪ ،‬انجام دهد‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬بنابراین‪ ،‬او از انجام مراسم منادیان مقدس و کاهنان قربانی و دیگران که به اقامه نماز عادت داشتند‪ ،‬صرف نظر‬ ‫کرد و یکی از ما‪ ،‬العازار‪ ،‬مسنترین کاهنان یهود‪ ،‬را به جای خود فراخواند تا نماز بخواند‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬و او برخاست و دعایی شایان توجه کرد« ‪.‬ای پادشاه‪ ،‬خداوند متعال تو را با تمام چیزهای خوبی که آفریده است‪،‬‬ ‫غنی سازد و تا زمانی که زندهای‪ ،‬به تو و همسرت و فرزندانت و رفقایت‪ ،‬مالکیت دائمی آنها را عطا فرماید»!‬ ‫‪ ۲۹‬با شنیدن این سخنان‪ ،‬صدای کف زدنهای بلند و شادیآوری بلند شد که مدت قابل توجهی ادامه یافت و سپس آنها به‬ ‫لذت بردن از ضیافتی که تدارک دیده شده بود‪ ،‬پرداختند‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬تمام ترتیبات پذیرایی سر میز مطابق با دستور دوروتئوس انجام شد‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬در میان ملزمان‪ ،‬پیشخدمتان سلطنتی و دیگرانی که در دربار پادشاه صاحب مناصب عالی بودند‪ ،‬حضور داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۳۲‬پادشاه از فرصتی که در ضیافت به دست آمده بود‪ ،‬استفاده کرد و از فرستادهای که در جایگاه ویژه نشسته بود‬ ‫(زیرا جایگاهها بر اساس ارشدیت مرتب شده بودند)‪ ،‬پرسید که چگونه میتواند پادشاهی خود را تا پایان بدون آسیب نگه‬ ‫دارد؟‬ ‫‪ ۳۳‬پس از لحظهای تأمل‪ ،‬پاسخ داد« ‪:‬اگر از لطف بیپایان خداوند تقلید کنی‪ ،‬میتوانی امنیت آن را به بهترین شکل‬ ‫برقرار کنی‪ .‬زیرا اگر رحم نشان دهی و کسانی را که شایستهی مجازاتهای خفیف و متناسب با شایستگیهایشان هستند‪،‬‬ ‫مجازات کنی‪ ،‬آنها را از شرارت باز میگردانی و به توبه سوق میدهی»‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬پادشاه از پاسخ تمجید کرد و سپس از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند در تمام کارهایش همه چیز را به بهترین‬ ‫شکل انجام دهد؟‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۳۵‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر کسی نسبت به همه رفتار عادلنهای داشته باشد‪ ،‬همیشه و در هر موقعیتی درست عمل خواهد‬ ‫کرد‪ ،‬و به یاد خواهد داشت که هر فکری برای خدا شناخته شده است‪ .‬اگر ترس از خدا را نقطه شروع خود قرار دهید‪،‬‬ ‫هرگز هدف را از دست نخواهید داد»‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬پادشاه از این مرد نیز به خاطر پاسخش تعریف کرد و از دیگری پرسید که چگونه میتواند دوستانی همفکر با خود‬ ‫داشته باشد؟‬ ‫‪ ۳۷‬او پاسخ داد« ‪:‬اگر تو را در حال بررسی منافع مردمی که بر آنها حکومت میکنی ببینند‪ ،‬نیکوست که بنگری‬ ‫چگونه خداوند نعمتهای خود را به نسل بشر ارزانی میدارد و برای آنها سلمت و غذا و همه چیزهای دیگر را در‬ ‫زمان مناسب فراهم میکند»‪.‬‬ ‫‪ ۳۸‬پادشاه پس از ابراز موافقت با پاسخ‪ ،‬از مهمان بعدی پرسید که چگونه میتواند با حضور در صحن و صدور حکم‪،‬‬ ‫حتی تحسین کسانی را که در دعوای خود شکست خوردهاند‪ ،‬برانگیزد؟‬ ‫‪ ۳۹‬و او گفت« ‪:‬اگر در گفتار با همه به طور یکسان منصف باشید و هرگز در رفتارتان با خطاکاران گستاخانه یا‬ ‫مستبدانه رفتار نکنید‪ ،‬این کار را خواهید کرد‪ .‬و اگر به روش عمل خدا توجه کنید‪ ،‬این کار را خواهید کرد‪.‬‬ ‫درخواستهای افراد شایسته همیشه برآورده میشود‪ ،‬در حالی که کسانی که به دعاهایشان پاسخی داده نمیشود‪ ،‬از طریق‬ ‫خواب یا حوادث از آنچه در درخواستهایشان مضر بوده‪ ،‬آگاه میشوند و اینکه خدا آنها را بر اساس گناهانشان یا بزرگی‬ ‫قدرتش مجازات نمیکند‪ ،‬بلکه با آنها با بردباری رفتار میکند»‪.‬‬ ‫‪ ۴۰‬پادشاه از پاسخ مرد به گرمی تمجید کرد و از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند در امور نظامی شکستناپذیر باشد؟‬ ‫‪ ۴۱‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر او کاملل به جمعیت یا نیروهای جنگی خود اعتماد نمیکرد‪ ،‬بلکه پیوسته از خدا میخواست که‬ ‫کارهایش را به موفقیت برساند‪ ،‬در حالی که خودش تمام وظایفش را با روحیه عدالت انجام میداد»‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬با استقبال از این پاسخ‪ ،‬از دیگری پرسید که چگونه میتواند مایهی وحشت دشمنانش شود‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر در حالی که ذخیره عظیمی از سلح و نیرو را حفظ میکرد‪ ،‬به یاد میآورد که این چیزها برای‬ ‫رسیدن به نتیجهای دائمی و قطعی ناتوان هستند‪ .‬زیرا حتی خدا نیز با اعطای مهلت و صرفا ل نمایش عظمت قدرت خود‪،‬‬ ‫ترس را در ذهن انسانها میافکند»‪.‬‬ ‫‪ ۴۴‬پادشاه این مرد را ستود و سپس از نفر بعدی پرسید« ‪:‬بالترین خیر در زندگی چیست؟»‬ ‫‪ ۴۵‬و او پاسخ داد« ‪:‬دانستن اینکه خدا پروردگار جهان است‪ ،‬و اینکه در بهترین دستاوردهایمان‪ ،‬این ما نیستیم که به‬ ‫موفقیت دست مییابیم‪ ،‬بلکه خداست که با قدرت خود همه چیز را به کمال میرساند و ما را به سوی هدف هدایت‬ ‫میکند»‪.‬‬ ‫‪ ۴۶‬پادشاه با خوشحالی گفت که مرد پاسخ خوبی داده است و سپس از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند تمام‬ ‫داراییهایش را دستنخورده نگه دارد و در نهایت آنها را به همان شکل به جانشینانش تحویل دهد؟‬ ‫‪ ۴۷‬و او پاسخ داد« ‪:‬با دعا مداوم به درگاه خدا که در تمام کارهایت با انگیزههای وال الهام بگیری و با هشدار دادن به‬ ‫فرزندانت که مجذوب شهرت یا ثروت نشوند‪ ،‬زیرا خداست که همه این هدایا را عطا میکند و انسانها هرگز به خودی‬ ‫خود به برتری نمیرسند»‪.‬‬ ‫‪ ۴۸‬پادشاه موافقت خود را با پاسخ ابراز کرد و از مهمان بعدی پرسید که چگونه میتواند با متانت هر اتفاقی را که‬ ‫برایش میافتد تحمل کند؟‬ ‫‪ ۴۹‬و او گفت« ‪:‬اگر درک درستی از این اندیشه داشته باشی که همه انسانها توسط خدا مقرر شدهاند تا در بزرگترین‬ ‫شر و همچنین بزرگترین خیر شریک باشند‪ ،‬زیرا غیرممکن است کسی که انسان است از این موارد معاف باشد‪ .‬اما‬ ‫خدایی که باید همیشه به او دعا کنیم‪ ،‬به ما شجاعت تحمل را الهام میبخشد»‪.‬‬ ‫‪ ۵۰‬پادشاه که از پاسخ مرد خوشحال شده بود‪ ،‬گفت که همه پاسخهای آنها خوب بوده است‪ .‬او اضافه کرد« ‪:‬من از‬ ‫یکدیگر سوالی میپرسم و سپس فعلل میایستم تا بتوانیم توجه خود را به لذت بردن از ضیافت معطوف کنیم و اوقات‬ ‫خوشی را سپری کنیم»‪.‬‬ ‫‪ ۵۱‬سپس از آن مرد پرسید« ‪:‬هدف واقعی شجاعت چیست؟»‬ ‫‪ ۵۲‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر نقشه درستی در زمان خطر مطابق با نیت اولیه اجرا شود‪ .‬زیرا ای پادشاه‪ ،‬همه چیز از جانب‬ ‫خدا به نفع تو انجام میشود‪ ،‬زیرا نیت تو نیکوست»‪.‬‬ ‫‪ ۵۳‬هنگامی که همه با کف زدنهایشان موافقت خود را با پاسخ اعلم کردند‪ ،‬پادشاه به فیلسوفان (زیرا تعداد کمی از آنها‬ ‫حضور داشتند) گفت« ‪:‬به نظر من این مردان در فضیلت سرآمدند و دانش فوقالعادهای دارند‪ ،‬زیرا بیدرنگ به این‬ ‫سؤالتی که از آنها پرسیدهام پاسخهای مناسبی دادهاند و همگی خدا را نقطه شروع سخنان خود قرار دادهاند»‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۵۴‬و یمنیدیموس‪ ،‬فیلسوف ایرتریا‪ ،‬گفت« ‪:‬درست است‪ ،‬ای پادشاه ‪ -‬زیرا از آنجا که جهان با مشیت الهی اداره میشود و‬ ‫از آنجا که ما به درستی دریافتهایم که انسان آفریده خداست‪ ،‬نتیجه میشود که تمام قدرت و زیبایی کلم از جانب‬ ‫خداست»‪.‬‬ ‫‪ ۵۵‬وقتی پادشاه با این گفته موافقت کرد‪ ،‬سخن گفتن متوقف شد و آنها به خوشگذرانی پرداختند‪ .‬وقتی شب فرا رسید‪،‬‬ ‫ضیافت پایان یافت‪.‬‬ ‫فصل ‪۸‬‬

‫سوالت و پاسخهای بیشتر‪ .‬به آیه ‪ ۲۰‬که به پرواز در هوا اشاره دارد و در سال ‪ ۱۵۰‬قبل از میلد نوشته شده است‪،‬‬ ‫توجه کنید‪.‬‬ ‫‪ ۱‬روز بعد‪ ،‬دوباره دور میز نشستند و ضیافت را طبق همان ترتیبات ادامه دادند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬وقتی پادشاه فکر کرد که فرصت مناسبی برای پرسیدن سوالت از مهمانانش پیش آمده است‪ ،‬به پرسیدن سوالت‬ ‫بیشتر از مردانی که در کنار کسانی که روز قبل پاسخ داده بودند‪ ،‬نشسته بودند‪ ،‬ادامه داد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬او شروع به باز کردن سر صحبت با یازدهمین نفر کرد‪ ،‬زیرا ده نفر بودند که در دفعه قبل از آنها سوالتی پرسیده‬ ‫شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۴‬وقتی سکوت برقرار شد‪ ،‬پرسید چگونه میتواند همچنان ثروتمند بماند؟‬ ‫‪ ۵‬پس از اندکی تأمل‪ ،‬مردی که از او این سؤال پرسیده شده بود‪ ،‬پاسخ داد« ‪:‬اگر هیچ کاری ناشایسته مقام خود انجام‬ ‫نمیداد‪ ،‬هرگز شهوترانی نمیکرد‪ ،‬هرگز برای اهداف پوچ و بیهوده ولخرجی نمیکرد‪ ،‬بلکه با اعمال خیرخواهانه‪ ،‬همه‬ ‫رعایای خود را نسبت به خود مهربان میکرد‪ .‬زیرا خداست که خالق همه خوبیهاست و انسان باید از او اطاعت کند»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پادشاه او را ستود و سپس از دیگری پرسید که چگونه میتواند حقیقت را حفظ کند؟‬ ‫‪ ۷‬او در پاسخ به این سؤال گفت« ‪:‬با اذعان به اینکه دروغ‪ ،‬مایه ننگ و رسوایی بزرگی برای همه انسانها و بهویژه‬ ‫پادشاهان است‪ .‬زیرا از آنجایی که آنها قدرت انجام هر کاری را که میخواهند دارند‪ ،‬چرا باید به دروغ متوسل شوند؟‬ ‫علوه بر این‪ ،‬ای پادشاه‪ ،‬باید همیشه به یاد داشته باشی که خداوند دوستدار حقیقت است»‪.‬‬ ‫‪ ۸‬پادشاه با خوشحالی فراوان پاسخ را پذیرفت و با نگاهی به دیگری پرسید« ‪:‬آموزه حکمت چیست؟»‬ ‫‪ ۹‬و دیگری پاسخ داد« ‪:‬همانطور که میخواهی هیچ بدی به تو نرسد‪ ،‬بلکه در همه خوبیها سهیم باشی‪ ،‬پس باید با رعایا‬ ‫و خطاکاران خود نیز بر همین اصل رفتار کنی و بزرگان و نیکان را با ملیمت نصیحت کنی‪ .‬زیرا خداوند با مهربانی‬ ‫خود همه انسانها را به سوی خود جذب میکند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬پادشاه او را ستود و از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند دوست انسانها باشد؟‬ ‫‪ ۱۱‬و او پاسخ داد« ‪:‬با توجه به اینکه نسل بشر افزایش مییابد و با رنج و مشقت فراوان به دنیا میآید‪ ،‬بنابراین نباید آنها‬ ‫را به راحتی مجازات کنید یا عذاب دهید‪ ،‬زیرا میدانید که زندگی انسانها از دردها و مجازاتها تشکیل شده است‪ .‬زیرا‬ ‫اگر همه چیز را میدانستید‪ ،‬دلش به رحم میآمد‪ ،‬زیرا خدا نیز رحم میکند»!‬ ‫‪ ۱۲‬پادشاه پاسخ را با تحسین پذیرفت و از نفر بعدی پرسید« ‪:‬مهمترین شرط برای حکومت چیست؟»‬ ‫‪ ۱۳‬او پاسخ داد« ‪:‬اینکه خود را از رشوهخواری برحذر بداریم و در بیشتر عمر خود هوشیار باشیم‪ ،‬عدالت را برتر‬ ‫از هر چیز بدانیم و با چنین افرادی دوست باشیم‪ .‬زیرا خدا نیز دوستدار عدالت است»!‬ ‫‪ ۱۳‬پادشاه پس از اعلم رضایت خود‪ ،‬از دیگری پرسید« ‪:‬نشانه واقعی تقوا چیست؟»‬ ‫‪ ۱۴‬و او پاسخ داد« ‪:‬اینکه درک کنی که خدا پیوسته در جهان کار میکند و همه چیز را میداند‪ ،‬و هیچ انسانی که‬ ‫ناعادلنه عمل کند و شرارت ورزد‪ ،‬نمیتواند از توجه او پنهان بماند‪ .‬همانطور که خدا نیکوکار تمام جهان است‪ ،‬تو نیز‬ ‫باید از او تقلید کنی و از خطا دوری کنی»!‬ ‫‪ ۱۵‬پادشاه موافقت خود را اعلم کرد و از دیگری پرسید« ‪:‬ماهیت پادشاهی چیست؟»‬ ‫‪ ۱۶‬و او پاسخ داد« ‪:‬خوب حکومت کردن و گمراه نشدن به وسیله ثروت یا شهرت به سوی خواستههای نامتعارف یا‬ ‫ناپسند‪ ،‬این است راه حقیقی حکومت کردن اگر موضوع را به خوبی بررسی کنی‪ .‬زیرا هر آنچه واقعا ل نیاز داری از آن‬ ‫توست‪ ،‬و خدا بینیاز و مهربان است‪ .‬بگذار افکارت مانند یک انسان باشد‪ ،‬و چیزهای زیادی را آرزو نکن‪ ،‬بلکه فقط‬ ‫چیزهایی را که برای حکومت کردن ضروری است‪ ،‬آرزو کن»!‬ ‫‪ ۱۷‬پادشاه او را ستود و از مرد دیگری پرسید که چگونه مشورتهای او میتواند به بهترین نحو انجام شود؟‬ ‫‪ ۱۸‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر او پیوسته در همه چیز عدالت را پیش روی خود قرار میداد و بیعدالتی را معادل محرومیت از‬ ‫زندگی میدانست‪ .‬زیرا خداوند همیشه بالترین نعمتها را به عادلن وعده میدهد»!‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۹‬پادشاه پس از ستایش او‪ ،‬از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند در خواب از افکار پریشان رهایی یابد؟‬ ‫‪ ۲۰‬و او پاسخ داد« ‪:‬شما از من سوالی پرسیدهاید که پاسخ به آن بسیار دشوار است‪ ،‬زیرا ما نمیتوانیم خود واقعیمان را‬ ‫در ساعات خواب به کار گیریم‪ ،‬بلکه در این ساعات توسط تصوراتی که نمیتوانند توسط عقل کنترل شوند‪ ،‬گرفتار‬ ‫میشویم‪ .‬زیرا روح ما این احساس را دارد که واقعا ل چیزهایی را که در طول خواب به آگاهی ما وارد میشوند‪ ،‬میبیند‪.‬‬ ‫اما اگر فرض کنیم که واقعا ل در حال قایقسواری در دریا هستیم یا در هوا پرواز میکنیم یا به مناطق دیگر سفر میکنیم یا‬ ‫هر چیز دیگری از این قبیل‪ .‬با این حال‪ ،‬ما واقعا ل تصور میکنیم که چنین چیزهایی در حال وقوع هستند»‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬تا آنجا که برای من مقدور است‪ ،‬به این نتیجه رسیدهام‪ .‬ای پادشاه‪ ،‬باید به هر طریق ممکن‪ ،‬گفتار و کردار خود را‬ ‫تابع قانون تقوا قرار دهی تا این آگاهی را داشته باشی که در حال حفظ فضیلت هستی و هرگز به قیمت از دست دادن‬ ‫عقل‪ ،‬خود را ارضا نمیکنی و هرگز با سوءاستفاده از قدرتت‪ ،‬برخلف عدالت عمل نمیکنی‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬زیرا ذهن در خواب بیشتر خود را با همان چیزهایی مشغول میکند که در بیداری نیز به آنها مشغول است‪ .‬و کسی‬ ‫که تمام افکار و اعمالش معطوف به والترین اهداف باشد‪ ،‬چه در بیداری و چه در خواب‪ ،‬خود را در پارسایی استوار‬ ‫میسازد‪ .‬بنابراین‪ ،‬شما باید در انضباط مداوم نفس ثابت قدم باشید‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬پادشاه آن مرد را ستود و به دیگری گفت« ‪:‬چون تو دهمین نفری هستی که پاسخ میدهی‪ ،‬وقتی حرف زدی‪،‬‬ ‫خودمان را وقف ضیافت خواهیم کرد»‪ .‬و سپس این سؤال را مطرح کرد« ‪:‬چگونه میتوانم از انجام کاری که شایستهی‬ ‫خودم نیست‪ ،‬اجتناب کنم؟»‬ ‫‪ ۲۴‬و او پاسخ داد« ‪:‬همیشه به شهرت و مقام والی خود توجه کن‪ ،‬تا فقط چیزهایی را بگویی و بیندیشی که با آن‬ ‫سازگار باشد‪ ،‬زیرا میدانی که همه رعایای تو درباره تو فکر و صحبت میکنند‪ .‬زیرا نباید از بازیگرانی که نقشی را که‬ ‫برای ایفای آن ضروری است به دقت مطالعه میکنند و همه اعمال خود را مطابق با آن شکل میدهند‪ ،‬بدتر به نظر‬ ‫برسی‪ .‬تو نقشی بازی نمیکنی‪ ،‬بلکه در واقع یک پادشاه هستی‪ ،‬زیرا خداوند به تو اقتداری سلطنتی مطابق با شخصیتت‬ ‫عطا کرده است»‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬وقتی پادشاه با صدای بلند و طولنی و به زیباترین شکل ممکن کف زد‪ ،‬از مهمانان خواسته شد که استراحت کنند‪.‬‬ ‫بنابراین وقتی صحبتها تمام شد‪ ،‬آنها خود را وقف مرحله بعدی ضیافت کردند‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬روز بعد‪ ،‬همین ترتیب رعایت شد و وقتی پادشاه فرصتی برای پرسیدن از مردان پیدا کرد‪ ،‬از اولین کسی که برای‬ ‫پرسش بعدی باقی مانده بود‪ ،‬پرسید‪ :‬بالترین شکل حکومت چیست؟‬ ‫‪ ۲۷‬و او پاسخ داد« ‪:‬به خود فرمان دادن و از هوسها پیروی نکردن‪ .‬زیرا هم هه انسانها دارای نوعی گرایش طبیعی‬ ‫ذهنی هستند‪ .‬احتمالل بیشتر انسانها به خوردن و آشامیدن و لذت تمایل دارند‪ ،‬و پادشاهان به کسب قلمرو و شهرت‬ ‫بزرگ‪ .‬اما خوب است که در همه چیز اعتدال رعایت شود»‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬آنچه خدا میدهد‪ ،‬باید بگیری و نگه داری‪ ،‬اما هرگز برای چیزهایی که فراتر از دسترس تو هستند‪ ،‬آرزو نکن‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬پادشاه که از این سخنان خشنود شده بود‪ ،‬از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند از حسادت در امان باشد؟‬ ‫‪ ۳۰‬و او پس از مکثی کوتاه پاسخ داد« ‪:‬اگر اول از همه در نظر بگیرید که خداست که به همه پادشاهان جلل و ثروت‬ ‫فراوان میبخشد و هیچ کس به قدرت خود پادشاه نیست‪ .‬همه انسانها میخواهند این جلل را به اشتراک بگذارند اما‬ ‫نمیتوانند‪ ،‬زیرا این موهبت خداست»!‬ ‫‪ ۳۱‬پادشاه در سخنانی طولنی از آن مرد تمجید کرد و سپس از دیگری پرسید که چگونه میتواند دشمنانش را تحقیر‬ ‫کند؟‬ ‫‪ ۳۲‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر با همه مردم مهربانی کنی و دوستی آنها را به دست آوری‪ ،‬از هیچ کس نترس‪ .‬محبوب همه‬ ‫بودن‪ ،‬بهترین موهبتی است که میتوان از جانب خدا دریافت کرد»!‬ ‫‪ ۳۳‬پادشاه پس از ستایش از این پاسخ‪ ،‬به نفر بعدی دستور داد تا به این سؤال پاسخ دهد که چگونه میتواند شهرت عظیم‬ ‫خود را حفظ کند؟‬ ‫‪ ۳۴‬و او پاسخ داد که «اگر در بخشیدن مهربانی و لطف به دیگران سخاوتمند و بخشنده باشی‪ ،‬هرگز شهرت خود را از‬ ‫دست نخواهی داد‪ ،‬اما اگر میخواهی الطاف مذکور همچنان شامل حال تو شود‪ ،‬باید پیوسته از خدا یاری بخواهی»‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬پادشاه موافقت خود را ابراز کرد و از نفر بعدی پرسید« ‪:‬به چه کسی باید سخاوت نشان داد؟»‬ ‫‪ ۳۶‬و او پاسخ داد« ‪:‬همه مردم اذعان دارند که ما باید نسبت به کسانی که به ما تمایل دارند‪ ،‬سخاوت نشان دهیم‪ ،‬اما من‬ ‫فکر میکنم که باید همان روحیه سخاوتمندی را نسبت به کسانی که با ما مخالف هستند نیز نشان دهیم تا از این طریق‬ ‫بتوانیم آنها را به راه راست و به آنچه برای خودمان سودمند است‪ ،‬جلب کنیم‪ .‬اما باید از خدا بخواهیم که این امر محقق‬ ‫شود‪ ،‬زیرا او بر ذهن همه انسانها حکومت میکند»‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۳۷‬پادشاه پس از ابراز موافقت خود با پاسخ‪ ،‬از نفر ششم خواست تا به این سؤال پاسخ دهد که از چه کسی باید‬ ‫سپاسگزاری کنیم؟‬ ‫‪ ۳۸‬و او پاسخ داد« ‪:‬به والدینمان پیوسته‪ ،‬زیرا خداوند در مورد احترام شایسته والدین‪ ،‬فرمان بسیار مهمی به ما داده‬ ‫است‪ .‬در وهله بعد‪ ،‬او به رفتار دوست با دوست توجه میکند‪ ،‬زیرا از «دوستی که مانند جان توست» سخن میگوید‪ .‬تو‬ ‫در تلش برای ایجاد دوستی میان همه انسانها با خود‪ ،‬کار خوبی میکنی»‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬پادشاه با مهربانی با او صحبت کرد و سپس از نفر بعدی پرسید« ‪:‬آن چیست که از نظر ارزش به زیبایی شباهت‬ ‫دارد؟»‬ ‫‪ ۴۰‬و او گفت« ‪:‬تقوا‪ ،‬زیرا که برترین شکل زیبایی است‪ ،‬و قدرت آن در عشق نهفته است‪ ،‬که موهبت خداست‪ .‬تو این‬ ‫را از پیش به دست آوردهای و با آن همه نعمتهای زندگی را»‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬پادشاه با نهایت لطف از پاسخ او استقبال کرد و از نفر بعدی پرسید که اگر شکست بخورد‪ ،‬چگونه میتواند دوباره‬ ‫به همان اندازه اعتبار خود را بازیابد؟‬ ‫‪ ۴۲‬و او گفت« ‪:‬برای تو ممکن نیست که شکست بخوری‪ ،‬زیرا در همه انسانها بذر سپاسگزاری کاشتهای که حاصلش‬ ‫خیرخواهی است‪ ،‬و این از قویترین سلحها قدرتمندتر است و بزرگترین امنیت را تضمین میکند‪ .‬اما اگر کسی شکست‬ ‫بخورد‪ ،‬هرگز نباید دوباره کارهایی را که باعث شکستش شده است‪ ،‬انجام دهد‪ ،‬بلکه باید دوستی برقرار کند و عادلنه‬ ‫عمل کند‪ .‬زیرا این موهبت خداست که بتواند کارهای نیک انجام دهد و نه برعکس»‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬پادشاه که از این سخنان مسرور شده بود‪ ،‬از دیگری پرسید که چگونه میتواند از غم رهایی یابد؟‬ ‫‪ ۴۴‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر هرگز به کسی آسیبی نرساند‪ ،‬بلکه به همه نیکی کرد و راه پارسایی را در پیش گرفت‪ ،‬زیرا‬ ‫ثمرات آن رهایی از غم است‪ .‬اما باید از خدا دعا کنیم که شرهای غیرمنتظره مانند مرگ یا بیماری یا درد یا هر چیزی‬ ‫از این نوع بر ما نازل نشود و به ما آسیبی نرساند‪ .‬اما از آنجایی که تو به تقوا پایبندی‪ ،‬چنین بدبختی هرگز بر تو وارد‬ ‫نخواهد شد»‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬پادشاه او را بسیار ستود و از دهمین نفر پرسید« ‪:‬بالترین شکل جلل چیست؟»‬ ‫‪ ۴۶‬و او گفت« ‪:‬برای بزرگداشت خدا‪ ،‬و این نه با هدایا و قربانیها‪ ،‬بلکه با پاکی روح و اعتقاد مقدس انجام میشود‪،‬‬ ‫زیرا همه چیز توسط خدا مطابق با اراده او ساخته و اداره میشود‪ .‬از این جهت‪ ،‬شما‪ ،‬همانطور که همه مردان میتوانند‪،‬‬ ‫از دستاوردهای خود در گذشته و حال‪ ،‬همواره در اختیار دارید»‪.‬‬ ‫‪ ۴۷‬پادشاه با صدای بلند به همه آنها سلم کرد و با مهربانی با آنها صحبت کرد و همه حاضران‪ ،‬به ویژه فیلسوفان‪،‬‬ ‫تأیید خود را ابراز کردند‪ .‬زیرا آنها هم در رفتار و هم در استدلل از آنها [یعنی فیلسوفان] بسیار برتر بودند‪ ،‬زیرا آنها‬ ‫همیشه خدا را نقطه شروع خود قرار میدادند‪.‬‬ ‫‪ ۴۸‬پس از این‪ ،‬پادشاه برای نشان دادن حسن نیت خود‪ ،‬به نوشیدن شراب سلمتی مهمانانش پرداخت‪.‬‬ ‫فصل ‪۹‬‬

‫آیه ‪ ۸‬ارزش دانش را به طور خلصه بیان میکند‪ .‬آیه ‪ ،۲۸‬محبت والدین‪ .‬به ویژه به سوال آیه ‪ ۲۶‬و پاسخ آن توجه‬ ‫کنید‪ .‬همچنین به سوال آیه ‪ ۴۷‬و پاسخ آن توجه کنید‪ .‬این یک توصیه خردمندانه برای تاجران است‪.‬‬ ‫‪ ۱‬روز بعد‪ ،‬همان ترتیبات برای ضیافت فراهم شد و پادشاه‪ ،‬به محض اینکه فرصتی پیش آمد‪ ،‬شروع به پرسیدن‬ ‫سوالتی از مردانی کرد که در کنار کسانی که قبلل پاسخ داده بودند نشسته بودند‪ .‬او به اولین نفر گفت« ‪:‬آیا حکمت قابل‬ ‫آموزش است؟»‬ ‫‪ ۲‬و او گفت« ‪:‬روح چنان ساخته شده است که به قدرت الهی قادر است همه خوبیها را بپذیرد و ضد آنها را رد کند»‪.‬‬ ‫‪ ۳‬پادشاه موافقت خود را ابراز کرد و از نفر بعدی پرسید‪ :‬چه چیزی برای سلمتی مفیدتر است؟‬ ‫‪ ۴‬و فرمود« ‪:‬عفت و میانهروی‪ ،‬و این ممکن نیست مگر اینکه خداوند تمایلی به آن ایجاد کند»‪.‬‬ ‫‪ ۵‬پادشاه با مهربانی با آن مرد صحبت کرد و به دیگری گفت« ‪:‬چگونه میتوان حق والدین خود را به شایستگی ادا‬ ‫کرد؟»‬ ‫‪ ۶‬و او گفت« ‪:‬با هرگز رنجاندن آنها‪ ،‬و این ممکن نیست مگر اینکه خداوند ذهن را برای دنبال کردن والترین اهداف‬ ‫آماده کند»‪.‬‬ ‫‪ ۷‬پادشاه موافقت خود را ابراز کرد و از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند شنوندهای مشتاق باشد؟‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۸‬و او گفت« ‪:‬با به یاد داشتن اینکه هر دانشی مفید است‪ ،‬زیرا به شما این امکان را میدهد که در مواقع اضطراری‪ ،‬به‬ ‫یاری خدا‪ ،‬برخی از چیزهایی را که آموختهاید انتخاب کنید و آنها را در بحرانی که با آن روبرو هستید به کار ببرید‪ .‬و‬ ‫بدین ترتیب تلشهای انسانها با یاری خدا به ثمر میرسد»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬پادشاه او را ستود و از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند از انجام کاری خلف قانون اجتناب کند؟‬ ‫‪ ۱۰‬و او گفت« ‪:‬اگر تشخیص دهید که خداست که این افکار را در دل قانونگذاران نهاده است تا جان انسانها حفظ شود‪،‬‬ ‫از آنها پیروی خواهید کرد»‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬پادشاه پاسخ مرد را تصدیق کرد و به دیگری گفت« ‪:‬مزیت خویشاوندی چیست؟»‬ ‫‪ ۱۲‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر در نظر بگیریم که خود ما نیز گرفتار بدبختیهایی هستیم که بر خویشاوندانمان نازل میشود و‬ ‫اگر رنجهای آنها رنج ما شود‪ ،‬آنگاه قدرت خویشاوندی بیدرنگ آشکار میشود‪ ،‬زیرا تنها زمانی که چنین احساسی نشان‬ ‫داده شود‪ ،‬میتوانیم در نظر آنها عزت و احترام کسب کنیم‪ .‬زیرا کمک‪ ،‬هنگامی که با مهربانی پیوند خورده باشد‪ ،‬خود‬ ‫پیوندی است که کاملل ناگسستنی است‪ .‬و در روز سعادت آنها‪ ،‬نباید طمع به اموالشان داشته باشیم‪ ،‬بلکه باید از خدا‬ ‫بخواهیم که همه گونه خیر و نیکی را به آنها عطا کند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و پادشاه پس از آنکه او را نیز مانند دیگران ستود‪ ،‬از دیگری پرسید که چگونه میتواند از ترس رهایی یابد؟‬ ‫‪ ۱۴‬و او گفت« ‪:‬هنگامی که ذهن آگاه باشد که هیچ بدی نکرده است‪ ،‬و هنگامی که خدا آن را به سوی هم هه اندرزهای‬ ‫نیک هدایت کند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬پادشاه رضایت خود را ابراز کرد و از دیگری پرسید که چگونه میتواند همیشه قضاوت درست داشته باشد؟‬ ‫‪ ۱۶‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر او پیوسته بدبختیهایی را که بر انسانها نازل میشود‪ ،‬پیش چشم خود میداشت و تشخیص میداد‬ ‫که این خداست که سعادت را از برخی میگیرد و به برخی دیگر عزت و جلل میبخشد»‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬پادشاه با مهربانی از مرد پذیرایی کرد و از نفر بعدی خواست به این سؤال پاسخ دهد که چگونه میتواند از زندگی‬ ‫راحت و لذتبخش اجتناب کند؟‬ ‫‪ ۱۸‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر او پیوسته به یاد داشته باشد که فرمانروای امپراتوری بزرگی و پروردگار جمعیت کثیری‬ ‫است و نباید ذهنش را به چیزهای دیگر مشغول کند‪ ،‬بلکه باید همیشه در این اندیشه باشد که چگونه میتواند به بهترین‬ ‫نحو رفاه آنها را ارتقا دهد‪ .‬او همچنین باید از خدا دعا کند که هیچ وظیفهای نادیده گرفته نشود»‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬پادشاه پس از ستایش او‪ ،‬از دهمین نفر پرسید که چگونه میتواند کسانی را که به او خیانت میکنند‪ ،‬بشناسد؟‬ ‫‪ ۲۰‬و او به این سؤال پاسخ داد« ‪:‬اگر او ملحظه میکرد که آیا رفتار اطرافیانش طبیعی است و آیا آنها در پذیراییها و‬ ‫شوراها و در معاشرتهای عمومی خود‪ ،‬قاعده صحیح تقدم را رعایت میکنند و هرگز در تبریک یا سایر امور مربوط‬ ‫به آداب معاشرت از حدود نزاکت فراتر نمیروند‪ .‬اما ای پادشاه‪ ،‬خداوند ذهن تو را به هر آنچه وال است‪ ،‬متمایل خواهد‬ ‫کرد»‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬هنگامی که پادشاه با صدای بلند تأیید خود را ابراز کرد و از همه آنها به صورت جداگانه ستایش کرد (در میان‬ ‫تشویق همه حاضران)‪ ،‬آنها به لذت بردن از جشن روی آوردند‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬و روز بعد‪ ،‬وقتی فرصتی پیش آمد‪ ،‬پادشاه از نفر بعدی پرسید« ‪:‬بدترین نوع غفلت چیست؟»‬ ‫‪ ۲۳‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر مردی به فرزندانش اهمیت ندهد و تمام تلش خود را صرف تربیت آنها نکند‪ .‬زیرا ما همیشه‬ ‫نه برای خودمان‪ ،‬بلکه برای فرزندانمان از خدا دعا میکنیم تا هر نعمتی از آن آنها باشد‪ .‬آرزوی ما برای اینکه‬ ‫فرزندانمان خویشتندار باشند‪ ،‬تنها با قدرت خدا محقق میشود»‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬پادشاه گفت که حرف خوبی زده است و سپس از دیگری پرسید که چگونه میتواند میهنپرست باشد؟‬ ‫‪ ۲۵‬او پاسخ داد« ‪:‬با در نظر داشتن این فکر که زندگی و مردن در کشور خود خوب است‪ .‬اقامت در خارج از کشور‪،‬‬ ‫فقرا را تحقیر و ثروتمندان را شرمسار میکند‪ ،‬گویی که به جرمی تبعید شدهاند‪ .‬اگر به همه نیکی کنی‪ ،‬همانطور که‬ ‫پیوسته چنین میکنی‪ ،‬خداوند تو را نزد همه محبوب خواهد کرد و میهنپرست خواهی دانست»‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬پادشاه پس از گوش دادن به سخنان این مرد‪ ،‬از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند با همسرش در صلح و صفا‬ ‫زندگی کند؟‬ ‫‪ ۲۷‬و او پاسخ داد« ‪:‬با اذعان به اینکه زنان ذاتا ل در دنبال کردن خواستههای خود لجباز و پرانرژی هستند و از طریق‬ ‫استدللهای نادرست دستخوش تغییر ناگهانی عقیده میشوند و ذاتا ل ضعیف هستند‪ .‬لزم است با آنها عاقلنه برخورد شود‬ ‫و نزاع ایجاد نشود‪ .‬برای اداره موفقیتآمیز زندگی‪ ،‬سکاندار باید هدفی را که باید مسیر خود را به سمت آن هدایت کند‪،‬‬ ‫بداند‪ .‬تنها با کمک خواستن از خداوند است که مردان میتوانند همیشه مسیر واقعی زندگی را هدایت کنند»‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬پادشاه موافقت خود را ابراز کرد و از نفر بعدی پرسید که چگونه میتواند از خطا مصون باشد؟‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۲۹‬و او پاسخ داد« ‪:‬ای پادشاه‪ ،‬اگر همواره با تأمل عمل کنی و هرگز به تهمتها اعتماد نکنی‪ ،‬بلکه آنچه را که به تو‬ ‫گفته میشود‪ ،‬برای خود بیازمایی و با رأی خود در مورد درخواستهایی که از تو میشود‪ ،‬تصمیم بگیری و همه چیز را‬ ‫در پرتو رأی خود انجام دهی‪ ،‬از خطا مصون خواهی بود‪ .‬اما دانش و عمل به این امور‪ ،‬کار قدرت الهی است»‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬پادشاه که از این سخنان شادمان شده بود‪ ،‬از دیگری پرسید که چگونه میتواند از خشم رهایی یابد؟‬ ‫‪ ۳۱‬و او در پاسخ به این سؤال گفت« ‪:‬اگر او تشخیص میداد که بر همه قدرت دارد‪ ،‬حتی میتواند آنها را به مرگ‬ ‫وادارد‪ ،‬اگر تسلیم خشم میشد‪ ،‬و اگر صرفا ل به این دلیل که ارباب است‪ ،‬بسیاری را از زندگی محروم میکرد‪ ،‬بیفایده و‬ ‫رقتانگیز میبود»‪.‬‬ ‫‪ ۳۲‬چه نیازی به خشم بود‪ ،‬در حالی که همه مطیع او بودند و هیچ کس با او دشمنی نداشت؟ باید دانست که خدا با‬ ‫روحیه مهربانی و بدون هیچ خشمی بر تمام جهان حکومت میکند‪ ،‬و تو‪ ،‬ای پادشاه‪ ،‬باید از او سرمشق بگیری‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬پادشاه گفت که پاسخ خوبی داده است و سپس از نفر بعدی پرسید« ‪:‬نصیحت خوب چیست؟»‬ ‫‪ ۳۴‬او توضیح داد« ‪:‬همیشه و با تأمل کافی عمل کنیم‪ ،‬آنچه را که برای سیاست خودمان سودمند است با اثرات مضری‬ ‫که از اتخاذ دیدگاه مخالف حاصل میشود‪ ،‬مقایسه کنیم تا با سنجش هر نکته‪ ،‬بتوانیم به خوبی راهنمایی شویم و هدف‬ ‫خود را محقق کنیم‪ .‬و از همه مهمتر‪ ،‬به قدرت خدا‪ ،‬هر نقشه شما به سرانجام خواهد رسید‪ ،‬زیرا شما تقوا پیشه‬ ‫میکنید»‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬پادشاه گفت که این مرد پاسخ خوبی داده است‪ ،‬و از دیگری پرسید‪ :‬فلسفه چیست؟‬ ‫‪ ۳۶‬و او توضیح داد« ‪:‬در مورد هر سؤالی که پیش میآید‪ ،‬خوب فکر کنیم و هرگز تحت تأثیر هوسها قرار نگیریم‪،‬‬ ‫بلکه در مورد آسیبهایی که از احساسات ناشی میشوند‪ ،‬تأمل کنیم و مطابق شرایط‪ ،‬درست عمل کنیم و اعتدال را‬ ‫رعایت کنیم‪ .‬اما باید از خدا بخواهیم که توجه به این چیزها را در ذهن ما ایجاد کند»‪.‬‬ ‫‪ ۳۷‬پادشاه رضایت خود را اعلم کرد و از دیگری پرسید که چگونه میتواند در سفر به خارج از کشور مورد تقدیر‬ ‫قرار گیرد؟‬ ‫‪ ۳۸‬او پاسخ داد« ‪:‬با انصاف داشتن با همه مردم‪ ،‬و با ظاهر شدن در جایگاه پایینتر از برتر نسبت به کسانی که در‬ ‫میانشان سفر میکرد‪ .‬زیرا این یک اصل شناخته شده است که خداوند ذاتا ل فروتنان را میپذیرد‪ .‬و نوع بشر کسانی را که‬ ‫مایل به اطاعت از او هستند دوست دارد»‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬پادشاه پس از ابراز رضایت از این پاسخ‪ ،‬از دیگری پرسید که چگونه میتواند به گونهای بسازد که سازههایش پس‬ ‫از او نیز پابرجا بمانند؟‬ ‫‪ ۴۰‬و او به این سؤال پاسخ داد« ‪:‬اگر آفریدههای او در مقیاسی بزرگ و باشکوه بودند‪ ،‬به طوری که بینندگان به خاطر‬ ‫زیباییشان آنها را میبخشیدند‪ ،‬و اگر او هرگز هیچ یک از کسانی را که چنین کارهایی را انجام میدادند‪ ،‬اخراج نمیکرد‬ ‫و هرگز دیگران را مجبور نمیکرد که بدون دستمزد به نیازهایش رسیدگی کنند»‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬با مشاهده اینکه چگونه خداوند به نسل بشر روزی میدهد‪ ،‬به آنها سلمتی و ظرفیت ذهنی و سایر مواهب را عطا‬ ‫میکند‪ ،‬خود او نیز باید با پرداخت پاداش به انسانها برای زحمات طاقتفرسایشان‪ ،‬از الگوی او پیروی کند‪ .‬زیرا اعمالی‬ ‫که با پارسایی انجام میشوند‪ ،‬جاودانه میمانند!‬ ‫‪ ۴۲‬پادشاه گفت که این مرد نیز پاسخ خوبی داده است و از دهمین نفر پرسید« ‪:‬ثمره حکمت چیست؟»‬ ‫‪ ۴۳‬و او پاسخ داد« ‪:‬اینکه انسان در خود آگاه باشد که هیچ بدی نکرده است و زندگی خود را در حقیقت بگذراند‪ .‬زیرا‬ ‫ای پادشاه توانا‪ ،‬از اینهاست که بزرگترین شادی و استواری روح و ایمان قوی به خدا نصیب تو میشود اگر با تقوا بر‬ ‫قلمرو خود حکومت کنی»‪.‬‬ ‫‪ ۴۴٫‬و چون پاسخ را شنیدند‪ ،‬همگی با صدای بلند فریاد تحسین برآوردند و پس از آن‪ ،‬پادشاه در کمال شادی‪ ،‬شروع به‬ ‫نوشیدن شربت سلمتی آنان کرد‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬و روز بعد‪ ،‬ضیافت مانند دفعات قبل ادامه یافت و وقتی فرصتی پیش آمد‪ ،‬پادشاه از مهمانان باقیمانده سؤالتی‬ ‫پرسید و از اولین نفر پرسید« ‪:‬چگونه انسان میتواند خود را از غرور دور نگه دارد؟»‬ ‫‪ ۴۶‬و او پاسخ داد« ‪:‬اگر او برابری را رعایت کند و در همه حال به یاد داشته باشد که او مردی است که بر انسانها‬ ‫حکومت میکند‪ .‬و خدا متکبران را خوار میکند و فروتنان و فروتنان را سربلند میسازد»!‬ ‫‪ ۴۷‬پادشاه با مهربانی با او صحبت کرد و از نفر بعدی پرسید« ‪:‬یک مرد چه کسی را باید به عنوان مشاور خود‬ ‫انتخاب کند؟»‬ ‫‪ ۴۸‬و او پاسخ داد« ‪:‬کسانی که در امور بسیاری آزمایش شدهاند و نسبت به او حسن نیت کامل دارند و از خلق و خوی‬ ‫او برخوردارند‪ .‬و خداوند خود را بر کسانی که شایستهاند آشکار میکند تا این اهداف محقق شود»‪.‬‬ ‫‪ ۴۹‬پادشاه او را ستود و از دیگری پرسید« ‪:‬ضروریترین دارایی یک پادشاه چیست؟»‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۵۰‬او پاسخ داد« ‪:‬دوستی و عشق به رعایای خود‪ ،‬زیرا از این طریق است که پیوند حسن نیت ناگسستنی میشود‪ .‬و‬ ‫خداست که تضمین میکند این امر مطابق میل تو محقق شود»‪.‬‬ ‫‪ ۵۱‬پادشاه او را ستود و از دیگری پرسید‪ :‬هدف سخن چیست؟ و او پاسخ داد« ‪:‬متقاعد کردن حریف با نشان دادن‬ ‫اشتباهاتش در قالب استدللهای منظم»‪.‬‬ ‫‪ ۵۲‬زیرا به این طریق شنونده خود را نه با مخالفت با او‪ ،‬بلکه با ستایش او به قصد ترغیب او‪ ،‬به دست خواهی آورد‪.‬‬ ‫و این به قدرت خداست که ترغیب انجام میشود‪.‬‬ ‫‪ ۵۳‬پادشاه گفت که پاسخ خوبی داده است و از دیگری پرسید که چگونه میتواند با نژادهای مختلفی که جمعیت پادشاهی‬ ‫او را تشکیل میدهند‪ ،‬دوستانه زندگی کند؟‬ ‫‪ ۵۴‬او پاسخ داد« ‪:‬با عمل کردن به وظیفهی مناسب نسبت به هر کس‪ ،‬و گرفتن پارسایی به عنوان راهنمای خود‪،‬‬ ‫همانطور که اکنون با کمک بصیرتی که خداوند به تو ارزانی میدارد‪ ،‬انجام میدهی»‪.‬‬ ‫‪ ۵۵‬پادشاه از این پاسخ شادمان شد و از دیگری پرسید« ‪:‬در چه شرایطی انسان باید رنج بکشد؟»‬ ‫‪ ۵۶‬او پاسخ داد« ‪:‬در بدبختیهایی که برای دوستانمان پیش میآید‪ ،‬وقتی میبینیم که طولنی و چارهناپذیر هستند‪ .‬عقل به‬ ‫ما اجازه نمیدهد برای کسانی که مرده و از شر رهایی یافتهاند‪ ،‬سوگواری کنیم‪ ،‬اما همه انسانها برای آنها سوگواری‬ ‫میکنند زیرا فقط به خود و منافع خود فکر میکنند‪ .‬تنها با قدرت خداست که میتوانیم از همه شرها رهایی یابیم»!‬ ‫‪ ۵۷‬پادشاه گفت که پاسخ مناسبی داده است‪ ،‬و از دیگری پرسید‪ ،‬آبرو چگونه از دست میرود؟‬ ‫‪ ۵۸‬و او پاسخ داد« ‪:‬وقتی غرور و اعتماد به نفس بیحد و حصر حکمفرما شود‪ ،‬بیآبرویی و از دست دادن آبرو به‬ ‫وجود میآید‪ .‬زیرا خدا پروردگار همه آبروهاست و آن را به هر جا که بخواهد عطا میکند»‪.‬‬ ‫‪ ۵۹‬پادشاه پاسخ را تأیید کرد و از نفر بعدی پرسید« ‪:‬انسانها باید خود را به چه کسی بسپارند؟»‬ ‫‪ ۶۰‬او پاسخ داد« ‪:‬به آنان که از روی خیرخواهی و نه از روی ترس یا منفعت شخصی به شما خدمت میکنند و تنها به‬ ‫سود خود میاندیشند‪ .‬زیرا یکی نشانهی عشق است و دیگری نشانهی بدخواهی و وقتکشی‪.‬‬ ‫‪ ۶۱‬زیرا کسی که همواره در پی سود خود باشد‪ ،‬در دل خیانتکار است‪ .‬اما تو به یاری اندرز نیکویی که خدا به تو‬ ‫ارزانی میدارد‪ ،‬مهر و محبت همه رعایای خود را به دست آوردهای‪.‬‬ ‫‪ ۶۲‬پادشاه گفت که پاسخ عاقلنهای داده است‪ ،‬و از دیگری پرسید‪ :‬چه چیزی پادشاهی را ایمن نگه میدارد؟‬ ‫‪ ۶۳‬و او به این سؤال پاسخ داد« ‪:‬مراقب و دوراندیش باشید که هیچ شری از سوی کسانی که در مقام قدرت بر مردم‬ ‫قرار گرفتهاند‪ ،‬سر نزند‪ ،‬و این کار را همیشه با یاری خداوند که شما را به داوری سخت الهام میکند‪ ،‬انجام میدهید»‪.‬‬ ‫‪ ۶۴‬پادشاه سخنان دلگرمکنندهای به او گفت و از دیگری پرسید« ‪:‬چه چیزی سپاسگزاری و احترام را حفظ میکند؟»‬ ‫‪ ۶۵‬و او پاسخ داد« ‪:‬فضیلت‪ ،‬زیرا آفریننده اعمال نیک است و به وسیل هه آن بدی از بین میرود‪ ،‬چنانکه تو با موهبتی که‬ ‫خدا به تو ارزانی میدارد‪ ،‬نسبت به همه شرافت و بزرگواری نشان میدهی»‪.‬‬ ‫‪ ۶۶‬پادشاه با لطف پاسخ را پذیرفت و از یازدهمین نفر (چون دو نفر بیشتر از هفتاد نفر بودند) پرسید که چگونه میتواند‬ ‫در زمان جنگ آرامش روح را حفظ کند؟‬ ‫‪ ۶۷‬و او پاسخ داد« ‪:‬با یادآوری اینکه او هیچ بدی به هیچ یک از رعایای خود نکرده است‪ ،‬و همه در ازای مزایایی که‬ ‫دریافت کردهاند‪ ،‬برای او خواهند جنگید‪ ،‬و میدانند که حتی اگر جان خود را از دست بدهند‪ ،‬تو به کسانی که به آنها‬ ‫وابستهاند اهمیت خواهی داد‪ .‬زیرا تو هرگز از جبران خسارت به هیچکس کوتاهی نمیکنی ‪ -‬این همان مهربانیای است‬ ‫که خدا به تو الهام بخشیده است»‪.‬‬ ‫‪ ۶۸‬پادشاه با صدای بلند همه آنها را تشویق کرد و با مهربانی با آنها صحبت کرد و سپس جرعهای طولنی به سلمتی‬ ‫هر یک نوشید‪ ،‬خود را وقف لذت کرد و سخاوتمندانهترین و شادترین دوستی را نسبت به مهمانانش ارزانی داشت‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۰‬‬

‫پرسش و پاسخها ادامه دارد‪ .‬نشان میدهد که افسران ارتش چگونه باید انتخاب شوند‪ .‬چه انسانی شایسته تحسین است و‬ ‫سایر مشکلت زندگی روزمره‪ ،‬امروزه به همان اندازه ‪ ۲۰۰۰‬سال پیش صادق است‪ .‬آیات ‪ ۱۵‬تا ‪ ۱۷‬به خاطر توصیه‬ ‫به تئاتر قابل توجه هستند‪ .‬آیات ‪ ۲۱‬تا ‪ ۲۲‬حکمت انتخاب رئیس جمهور یا داشتن پادشاه را توصیف میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۱‬در روز هفتم‪ ،‬تدارکات بسیار گستردهتری انجام شد و بسیاری دیگر از شهرهای مختلف (از جمله تعداد زیادی‬ ‫سفیر) حضور داشتند‪.‬‬ ‫‪ ۲‬وقتی فرصتی پیش آمد‪ ،‬پادشاه از اولین نفر از کسانی که هنوز مورد پرسش قرار نگرفته بودند‪ ،‬پرسید که چگونه‬ ‫میتواند از فریب خوردن با استدللهای نادرست جلوگیری کند؟‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۳‬و او پاسخ داد« ‪:‬با توجه دقیق به گوینده‪ ،‬سخن گفته شده و موضوع مورد بحث‪ ،‬و با طرح مجدد همان سؤالت پس‬ ‫از مدتی وقفه به اشکال مختلف‪ .‬اما داشتن ذهنی هوشیار و توانایی قضاوت صحیح در هر مورد‪ ،‬یکی از مواهب الهی‬ ‫است و تو‪ ،‬ای پادشاه‪ ،‬آن را داری»‪.‬‬ ‫‪ ۴‬پادشاه با صدای بلند از پاسخ او استقبال کرد و از نفر بعدی پرسید« ‪:‬چرا اکثر مردم هرگز پرهیزگار نمیشوند؟»‬ ‫‪ ۵‬او پاسخ داد« ‪:‬زیرا‪ ،‬همه انسانها ذاتا ل بیاعتدال و متمایل به لذت هستند‪ .‬از این رو‪ ،‬بیعدالتی و طغیان طمع پدیدار‬ ‫میشود‪ .‬عادت به فضیلت مانعی برای کسانی است که به زندگی لذتجویانه متعهدند‪ ،‬زیرا آنها را به ترجیح اعتدال و‬ ‫پارسایی امر میکند‪ .‬زیرا خداست که مالک این امور است»‪.‬‬ ‫‪ ۶‬پادشاه گفت که پاسخ خوبی داده است و پرسید‪ :‬پادشاهان باید از چه چیزی اطاعت کنند؟ و او گفت« ‪:‬قوانین‪ ،‬تا با‬ ‫قوانین عادلنه بتوانند جان انسانها را بازگردانند‪ .‬همانطور که تو با چنین رفتاری در اطاعت از فرمان الهی‪ ،‬یادگاری‬ ‫جاودانی برای خود ذخیره کردهای»‪.‬‬ ‫‪ ۷‬پادشاه گفت که این مرد نیز سخن خوبی گفته است‪ ،‬و از نفر بعدی پرسید‪ :‬چه کسی را باید به عنوان فرماندار تعیین‬ ‫کنیم؟‬ ‫و او پاسخ داد« ‪:‬همه کسانی که از شرارت متنفرند و از رفتار تو تقلید میکنند‪ ،‬پارسایی پیشه میکنند تا همواره نام نیک‬ ‫خود را حفظ کنند‪ .‬زیرا ای پادشاه توانا‪ ،‬این کاری است که تو انجام میدهی‪ ،‬و این خداست که تاج پارسایی را به تو‬ ‫عطا کرده است»‪.‬‬ ‫‪ ۹‬پادشاه با صدای بلند پاسخ را تحسین کرد و سپس به نفر بعدی نگاه کرد و گفت« ‪:‬چه کسی را باید به عنوان فرمانده‬ ‫لشکر تعیین کنیم؟»‬ ‫‪ ۱۰‬و او توضیح داد« ‪:‬کسانی که در شجاعت و پارسایی سرآمدند و کسانی که بیشتر نگران امنیت افراد خود هستند تا‬ ‫اینکه با به خطر انداختن جان خود از روی بیباکی به پیروزی برسند‪ .‬زیرا همانطور که خداوند با همه انسانها به نیکی‬ ‫رفتار میکند‪ ،‬شما نیز با پیروی از او‪ ،‬نیکوکار همه رعایای خود هستید»‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬پادشاه گفت که پاسخ خوبی داده است و از دیگری پرسید« ‪:‬چه کسی شایستهی تحسین است؟»‬ ‫‪ ۱۲‬و او پاسخ داد« ‪:‬مردی که از شهرت و ثروت و قدرت برخوردار است و روحی برابر با همه اینها دارد‪ .‬تو خود با‬ ‫اعمالت نشان میدهی که به یاری خدایی که تو را به این چیزها وامیدارد‪ ،‬شایستهترین تحسین هستی»‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬پادشاه موافقت خود را ابراز کرد و به دیگری گفت« ‪:‬پادشاهان باید بیشترین وقت خود را به چه اموری اختصاص‬ ‫دهند؟»‬ ‫‪ ۱۴‬و او پاسخ داد« ‪:‬به خواندن و مطالعهی گزارشهای سفرهای رسمی که در مورد پادشاهیهای مختلف نوشته شدهاند‪،‬‬ ‫با هدف اصلح و حفظ رعایا‪ .‬و با چنین فعالیتی است که به شکوهی دست یافتهای که هرگز کسی به آن نرسیده است‪،‬‬ ‫به یاری خدایی که تمام آرزوهای تو را برآورده میکند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬پادشاه با شور و شوق با آن مرد صحبت کرد و از دیگری پرسید‪ :‬انسان در ساعات استراحت و تفریح خود چگونه‬ ‫باید خود را سرگرم کند؟‬ ‫‪ ۱۶‬و او پاسخ داد« ‪:‬تماشای نمایشهایی که میتوان با نزاکت اجرا کرد و صحنههایی را که از زندگی گرفته شدهاند و با‬ ‫وقار و نجابت به نمایش گذاشته شدهاند‪ ،‬سودمند و مناسب است»‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬زیرا حتی در این سرگرمیها نیز میتوان نوعی تهذیب یافت‪ ،‬زیرا اغلب درسهای مطلوبی از بیاهمیتترین امور‬ ‫زندگی آموخته میشود‪ .‬اما با بهکارگیری نهایت ادب در تمام اعمالت‪ ،‬نشان دادهای که فیلسوف هستی و به خاطر‬ ‫فضیلتت مورد احترام خداوند قرار گرفتهای‪.‬‬ ‫‪ ۱۸‬پادشاه که از سخنان گفته شده خشنود شده بود‪ ،‬به نفر نهم گفت« ‪:‬یک مرد چگونه باید در ضیافتها رفتار کند؟»‬ ‫‪ ۱۹‬و او پاسخ داد« ‪:‬تو باید مردان دانشمند و کسانی را که میتوانند در مورد امور پادشاهی و زندگی رعایای تو نکات‬ ‫مفیدی به تو بدهند‪ ،‬به کنار خود فرا خوانی (زیرا هیچ موضوعی مناسبتر یا آموزندهتر از این پیدا نکردی) زیرا چنین‬ ‫مردانی نزد خدا عزیزند زیرا ذهن خود را برای تفکر در مورد والترین موضوعات تربیت کردهاند ‪ -‬همانطور که تو‬ ‫واقعا ل خودت این کار را میکنی‪ ،‬زیرا تمام اعمال تو توسط خدا هدایت میشود»‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬پادشاه که از پاسخ او خوشحال شده بود‪ ،‬از نفر بعدی پرسید« ‪:‬برای مردم کدام بهتر است؟ اینکه یک شهروند‬ ‫عادی پادشاه آنها شود یا یکی از اعضای خانواده سلطنتی؟»‬ ‫‪ ۲۱‬و او پاسخ داد« ‪:‬آن که ذاتا ل بهترین است‪ .‬زیرا پادشاهانی که از دودمان سلطنتی میآیند‪ ،‬اغلب نسبت به رعایای خود‬ ‫سختگیر و خشن هستند‪ .‬و این امر در مورد برخی از کسانی که از میان شهروندان عادی برخاستهاند‪ ،‬بیشتر صدق‬ ‫میکند؛ کسانی که پس از تجربهی شر و تحمل فقر‪ ،‬وقتی بر انبوه مردم حکومت میکنند‪ ،‬از ستمگران بیخدا نیز ظالمتر‬ ‫میشوند»‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۲۲‬اما‪ ،‬همانطور که گفتم‪ ،‬طبیعت نیکویی که به درستی تربیت شده باشد‪ ،‬قادر به حکومت است‪ ،‬و تو پادشاه بزرگی‬ ‫هستی‪ ،‬نه چندان به این دلیل که در شکوه حکومت و ثروت خود سرآمد هستی‪ ،‬بلکه بیشتر به این دلیل که در بخشش و‬ ‫نیکوکاری از همه مردان پیشی گرفتهای‪ ،‬به لطف خدایی که این ویژگیها را به تو عطا کرده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬پادشاه مدتی را صرف ستایش این مرد کرد و سپس از آخرین نفر پرسید‪ :‬بزرگترین دستاورد در حکومت بر یک‬ ‫امپراتوری چیست؟‬ ‫‪ ۲۴‬و او پاسخ داد« ‪:‬اینکه رعایا پیوسته در آرامش به سر برند و در موارد اختلف‪ ،‬عدالت به سرعت اجرا شود»‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬این نتایج از طریق نفوذ حاکم حاصل میشود‪ ،‬زمانی که او مردی باشد که از شر متنفر و خیر را دوست دارد و‬ ‫انرژی خود را وقف نجات جان انسانها میکند‪ ،‬همانطور که شما بیعدالتی را بدترین شکل شر میدانید و با مدیریت‬ ‫عادلنه خود شهرتی جاودانه برای خود ایجاد کردهاید‪ ،‬زیرا خداوند به شما ذهنی پاک و عاری از هرگونه شر عطا‬ ‫میکند‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬و هنگامی که او سخنش را قطع کرد‪ ،‬تشویقهای بلند و شادیآور برای مدت قابل توجهی آغاز شد‪ .‬وقتی متوقف شد‪،‬‬ ‫پادشاه جامی برداشت و به افتخار همه مهمانانش و سخنانی که گفته بودند‪ ،‬به سلمتی نوشید‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬سپس در خاتمه گفت« ‪:‬من از حضور شما بیشترین بهره را بردهام‪ .‬از دانش و آگاهی خردمندانهای که در هنر‬ ‫حکومت به من دادهاید‪ ،‬بسیار بهره بردهام»‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬سپس دستور داد که به هر یک از آنها سه وزنه نقره بدهند و یکی از غلمان خود را مأمور کرد تا آن پول را‬ ‫تحویل دهد‪.‬‬ ‫‪ ۲۹‬همه بیدرنگ فریاد تأیید سر دادند و ضیافت به صحنهای از شادی تبدیل شد‪ ،‬در حالی که پادشاه خود را غرق در‬ ‫جشن و سروری مداوم کرد‪.‬‬ ‫فصل ‪۱۱‬‬

‫برای اظهار نظر در مورد تندنویسی باستانی‪ ،‬به آیه ‪ ۷‬مراجعه کنید‪ .‬ترجمه برای تأیید ارائه و به عنوان خوانده شده‬ ‫پذیرفته میشود‪ ،‬و (آیه ‪ )۲۳‬رأیگیری برای تأیید انجام شده و به اتفاق آرا تصویب میشود‪.‬‬ ‫‪ ۱‬من به تفصیل نوشتهام و از شما پوزش میخواهم‪ ،‬فیلوکراتس‪.‬‬ ‫ل‬ ‫‪ ۲‬من از دیدن این مردان و نحوهی ارائهی پاسخهایی که در لحظه واقعا به زمان زیادی برای یافتن پاسخهایشان نیاز‬ ‫بود‪ ،‬بینهایت شگفتزده شدم‪.‬‬ ‫‪ ۳‬زیرا اگرچه پرسشگر در مورد هر سؤال خاص بسیار اندیشیده بود‪ ،‬کسانی که یکی پس از دیگری پاسخ میدادند‪،‬‬ ‫پاسخهای خود را به سؤالت از قبل آماده کرده بودند و بنابراین به نظر من و همه حاضران و به ویژه فیلسوفان‪،‬‬ ‫شایسته تحسین بودند‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و گمان میکنم این موضوع برای کسانی که در آینده روایت مرا خواهند خواند‪ ،‬باورنکردنی به نظر برسد‪.‬‬ ‫‪ ۵‬اما نادرست جلوه دادن حقایقی که در بایگانیهای عمومی ثبت شدهاند‪ ،‬ناشایست است‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و برای من شایسته نیست که در چنین امری از حق تجاوز کنم‪ .‬من داستان را همانطور که اتفاق افتاده است‪ ،‬با‬ ‫وجدان از هرگونه خطا اجتناب میکنم‪.‬‬ ‫‪ ۷‬چنان تحت تأثیر قدرت بیانات آنها قرار گرفتم که کوشیدم با کسانی که کارشان ثبت تمام وقایع بار عامها و ضیافتهای‬ ‫سلطنتی بود‪ ،‬مشورت کنم‪.‬‬ ‫‪ ۸‬زیرا چنانکه میدانید‪ ،‬رسم بر این است که از لحظهای که پادشاه شروع به انجام امور میکند تا زمانی که برای‬ ‫استراحت به استراحت میرود‪ ،‬از تمام گفتهها و کردههایش گزارشی تهیه شود ‪ -‬ترتیبی بسیار عالی و مفید‪.‬‬ ‫‪ ۹‬زیرا روز بعد‪ ،‬پیش از شروع کار‪ ،‬صورتجلسه اعمال و گفتار روز قبل خوانده میشود و اگر بینظمیای وجود داشته‬ ‫باشد‪ ،‬موضوع فورا ل اصلح میگردد‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬بنابراین‪ ،‬همانطور که گفته شد‪ ،‬اطلعات دقیقی از اسناد عمومی به دست آوردم و حقایق را به ترتیب صحیح بیان‬ ‫کردهام‪ ،‬زیرا میدانم که شما چقدر مشتاق به دست آوردن اطلعات مفید هستید‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬سه روز بعد‪ ،‬دیمتریوس مردان را برداشت و از کنار دیوار دریایی به طول هفت استادیا عبور کرد و به جزیره‬ ‫رسید‪ ،‬از پل عبور کرد و به سمت نواحی شمالی فاروس رهسپار شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬در آنجا‪ ،‬او آنها را در خانهای بسیار زیبا و خلوت که در ساحل دریا ساخته شده بود‪ ،‬گرد هم آورد و از آنها دعوت‬ ‫کرد تا کار ترجمه را انجام دهند‪ ،‬زیرا هر آنچه برای این منظور نیاز داشتند در اختیارشان قرار داده شده بود‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۱۳‬بنابراین آنها شروع به مقایسه نتایج مختلف خود و توافق آنها کردند و هر آنچه را که بر سر آن توافق کردند‪ ،‬به‬ ‫طور مناسب تحت نظارت دیمیتریوس رونویسی شد‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬و جلسه تا ساعت نهم ادامه داشت؛ پس از آن‪ ،‬آنها آزاد بودند تا به نیازهای جسمی خود رسیدگی کنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۵‬هر آنچه میخواستند‪ ،‬به طور فراوان برایشان فراهم میشد‪ .‬علوه بر این‪ ،‬دوروتئوس هر روز همان تدارکاتی را که‬ ‫برای خود پادشاه فراهم میشد‪ ،‬برایشان میدید ‪ -‬زیرا پادشاه چنین فرمان داده بود‪.‬‬ ‫‪ ۱۶‬آنها هر روز صبح زود در دربار حاضر میشدند و پس از ادای احترام به پادشاه‪ ،‬به جای خود بازمیگشتند‪.‬‬ ‫‪ ۱۷‬و چنانکه رسم همه یهودیان است‪ ،‬دستهای خود را در دریا شستند و به درگاه خدا دعا کردند و سپس خود را وقف‬ ‫خواندن و ترجمه متن خاصی کردند که به آن مشغول بودند‪ ،‬و من از آنها پرسیدم‪ ،‬چرا قبل از دعا دستهای خود را‬ ‫میشستند؟‬ ‫‪ ۱۸‬و آنها توضیح دادند که این نشانهای است که هیچ کار بدی نکردهاند (زیرا هر نوع فعالیتی به وسیله دستها انجام‬ ‫میشود) زیرا در راه وال و مقدس خود همه چیز را نمادی از عدالت و حقیقت میدانند‪.‬‬ ‫‪ ۱۹‬همانطور که قبلل گفتم‪ ،‬آنها هر روز در مکانی که به دلیل سکوت و روشناییاش دلپذیر بود‪ ،‬گرد هم میآمدند و به‬ ‫وظیفه خود میپرداختند‪.‬‬ ‫‪ ۲۰‬و اتفاقا ل کار ترجمه در هفتاد و دو روز به پایان رسید‪ ،‬درست مثل اینکه این کار از قبل برنامهریزی شده بود‪.‬‬ ‫‪ ۲۱‬پس از اتمام کار‪ ،‬دیمتریوس یهودیان را در مکانی که ترجمه انجام شده بود‪ ،‬گرد هم آورد و آن را در حضور‬ ‫مترجمان برای همه خواند و مردم نیز به دلیل مزایای فراوانی که به آنها بخشیده بودند‪ ،‬با استقبال زیادی از سوی آنها‬ ‫روبرو شدند‪.‬‬ ‫‪ ۲۲‬آنها همچنین از دیمیتریوس به گرمی ستایش کردند و از او خواستند که تمام تورات را رونویسی کند و نسخهای از‬ ‫آن را به رهبرانشان بدهد‪.‬‬ ‫‪ ۲۳‬پس از خواندن کتابها‪ ،‬کاهنان و بزرگان مترجمان و جامعه یهود و رهبران قوم برخاستند و گفتند از آنجایی که‬ ‫چنین ترجمهای عالی‪ ،‬مقدس و دقیق انجام شده است‪ ،‬شایسته است که به همین صورت باقی بماند و هیچ تغییری در آن‬ ‫ایجاد نشود‪.‬‬ ‫‪ ۲۴‬و هنگامی که تمام جماعت موافقت خود را اعلم کردند‪ ،‬از آنها خواستند که طبق رسم خود‪ ،‬هر کسی را که‬ ‫تغییری در آن ایجاد کند‪ ،‬چه با افزودن چیزی یا تغییر هر یک از کلمات نوشته شده یا حذف هر یک از آنها‪ ،‬نفرین‬ ‫کنند‪.‬‬ ‫‪ ۲۵‬این یک اقدام احتیاطی بسیار عاقلنه بود تا اطمینان حاصل شود که کتاب برای همیشه بدون تغییر باقی خواهد ماند‪.‬‬ ‫‪ ۲۶‬وقتی این موضوع به پادشاه گزارش شد‪ ،‬بسیار شادمان شد‪ ،‬زیرا احساس کرد طرحی که ریخته بود‪ ،‬به سلمت‬ ‫انجام شده است‪.‬‬ ‫‪ ۲۷‬تمام کتاب برای او خوانده شد و او از روحی هه شریعتگذار بسیار شگفتزده شد‪.‬‬ ‫‪ ۲۸‬و به دیمیتریوس گفت« ‪:‬چگونه است که هیچ یک از مورخان یا شاعران هرگز به خود زحمت ندادهاند که به چنین‬ ‫دستاورد شگفتانگیزی اشاره کنند؟»‬ ‫‪ ۲۹‬و او پاسخ داد« ‪:‬زیرا شریعت مقدس و منشأ الهی دارد‪ .‬و برخی از کسانی که قصد پرداختن به آن را داشتند‪ ،‬مورد‬ ‫اصابت خدا قرار گرفتند و بنابراین از هدف خود منصرف شدند»‪.‬‬ ‫‪ ۳۰‬او گفت که از تئوپومپوس شنیده است که او بیش از سی روز دیوانه شده است زیرا قصد داشته برخی از وقایع‬ ‫ترجمههای قدیمیتر و تا حدودی غیرقابل اعتماد قانون را در تاریخ خود بگنجاند‪.‬‬ ‫‪ ۳۱‬وقتی کمی حالش بهتر شد‪ ،‬از خدا التماس کرد که برایش روشن کند که چرا این بدبختی بر سرش آمده است‪.‬‬ ‫‪ ۳۲‬و در خواب به او وحی شد که از روی کنجکاوی بیهوده میخواهد حقایق مقدس را به مردم عادی منتقل کند و اگر‬ ‫دست از این کار بردارد‪ ،‬سلمتی خود را باز خواهد یافت‪.‬‬ ‫‪ ۳۳‬همچنین از زبان تئودکتس‪ ،‬یکی از شاعران تراژیک‪ ،‬شنیدهام که وقتی میخواست برخی از وقایع ثبتشده در کتاب‬ ‫را برای یکی از نمایشنامههایش اقتباس کند‪ ،‬از هر دو چشمش به آبمروارید مبتل شد‪.‬‬ ‫‪ ۳۴‬و چون دلیل آن مصیبت را دریافت‪ ،‬روزهای بسیار به درگاه خدا دعا کرد و سرانجام بهبود یافت‪.‬‬ ‫‪ ۳۵‬و پس از آنکه‪ ،‬همانطور که قبلل گفتم‪ ،‬پادشاه توضیحات دیمتریوس را در این مورد دریافت کرد‪ ،‬ادای احترام کرد‬ ‫و دستور داد که از کتابها مراقبت زیادی شود و آنها به طور مقدس محافظت شوند‪.‬‬ ‫‪ ۳۶‬و او از مترجمان خواست که پس از بازگشت به یهودیه مرتبا ل به دیدارش بروند‪ ،‬زیرا به گفتهی او‪ ،‬اکنون کاملل‬ ‫درست است که آنها را به خانههایشان بفرستد‪.‬‬


‫نامه آریستئاس‬

‫‪ ۳۷‬اما وقتی برمیگشتند‪ ،‬او با آنها مانند دوستان رفتار میکرد‪ ،‬همانطور که شایسته بود‪ ،‬و آنها هدایای گرانبهایی از او‬ ‫دریافت میکردند‪.‬‬ ‫‪ ۳۸‬او دستور داد مقدمات بازگشت آنها به خانه فراهم شود و با سخاوتمندی از آنها پذیرایی کرد‪.‬‬ ‫‪ ۳۹‬به هر یک از آنها سه جامه نفیس‪ ،‬دو وزنه طل‪ ،‬یک بوفه به وزن یک وزنه و تمام اثاثیه برای سه تخت هدیه داد‪.‬‬ ‫‪ ۴۰‬و با همراهان‪ ،‬ده تخت با پایههای نقرهای و تمام وسایل لزم‪ ،‬یک بوفه به ارزش سی وزنه‪ ،‬ده ردای ارغوانی و‬ ‫یک تاج باشکوه‪ ،‬و صد تکه پارچه کتانی نفیس‪ ،‬همچنین کاسهها و بشقابها و دو جام طلیی برای تقدیم به خدا‪ ،‬برای‬ ‫العازار فرستاد‪.‬‬ ‫‪ ۴۱‬همچنین در نامهای از او خواست که اگر کسی از آن مردان خواست نزد او بازگردد‪ ،‬مانع او نشود‪.‬‬ ‫‪ ۴۲‬زیرا او لذت بردن از معاشرت با چنین مردان دانشمندی را امتیاز بزرگی میدانست‪ ،‬و ترجیح میداد ثروت خود را‬ ‫به جای صرف بطالت‪ ،‬صرف آنها کند‪.‬‬ ‫‪ ۴۳‬و اکنون فیلوکراتس‪ ،‬طبق وعده من‪ ،‬داستان کامل را داری‪.‬‬ ‫‪ ۴۴‬فکر میکنم که شما از این مطالب بیشتر از نوشتههای اسطورهشناسان لذت میبرید‪.‬‬ ‫‪ ۴۵‬زیرا شما به مطالعهی چیزهایی که میتوانند برای روح مفید باشند‪ ،‬اختصاص داده شدهاید و زمان زیادی را صرف‬ ‫آن میکنید‪ .‬من سعی خواهم کرد هر رویداد دیگری را که ارزش ثبت شدن دارد‪ ،‬نقل کنم تا با مطالعهی آنها‪ ،‬بالترین‬ ‫پاداش را برای اشتیاق خود به دست آورید‪.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - The Letter of Aristeas by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu