نامههای عیسی مسیح و آبگاروس ،پادشاه ادسا اولین نویسندهای که به رسالههایی که بین عیسی مسیح و آبگاروس رد و بدل شده است اشاره میکند ،یوسبیوس ،اسقف قیصریه در فلسطین است که در اوایل قرن چهارم میلدی شکوفا شد .او برای اثبات اصالت آنها ،به اسناد و مدارک عمومی شهر ادسا در بینالنهرین ،جایی که آبگاروس سلطنت میکرد ،استناد میکند و تأیید میکند که آنها را به زبان سریانی نوشته شده یافته است .او ترجمه یونانی آنها را در کتاب تاریخ کلیسای تود منتشر کرد .دنیای علم در این مورد بسیار اتتلف نظر داشته است .اما ،با وجود اینکه گرابه دانشمند ،به همراه اسقف اعظم کیو ،دکتر پارکر و دیگر روحانیون ،به شدت برای پذیرش آنها در مجموعه کتب مقدس تلش کردهاند ،آنها جعلی تلقی میشوند .کشیش جرمیا جونز اظهار میدارد که مردم عادی در انگلستان این رساله را در تانههای تود ،در بسیاری از مکانها ،در یک قاب ،با تصویر مسیح در مقابل آن ،دارند .و اینکه آنها عموما ا ،با صداقت و فداکاری فراوان ،آن را کلم تدا و رساله واقعی مسیح میدانند. فصل۱ رونوشتی از نامهای که پادشاه آبگاروس به عیسی نوشته و توسط حنانیا ،تادم او ،به اورشلیم فرستاده شده و او را به ادسا دعوت کرده است. نجاتدهنده نیکو که در اورشلیم ظهور میکند ،درود میفرستم. ۱از طرف ا ا غب غْ رروس ،پادشاه ادددسا ،به عیسی ه ۲از تو و درمانهایت که بدون استفاده از دارو و گیاهان دارویی انجام میشود ،به من تبر رسیده است. ۳زیرا شنیده شده است که تو نابینایان را بینا و لنگان را راه میبری ،جذامیان را پاک میکنی ،ارواح پلید و شیاطین را بیرون میرانی ،و کسانی را که مدتها بیمار بودهاند ،شفا میدهی ،و مردگان را زنده میکنی. ۴وقتی همه اینها را شنیدم ،به یکی از این دو گمان بردم :یا اینکه تو تود تدایی که از آسمان نازل شدهای و این کارها را میکنی ،یا اینکه پسر تدایی. ۵از این رو ،با کمال میل به شما نوشتم تا زحمت سفر به اینجا را به تود بدهید و بیماریای را که به آن مبتل هستم ،درمان کنید. ۶زیرا میشنوم که یهودیان شما را مسخره میکنند و قصد بدی دارند. ۷شهر من واقعا ا کوچک است ،اما مرتب و به اندازه کافی بزرگ است که برای هر دوی ما جا داشته باشد. فصل۲ پاسخ عیسی توسط حنانیای تادم به پادشاه آبگاروس ، ۳که از دیدار ادسا تودداری کرد. ۱ای ااب اگ ررس ،تو توشبختی ،زیرا به من که مرا ندیدهای ایمان آوردهای. ۲زیرا درباره من نوشته شده است که آنان که مرا دیدهاند ،به من ایمان نیاورند ،تا آنان که ندیدهاند ایمان آورده ،زنده بمانند. ۳اما در مورد آن بخش از نامهتان که مربوط به ملقات من با شماست ،باید به شما اطلع دهم که باید تمام وظایف مأموریت تود را در این کشور به انجام برسانم و پس از آن دوباره به سوی فرستندهام بازگردم. ۴اما پس از صعودم ،یکی از شاگردانم را تواهم فرستاد که بیماری تو را شفا تواهد داد و به تو و همه کسانی که با تو هستند ، زندگی تواهد بخشید.