Skip to main content

Persian - The Epistle to the Hebrews

Page 1

‫عبرانیان‬ ‫فصل ‪1‬‬ ‫‪1‬خداوندی که در زمانهای مختلف و به شیوههای مختلف در زمانهای گذشته توسط انبیا با پدران سخن میگفت‪،‬‬ ‫‪2‬در این روزهای آخر به وسیله پسرش که او را وارث همه چیز قرار داده است و به وسیله او جهان ها را نیز آفرید به ما گفته است‪.‬‬ ‫‪3‬او که درخشندگی جلل خود و تصویر آشکار شخص او بود و همه چیز را با کلم قدرت خود حفظ کرد‪ ،‬هنگامی که به تنهایی گناهان ما‬ ‫را پاک کرد‪ ،‬بر دست راست اعظم در آن بال نشست‪.‬‬ ‫‪4‬از فرشتگان بسیار بهتر ساخته شده است‪ ،‬زیرا به وراثت نامی نیکوتر از آنها به دست آورده است‪.‬‬ ‫‪5‬زیرا به کدام یک از فرشتگان گفت که تو پسر من هستی‪ ،‬امروز تو را زاییده ام؟ و باز هم من برای او پدر خواهم بود و او برای من‬ ‫پسر؟‬ ‫‪6‬و بار دیگر‪ ،‬هنگامی که او نخست زاده را به جهان می آورد‪ ،‬می گوید‪ ،‬و همه فرشتگان خدا او را پرستش کنند‪.‬‬ ‫‪7‬و در مورد فرشتگان میگوید ‪:‬کسی که فرشتگان خود را ارواح و خدمتگزاران خود را شعلهای از آتش میسازد‪.‬‬ ‫‪8‬اما به پسر میگوید« ‪:‬ای خدا‪ ،‬تخت تو تا ابدالباد است ‪.‬عصای عدالت عصای پادشاهی توست‪.‬‬ ‫‪9‬عدالت را دوست داشتی و از گناه متنفر بودی ‪.‬پس خدا‪ ،‬یعنی خدای تو‪ ،‬تو را به روغن شادی بالتر از همنوعانت مسح کرده است‪.‬‬ ‫‪10‬و تو ای خداوند‪ ،‬در ابتدا پایه و اساس زمین را نهادی ‪.‬و آسمانها آثار دست توست‪.‬‬ ‫‪11‬آنها هلک خواهند شد ‪.‬اما تو می مانی؛ و همه آنها مانند یک لباس کهنه خواهند شد‪.‬‬ ‫‪12‬و آنها را بهعنوان جامهای تا کن‪ ،‬و تغییر خواهند کرد‪ ،‬اما تو همان هستی و سالهایت از بین نخواهد رفت‪.‬‬ ‫‪13‬ا مما به کدام یک از فرشتگان گفت« ‪:‬بر دست راست من بنشین تا دشمنانت را زیر پای تو قرار دهم؟»‬ ‫‪14‬آیا همه آنها ارواح خدمتگزار نیستند که برای خدمت به آنها فرستاده شده اند که وارثان نجات خواهند بود؟‬ ‫فصل ‪2‬‬ ‫‪1‬بنابراین ما باید با جدیت بیشتری به چیزهایی که شنیدهایم توجه کنیم‪ ،‬مبادا اجازه دهیم آنها بلغزند‪.‬‬ ‫‪2‬زیرا اگر کلم فرشتگان ثابت بود و هر گناه و نافرمانی پاداشی عادلنه دریافت میکرد‪.‬‬ ‫‪3‬اگر از این نجات عظیم غفلت کنیم‪ ،‬چگونه فرار خواهیم کرد ‪.‬که در ابتدا توسط خداوند شروع شد و توسط کسانی که او را شنیدند برای‬ ‫ما تأیید شد‪.‬‬ ‫‪4‬همچنین خدا به آنها شهادت میدهد‪ ،‬هم با نشانهها و شگفتیها‪ ،‬و هم با معجزات گوناگون‪ ،‬و هدایای روحالقدس‪ ،‬مطابق میل خود؟‬ ‫‪5‬زیرا جهان آینده را که ما در مورد آن سخن میگوییم‪ ،‬به فرشتگان اطاعت نکرده است‪.‬‬ ‫‪ ۶‬ا مما یکی در جایی شهادت داد و گفت« ‪:‬انسان چیست که او را در نظر میگیری؟ »یا پسر انسان که او را زیارت کنی؟‬ ‫‪7‬تو او را اندکی از فرشتگان پستتر ساختی ‪.‬او را تاج جلل و جلل بر سر گذاشتی و او را بر آثار دست خود قرار دادی‪.‬‬ ‫‪8‬همه چیز را زیر پای او اطاعت کردی ‪.‬زیرا از آنجایی که او همه را تحت فرمان خود قرار داد‪ ،‬چیزی باقی نگذاشت که تحت فرمان او‬ ‫نباشد ‪.‬اما اکنون نمی بینیم که هنوز همه چیز زیر بار او گذاشته نشده است‪.‬‬ ‫‪9‬اما ما عیسی را میبینیم که برای رنج مرگ کمی پایینتر از فرشتگان قرار گرفت تاج جلل و افتخار بر سر نهاد ‪.‬که به فضل خدا برای‬ ‫هر انسانی طعم مرگ را بچشد‪.‬‬ ‫‪10‬زیرا او که همه چیز برای اوست‪ ،‬و همه چیز به وسیله اوست‪ ،‬با آوردن پسران بسیار به جلل‪ ،‬فرمانده نجات آنها را از طریق رنجها‬ ‫کامل کند‪.‬‬ ‫‪11‬زیرا هر دو تقدیس كننده و مقدمس همه یكی هستند و به همین دلیل خجالت نمیكشد كه آنها را برادر خطاب كند‪.‬‬ ‫‪12‬و می گویم‪ ،‬نام تو را به برادرانم اعلم خواهم کرد‪ ،‬در میان کلیسا برای تو ستایش خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪13‬و باز هم به او اعتماد خواهم کرد ‪.‬و دوباره‪ ،‬بنگرید من و فرزندانی که خدا به من داده است‪.‬‬ ‫‪14‬پس چون فرزندان از گوشت و خون شریک هستند‪ ،‬خود او نیز در آن شریک شد ‪.‬تا او را که قدرت مرگ دارد‪ ،‬یعنی شیطان را از‬ ‫طریق مرگ نابود کند‪.‬‬ ‫‪15‬و آنانی را که از ترس مرگ در تمام عمر خود در بند بودند رهایی بخش‪.‬‬ ‫‪16‬زیرا او طبیعت فرشتگان را بر خود نگرفت ‪.‬اما او نسل ابراهیم را بر خود گرفت‪.‬‬ ‫‪17‬از این رو در همه چیز لزم بود که او شبیه برادرانش شود‪ ،‬تا بتواند کاهن اعظم مهربان و وفادار در امور مربوط به خدا باشد تا برای‬ ‫گناهان مردم آشتی کند‪.‬‬ ‫‪18‬زیرا از آنجایی که او خود تحت وسوسه قرار گرفته است‪ ،‬میتواند به کسانی که وسوسه میشوند کمک کند‪.‬‬ ‫فصل ‪3‬‬ ‫‪1‬بنابراین‪ ،‬برادران مقدمس‪ ،‬که در دعوت آسمانی شریک هستید‪ ،‬به رسول و کاهن اعظم مسلک ما‪ ،‬مسیح عیسی‪ ،‬توجه کنید‪.‬‬ ‫‪2‬که به کسی که او را منصوب کرد وفادار بود‪ ،‬چنانکه موسی نیز در تمام خانهاش وفادار بود‪.‬‬ ‫‪3‬زیرا این مرد از موسی سزاوار جلل بیشتر شمرده شد‪ ،‬زیرا کسی که خانه را بنا کرده است از خانه شرافت بیشتری دارد‪.‬‬


‫عبرانیان‬

‫‪4‬زیرا هر خانه ای را شخصی ساخته است ‪.‬اما او که همه چیز را ساخت‪ ،‬خداست‪.‬‬ ‫‪5‬و موسی بهراستی در تمام خانهاش وفادار بود‪ ،‬بهعنوان یک خدمتکار‪ ،‬برای شهادت چیزهایی که بعد از آن گفته میشد‪.‬‬ ‫‪6‬اما مسیح به عنوان پسر بر خانه خود ‪.‬اگر اطمینان و شادی امید را تا آخر استوار نگه داریم‪ ،‬ما خانه کی هستیم‪.‬‬ ‫‪7‬بنابراین (همانطور که روح القدس می گوید‪ ،‬اگر امروز صدای او را بشنوید‪،‬‬ ‫‪8‬دلهای خود را مانند فتنه‪ ،‬در روز وسوسه در بیابان‪ ،‬سخت مکن‪.‬‬ ‫‪ ۹‬چون پدران شما مرا وسوسه کردند و آزمایش کردند و اعمال مرا چهل سال دیدند‪.‬‬ ‫‪10‬از این رو من از آن نسل اندوهگین شدم و گفتم‪ ،‬آنها همیشه در دل خود خطا می کنند ‪.‬و راههای مرا نشناختند‪.‬‬ ‫‪11‬پس در غضب خود سوگند خوردم که به آرامش من نخواهند آمد)‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬ای برادران‪ ،‬مواظب باشید‪ ،‬مبادا در هیچ یک از شما دل بد بیایمانی وجود داشته باشد که از خدای زنده جدا شود‪.‬‬ ‫‪13‬اما هر روز یکدیگر را نصیحت کنید‪ ،‬در حالی که امروز نام دارد ‪.‬مبادا یکی از شما به فریب گناه سخت شود‪.‬‬ ‫‪14‬زیرا ما در مسیح شریک می شویم‪ ،‬اگر ابتدای اعتماد خود را تا انتها ثابت نگه داریم‪.‬‬ ‫‪15‬در حالی که گفته میشود« ‪:‬امروز اگر صدای او را میشنوید‪ ،‬دلهای خود را مانند تحریک سخت مکنید‪.‬‬ ‫‪16‬زیرا برخی چون شنیدند‪ ،‬برانگیختند‪ ،‬اما نه همه کسانی که به وسیله موسی از مصر بیرون آمدند‪.‬‬ ‫‪17‬اما او چهل سال با چه کسی اندوهگین بود؟ آیا با آنها که گناه کرده بودند‪ ،‬لشه آنها در بیابان افتاد؟‬ ‫‪18‬و به چه کسی سوگند یاد کرد که به آسایش او وارد نشوند‪ ،‬مگر به کسانی که ایمان نیاوردند؟‬ ‫‪19‬پس می بینیم که به دلیل بی ایمانی نتوانستند وارد شوند‪.‬‬ ‫فصل ‪4‬‬ ‫‪1‬پس بیایید بترسید که مبادا وعده ورود به آرامش او از ما باقی بماند و به نظر برسد که هر یک از شما از آن کوتاهی کند‪.‬‬ ‫‪2‬زیرا که انجیل برای ما موعظه شد‪ ،‬و همچنین برای آنها‪ ،‬اما کلم موعظه برای آنها سودی نداشت‪ ،‬زیرا با ایمان در آنها که آن را‬ ‫شنیدند مخلوط نشد‪.‬‬ ‫‪3‬زیرا ما که ایمان آوردهایم به آرامش میرویم‪ ،‬چنانکه او گفت‪ ،‬چنانکه در غضب خود سوگند خوردهام‪ ،‬اگر در آرامش من داخل شوند‪،‬‬ ‫هر چند کارها از آغاز جهان به پایان رسید‪.‬‬ ‫‪4‬زیرا او در جایی از روز هفتم چنین سخن گفت و خدا در روز هفتم از همه اعمال خود آرام گرفت‪.‬‬ ‫‪5‬و دوباره در این مکان‪ ،‬اگر به استراحت من وارد شوند‪.‬‬ ‫‪6‬پس چون باقی می ماند که برخی باید در آن داخل شوند و آنهایی که برای اولین بار به آنها موعظه شده بود به دلیل بی ایمانی وارد‬ ‫نشدند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬بار دیگر روز معینی را محدود میکند و در داوود میگوید« ‪:‬امروز‪ ،‬پس از مدتها ‪.‬همانطور که گفته می شود ‪:‬امروز اگر صدای او را‬ ‫می شنوید‪ ،‬دل های خود را سخت نکنید‪.‬‬ ‫‪8‬زیرا اگر عیسی به آنها استراحت میداد‪ ،‬پس از آن روز دیگر سخن نمیگفت‪.‬‬ ‫‪9‬پس برای قوم خدا استراحتی باقی می ماند‪.‬‬ ‫‪10‬زیرا کسی که در آرامش خود وارد شده است‪ ،‬از کارهای خود نیز کنار گذاشته شده است‪ ،‬همانطور که خدا از کارهای خود کرد‪.‬‬ ‫‪11‬پس بیایید تلش کنیم تا به آن آرامش وارد شویم‪ ،‬مبادا کسی به دنبال همان مثال بی ایمانی بیفتد‪.‬‬ ‫‪12‬زیرا کلم خدا سریع و نیرومندتر و از هر شمشیر دولبه تیزتر است و حتی تا شکاف روح و روح و مفاصل و مغز استخوان نفوذ‬ ‫میکند و به افکار و نیات دل میشناسد‪.‬‬ ‫‪13‬و هیچ موجودی نیست که در نظر او آشکار نباشد‪ ،‬بلکه همه چیز برهنه است و در چشمان کسی که باید با او رفتار کنیم باز است‪.‬‬ ‫‪ ۱۴‬پس چون کاهن اعظم داریم که به آسمان منتقل شده است‪ ،‬عیسی پسر خدا‪ ،‬پیشه خود را محکم نگه داریم‪.‬‬ ‫‪15‬زیرا که ما کاهن اعظم نداریم که احساس ناتوانی ما را نپذیرد ‪.‬اما در همه موارد مانند ما وسوسه شد‪ ،‬اما بدون گناه‪.‬‬ ‫‪16‬پس بیایید با شهامت به تخت فیض بیاییم تا رحمت حاصل کنیم و فیض را برای کمک در زمان نیاز بیابیم‪.‬‬ ‫فصل ‪5‬‬ ‫‪1‬زیرا که هر کاهن اعظمی که از میان مردم گرفته میشود‪ ،‬برای مردم در امور مربوط به خدا مقرر شده است‪ ،‬تا هدایا و قربانیهایی برای‬ ‫گناهان تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪2‬چه کسی می تواند بر نادانان و بر آنان که از راه دور هستند شفقت نماید ‪.‬زیرا که خود او نیز با ناتوانی احاطه شده است‪.‬‬ ‫‪3‬و به همین دلیل‪ ،‬او باید مانند مردم‪ ،‬برای خود نیز برای گناهان قربانی کند‪.‬‬ ‫‪4‬و هیچ کس این افتخار را برای خود نمی گیرد‪ ،‬مگر کسی که از جانب خدا خوانده شده است‪ ،‬مانند هارون‪.‬‬ ‫‪5‬همچنین مسیح نیز خود را تجلیل نکرد تا کاهن اعظم شود ‪.‬اما کسی که به او گفت ‪:‬تو پسر من هستی‪ ،‬امروز تو را زاییده ام‪.‬‬ ‫‪6‬چنانکه در جای دیگر نیز میگوید‪ ،‬تو کاهن تا ابد بر طبق دستور ملکیسدک‪.‬‬ ‫‪ ۷‬کسی که در ایام بدن خود‪ ،‬هنگامی که با گریه شدید و اشک برای او که توانست او را از مرگ نجات دهد‪ ،‬دعا و نیایش کرد و از ترس‬ ‫او شنیده شد‪.‬‬ ‫‪8‬اگر چه او پسر بود‪ ،‬اما اطاعت را از آنچه رنج کشید آموخت‪.‬‬ ‫‪9‬و او که کامل شد‪ ،‬نویسنده نجات ابدی برای همه کسانی شد که از او اطاعت می کنند‪.‬‬


‫عبرانیان‬

‫‪10‬از طرف خدا به دستور ملکیصدق‪ ،‬کاهن اعظم خوانده شد‪.‬‬ ‫‪11‬که ما دربارۀ آنها چیزهای زیادی برای گفتن داریم‪ ،‬و گفتن آنها سخت است‪ ،‬زیرا شنیدن شما کسل کننده است‪.‬‬ ‫‪12‬زیرا زمانی که شما باید معلم باشید‪ ،‬نیاز دارید که او دوباره به شما تعلیم دهد که اصول اولیه سخنان خدا هستند ‪.‬و چنان می شوند که به‬ ‫شیر نیاز دارند و نه گوشت قوی‪.‬‬ ‫‪13‬زیرا هر که شیر میخورد در کلم عدالت بیمهارت است‪ ،‬زیرا نوزاد است‪.‬‬ ‫‪14‬اما گوشت قوی متعلق به افراد بالغ است‪ ،‬حتی کسانی که به دلیل استفاده حواس خود را برای تشخیص خوب و بد تمرین میکنند‪.‬‬ ‫فصل ‪6‬‬ ‫‪1‬بنابراین با ترک اصول آموزه مسیح‪ ،‬به سوی کمال پیش برویم ‪.‬مجددا ا اساس توبه از کارهای مرده و ایمان به خدا را نگذارید‪،‬‬ ‫‪2‬از آموزه تعمیدها و دست گذاشتن و رستاخیز مردگان و داوری ابدی‪.‬‬ ‫‪3‬و اگر خدا اجازه دهد این را انجام خواهیم داد‪.‬‬ ‫‪4‬زیرا برای کسانی که روزی روشن شدند و از هدیه آسمانی چشیدند و در روح القدس شریک شدند غیرممکن است‪.‬‬ ‫‪5‬و کلمه نیک خدا و قدرتهای جهان آینده را چشیده اید‪،‬‬ ‫‪6‬اگر آنها سقوط کنند‪ ،‬آنها را دوباره برای توبه تجدید کنند ‪.‬چون دیدند پسر خدا را دوباره برای خود مصلوب کردند و او را شرمنده‬ ‫کردند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬زیرا زمینی که در بارانی که بارها بر آن میآید مینوشد و گیاهانی را که بهوسیله آنها میپوشند‪ ،‬میآورد‪ ،‬از خدا برکت میگیرد‪.‬‬ ‫‪8‬ا مما آنچه خار و خار میآورد مردود است و به لعنت نزدیک است ‪.‬که پایان آن سوزانده می شود‪.‬‬ ‫‪9‬اما ای عزیزان‪ ،‬ما به چیزهای بهتر از شما و چیزهایی که همراه با رستگاری است متقاعد شدهایم‪ ،‬هر چند که ما چنین صحبت میکنیم‪.‬‬ ‫‪10‬زیرا خدا ناعادل نیست که کار و محبت شما را که به نام او نشان داده اید‪ ،‬در خدمت مقدسین و انجام خدمت‪ ،‬فراموش کند‪.‬‬ ‫‪11‬و ما آرزو داریم که هر یک از شما تا انتها با اطمینان کامل از امید‪ ،‬همان اهتمام را نشان دهید‪:‬‬ ‫‪12‬تا تنبل نباشید‪ ،‬بلکه پیرو کسانی باشید که به واسطه ایمان و صبر وارث وعدهها هستند‪.‬‬ ‫‪13‬زیرا هنگامی که خدا به ابراهیم وعده داد‪ ،‬زیرا او نمی توانست به هیچ بزرگتر سوگند یاد کند‪ ،‬به خود سوگند یاد کرد‪.‬‬ ‫‪14‬و میگوید« ‪:‬بیتردید تو را برکت خواهم داد‪ ،‬و با زیاد شدن تو را زیاد خواهم کرد‪.‬‬ ‫‪15‬و به این ترتیب‪ ،‬پس از تحمل صبر‪ ،‬وعده را به دست آورد‪.‬‬ ‫‪16‬زیرا مردم به بزرگتر سوگند یاد میکنند و سوگند تأیید برای آنها پایان هر نزاع است‪.‬‬ ‫‪17‬که در آن خدا که مایل بود بیش از پیش به وارثان وعده تغییر ناپذیری مشورت خود را نشان دهد‪ ،‬آن را با سوگند تأیید کرد‪:‬‬ ‫‪18‬تا با دو چیز تغییر ناپذیر‪ ،‬که برای خدا غیرممکن بود در آن دروغ بگوید‪ ،‬تسلی شدیدی نصیب ما شود‪ ،‬کسانی که به پناهگاهی‬ ‫گریختهاند تا امیدی را که پیش روی ما قرار داده شده‪ ،‬چنگ بزنند‪:‬‬ ‫‪19‬امیدی که ما به مثابه لنگر جان داریم‪ ،‬هم مطمئن و هم استوار‪ ،‬و به درون پرده وارد میشود‪.‬‬ ‫‪20‬از آنجایی که برای ما پیشرو است‪ ،‬عیسی وارد شد و طبق دستور ملکیسدک تا ابد کاهن اعظم ساخت‪.‬‬ ‫فصل ‪7‬‬ ‫‪1‬زیرا این ملکیسدق‪ ،‬پادشاه سالیم‪ ،‬کاهن خدای متعال‪ ،‬که ابراهیم را که از قتلگاه پادشاهان بازگشته بود‪ ،‬ملقات کرد و او را برکت داد‪.‬‬ ‫‪2‬که ابراهیم نیز یک دهم از همه را به او داد ‪.‬نخست به تعبیر پادشاه عدالت‪ ،‬و پس از آن نیز پادشاه سالم‪ ،‬که پادشاه صلح است‪.‬‬ ‫‪3‬بدون پدر‪ ،‬بدون مادر‪ ،‬بدون نسب‪ ،‬نه آغاز روز و نه پایان زندگی ‪.‬اما شبیه پسر خدا شد ‪.‬پیوسته یک کشیش می ماند‪.‬‬ ‫‪4‬حال توجه کنید که این مرد چقدر بزرگ بود که حتی پدرسالر ابراهیم یک دهم غنائم را به او داد‪.‬‬ ‫‪5‬و به راستی که آنها که از پسران لوی هستند و منصب کهانت را دریافت میکنند‪ ،‬حکم دارند که طبق شریعت از قوم‪ ،‬یعنی از برادران‬ ‫خود‪ ،‬عشر بگیرند‪ ،‬هر چند از صلب ابراهیم بیرون آیند‪. :‬‬ ‫‪6‬اما کسی که نسبش از آنها به حساب نمیآید‪ ،‬عشر ابراهیم را گرفت و او را که وعدهها را داشت‪ ،‬برکت داد‪.‬‬ ‫‪7‬و بدون هر گونه تضاد‪ ،‬هر چه کمتر از بهتر برکت دارد‪.‬‬ ‫‪8‬و در اینجا مردانی که می میرند دهک می گیرند ‪.‬اما در آنجا آنها را می پذیرد‪ ،‬که از آنها گواه است که او زنده است‪.‬‬ ‫‪9‬و همانطور که میتوانم بگویم‪ ،‬لوی نیز که عشر میگیرد‪ ،‬در ابراهیم عشر داد‪.‬‬ ‫‪10‬زیرا او هنوز در صلب پدرش بود که ملکیصدق او را ملقات کرد‪.‬‬ ‫‪11‬پس اگر کمال از طریق کهانت لوی بود‪( ،‬زیرا مردم تحت آن شریعت را دریافت کردند)‪ ،‬دیگر چه نیازی بود که کاهن دیگری بر‬ ‫اساس حکم ملکیصدق قیام کند و به ترتیب هارون خوانده نشود؟‬ ‫‪12‬برای تغییر کاهنیت‪ ،‬شریعت نیز ضروری است‪.‬‬ ‫‪13‬زیرا کسی که این چیزها در مورد او گفته میشود به قبیله دیگری مربوط میشود که کسی از آنها در مذبح حاضر نشد‪.‬‬ ‫‪14‬زیرا آشکار است که خداوند ما از یهودا بیرون آمده است ‪.‬در مورد آن قبیله موسی در مورد کهانت چیزی نگفت‪.‬‬ ‫‪15‬و این بسیار آشکارتر است ‪:‬زیرا که پس از ثمثثل ملکیصدق‪ ،‬کاهن دیگری برمیخیزد‪،‬‬ ‫‪16‬که نه بر اساس قانون یک فرمان جسمانی‪ ،‬بلکه بر اساس قدرت یک زندگی بی پایان ساخته شده است‪.‬‬ ‫‪17‬زیرا او شهادت میدهد که تو کاهن تا ابد به حکم ملکیصدق‪.‬‬ ‫‪18‬زیرا به راستی که فرمان قبلی به دلیل ضعف و بی فایده بودن آن لغو می شود‪.‬‬


‫عبرانیان‬

‫‪19‬زیرا شریعت هیچ چیز را کامل نکرد‪ ،‬اما آمدن امیدی بهتر ‪.‬به وسیله آن به خدا نزدیک می شویم‪.‬‬ ‫‪20‬و از آنجایی که بدون سوگند او را کشیش کردند‪:‬‬ ‫( ‪21‬زیرا آن کاهنان بدون سوگند ساخته شدند‪ ،‬اما این با سوگند کسی که به او گفت ‪:‬خداوند سوگند خورده و توبه نخواهد کرد‪ ،‬تو کاهن تا‬ ‫ابد به دستور ملکیسدک)‪.‬‬ ‫‪22‬عیسی تا این حد وصیت بهتری را تضمین کرد‪.‬‬ ‫‪23‬و آنها واقعا ا کاهنان زیادی بودند‪ ،‬زیرا به دلیل مرگ رنجی به آنها داده نشد‪.‬‬ ‫‪24‬اما این مرد‪ ،‬چون همیشه ادامه میدهد‪ ،‬دارای كهانتی تغییرناپذیر است‪.‬‬ ‫‪25‬از این رو او همچنین میتواند آنانی را که به وسیله او نزد خدا میآیند‪ ،‬نجات دهد‪ ،‬زیرا او همیشه زنده است تا برای آنها شفاعت کند‪.‬‬ ‫‪26‬زیرا که چنین کاهن اعظمی ما شد‪ ،‬که مقدس‪ ،‬بی آزار‪ ،‬بی آلیش‪ ،‬جدا از گناهکاران و بالتر از آسمان است‪.‬‬ ‫‪27‬کسی که مانند آن کاهنان اعظم نیازی به تقدیم قربانی ندارد‪ ،‬نخست برای گناهان خود‪ ،‬و سپس برای گناهان قوم‪.‬‬ ‫‪28‬زیرا شریعت کاهنان اعظم را که ناتوان هستند تعیین می کند ‪.‬اما کلم سوگند که از شریعت بود‪ ،‬پسر را میسازد که تا ابدالباد تقدیس‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫فصل ‪8‬‬ ‫‪1‬اکنون مجموع مطالبی که ما گفتیم این است ‪:‬ما چنین کاهن اعظمی داریم که در سمت راست تخت جللت در آسمان قرار دارد‪.‬‬ ‫‪2‬خادم قدس و خیمهی حقیقی که خداوند برپا کرد و نه انسان‪.‬‬ ‫‪3‬زیرا که هر کاهن اعظم برای تقدیم هدایا و قربانیها مقرر شده است‪ ،‬بنابراین ضروری است که این شخص نیز تا حدودی تقدیم کند‪.‬‬ ‫‪4‬زیرا اگر او روی زمین بود‪ ،‬نباید کاهن میشد‪ ،‬زیرا کاهنانی هستند که طبق شریعت هدایایی تقدیم میکنند‪.‬‬ ‫‪5‬که برای مثال و سایه چیزهای آسمانی خدمت میکنند‪ ،‬چنانکه موسی هنگامی که میخواست خیمه را بسازد‪ ،‬از جانب خدا نصیحت میشد‪،‬‬ ‫زیرا او میگوید‪ ،‬ببین که همه چیز را مطابق الگوی که در کوه به تو نشان داده شده است‪ ،‬بسازی‪.‬‬ ‫‪6‬اما اکنون او خدمت عالیتری به دست آورده است‪ ،‬تا چه اندازه او واسطه عهد بهتری است که بر وعدههای بهتر برقرار شده است‪.‬‬ ‫‪7‬زیرا اگر آن عهد اول بی عیب بود‪ ،‬پس نباید جایی برای عهد دوم جستجو میشد‪.‬‬ ‫‪8‬زیرا خداوند میگوید« ‪:‬اینک روزهایی میآیند که با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد جدیدی خواهم بست‪.‬‬ ‫‪9‬نه بر طبق عهدی که با پدران ایشان در روزی که دست ایشان را گرفتم تا ایشان را از زمین مصر بیرون کنم‪ ،‬بستم ‪.‬خداوند می گوید‪،‬‬ ‫زیرا آنها به عهد من ادامه ندادند و من به آنها توجه نکردم‪.‬‬ ‫‪10‬زیرا خداوند میگوید که این عهدی است که پس از آن روزها با خاندان اسرائیل خواهم بست ‪.‬من قوانین خود را در ذهن آنها خواهم‬ ‫گذاشت و آنها را در دلهای آنها خواهم نوشت و برای آنها خدا خواهم بود و آنها برای من قومی خواهند بود‪.‬‬ ‫‪11‬و هر کس به همسایه خود و هر کس برادر خود را تعلیم ندهند و نگویند خداوند را بشناسید زیرا که همه از کوچک تا بزرگ مرا‬ ‫خواهند شناخت‪.‬‬ ‫‪12‬زیرا به ناحق ایشان رحم خواهم کرد و گناهان و گناهان ایشان را دیگر به خاطر نمیآورم‪.‬‬ ‫‪13‬در این که او می گوید‪ ،‬عهد جدید‪ ،‬او اول را کهنه کرده است ‪.‬اکنون آنچه که پوسیده و کهنه می شود آماده ناپدید شدن است‪.‬‬ ‫فصل ‪9‬‬ ‫‪1‬سپس به راستی که اولین عهد دارای احکام خدمت الهی و یک مکان مقدس دنیوی بود‪.‬‬ ‫‪2‬زیرا آنجا خیمه ساخته شده بود ‪.‬اولی که در آن شمعدان و سفره و نان پیشوایی بود ‪.‬که به آن حرم می گویند‪.‬‬ ‫‪3‬و بعد از حجاب دوم‪ ،‬خیمهای که مقدسترین همه نامیده میشود‪.‬‬ ‫م‬ ‫‪4‬که دارای مشعل زرین و صندوق عهد بود که دور تا دور آن را با طل پوشانده بود‪ ،‬که در آن دیگ طلیی که منا داشت‪ ،‬و عصای‬ ‫هارون که جوانه میزد‪ ،‬و میزهای عهد بود‪.‬‬ ‫‪5‬و بر آن کروبیان جلل بر کرسی رحمت سایه افکنده اند ‪.‬که اکنون نمی توانیم به طور خاص در مورد آن صحبت کنیم‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و هنگامی که این چیزها به این ترتیب مقرر شد‪ ،‬کاهنان همیشه به خیمه اول رفتند و خدمت خدا را به انجام رساندند‪.‬‬ ‫‪7‬اما کاهن اعظم هر سال یک بار به تنهایی وارد دوم می شد‪ ،‬نه بدون خون‪ ،‬که برای خود و برای خطاهای قوم تقدیم می کرد‪.‬‬ ‫‪8‬روحالقدس نشان میدهد که راه ورود به مقدسترین همه هنوز آشکار نشده بود‪ ،‬در حالی که خیمه اول هنوز برپا بود‪.‬‬ ‫‪9‬که برای زمان حاضر رقمی بود‪ ،‬که در آن هدایا و قربانیهایی تقدیم میشد‪ ،‬که نمیتوانست او را که خدمات مربوط به وجدان را انجام‬ ‫میداد‪ ،‬کامل کند‪.‬‬ ‫‪10‬که فقط در گوشتها و نوشیدنیها و شستوشوهای گوناگون و احکام نفسانی که تا زمان اصلح بر آنها تحمیل شده بود‪.‬‬ ‫‪11‬اما مسیح که کاهن اعظم چیزهای خوب آینده است‪ ،‬به وسیله خیمه بزرگتر و کاملتر آمده است که با دست ساخته نشده است‪ ،‬یعنی از‬ ‫این بنا نیست‪.‬‬ ‫‪12‬و نه به خون بزها و گوسالهها‪ ،‬بلکه به خون خود‪ ،‬یک بار به مکان مقدس وارد شد و فدیه ابدی را برای ما به دست آورد‪.‬‬ ‫‪13‬زیرا اگر خون گاوها و بزها و خاکستر تلیسهای که نجس را میپاشد‪ ،‬برای تطهیر بدن تقدیس میکند‪.‬‬ ‫‪14‬چقدر بیشتر خون مسیح که به وسیله روح ابدی خود را بدون عیب به خدا تقدیم کرد‪ ،‬وجدان شما را از کارهای مرده پاک می کند تا‬ ‫خدای زنده را خدمت کنید؟‬


‫عبرانیان‬

‫‪15‬و به همین دلیل او واسطه عهد جدید است‪ ،‬تا به وسیله مرگ‪ ،‬برای فدیه گناهانی که تحت عهد اول بود‪ ،‬کسانی که خوانده شدهاند‪ ،‬وعده‬ ‫میراث ابدی را دریافت کنند‪.‬‬ ‫‪16‬زیرا در جایی که وصیت وجود دارد‪ ،‬مرگ وصی نیز ضروری است‪.‬‬ ‫‪17‬زیرا که وصیت پس از مردن انسان قوی است‪ ،‬وگرنه تا زمانی که وصیتکننده زنده است‪ ،‬قدرت ندارد‪.‬‬ ‫‪18‬پس هیچ یک از عهد اول بدون خون تقدیم نشد‪.‬‬ ‫‪19‬زیرا هنگامی که موسی همه احکام را به جمیع قوم برحسب شریعت گفت‪ ،‬خون گوسالهها و بزها را با آب و پشم قرمز و زوفا گرفت و‬ ‫کتاب و تمام قوم را پاشید‪.‬‬ ‫‪20‬گفت ‪:‬این خون عهد است که خدا به شما امر کرده است‪.‬‬ ‫‪21‬و خیمه و تمام ظروف خدمت را با خون پاشید‪.‬‬ ‫‪22‬و تقریبا ا همه چیز به وسیله شریعت با خون پاک می شود ‪.‬و بدون ریختن خون عفو نیست‪.‬‬ ‫‪23‬بنابراین لزم بود که الگوهای چیزهای آسمانی با اینها تطهیر شود ‪.‬اما خود بهشتی ها با فداکاری های بهتر از این ها‪.‬‬ ‫‪24‬زیرا مسیح به اماکن مقدسی که با دست ساخته شده است‪ ،‬که مظاهر حقیقت است‪ ،‬وارد نشده است ‪.‬اما در خود بهشت‪ ،‬اکنون برای ما‬ ‫در حضور خدا ظاهر شود‪:‬‬ ‫‪25‬و نه اینکه او اغلب خود را قربانی کند‪ ،‬چنانکه کاهن اعظم هر سال با خون دیگران وارد مکان مقدس می شود‪.‬‬ ‫‪26‬زیرا پس از آن او باید اغلب از زمان تأسیس جهان رنج کشیده باشد‪ ،‬اما اکنون یک بار در پایان جهان ظاهر شده است تا با قربانی خود‬ ‫گناه را از بین ببرد‪.‬‬ ‫‪27‬و همانطور که برای مردم مقرر شده است که یک بار بمیرند‪ ،‬اما پس از آن داوری‪:‬‬ ‫‪28‬پس مسیح یک بار برای تحمل گناهان بسیاری عرضه شد ‪.‬و برای کسانی که او را میجویند بار دوم بدون گناه برای نجات ظاهر خواهد‬ ‫شد‪.‬‬ ‫فصل ‪10‬‬ ‫‪1‬زیرا شریعت که سایهای از چیزهای خوب آینده دارد‪ ،‬و نه تصویر چیزها‪ ،‬هرگز نمیتواند با قربانیهایی که سال به سال تقدیم میکنند‪،‬‬ ‫کسانی را که به آن میآیند کامل کند‪.‬‬ ‫‪2‬زیرا در آن صورت آیا آنها از تقدیم شدن منصرف نمی شدند؟ زیرا که نمازگزاران زمانی که پاک می شدند‪ ،‬دیگر وجدان گناه نداشتند‪.‬‬ ‫‪3‬اما در آن قربانیها هر سال یادی از گناهان است‪.‬‬ ‫‪4‬زیرا ممکن نیست که خون گاوها و بزها گناهان را بزداید‪.‬‬ ‫‪5‬پس چون به دنیا میآید‪ ،‬میگوید ‪:‬قربانی و قربانی نمیخواهی‪ ،‬اما بدنی برای من آماده کردی‪.‬‬ ‫‪ ۶‬از قربانیهای سوختنی و قربانیهای گناه لذت نبردی‪.‬‬ ‫‪ ۷‬آنگاه گفتم ‪:‬ای خدا‪ ،‬من میآیم (در جلد کتاب درباره من نوشته شده است )تا اراده تو را انجام دهم‪.‬‬ ‫‪ ۸‬در بال گفت ‪:‬قربانی و قربانی و قربانیهای سوختنی و قربانی برای گناه نمیخواستی و از آن لذت نمیبردی ‪.‬که توسط قانون ارائه شده‬ ‫است؛‬ ‫‪9‬پس گفت« ‪:‬ای خدا‪ ،‬من میآیم تا اراده تو را انجام دهم ‪.‬اولی را می گیرد تا دومی را استوار کند‪.‬‬ ‫‪10‬به وسیلة آن اراده‪ ،‬با تقدیم بدن عیسی مسیح یک بار برای همیشه‪ ،‬تقدیس میشویم‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و هر کاهن هر روز میایستد و بارها همان قربانیها را تقدیم میکند که هرگز نمیتواند گناهان را بزداید‪.‬‬ ‫‪12‬اما این مرد‪ ،‬پس از آنکه برای همیشه یک قربانی برای گناهان تقدیم کرد‪ ،‬بر دست راست خدا نشست‪.‬‬ ‫‪13‬از این به بعد تا زمانی که دشمنانش زیر پای او قرار گیرند‪.‬‬ ‫‪14‬زیرا که با یک قربانی تقدیس شده را برای همیشه کامل کرده است‪.‬‬ ‫‪15‬که روح القدس نیز بر ما گواه است‪ ،‬زیرا پس از آن که قبلا گفته بود‪،‬‬ ‫‪16‬خداوند میگوید‪ ،‬این عهدی است که پس از آن روزها با ایشان خواهم بست‪ ،‬قوانین خود را در دل ایشان خواهم گذاشت و آنها را در‬ ‫ذهن ایشان خواهم نوشت‪.‬‬ ‫‪17‬و گناهان و گناهان ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد‪.‬‬ ‫‪18‬اکنون در جایی که بخشش اینها باشد‪ ،‬دیگر قربانی گناه نیست‪.‬‬ ‫‪19‬پس ای برادران‪ ،‬جرأت ورود به مقدسات را به وسیله خون عیسی‪،‬‬ ‫‪20‬با راه تازه و زندهای که برای ما تقدیس کرده است‪ ،‬از طریق حجاب‪ ،‬یعنی جسم او‪.‬‬ ‫‪21‬و داشتن كاهن اعظم بر خانه خدا‪.‬‬ ‫‪22‬بیایید با قلبی راستین و با اطمینان کامل از ایمان نزدیک شویم‪ ،‬زیرا دلهایمان از وجدان پلید پاشیده شده و بدنهایمان با آب خالص شسته‬ ‫شده است‪.‬‬ ‫‪23‬بیایید اظهار ایمان خود را بدون تزلزل محکم نگه داریم( ‪.‬زیرا او به وعده خود وفادار است؛)‬ ‫‪24‬و بیایید یکدیگر را برای تحریک به محبت و اعمال نیک در نظر بگیریم‪.‬‬ ‫‪25‬از اجتماع خودمان که بعضیها چنین است‪ ،‬دست نکشیم ‪.‬اما هر چه می بینید که روز نزدیک است‪.‬‬ ‫‪26‬زیرا اگر پس از دریافت معرفت حقیقت‪ ،‬عمدا ا گناه کنیم‪ ،‬دیگر قربانی برای گناهان باقی نمیماند‪.‬‬ ‫‪27‬ا مما بهدنبال قضاوت و خشم آتشینی که دشمنان را خواهد بلعید‪.‬‬ ‫‪28‬کسی که شریعت موسی را تحقیر میکرد‪ ،‬تحت دو یا سه شاهد بدون رحم مرد‪.‬‬


‫عبرانیان‬

‫‪ ،29‬فرض کنید‪ ،‬چه مجازات سختتری برای او شایسته تلقی خواهد شد که پسر خدا را زیر پا گذاشته‪ ،‬و خون عهدی را که با آن تقدیس شده‬ ‫است شمرده‪ ،‬امری نامقدس است‪ ،‬و بر خلف آنها عمل کرده است ‪.‬روح لطف؟‬ ‫‪30‬زیرا ما او را میشناسیم که گفته است‪ ،‬خداوند میگوید ‪:‬انتقام از آن من است‪ ،‬من جبران خواهم کرد ‪.‬و دوباره‪ ،‬خداوند قوم خود را‬ ‫داوری خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪31‬افتادن به دست خدای زنده چیز وحشتناکی است‪.‬‬ ‫‪32‬اما روزهای پیشین را به یاد بیاورید‪ ،‬که در آن‪ ،‬پس از اینکه نورانی شدید‪ ،‬مصیبت بزرگی را متحمل شدید‪.‬‬ ‫‪33‬تا حدی‪ ،‬در حالی که شما از سرزنش ها و مصیبت ها مایه ی خیره شده اید ‪.‬و بعضا ا در حالى كه شما همنشین كسانى بودید كه مورد‬ ‫استفاده قرار گرفتند‪.‬‬ ‫‪34‬زیرا در بندهای من به من شفقت داشتید و غارت اموال خود را با شادی پذیرفتید زیرا در خود میدانستید که در آسمان مایه بهتر و‬ ‫پایداری دارید‪.‬‬ ‫‪35‬پس اعتماد خود را که پاداش بزرگی دارد‪ ،‬دور نسازید‪.‬‬ ‫‪36‬زیرا شما به صبر نیاز دارید تا پس از انجام اراده خدا‪ ،‬وعده را دریافت کنید‪.‬‬ ‫‪37‬برای مدتی اندک‪ ،‬و کسی که خواهد آمد‪ ،‬خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد‪.‬‬ ‫‪38‬و عادل به ایمان زندگی خواهد کرد‪ ،‬اما اگر کسی عقب نشینی کند‪ ،‬جان من از او لذت نخواهد برد‪.‬‬ ‫‪39‬اما ما از آنانی نیستیم که به سوی هلکت برمیگردند ‪.‬اما از کسانی که به نجات روح ایمان دارند‪.‬‬ ‫فصل ‪11‬‬ ‫‪1‬اما ایمان اصل چیزهایی است که به آنها امید میرود‪ ،‬و دلیل چیزهایی است که دیده نمیشوند‪.‬‬ ‫‪2‬زیرا از آن بزرگان گزارش خوبی به دست آوردند‪.‬‬ ‫‪3‬از طریق ایمان میفهمیم که جهانها با کلم خدا ساخته شدهاند‪ ،‬به طوری که چیزهای دیدنی از چیزهایی که ظاهر میشوند ساخته نشدهاند‪.‬‬ ‫‪4‬با ایمان‪ ،‬هابیل قربانی بهتری از قابیل به خدا تقدیم کرد‪ ،‬که به وسیله آن شهادت داد که او عادل است‪ ،‬و خدا بر عطایای او شهادت‬ ‫میدهد‪.‬‬ ‫‪5‬با ایمان خنوخ ترجمه شد تا مرگ را نبیند ‪.‬و پیدا نشد‪ ،‬زیرا خدا او را ترجمه کرده بود‪ ،‬زیرا قبل از ترجمه او این شهادت را داشت که‬ ‫خدا را خشنود کرده است‪.‬‬ ‫‪6‬اما بدون ایمان نمیتوان او را خشنود کرد‪ ،‬زیرا کسی که نزد خدا میآید باید ایمان بیاورد که هست‪ ،‬و او پاداش کسانی است که او را‬ ‫میجویند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬با ایمان‪ ،‬نوح که از خدا از چیزهایی که هنوز دیده نشده بود هشدار داده شده بود‪ ،‬از ترس به حرکت در آمد‪ ،‬کشتی را برای نجات خانه‬ ‫خود آماده کرد ‪.‬به وسیله آن جهان را محکوم کرد و وارث عدالتی شد که از ایمان است‪.‬‬ ‫‪8‬به ایمان‪ ،‬ابراهیم‪ ،‬هنگامی که او را فراخواندند تا به مکانی که پس از آن به عنوان میراث میگرفت‪ ،‬برود‪ ،‬اطاعت کرد ‪.‬و او بیرون‬ ‫رفت‪ ،‬بدون اینکه بداند کجا رفته است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬با ایمان در سرزمین موعود اقامت گزید‪ ،‬مانند سرزمینی غریب‪ ،‬و با اسحاق و یعقوب‪ ،‬که وارثان همان وعده با او بودند‪ ،‬در خیمهها‬ ‫ساکن شد‪.‬‬ ‫‪10‬زیرا او به دنبال شهری میگشت که پایههایی دارد که سازنده و سازنده آن خداست‪.‬‬ ‫‪11‬خود سارا نیز از طریق ایمان‪ ،‬برای باردار شدن قوت یافت و در سنی که از عمرش گذشته بود‪ ،‬به دنیا آمد‪ ،‬زیرا او را که وعده داده‬ ‫بود وفادار دانست‪.‬‬ ‫‪12‬بنابراین‪ ،‬حتی از یک نفر‪ ،‬و او به اندازه مرده‪ ،‬بسیاری مانند ستارگان آسمان در کثرت‪ ،‬و مانند شنی که در کنار ساحل دریا است‪،‬‬ ‫بیشمار ظاهر شد‪.‬‬ ‫‪13‬اینها همه با ایمان مردند‪ ،‬در حالی که وعدهها را دریافت نکردند‪ ،‬بلکه آنها را از دور دیدند‪ ،‬و از آنها متقاعد شدند‪ ،‬و آنها را در آغوش‬ ‫گرفتند و اعتراف کردند که در روی زمین غریب و زائر هستند‪.‬‬ ‫‪14‬زیرا کسانی که چنین می گویند آشکارا اعلم می کنند که به دنبال کشوری هستند‪.‬‬ ‫‪15‬و به راستی‪ ،‬اگر آنها حواسشان به کشوری بود که از آن بیرون آمده بودند‪ ،‬ممکن بود فرصتی برای بازگشت داشته باشند‪.‬‬ ‫‪16‬اما اکنون آنها آرزوی کشوری بهتر‪ ،‬یعنی بهشتی دارند‪ ،‬از این رو خدا شرم ندارد که خدای آنها خوانده شود‪ ،‬زیرا برای آنها شهری‬ ‫آماده کرده است‪.‬‬ ‫‪17‬به ایمان‪ ،‬ابراهیم‪ ،‬چون محاکمه شد‪ ،‬اسحاق را قربانی کرد‪ ،‬و آن که وعدهها را دریافت کرده بود‪ ،‬یگانه پسر خود را قربانی کرد‪.‬‬ ‫‪18‬در مورد او گفته شد که نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد‪.‬‬ ‫‪19‬با توجه به اینکه خدا توانست او را حتی از مردگان زنده کند ‪.‬از آنجا نیز او را به شکلی دریافت کرد‪.‬‬ ‫‪20‬با ایمان اسحاق یعقوب و عیسو را در مورد چیزهای آینده برکت داد‪.‬‬ ‫‪21‬با ایمان‪ ،‬یعقوب در حال مرگ‪ ،‬هر دو پسر یوسف را برکت داد ‪.‬و با تکیه بر عصای خود عبادت کرد‪.‬‬ ‫‪22‬با ایمان‪ ،‬یوسف هنگام مرگ‪ ،‬خروج بنی اسرائیل را ذکر کرد ‪.‬و در مورد استخوانهای او فرمان داد‪.‬‬ ‫‪23‬به ایمان‪ ،‬موسی‪ ،‬هنگامی که به دنیا آمد‪ ،‬سه ماه از پدر و مادر خود پنهان شد‪ ،‬زیرا آنها او را فرزندی شایسته دیدند ‪.‬و از فرمان پادشاه‬ ‫نترسیدند‪.‬‬ ‫‪24‬به ایمان‪ ،‬موسی‪ ،‬وقتی به سن رسید‪ ،‬حاضر نشد پسر دختر فرعون خوانده شود‪.‬‬ ‫‪25‬ترجیح می دهند که با قوم خدا رنج ببرند‪ ،‬تا اینکه از لذت های گناه برای یک فصل لذت ببرند‪.‬‬


‫عبرانیان‬

‫‪26‬و ملمت مسیح را ثروتمندتر از گنجینه های مصر می دانستند‪ ،‬زیرا او به پاداش پاداش احترام می گذاشت‪.‬‬ ‫‪27‬با ایمان‪ ،‬مصر را ترک کرد و از خشم پادشاه نترسید‪ ،‬زیرا که مانند کسی که نادیدنی است‪ ،‬صبر کرد‪.‬‬ ‫‪28‬از طریق ایمان عید فصح و پاشیدن خون را نگاه داشت تا مبادا کسی که نخستزادهها را هلک میکند به آنها دست بزند‪.‬‬ ‫‪29‬با ایمان از دریای سرخ مانند خشکی گذشتند و مصریان در صدد انجام آن غرق شدند‪.‬‬ ‫‪30‬با ایمان‪ ،‬دیوارهای اریحا پس از حدود هفت روز که آنها را احاطه کردند‪ ،‬فروریخت‪.‬‬ ‫‪31‬با ایمان‪ ،‬راحاب فاحشه‪ ،‬وقتی که جاسوسان را با سلمتی پذیرفت‪ ،‬با آنان که ایمان نیاوردند هلک نشد‪.‬‬ ‫‪32‬و دیگر چه بگویم؟ زیرا زمان نمیتوانست در مورد جدعون‪ ،‬باراک‪ ،‬سامسون‪ ،‬و یفتای صحبت کنم ‪.‬از داوود و سموئیل و از انبیا‪:‬‬ ‫‪33‬که با ایمان پادشاهیها را مسخر کرد‪ ،‬عدالت را انجام داد‪ ،‬وعدهها را گرفت‪ ،‬دهان شیرها را بست‪،‬‬ ‫‪34‬خشونت آتش را فرونشاندند‪ ،‬از لبه شمشیر گریختند‪ ،‬از ضعف قوی شدند‪ ،‬در جنگ شجاع شدند‪ ،‬لشکر بیگانگان را فراری دادند‪.‬‬ ‫‪35‬زنان مردههای خود را که زنده میشدند‪ ،‬میپذیرفتند ‪.‬تا رستاخیز بهتری به دست آورند‪:‬‬ ‫‪36‬و دیگران مورد محاکمه تمسخرها و تازیانههای بیرحمانه‪ ،‬آری‪ ،‬بهعلوه بند و حبس بودند‪:‬‬ ‫‪37‬سنگسار شدند‪ ،‬اره شدند‪ ،‬وسوسه شدند‪ ،‬با شمشیر کشته شدند ‪.‬فقیر بودن‪ ،‬رنجور‪ ،‬عذاب‬ ‫( ‪38‬که دنیا لیق آنها نبود )‪:‬در بیابانها و کوهها و چاهها و غارهای زمین سرگردان بودند‪.‬‬ ‫‪39‬و همه اینها که از طریق ایمان گزارش نیکو به دست آوردند‪ ،‬وعده را دریافت نکردند‪.‬‬ ‫‪40‬خداوند چیز بهتری برای ما فراهم کرده است تا آنها بدون ما کامل نشوند‪.‬‬ ‫فصل ‪12‬‬ ‫‪1‬پس چون ما نیز با ابر شاهدان بسیار احاطه شدهایم‪ ،‬بیایید هر سنگینی و گناهی را که به آسانی ما را احاطه میکند کنار بگذاریم‪ ،‬و در‬ ‫مسابقهای که پیش روی ما قرار گرفته است‪ ،‬با صبر بدویم‪.‬‬ ‫‪2‬نگاه به عیسی که مؤلف و تکمیل کننده ایمان ماست ‪.‬او که برای شادی پیش روی او بود‪ ،‬صلیب را تحمل کرد و شرم را تحقیر کرد و در‬ ‫سمت راست تخت خدا نشست‪.‬‬ ‫‪3‬زیرا او را در نظر بگیرید که چنین تضاد گناهکاران را علیه خود تحمل کرد‪ ،‬مبادا خسته و بیهوش شوید‪.‬‬ ‫‪4‬شما هنوز تا سرحد خون مقاومت نکردهاید و با گناه مبارزه نکردهاید‪.‬‬ ‫‪5‬و تو آن نصیحتی را که با تو به عنوان کودکان میگوید‪ ،‬فراموش کردهای‪ ،‬پسرم‪ ،‬تنبیه خداوند را تحقیر مکن‪ ،‬و هنگامی که از او‬ ‫سرزنش میشوی‪ ،‬غش مکن‪.‬‬ ‫‪ ۶‬زیرا خداوند هر که را دوست دارد تنبیه میکند و هر پسری را که میپذیرد تازیانه میزند‪.‬‬ ‫‪7‬اگر تنبیه را تحمل کنید‪ ،‬خدا با شما مانند پسران رفتار میکند ‪.‬زیرا چه پسری است که پدر او را تنبیه نکند؟‬ ‫‪8‬اما اگر بدون عذاب باشید‪ ،‬که همه در آن شریک هستند‪ ،‬پس حرامزاده هستید‪ ،‬نه پسر‪.‬‬ ‫‪9‬علوه بر این‪ ،‬ما پدرانی از جسم خود داشتیم که ما را اصلح کردند‪ ،‬و به آنها احترام میگذاشتیم ‪.‬آیا بهتر نیست که تابع پدر ارواح باشیم‬ ‫و زندگی کنیم؟‬ ‫‪10‬زیرا آنها به راستی برای چند روز ما را به خشنودی خود تنبیه کردند ‪.‬اما او به نفع ماست تا در قدوسیت او شریک باشیم‪.‬‬ ‫‪11‬اکنون هیچ تنبیهی برای زمان حال شادیبخش به نظر نمیرسد‪ ،‬بلکه غمانگیز است ‪:‬با این وجود‪ ،‬پس از آن‪ ،‬ثمره صلحآمیز عدالت را‬ ‫برای کسانی که به وسیله آن اعمال میشوند‪ ،‬به بار میآورد‪.‬‬ ‫‪12‬پس دستهای آویزان و زانوهای ضعیف را بلند کنید‪.‬‬ ‫‪13‬و راههای مستقیم برای پاهای خود بسازید‪ ،‬مبادا آنچه لنگ است از راه منحرف شود ‪.‬بلکه بهتر است شفا یابد‪.‬‬ ‫‪14‬با همه مردم از صلح و قدوس پیروی کنید که بدون آن هیچکس خداوند را نخواهد دید‪.‬‬ ‫‪15‬مراقب باشید که مبادا کسی از فیض خدا کوتاه بیاید ‪.‬مبادا ریشه تلخی شما را آزار دهد و بسیاری از آنها نجس شوند‪.‬‬ ‫‪16‬مبادا مانند عیسو‪ ،‬زناکار یا بیحرمتی باشد که به یک لقمه گوشت حق اولیمت خود را فروخت‪.‬‬ ‫‪17‬زیرا میدانید که چگونه پس از آن‪ ،‬هنگامی که میخواست برکت را به ارث میبرد‪ ،‬طرد شد‪ ،‬زیرا او جایی برای توبه نیافت‪ ،‬هر چند با‬ ‫اشک در جستجوی آن بود‪.‬‬ ‫‪18‬زیرا شما به کوهی که ممکن است لمس شود و با آتش بسوزد‪ ،‬و نه به تاریکی و تاریکی و طوفان آمده اید‪،‬‬ ‫‪19‬و صدای شیپور و صدای کلمات ‪.‬آنها که شنیدند‪ ،‬التماس کردند که دیگر این کلمه به آنها گفته نشود‪:‬‬ ‫( ‪20‬زیرا آنها نتوانستند آنچه را که دستور داده شده بود تحمل کنند‪ ،‬و اگر به اندازه حیوانی به کوه برخورد کند‪ ،‬سنگسار می شود یا با‬ ‫تیری از بین می رود‪.‬‬ ‫‪21‬و این منظره به قدری وحشتناک بود که موسی گفت ‪:‬من بسیار می ترسم و می لرزم‪.‬‬ ‫‪22‬اما شما به کوه سیون و به شهر خدای زنده‪ ،‬اورشلیم آسمانی‪ ،‬و به گروه بیشماری از فرشتگان آمدهاید‪،‬‬ ‫‪23‬به مجمع عمومی و کلیسای نخستزادگان که در آسمان مکتوب است و به خدای قاضی همه و به ارواح انسانهای عادل که کامل شدهاند‪.‬‬ ‫‪24‬و به عیسی واسطه عهد جدید‪ ،‬و به خون پاشیدن‪ ،‬که بهتر از هابیل سخن می گوید‪.‬‬ ‫‪25‬مواظب باشید که از کسی که سخن می گوید امتناع نکنید ‪.‬زیرا اگر آنان که سخنان او را بر روی زمین رد کردند‪ ،‬فرار نکردند‪ ،‬بسیار‬ ‫بیشتر نخواهیم بود‪ ،‬اگر از او که از آسمان سخن میگوید روی گردانیم‪.‬‬ ‫‪26‬پس صدای او زمین را به لرزه درآورد‪ ،‬اما اکنون وعده داده است‪ ،‬و میگوید‪ ،‬یک بار دیگر نه تنها زمین‪ ،‬بلکه آسمان را نیز میلرزانم‪.‬‬ ‫‪27‬و این کلمه‪ ،‬یک بار دیگر‪ ،‬به معنای حذف آن چیزهایی است که تکان میخورند‪ ،‬مانند چیزهایی که ساخته شدهاند‪ ،‬تا آن چیزهایی که‬ ‫نمیتوان تکان خورد‪ ،‬باقی بمانند‪.‬‬


‫عبرانیان‬

‫‪28‬از این رو‪ ،‬ما ملکوتی را دریافت میکنیم که قابل حرکت نیست‪ ،‬فیض داشته باشیم تا بتوانیم با احترام و ترس خدایی خدا را به نحو‬ ‫مقبولی خدمت کنیم‪.‬‬ ‫‪29‬زیرا خدای ما آتش سوزنده است‪.‬‬ ‫فصل ‪13‬‬ ‫‪1‬بگذار محبت برادرانه ادامه یابد‪.‬‬ ‫‪ ۲‬پذیرایی از غریبهها را فراموش مکن‪ ،‬زیرا برخی از این طریق فرشتگان را غافل پذیرفتهاند‪.‬‬ ‫‪3‬آنانی را که در بند هستند‪ ،‬بهعنوان مقید با ایشان به یاد آورید ‪.‬و کسانی که مصیبت می بینند‪ ،‬چنانکه خود شما نیز در بدن هستید‪.‬‬ ‫‪4‬ازدواج در همه محترم است و بستر بی آلیش‪ ،‬اما زناکاران و زناکاران را خدا داوری خواهد کرد‪.‬‬ ‫‪5‬گفتگوی شما بدون طمع باشد ‪.‬و به چیزهایی که دارید راضی باشید‪ ،‬زیرا او گفته است که هرگز شما را ترک نمی کنم و نمی گذارم‪.‬‬ ‫‪6‬تا به جرأت بگوییم که خداوند یاور من است و من از آنچه انسان با من خواهد کرد نمی ترسم‪.‬‬ ‫‪7‬آنانی را که بر شما حکومت میکنند‪ ،‬که کلم خدا را به شما گفتهاند‪ ،‬به یاد بیاورید‪ ،‬و ایمانشان را با در نظر گرفتن پایان گفتگویشان‪،‬‬ ‫دنبال کنید‪.‬‬ ‫‪8‬عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابدالباد یکسان است‪.‬‬ ‫‪ ۹‬گرفتار غواصان و آموزههای عجیب و غریب نباشید ‪.‬زیرا خوب است که دل با فیض استوار شود ‪.‬نه با گوشت ها‪ ،‬که برای آنها که در‬ ‫آن مشغول شده اند سودی نبرده است‪.‬‬ ‫‪10‬ما قربانگاهی داریم که حق ندارند از آن بخورند که خیمه را خدمت میکنند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬زیرا اجساد آن حیواناتی که خونشان را کاهن اعظم برای گناه به محراب می آورد‪ ،‬بدون اردوگاه سوزانده می شود‪.‬‬ ‫‪12‬بنابراین عیسی نیز برای اینکه بتواند مردم را با خون خود تقدیس کند‪ ،‬بدون دروازه رنج کشید‪.‬‬ ‫‪13‬پس بیایید بیرون اردوگاه نزد او برویم و سرزنش او را بر دوش بگیریم‪.‬‬ ‫‪14‬زیرا در اینجا شهر ماندگاری نداریم‪ ،‬بلکه در پی آن هستیم که بیاید‪.‬‬ ‫‪15‬پس به وسیله او قربانی حمد را پیوسته به خدا تقدیم کنیم‪ ،‬یعنی میوه لبهایمان که نام او را شکر میکنند‪.‬‬ ‫‪16‬اما نیکی کردن و ارتباط را فراموش مکن‪ ،‬زیرا از چنین قربانیهایی خدا راضی است‪.‬‬ ‫‪17‬از کسانی که بر شما حکومت میکنند اطاعت کنید و تسلیم شوید‪ ،‬زیرا آنها مانند کسانی که باید حساب بدهند مراقب جان شما باشند تا با‬ ‫شادی انجام دهند‪ ،‬نه با اندوه‪ ،‬زیرا این برای شما سودی ندارد‪.‬‬ ‫‪18‬برای ما دعا کنید زیرا ما اعتماد داریم که وجدان پاکی داریم و در همه چیز میخواهیم صادقانه زندگی کنیم‪.‬‬ ‫‪19‬اما من از شما خواهش میکنم که این کار را بکنید تا زودتر به شما بازگردم‪.‬‬ ‫‪20‬و خدای سلمتی که خداوند ما عیسی‪ ،‬شبان بزرگ گوسفندان را از طریق خون عهد جاودانی از مردگان بازگرداند‪،‬‬ ‫‪21‬تو را در هر کار نیکی کامل کن تا اراده او را انجام دهی و آنچه را که در نظر او پسندیده است به واسطه عیسی مسیح در تو بکار‬ ‫بنداز ‪.‬او را تا ابدالباد جلل باد ‪.‬آمین‬ ‫‪22‬و ای برادران‪ ،‬از شما خواهش میکنم که این کلمه نصیحتآمیز را تحمل کنید‪ ،‬زیرا من نامهای به شما نوشتهام‪.‬‬ ‫‪23‬بدانید که برادر ما تیموتائوس آزاد شده است ‪.‬با او‪ ،‬اگر به زودی بیاید‪ ،‬شما را می بینم‪.‬‬ ‫‪24‬به همه کسانی که بر شما حکومت میکنند و بر همه مقدسین سلم کنید ‪.‬آنها در ایتالیا به شما سلم می کنند‪.‬‬ ‫‪25‬فیض با همه شما باد ‪.‬آمین‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - The Epistle to the Hebrews by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu