حزقیال فصل ۱ ۱و در سال سیام ،در ماه چهارم ،در روز پنجم ماه ،هنگامی که من در میان اسیران نزد نهر خابور بودم ،آسمان گشوده شد و رؤیاهایی از خدا دیدم. ۲در روز پنجم ماه ،که پنجمین سال اسارت یهویاکین پادشاه بود، ۳کلم خداوند بر حزقیال کاهن ،پسر بوزی ،در سرزمین کلدانیان ،نزد نهر خابور ،آشکارا نازل شد و دست خداوند در آنجا بر او بود. ۴و نگریستم و اینک گردبادی از شمال آمد ،ابری عظیم ،و آتشی که خود را میپوشاند ،و درخشندگیای گرداگرد آن و از میانش ،مانند رنگ کهربا ،از میان آتش. ۵و از میان آن ،شبیه چهار موجود زنده پدید آمد .و این بود ظاهر ایشان که شبیه انسان بودند. ۶و هر یک چهار رو داشت و هر یک چهار بال. ۷و پاهایشان صاف و کف پاهایشان مانند کف پای گوساله بود و مانند رنگ برنج صیقلی ،برق میزد. ۸و دستهای انسان زیر بالهایشان از چهار طرفشان بود؛ و آن چهار نفر رویها و بالهای خود را داشتند. ۹بالهای آنها به یکدیگر پیوسته بود؛ و هنگام رفتن رو نمیگرداندند؛ بلکه هر یک مستقیما ا به راه خود میرفتند. ۱۰اما شباهت روی آنها این بود که آن چهار نفر روی انسان و روی شیر در سمت راست داشتند و آن چهار نفر روی گاو در سمت چپ داشتند و آن چهار نفر همچنین روی عقاب داشتند. ۱۱صورتهایشان چنین بود و بالهایشان به سمت بال گسترده شده بود؛ دو بال از هر کدام به یکدیگر پیوسته بود و دو بال دیگر بدن آنها را میپوشاند. ۱۲و هر یک از ایشان مستقیما ا میرفتند و به هر جایی که روح میرفت ،میرفتند و در حین رفتن رو نمیگرداندند. ۱۳و اما شباهت آن موجودات زنده ،صورتشان مانند اخگرهای آتش افروخته و مانند صورت چراغ بود؛ در میان آن موجودات زنده بال و پایین میرفت؛ و آتش میدرخشید و از آتش ،برق میجهید. ۱۴و آن موجودات زنده مانند منظرهای از برق ،دویدند و بازگشتند. ۱۵و چون به آن موجودات زنده مینگریستم ،اینک یک چرخ بر زمین ،نزد آن موجودات زنده ،با چهار رو بود. ۱۶ظاهر چرخها و کار آنها مانند رنگ زمرد بود و آن چهار یک شباهت داشتند و ظاهر و کار آنها مانند چرخی در میان چرخ دیگر بود. ۱۷وقتی میرفتند ،بر چهار طرف خود میرفتند و در حین رفتن رو نمیگرداندند. ۱۸و اما حلقههای آنها آنقدر بلند و ترسناک بود که دور تا دور آنها چهار حلقه پر از چشم بود. ۱۹و چون آن موجودات زنده میرفتند ،چرخها در کنار آنها میرفتند؛ و چون آن موجودات زنده از زمین بلند میشدند ،چرخها بلند میشدند. ۲۰هر جا که روح میرفت ،ایشان میرفتند ،به آنجا روح ایشان میرفت و چرخها پیش روی ایشان بلند میشد ،زیرا روح موجود زنده در چرخها بود. ۲۱چون آنها میرفتند ،اینها میرفتند و چون آنها میایستادند ،اینها میایستادند و چون آنها از زمین بلند میشدند ،چرخها پیش روی آنها بلند میشد ،زیرا روح موجود زنده در چرخها بود. ۲۲و شباهت فلک بر سر موجودات زنده مانند رنگ بلور وحشتناک بود که بر فراز سر آنها گسترده شده بود. ۲۳و بالهای آنها زیر فلک مستقیم ،یکی به سوی دیگری بود؛ دو بال برای هر کدام از این طرف میپوشاند ،و دو بال برای هر کدام از آن طرف بدنهای آنها را میپوشاند. ۲۴و چون میرفتند ،صدای بالهایشان را شنیدم ،مانند صدای آبهای بسیار ،مانند آواز قادر مطلق ،صدای سخن ،مانند صدای لشکر؛ و چون میایستادند ،بالهای خود را فرو میافکندند. ۲۵و هنگامی که ایستاده بودند و بالهای خود را فرو انداخته بودند ،صدایی از فلکی که بالی سرشان بود ،به گوش رسید. ۲۶و بر فراز فلکی که بالی سرشان بود ،چیزی شبیه تختی ،مانند صورت یاقوت کبود ،قرار داشت؛ و بر روی آن تخت ،چیزی مانند صورت مردی بر فراز آن بود. ۲۷و از نمای کمر او به بال ،همچون رنگ کهربا ،همچون نمایش آتش در اطرافش دیدم ،و از نمای کمر او به پایین ،همچون نمایش آتش دیدم ،و از هر طرف درخشندگی داشت. ۲۸مانند نمایش رنگینکمانی که در روز باران در ابر است ،نمایش درخشندگی گرداگرد نیز چنین بود .این نمایش شباهت جلل خداوند بود .و چون آن را دیدم ،به روی خود افتادم و صدای کسی را شنیدم که سخن میگفت. فصل ۲ ۱و او به من گفت« :ای پسر انسان ،بر پاهای خود بایست تا با تو سخن گویم». ۲و چون او با من سخن گفت ،روح به من درآمد و مرا بر پایهایم برپا داشت ،به طوری که سخن او را شنیدم. ۳و او به من گفت« :ای پسر انسان ،من تو را نزد بنیاسرائیل میفرستم ،نزد قومی سرکش که بر من سرکشی کردهاند .ایشان و پدرانشان تا به امروز بر من عصیان ورزیدهاند». ۴زیرا ایشان پسرانی گستاخ و سنگدل هستند .من تو را نزد ایشان میفرستم و به ایشان بگو :خداوند یهوه چنین میفرماید. ۵و ایشان ،چه بشنوند و چه نپذیرند ،زیرا خاندانی یاغی هستند ،خواهند دانست که در میان ایشان نبیای بوده است.
حزقیال
۶و تو ای پسر انسان ،از ایشان مترس و از سخنانشان بیم مدار ،اگرچه خار و خس با تو باشند و در میان عقربها ساکن باشی .از سخنانشان مترس و از رویشان هراسان مباش ،اگرچه خاندانی یاغی باشند. ۷و سخنان مرا به ایشان خواهی گفت ،خواه بشنوند و خواه نشنوند ،زیرا که بسیار سرکش هستند. ۸اما تو ای پسر انسان ،آنچه را که به تو میگویم بشنو :مانند آن خاندان یاغی سرکش مباش .دهانت را باز کن و آنچه را که به تو میدهم بخور. ۹و چون نگریستم ،اینک دستی به سوی من فرستاده شد و اینک طوماری از کتاب در آن بود. ۱۰و آن را پیش من پهن کرد و از درون و بیرون نوشته شده بود ،و در آن مرثیهها و ماتمها و وایها نوشته شده بود. فصل ۳ ۱و او به من گفت« :ای پسر انسان ،آنچه را که مییابی بخور؛ این طومار را بخور و برو و با خاندان اسرائیل سخن بگو». ۲پس دهانم را باز کردم و او آن لقمه را به من داد. ۳و او به من گفت« :ای پسر انسان ،شکم خود را از این طوماری که به تو میدهم ،سیر کن و احشایت را پر کن ».پس آن را خوردم و در دهانم مثل عسل شیرین بود. ۴و او به من گفت« :ای پسر انسان ،برو و به خاندان اسرائیل برو و سخنان مرا با ایشان بیان کن». ۵زیرا تو نزد قومی غریبالکلم و ثقیلللسان فرستاده نشدهای ،بلکه نزد خاندان اسرائیل. بسیار غریبالکلم و ثقیلللسان که سخنان ایشان را نتوانی فهمید .یقینا ا اگر تو را نزد ایشان میفرستادم ،به تو گوش میدادند. ۶نه نزد مردمان ر ۷اما خاندان اسرائیل به تو گوش نخواهند داد ،زیرا به من گوش نخواهند داد ،زیرا تمامی خاندان اسرائیل گستاخ و سنگدل هستند. ۸اینک ،من روی تو را در برابر روی ایشان و پیشانی تو را در برابر پیشانی ایشان استوار ساختهام. ۹پیشانی تو را همچون سنگی سختتر از سنگ خارا ساختم .از آنها مترس و از چهرههایشان هراسان مباش ،اگرچه خاندانی یاغی باشند. ۱۰و به من گفت« :ای پسر انسان ،تمام سخنان مرا که به تو میگویم در دل خود جای ده و به گوشهای خود بشنو». ۱۱و برو و نزد اسیران ،نزد پسران قوم خود ،برو و با ایشان سخن بگو و به ایشان بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :خواه بشنوند و خواه نپذیرند. ۱۲آنگاه روح مرا به بال برد و از پشت سرم صدای غرشی عظیم شنیدم که میگفت« :جلل خداوند از جایگاهش متبارک باد». ۱۳همچنین صدای بالهای موجودات زنده را که به یکدیگر برخورد میکردند ،و صدای چرخها را که در مقابل آنها بود ،و صدای هجوم عظیمی را شنیدم. ۱۴پس روح مرا برداشت و برد و من در تلخی و گرمای روحم رفتم ،اما دست خداوند بر من قوی بود. ۱۵آنگاه نزد اسیرانی که در تلبیب ،کنار نهر خابور ،ساکن بودند ،رسیدم و در جایی که آنها نشسته بودند ،نشستم و هفت روز در میان آنها مبهوت ماندم. ۱۶و بعد از انقضای هفت روز ،کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۷ای پسر انسان ،من تو را برای خاندان اسرائیل دیدهبان قرار دادهام .پس کلم را از دهان من بشنو و ایشان را از جانب من هشدار بده. ۱۸وقتی به مرد شریر بگویم که هر آینه خواهی مرد ،و تو او را هشدار ندهی و سخنی برای هشدار دادن به آن مرد شریر از راه بدش نگویید تا جانش را نجات دهد ،آن مرد شریر در گناه خود خواهد مرد ،اما خون او را از دست تو خواهم خواست. ۱۹اما اگر تو به آن مرد شریر هشدار دهی و او از شرارت خود و از راه بد خود بازگشت نکند ،او در گناه خود خواهد مرد ،اما تو جان خود را نجات دادهای. ۲۰و نیز ،هرگاه مرد عادلی از عدالت خود برگردد و مرتکب گناه شود ،و من سنگی لغزشدهنده پیش روی او بگذارم ،خواهد مرد؛ زیرا تو به او هشدار ندادهای ،او در گناه خود خواهد مرد ،و عدالتی که انجام داده است به یاد آورده نخواهد شد؛ اما خون او را از دست تو خواهم طلبید. ا ۲۱با این حال ،اگر مرد عادل را هشدار دهی که گناه نکند و او گناه نکند ،مطمئنا زنده خواهد ماند ،زیرا هشدار یافته است ،و تو نیز جان خود را نجات دادهای. ۲۲و دست خداوند آنجا بر من بود و به من گفت« :برخیز و به دشت برو و من در آنجا با تو گفتگو خواهم کرد». ۲۳پس برخاستم و به دشت رفتم و اینک جلل خداوند در آنجا برپا بود ،مانند جللی که نزد نهر خابور دیده بودم .پس به روی خود افتادم. ۲۴آنگاه روح خدا به درون من آمد و مرا بر پاهایم برپا داشت و با من سخن گفت و گفت« :برو و خود را در خانهات حبس کن». ۲۵اما تو ای پسر انسان ،اینک بندها بر تو خواهند نهاد و تو را به آنها خواهند بست ،و تو در میان ایشان بیرون نخواهی رفت. ۲۶و زبانت را به کامت خواهم چسبانید تا گنگ شوی و نتوانی ایشان را سرزنش کنی ،زیرا ایشان خاندانی یاغی هستند. ۲۷اما وقتی من با تو سخن گویم ،دهانت را باز میکنم و به ایشان خواهی گفت :خداوند متعال چنین میفرماید :هر که میشنود ،بشنود و هر که نمیشنود ،خودداری کند ،زیرا ایشان خاندانی یاغی هستند. فصل ۴ ۱تو نیز ای پسر انسان ،کاشیای بردار و آن را پیش روی خود بگذار و شهر اورشلیم را بر آن نقش کن. ۲و آن را محاصره کنید و در برابرش دژی بسازید و در برابرش سنگری برپا کنید؛ اردوگاه را نیز در برابرش برپا کنید و دژکوبها را گرداگردش مستقر سازید.
حزقیال
۳و تو یک تابه آهنین برای خود بگیر و آن را چون دیواری آهنین بین خود و شهر قرار بده ،و روی خود را به سوی آن بگردان ،تا محاصره شود و تو آن را محاصره کنی .این نشانهای برای خاندان اسرائیل خواهد بود. ۴تو نیز بر پهلوی چپ خود بخواب و گناه خاندان اسرائیل را بر آن بگذار .به تعداد روزهایی که بر آن دراز میکشی ،گناه ایشان را متحمل خواهی شد. ۵زیرا سالهای گناه ایشان را ،به شماره روزها ،یعنی سیصد و نود روز ،بر تو نهادهام .پس گناه خاندان اسرائیل را متحمل خواهی شد. ۶و چون آنها را به انجام رسانیدی ،دوباره به پهلوی راست خود بخواب ،و چهل روز متحمل گناه خاندان یهودا خواهی شد .هر روز را برای تو به اندازه یک سال قرار دادهام. ۷پس روی خود را به سوی محاصره اورشلیم بگردان ،و بازویت را آشکار کن ،و علیه آن نبوت نما. ۸و اینک ،من بندها بر تو خواهم نهاد و تا روزهای محاصرهات را به پایان نرسانده باشی ،از این پهلو به آن پهلو نخواهی چرخید. ۹و گندم و جو و لوبیا و عدس و ارزن و جگر را برای خود بگیر و آنها را در یک ظرف بریز و از آنها نانی برای خود بپز ،به تعداد روزهایی که به پهلو میخوابی ،یعنی سیصد و نود روز از آن خواهی خورد. ۱۰و گوشتی که میخوری به وزن ،بیست مثقال برای هر روز باشد ،آن را گاه به گاه بخور. ۱۱و آب را به پیمانه ،یعنی یک ششم هین ،خواهی نوشید .گهگاه خواهی نوشید. ۱۲و آن را مثل قرص نان جو خواهی خورد ،و آن را با سرگینی که از انسان بیرون میآید ،در نظر ایشان خواهی پخت. ۱۳و خداوند گفت« :بنیاسرائیل همچنین نان نجس خود را در میان امتهایی که آنها را به آنجا خواهم راند ،خواهند خورد». ۱۴آنگاه گفتم« :آه ای خداوند یهوه ،اینک جان من آلوده نشده است ،زیرا از جوانیام تا به حال از آنچه مرده یا پاره شده است نخوردهام و گوشت مکروه به دهانم نرفته است». ۱۵آنگاه به من گفت« :اینک ،سرگین گاو را به جای سرگین انسان به تو دادم ،و نان خود را با آن خواهی پخت». ۱۶و او به من گفت« :ای پسر انسان ،اینک من عصای نان را در اورشلیم خواهم شکست و نان را به وزن و با احتیاط خواهند خورد و آب را به پیمانه و با حیرت خواهند نوشید». ۱۷تا محتاج نان و آب شوند و از یکدیگر متحیر گردند و به سبب گناهان خود هلک شوند. فصل ۵ ۱و تو ای پسر انسان ،چاقویی تیز و تیغی سلمانی بردار و آن را بر سر و ریش خود بکش .سپس ترازوهایی برای وزن کردن بردار و موها را تقسیم کن. ۲وقتی روزهای محاصره تمام شود ،یک سوم آن را در میان شهر به آتش بسوزان ،و یک سوم دیگر را بگیر و با چاقو اطراف آن را بشکن ،و یک سوم دیگر را در باد پراکنده کن ،و من شمشیری از پی آنها خواهم فرستاد. ۳و از آن چندی بگیر و آنها را در دامن خود ببند. ۴سپس دوباره از آنها چیزی بگیر و آنها را در میان آتش بینداز و در آتش بسوزان ،زیرا آتشی از آن به تمام خاندان اسرائیل خواهد رسید. ۵خداوند یهوه چنین میگوید :این اورشلیم است :من آن را در میان امتها و کشورهایی که گرداگرد آن هستند ،قرار دادهام. ۶و او احکام مرا بیشتر از ا ممتها و فرایض مرا بیشتر از کشورهای اطراف خود به شرارت تبدیل کرده است ،زیرا که ایشان احکام و فرایض مرا رد کرده ،در آنها سلوک ننمودهاند. ۷بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :چونکه شما از امتهایی که اطراف شما هستند ،زیاده روی کردید و به فرایض من سلوک ننمودید و احکام مرا نگاه نداشتید و موافق احکام امتهایی که اطراف شما هستند ،عمل نکردید، ۸بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من ،من ،به ضد تو هستم و در میان تو ،در نظر امتها ،داوریها را اجرا خواهم داشت. ۹و در تو آنچه را که نکردهام ،و به سبب تمامی رجاساتت ،دیگر مانند آن را نخواهم کرد ،به جا خواهم آورد. ۱۰بنابراین ،پدران در میان تو پسران را خواهند خورد و پسران پدران خود را؛ و من بر تو داوری خواهم کرد و تمامی باقیماندگان تو را به هر سوی باد پراکنده خواهم ساخت. ۱۱بنابراین ،خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم ،زیرا چون تو مقدس مرا با تمام چیزهای نفرتانگیز و با تمام اعمال زشتت نجس ساختهای ،من نیز تو را خوار خواهم شمرد؛ نه چشم من شفقت خواهد کرد و نه رحم خواهم نمود. ۱۲یک سوم تو از وبا خواهند مرد و از قحطی در میان تو تلف خواهند شد و یک سوم دیگر به شمشیر در اطراف تو خواهند افتاد و یک سوم دیگر را به سوی همه بادها پراکنده خواهم کرد و شمشیری از پی ایشان خواهم فرستاد. ۱۳بدینسان خشم من به انجام خواهد رسید و خشم خود را بر ایشان فرود خواهم آورد و تسلی خواهم یافت .و چون خشم خود را بر ایشان به انجام رسانده باشم ،خواهند دانست که من یهوه این را از روی غیرت خود گفتهام. ۱۴و تو را در نظر همه رهگذران ،ویران و مایه رسوایی در میان امتهایی که اطراف تو هستند ،خواهم ساخت. ۱۵پس هنگامی که با خشم و غضب و سرزنشهای شدید بر تو داوری کنم ،برای امتهایی که اطراف تو هستند ،مایه عتاب و تمسخر و مایه حیرت خواهد بود .من که یهوه هستم ،این را گفتهام. ۱۶هنگامی که تیرهای بد قحطی را که برای نابودی ایشان خواهد بود و برای نابودی شما خواهم فرستاد ،بر ایشان بفرستم ،قحطی را بر شما افزونتر خواهم کرد و عصای نان شما را خواهم شکست. ۱۷پس قحطی و حیوانات درنده را بر تو خواهم فرستاد تا تو را بی اولد سازند و وبا و خون از میان تو عبور خواهد کرد و شمشیر را بر تو خواهم آورد .من ،یهوه ،این را گفتهام.
حزقیال
فصل ۶ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،روی خود را به سوی کوههای اسرائیل بدار و علیه آنها نبوت کن، خداوندگار یهوه به کوهها و تپهها و رودخانهها و درهها چنین میگوید : خداوندگار یهوه را بشنوید؛ ۳و بگو ای کوههای اسرائیل ،کلم ر ر اینک من ،من ،شمشیری بر شما خواهم آورد و مکانهای بلند شما را ویران خواهم کرد. ۴و مذبحهای شما ویران و تمثالهایتان شکسته خواهد شد ،و کشتگانتان را پیش بتهایتان خواهم انداخت. ۵و لشههای بنیاسرائیل را پیش بتهایشان خواهم گذاشت و استخوانهایتان را گرداگرد قربانگاههایتان خواهم پاشید. ۶و در جمیع مسکنهای شما ،شهرها ویران و مکانهای بلند ویران خواهند شد ،تا مذبحهای شما خراب و ویران گردد ،و بتهای شما شکسته و نابود شود ،و تمثالهای شما قطع گردد ،و اعمال شما محو گردد. ۷و کشتگان در میان شما خواهند افتاد ،و خواهید دانست که من یهوه هستم. ۸با این حال ،بقیتی باقی خواهم گذاشت تا هنگامی که در کشورها پراکنده شوید ،در میان ملتها کسانی باشند که از شمشیر جان سالم به در برند. ۹و آنانی که از شما رهایی یابند ،در میان امتهایی که به اسیری برده میشوند ،مرا به یاد خواهند آورد ،زیرا من از دل زناکار ایشان که از من دور شده است و از چشمان ایشان که در پی بتهای خود زنا میکنند ،شکستهام و ایشان از بدیهایی که در تمام رجاسات خود کردهاند ،از خود متنفر خواهند شد. ۱۰و خواهند دانست که من یهوه هستم و بیهوده نگفتهام که این بدی را به ایشان خواهم رسانید. ۱۱خداوند یهوه چنین میگوید :با دست خود بزن و با پای خود بکوب و بگو :وای بر تمامی رجاسات بد خاندان اسرائیل ،زیرا که ایشان به شمشیر و قحطی و وبا خواهند افتاد. ۱۲آنکه دور است از وبا خواهد مرد و آنکه نزدیک است به شمشیر خواهد افتاد و آنکه باقی مانده و در محاصره است از قحطی خواهد مرد .بدینگونه خشم خود را بر ایشان به انجام خواهم رساند. ۱۳آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم ،هنگامی که کشتگان ایشان در میان بتهایشان ،گرداگرد قربانگاههایشان ،بر هر تپه بلند ،بر همه قلههای کوهها ،و زیر هر درخت سبز ،و زیر هر بلوط انبوه ،جایی که عطر خوش به همه بتهایشان تقدیم میکردند ،باشند. ۱۴پس دست خود را بر ایشان دراز خواهم کرد و زمین را در تمام مسکنهای ایشان ویران ،بلکه ویرانتر از بیابان دربلله خواهم ساخت ،و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۷ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲همچنین ای پسر انسان ،خداوند یهوه به سرزمین اسرائیل چنین میگوید :پایانی ،پایانی بر چهار گوشه سرزمین فرا رسیده است. ۳اکنون پایان بر تو رسیده است ،و من خشم خود را بر تو نازل خواهم کرد ،و تو را بر وفق راههایت داوری خواهم کرد ،و تمام کارهای زشتت را به تو خواهم رسانید. ۴و چشم من بر تو شفقت نخواهد کرد و رحم نخواهم نمود ،بلکه راههای تو را به تو خواهم رسانید ،و رجاسات تو در میان تو خواهد بود، و خواهی دانست که من یهوه هستم. ۵خداوند یهوه چنین میگوید :اینک بل ،بلی یگانه ،فرا رسیده است. ۶پایانی فرا رسیده است ،پایانی فرا رسیده است؛ در انتظار توست؛ اینک ،پایانی فرا رسیده است. ۷ای ساکن زمین ،صبح برای تو رسیده است .زمان موعود فرا رسیده است ،روز مصیبت نزدیک است و دیگر خبری از غرش کوهها نیست. ۸اکنون به زودی خشم خود را بر تو فرو خواهم ریخت و غضب خود را بر تو به انجام خواهم رساند و تو را بر وفق راههایت داوری خواهم کرد و تو را به خاطر تمام کارهای زشتت مجازات خواهم نمود. ۹و چشم من شفقت نخواهد کرد و رحم نخواهم نمود .تو را بر حسب راههایت و رجاساتت که در میان توست ،مکافات خواهم داد ،و خواهی دانست که من یهوه هستم که میزنم. ۱۰بنگرید ،آن روز فرا رسیده است؛ صبح دمیده است؛ درخت شکوفه داده و غرور جوانه زده است. ۱۱ظلم به عصای شرارت تبدیل شده است .هیچکس از ایشان ،نه از جمعیتشان ،نه از هیچکس از ایشان ،باقی نخواهد ماند و برای ایشان نوحهگری نخواهد بود. ۱۲آن زمان فرا رسیده و آن روز نزدیک است .خریدار شادی نکند و فروشنده ماتم نگیرد ،زیرا خشم بر تمامی جمعیت ایشان افروخته شده است. ۱۳زیرا فروشنده به آنچه فروخته است ،بازنخواهد گشت ،هرچند که هنوز زنده باشند ،زیرا این رؤیا تمامی گروه او را در بر میگیرد که بازنخواهند گشت و هیچکس در گناه جان خود ،خویشتن را تقویت نخواهد کرد. ۱۴شیپور را نواختهاند تا همه آماده شوند ،اما هیچکس به جنگ نمیرود ،زیرا خشم من بر تمامی جمعیت ایشان قرار گرفته است. ۱۵شمشیر بیرون است و وبا و قحطی در اندرون .آنکه در صحرا است با شمشیر خواهد مرد و آنکه در شهر است قحطی و وبا او را خواهد خورد. ۱۶اما کسانی که از ایشان رهایی یابند ،رهایی خواهند یافت و مانند کبوتران درهها بر کوهها خواهند بود ،و هر یک از ایشان برای گناه خود سوگواری خواهد کرد.
حزقیال
۱۷دستها همه سست و زانوها همه سست خواهند شد ،چنانکه آب. ۱۸و پلس بر تن خواهند کرد و وحشت ایشان را خواهد پوشانید و شرم بر همه چهرهها و طاسی بر جمیع سرهای ایشان خواهد بود. ۱۹نقره خود را در کوچهها خواهند ریخت و طلی ایشان ربوده خواهد شد .نقره و طلی ایشان در روز خشم خداوند ایشان را رهایی نتواند داد .جان خود را سیر نخواهند کرد و احشای خود را پر نخواهند ساخت ،زیرا گناه ایشان سنگ لغزش ایشان است. ۲۰و اما زیبایی زینت خود را ،آن را در جلل و شکوه قرار داد ،اما ایشان بتهای کراهتآور و چیزهای نفرتانگیز خود را در آن ساختند، از این رو آن را از ایشان دور ساختم. ۲۱و آن را به دست غریبان به غنیمت و به شریران زمین به تاراج خواهم داد و آن را آلوده خواهند ساخت. ۲۲و روی خود را از ایشان خواهم برگردانید ،و مکان مخفی مرا آلوده خواهند ساخت ،زیرا که دزدان داخل آن شده ،آن را نجس خواهند ساخت. ۲۳زنجیری بسازید ،زیرا سرزمین پر از جنایات خونین و شهر پر از خشونت است. غرور قدرتمندان را از بین خواهم همچنین من کرد؛ خواهند بدترین قومها را خواهم آورد و آنها خانههایشان را تصرف ۲۴بنابراین ،من ر ر برد و مکانهای مقدس آنها نجس خواهد شد. ۲۵هلکت میآید و صلح را خواهند طلبید ،و نخواهد یافت. ۲۶فتنهای بر فتنهای واقع خواهد شد و شایعهای بر شایعهای دیگر؛ آنگاه رؤیایی از پیامبر خواهند طلبید؛ اما شریعت از کاهنان و نصیحت از مشایخ زایل خواهد شد. ۲۷پادشاه سوگواری خواهد کرد و حاکم به پریشانی ملبس خواهد شد و دستهای مردم زمین پریشان خواهد گردید .من با ایشان موافق راهشان عمل خواهم کرد و بر وفق گناهانشان ایشان را داوری خواهم نمود و خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۸ ۱و در سال ششم ،در ماه ششم ،در روز پنجم ماه ،هنگامی که من در خانه خود نشسته بودم و مشایخ یهودا پیش روی من نشسته بودند، دست خداوند یهوه در آنجا بر من فرود آمد. ۲آنگاه دیدم و اینک چیزی شبیه به آتش دیدم :از کمرش به پایین ،آتش و از کمرش به بال ،مانند درخشندگی ،مانند رنگ کهربا. ۳و او چیزی شبیه به دست دراز کرد و طره ای از سرم را گرفت و روح مرا بین زمین و آسمان بلند کرد و در رؤیاهای خدا به اورشلیم، نزد دهنه دروازه داخلی که به سمت شمال متوجه است ،آورد؛ جایی که جایگاه بت غیرت بود ،بتی که حسادت را برمیانگیزد. ۴و اینک ،جلل خدای اسرائیل در آنجا ظاهر شد ،مطابق رؤیایی که در دشت دیده بودم. ۵آنگاه او به من گفت« :ای پسر انسان ،اکنون چشمان خود را به سوی شمال برافراز ».پس من چشمان خود را به سوی شمال برافراشتم و اینک به سوی شمال ،در دروازه مذبح ،این تمثال غیرت را در مدخل دیدم. ۶و همچنین به من گفت« :ای پسر انسان ،آیا میبینی که ایشان چه میکنند؟ یعنی چه رجاسات عظیمی که خاندان اسرائیل در اینجا مرتکب میشوند تا من از مقدس خود دور شوم؟ بلکه بار دیگر رو گردان و رجاسات بزرگتری خواهی دید». ۷و مرا به دروازه حیاط آورد و چون نگریستم ،اینک سوراخی در دیوار بود. ۸آنگاه او به من گفت« :ای پسر انسان ،اکنون دیوار را بکن ».و چون دیوار را کندم ،اینک دری دیدم. ۹و او به من گفت« :داخل شو و ببین چه کارهای زشت و پلیدی در اینجا انجام میدهند». ۱۰پس داخل شدم و دیدم که انواع حشرات و حیوانات نفرتانگیز و همه بتهای خاندان اسرائیل بر دیوار اطراف نقش بسته است. ۱۱و هفتاد مرد از مشایخ خاندان اسرائیل پیش روی ایشان ایستاده بودند ،و در میان ایشان یازنیا پسر شافان ایستاده بود ،و هر کس مجمر خود را در دست داشت ،و ابری غلیظ از بخور بال میرفت. ۱۲آنگاه او به من گفت« :ای پسر انسان ،آیا دیدی که بزرگان خاندان اسرائیل در تاریکی چه میکنند ،هر کس در حجرههای بتهای خود، زیرا میگویند :خداوند ما را نمیبیند ،خداوند زمین را ترک کرده است؟» ۱۳و به من نیز گفت« :باز هم برگرد ،آنگاه رجاسات عظیمتری از آنچه ایشان میکنند ،خواهی دید». در دروازه خان هه خداوند که به سمت شمال بود آورد؛ و اینک زنانی نشسته بودند که برای تموز گریه میکردند. ۱۴آنگاه مرا به ر ۱۵آنگاه به من گفت« :ای پسر انسان ،آیا این را دیدی؟ بار دیگر رو گردان و رجاسات بزرگتر از این را خواهی دید». ۱۶و مرا به صحن اندرونی خانه خداوند آورد و اینک ،در دروازه هیکل خداوند ،بین ایوان و قربانگاه ،قریب بیست و پنج مرد بودند که پشتشان به هیکل خداوند و رویشان به سوی شرق بود و خورشید را به سوی شرق میپرستیدند. ۱۷آنگاه به من گفت« :ای پسر انسان ،آیا این را دیدی؟ آیا برای خاندان یهودا سهل است که مرتکب رجاساتی میشوند که در اینجا مرتکب میشوند؟ زیرا زمین را از خشونت پر کردهاند و بازگشتهاند تا مرا خشمگین کنند و اینک شاخه را به بینی خود میکشند». ۱۸بنابراین من نیز با خشم رفتار خواهم کرد .چشم من شفقت نخواهد کرد و رحم نخواهم نمود .و اگرچه به صدای بلند در گوشم فریاد زنند ،آنها را نخواهم شنید. فصل ۹ ۱و او به آواز بلند در گوش من ندا در داد و گفت« :کسانی را که بر شهر حکومت میکنند نزدیک آور ،یعنی هر کس را که سلح ویرانگر خود را در دست دارد». ۲و اینک شش مرد از راه دروازه فوقانی که به سمت شمال است آمدند و هر کدام آلت قتاله ای در دست داشتند و یکی از ایشان لباس کتانی به تن داشت و دوات کاتب در کمرش بود .پس داخل شده ،کنار قربانگاه برنجی ایستادند.
حزقیال
۳و جلل خدای اسرائیل از بالی کروبی که بالی آن بود ،به آستانه خانه بال رفت .و به مردی که لباس کتانی پوشیده بود و دوات کاتب را در کمر داشت ،خطاب کرد. ۴و خداوند به او گفت« :از میان شهر ،از میان اورشلیم ،عبور کن و بر پیشانی کسانی که به خاطر هم هه رجاساتی که در آن انجام میشود آه و ناله میکنند ،نشانی بگذار». ۵و به دیگران ،در حالی که من میشنیدم ،گفت« :از پی او در شهر بروید و او را بکشید؛ چشم خود را دریغ نکنید و رحم نکنید». ۶پیر و جوان ،دوشیزگان ،کودکان خردسال و زنان را کاملا بکشید ،اما به هیچ مردی که این نشان را دارد نزدیک نشوید و از معبد من شروع کنید .سپس از مردان باستانی که جلوی خانه بودند شروع کردند. ۷و به ایشان گفت« :خانه را نجس کنید و صحنها را از کشتگان پر کنید .بروید ».پس بیرون رفتند و در شهر قتل عام کردند. ۸و چون ایشان را میکشتند و من باقی مانده بودم ،به روی خود افتادم و فریاد برآوردم و گفتم« :آه ای خداوند یهوه ،آیا با خشم خود که بر اورشلیم میباری ،تمامی بقیه اسرائیل را هلک خواهی کرد؟» ۹آنگاه او به من گفت« :گناه خاندان اسرائیل و یهودا بینهایت عظیم است ،و زمین پر از خون و شهر پر از فساد است ،زیرا میگویند : خداوند زمین را ترک کرده است ،و خداوند نمیبیند». ۱۰و اما من نیز ،چشم من شفقت نخواهد کرد و رحم نخواهم نمود ،بلکه سزای اعمالشان را بر سرشان خواهم گذاشت. ۱۱و اینک ،مردی که لباس کتانی پوشیده بود و دوات را در کمر داشت ،ماجرا را بیان کرده ،گفت« :آنچه به من فرمان دادی ،انجام دادم». فصل ۱۰ ۱آنگاه نگریستم و اینک در فلکی که بالی سر کروبیان بود ،چیزی مانند سنگ یاقوت کبود ،مانند منظرهای شبیه تخت ،بر فراز ایشان پدیدار شد. ۲و به مردی که لباس کتانی پوشیده بود ،خطاب کرده ،گفت« :از میان چرخها ،زیر کروبیها ،داخل شو و دست خود را از زغالهای آتش از میان کروبیان پر کن و آنها را بر شهر بپاش ».و او در برابر دیدگان من داخل شد. ۳و چون آن مرد داخل شد ،کروبیان در طرف راست خانه ایستاده بودند و ابر ،صحن درونی را پر کرد. ۴آنگاه جلل خداوند از بالی کروبی بال رفت و بر آستانه خانه قرار گرفت و خانه از ابر پر شد و حیاط از درخشش جلل خداوند مملو گشت. ۵و صدای بالهای کروبیان تا به صحن بیرونی شنیده شد ،مانند آواز خدای قادر مطلق هنگامی که سخن میگوید. ۶و واقع شد که چون آن مرد را که ملبس به کتان بود امر فرموده ،گفت« :آتش را از میان چرخها ،از میان کروبیان بردار» ،پس داخل شده ،کنار چرخها ایستاد. ۷و یکی از کروبیان دست خود را از میان کروبیان به سوی آتشی که در میان کروبیان بود دراز کرد و آن را برداشت و به دست آن کس که به کتان ملبس بود گذاشت .او آن را گرفت و بیرون رفت. ۸و در کروبیان ،چیزی شبیه دست انسان زیر بالهایشان ظاهر شد. ۹و چون نگریستم ،اینک چهار چرخ نزد کروبیان بود ،یک چرخ نزد یک کروبی و چرخ دیگر نزد کروبی دیگر؛ و منظر چرخها مانند رنگ سنگ زبرجد بود. ۱۰و اما از جهت ظاهر ،آن چهار یک شباهت داشتند ،گویی چرخی در میان چرخی دیگر بود. ۱۱و چون میرفتند ،بر چهار جانب خود میرفتند؛ و در حین رفتن رو نمیگرداندند ،بلکه به جایی که سر به آن مینگریست ،از عقب آن میرفتند؛ و در حین رفتن رو نمیگرداندند. ۱۲و تمامی بدن و پشتها و دستها و بالهای ایشان و چرخها ،یعنی چرخهایی که آن چهار داشتند ،از هر طرف پر از چشم بود. ۱۳و اما چرخها ،در گوش من به ایشان ندا شد ،ای چرخ! ۱۴و هر یک چهار رو داشت :روی اول روی کروبی بود و روی دوم روی انسان و سوم روی شیر و چهارم روی عقاب. ۱۵و کروبیان بال برده شدند .این همان موجود زندهای است که من در کنار نهر خابور دیدم. ۱۶و چون کروبیان میرفتند ،چرخها از کنارشان میرفتند و چون کروبیان بالهای خود را برافراشته ،از زمین صعود میکردند ،همان چرخها نیز از کنارشان برنمیگشتند. ۱۷هنگامی که آنها میایستادند ،اینها نیز میایستادند و هنگامی که آنها بلند میشدند ،اینها نیز بلند میشدند ،زیرا روح موجود زنده در آنها بود. ۱۸آنگاه جلل خداوند از آستانه خانه بیرون آمد و بر فراز کروبیان قرار گرفت. ۱۹و کروبیان بالهای خود را برافراشتند و در نظر من از زمین صعود کردند .و چون بیرون رفتند ،چرخها نیز در کنار ایشان بود و هر یک از ایشان نزد دهنه دروازه شرقی خانه خداوند ایستاده بودند و جلل خدای اسرائیل از بال بر ایشان بود. ۲۰این همان موجود زندهای است که زیر خدای اسرائیل ،کنار نهر خابور دیدم و دانستم که آنها کروبیان هستند. ۲۱هر یک از آنها چهار رو و هر یک چهار بال داشت و زیر بالهایشان شبیه دستهای انسان بود. ۲۲و شباهت رویهایشان همان رویهایی بود که نزد نهر خابور دیدم ،ظاهرشان و خودشان :هر یک به راه راست میرفتند. فصل ۱۱ ۱و روح مرا برداشت و به دروازه شرقی خانه خداوند که به سمت مشرق مشرف است آورد .و اینک در دهانه دروازه ،بیست و پنج مرد بودند که در میان ایشان یازنیا پسر عزور و فلطیا پسر بنایا ،سروران قوم را دیدم.
حزقیال
۲آنگاه او به من گفت« :ای پسر انسان ،اینها کسانی هستند که در این شهر نقشههای شوم میکشند و مشورتهای زشت میدهند». ۳که میگویند نزدیک نیست ،پس خانهها بسازیم :این شهر دیگ است و ما گوشت آن. نبوت نما. نبوت کن ،م ۴پس ای پسر انسان ،بر ضد ایشان م ۵و روح خداوند بر من نازل شد و به من گفت« :بگو؛ خداوند چنین میگوید :شما ای خاندان اسرائیل چنین گفتید ،زیرا من از هر آنچه به دل شما خطور میکند ،آگاهم». ۶شما در این شهر کشتگان خود را بسیار کردهاید و کوچههایش را از کشتگان پر کردهاید. ۷بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :کشتگان شما که در میانش گذاشتهاید ،ایشان گوشت هستند و این شهر دیگ است ،اما من شما را از میانش بیرون خواهم آورد. ۸شما از شمشیر ترسیدید ،و من شمشیری بر شما خواهم آورد ،فرمودهی خداوند یهوه است. ۹و شما را از میانش بیرون آورده ،به دست غریبان خواهم سپرد و در میان شما داوری خواهم کرد. ۱۰شما به شمشیر خواهید افتاد؛ من شما را در مرز اسرائیل داوری خواهم کرد؛ و خواهید دانست که من یهوه هستم. ۱۱این شهر دیگ شما نخواهد بود و شما در میان آن گوشت نخواهید بود ،بلکه من شما را در مرز اسرائیل داوری خواهم کرد. ۱۲و خواهید دانست که من یهوه هستم ،زیرا به فرایض من سلوک نکردید و احکام مرا بجا نیاوردید ،بلکه موافق عادات ا ممتهایی که در اطراف شما هستند ،رفتار نمودید. ۱۳و چون نبوت کردم ،فرللطیا پسر بنایا ممرد .آنگاه به روی خود افتادم و به آواز بلند فریاد برآوردم و گفتم« :آه ای خداوند یهوه ،آیا بقیه اسرائیل را به کلی هلک خواهی کرد؟» ۱۴بار دیگر کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۵ای پسر انسان ،برادران تو ،یعنی برادران تو ،مردان قبیله تو ،و تمامی خاندان اسرائیل ،جملگی کسانی هستند که ساکنان اورشلیم به ایشان گفتهاند :از خداوند دور شوید ،زیرا این زمین به ما به ارث داده شده است. ۱۶بنابراین بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :اگرچه ایشان را در میان قومها دور انداختهام و در میان کشورها پراکنده ساختهام ،اما در کشورهایی که به آنها خواهند آمد ،برایشان پناهگاه کوچکی خواهم بود. ۱۷بنابراین بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :من شما را از میان قومها جمع خواهم کرد و از کشورهایی که در آنها پراکنده شدهاید، بیرون خواهم آورد و سرزمین اسرائیل را به شما خواهم داد. ۱۸و به آنجا خواهند آمد و همه چیزهای مکروه و همه چیزهای نفرتانگیز آن را از آنجا دور خواهند کرد. ۱۹و ایشان را یک دل خواهم داد و در اندرون شما روح تازه خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد ایشان بیرون کرده ،دلی گوشتی به ایشان خواهم داد. ۲۰تا در فرایض من سلوک کنند و احکام مرا نگاه داشته ،آنها را بجا آورند .و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود. خداوندگار یهوه میگوید« :من سزای اعمالشان را به خودشان ۲۱اما کسانی را که دلشان از پی چیزهای نفرتانگیز و کراهتآورشان میرود، ر خواهم داد». ۲۲آنگاه کروبیان بالهای خود را برافراشتند و چرخها در کنار ایشان بودند و جلل خدای اسرائیل از بال بر ایشان قرار گرفت. ۲۳و جلل خداوند از میان شهر بال رفت و بر کوهی که در سمت شرقی شهر است ،قرار گرفت. ۲۴سپس روح خدا مرا در رؤیایی به کلدانیان نزد اسیران برد و رؤیایی که دیده بودم ،از من دور شد. ۲۵آنگاه همه چیزهایی را که خداوند به من نشان داده بود ،برای اسیران بازگو کردم. فصل ۱۲ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،تو در میان خاندانی سرکش ساکن هستی که چشمانشان برای دیدن است و نمیبینند و گوشهایشان برای شنیدن است و نمیشنوند ،زیرا خاندانی سرکش هستند. ۳پس تو ای پسر انسان ،اسباب کوچ کردن را برای خود فراهم کن و در روز ،در حضور ایشان کوچ کن ،و از مکان خود به مکان دیگر، در نظر ایشان کوچ کن ،شاید که ایشان بفهمند ،اگرچه خاندانی یاغی باشند. ۴آنگاه اسباب خود را در روز ،مانند اسباب کوچ ،در نظر ایشان بیرون بیاور ،و در عصر ،مانند کسانی که به اسارت میروند ،در نظر ایشان بیرون برو. ۵در برابر دیدگان ایشان ،دیوار را سوراخ کن و از آن بیرون برو. ۶آن را در نظر ایشان بر دوش خود بردار و در تاریکی شب ببر .روی خود را بپوشان تا زمین را نبینی ،زیرا تو را برای خاندان اسرائیل نشانهای قرار دادهام. ۷و چنانکه فرمان یافته بودم ،چنین کردم :اسباب خود را در روز ،همچون اسباب اسیری ،بیرون آوردم ،و شامگاهان با دست خود دیوار را کندم؛ آن را در شامگاه بیرون آوردم و در نظر ایشان بر دوش خود برداشتم. ۸بامدادان ،کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۹ای پسر انسان ،آیا خاندان اسرائیل ،آن خاندان فتنهانگیز ،به تو نگفتهاند که چه میکنی؟ ۱۰به ایشان بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :این وحی متوجه حاکم اورشلیم و تمام خاندان اسرائیل است که در میان ایشانند. ۱۱بگو ،من نشانه تو هستم .چنانکه من کردم ،با ایشان نیز چنین خواهد شد :کوچ کرده ،به اسیری خواهند رفت. ۱۲و رئیسی که در میان آنهاست ،در شامگاه بر دوش خود خواهد گذاشت و بیرون خواهد رفت .آنها دیوار را سوراخ خواهند کرد تا از آن چیزی ببرند .او روی خود را خواهد پوشاند تا زمین را با چشمانش نبیند.
حزقیال
۱۳من نیز دام خود را بر او خواهم گسترانید و او در کمند من گرفتار خواهد شد .و او را به بابل به سرزمین کلدانیان خواهم آورد ،اما او آن را نخواهد دید ،اگرچه در آنجا خواهد مرد. ۱۴و جمیع یاران او را که در اطراف او هستند و جمیع لشکرش را به سوی هر بادی پراکنده خواهم ساخت و شمشیر را از عقب ایشان خواهم کشید. ۱۵و چون ایشان را در میان امتها پراکنده سازم و در کشورها متفرق سازم ،خواهند دانست که من یهوه هستم. ۱۶اما تعداد کمی از ایشان را از شمشیر و قحطی و وبا زنده خواهم گذاشت تا هم هه اعمال زشت خود را در میان امتهایی که به آنها میرسند ،اعلم کنند و بدانند که من یهوه هستم. ۱۷و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۸ای پسر انسان ،نان خود را با لرز بخور و آب خود را با لرز و احتیاط بنوش. ۱۹و به قوم زمین بگو :خداوند یهوه درباره ساکنان اورشلیم و زمین اسرائیل چنین میگوید :نان خود را با احتیاط خواهند خورد و آب خود را با حیرت خواهند نوشید ،تا زمینش به سبب ظلم جمیع ساکنانش از هر چه در آن است ،ویران شود. ۲۰و شهرهای مسکون ویران و زمین ویران خواهد شد و شما خواهید دانست که من یهوه هستم. ۲۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲۲ای پسر انسان ،این چه ضربالمثلی است که شما در سرزمین اسرائیل میگویید که ایام دراز میشوند و هر رؤیا باطل میگردد؟ ۲۳پس به ایشان بگو :خداوند یهوه چنین میگوید :من این ضربالمثل را باطل خواهم کرد و دیگر آن را در اسرائیل به عنوان ضربالمثل نخواهند آورد ،بلکه به ایشان بگو :ایام نزدیک است و هر رؤیایی به وقوع خواهد پیوست. ۲۴زیرا دیگر هیچ رؤیای باطل و پیشگوییهای چاپلوسانهای در خاندان اسرائیل وجود نخواهد داشت. ۲۵زیرا من یهوه هستم ،پس سخن خواهم گفت و کلمی که خواهم گفت واقع خواهد شد و دیگر به درازا نخواهد کشید ،زیرا در روزگار شما ،ای خاندان یاغی ،سخن خواهم گفت و آن را به انجام خواهم رساند ،خداوند یهوه میگوید. ۲۶بار دیگر کلم خداوند بر من نازل شد و گفت: ۲۷ای پسر انسان ،اینک خاندان اسرائیل میگویند :رؤیایی که او میبیند برای ایام طویل است و از زمانهای دور نبوت میکند. ۲۸بنابراین به ایشان بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :هیچ یک از سخنان من دیگر به درازا نخواهد کشید ،بلکه کلمی که گفتهام به انجام خواهد رسید ،خداوند متعال میفرماید. فصل ۱۳ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،به ضد انبیای اسرائیل که نبوت میکنند ،نبوت کن و به آنانی که از دل خود نبوت میکنند ،بگو :کلم خداوند را بشنوید! ۳خداوند یهوه چنین میگوید :وای بر انبیای نادان که از روح خود پیروی میکنند و هیچ نمیبینند! ۴ای اسرائیل ،انبیای تو مانند روباهان در بیابانها هستند. ۵شما به شکافها بال نرفتید و برای خاندان اسرائیل حصار نساختید تا در روز خداوند در جنگ بایستند. ۶باطل و غیبگویی دروغین دیدهاند و گفتهاند :خداوند میگوید ،در حالی که خداوند ایشان را نفرستاده است .و دیگران را امیدوار ساختهاند که کلم را تأیید کنند. ۷آیا رؤیای باطل ندیدهاید و غیبگویی دروغین نکردهاید ،در حالی که میگویید خداوند میگوید ،با اینکه من نگفتهام؟ ۸بنابراین خداوند متعال چنین میفرماید« :چون سخنان باطل گفتید و سخنان دروغ شنیدید ،من دشمن شما هستم». ۹و دست من بر انبیایی که باطل را میبینند و غیبگویی دروغ میکنند ،خواهد بود .ایشان در جماعت قوم من نخواهند بود و در دفتر خاندان اسرائیل نوشته نخواهند شد و به زمین اسرائیل داخل نخواهند گردید ،و خواهید دانست که من خداوند یهوه هستم. ۱۰زیرا ،زیرا قوم مرا گمراه کردند و گفتند صلح ،در حالی که صلحی نبود ،و یکی دیواری ساخت و اینک ،دیگران آن را با ملت خام اندود کردند. ۱۱به آنان که آن را با ملت نپخته میپوشانند ،بگو که خواهد بارید :رگبار سیلسا خواهد بارید؛ و شما ،ای تگرگهای سخت ،خواهید بارید؛ و باد شدید آن را خواهد شکافت. ۱۲اینک ،هنگامی که دیوار فرو ریزد ،آیا به شما گفته نخواهد شد :آن اندودی که بر آن مالیدید کجاست؟ ۱۳بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :من آن را به باد طوفانی از خشم خود خواهم شکافت و رگبار سیلسا از خشم من و تگرگهای بزرگ از خشم من برای فرو بردن آن خواهد بارید. ۱۴پس دیواری را که به گل خام اندود کردهاید ،خراب کرده ،به زمین خواهم کوبید ،به طوری که پی آن آشکار شود و بیفتد و شما در میان آن هلک شوید ،آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم. ۱۵بدینسان خشم خود را بر دیوار و بر آنان که آن را با ملت نتراشیده اند ،به انجام خواهم رساند و به شما خواهم گفت :دیوار دیگر نیست شده است ،و نه آنان که آن را اندود کردهاند. ۱۶یعنی انبیای اسرائیل که درباره اورشلیم نبوت میکنند و برای او رؤیای صلح میبینند ،در حالی که صلحی وجود ندارد ،خداوند یهوه میگوید. ۱۷همچنین تو ای پسر انسان ،روی خود را بر دختران قوم خود که از دل خود نبوت میکنند ،بدار و علیه ایشان نبوت کن. ۱۸و بگو خداوند یهوه چنین میگوید :وای بر زنانی که بالشها را به هر بازویی میدوزند و بر سر هر قامتی روسری میسازند تا جانها را صید کنند !آیا جانهای قوم مرا صید خواهید کرد و جانهایی را که نزد شما میآیند زنده نگه خواهید داشت؟
حزقیال
۱۹و آیا مرا در میان قوم من برای مشتی جو و لقمهای نان بیآبرو میکنید تا جانهایی را که سزاوار مرگ نیستند بکشید و جانهایی را که سزاوار زندگی نیستند زنده نگه دارید ،به این وسیله که به قوم من که دروغهای شما را میشنوند دروغ میگویید؟ ۲۰بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من به ضد بالشهای شما هستم که با آنها جانها را صید میکنید تا آنها را بپرانید ،و آنها را از بازوهای شما خواهم کند و جانها را ،یعنی جانهایی را که صید میکنید تا آنها را بپرانید ،رها خواهم کرد. ۲۱و من دستمالهای شما را خواهم درید و قوم خود را از دست شما رهایی خواهم داد و دیگر در دست شما نخواهند بود تا شکار شوند ،و خواهید دانست که من یهوه هستم. وعده حیات ،دست مرد شریر را تقویت با و ساختهاید غمگین نکردهام، غمگین را او من که را درستکار ۲۲زیرا با دروغ ،دل مرد ه دادهاید تا از راه بد خود باز نگردد. ۲۳بنابراین دیگر نه باطل خواهید دید و نه غیبگویی ،زیرا من قوم خود را از دست شما رهایی خواهم داد و خواهید دانست که من یهوه هستم. فصل ۱۴ ۱آنگاه چند نفر از بزرگان اسرائیل نزد من آمدند و پیش روی من نشستند. ۲و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۳ای پسر انسان ،این مردان بتهای خود را در دلهای خود جای دادهاند و سنگ لغزش گناه خود را پیش روی خود نهادهاند .آیا باید از من بازخواست کنند؟ ۴بنابراین با ایشان سخن بگو و به ایشان بگو :خداوند یهوه چنین میفرماید :هر مردی از خاندان اسرائیل که بتهای خود را در دل خود جای دهد و سنگ لغزش گناه خود را پیش روی خود بگذارد و نزد نبی آید ،من که یهوه هستم ،به او که با کثرت بتهایش میآید ،پاسخ خواهم داد. ۵تا خاندان اسرائیل را در دلهای خودشان جای دهم ،زیرا همگی به واسطه بتهایشان از من بیگانه شدهاند. ۶بنابراین به خاندان اسرائیل بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :توبه کنید و از بتهای خود روی برگردانید و از هم هه اعمال زشت خود روی برگردانید. ۷زیرا هر که از خاندان اسرائیل یا از غریبانی که در اسرائیل ساکن است ،که خود را از من جدا کند و بتهای خود را در دل خود جای دهد و سنگ لغزش گناه خود را پیش روی خود بگذارد و نزد نبی آید تا از او درباره من مسئلت کند ،من که یهوه هستم ،خود به او پاسخ خواهم داد. ۸و من روی خود را به ضد آن مرد خواهم گردانید و او را نشانه و ضربالمثلی خواهم ساخت و او را از میان قوم خود منقطع خواهم ساخت و خواهید دانست که من یهوه هستم. ۹و اگر نبیای فریب بخورد وقتی که سخنی گفته باشد ،من که یهوه هستم آن نبی را فریب دادهام و دست خود را بر او دراز کرده ،او را از میان قوم خود اسرائیل هلک خواهم ساخت. ۱۰و ایشان مجازات گناه خود را متحمل خواهند شد .مجازات پیامبر مانند مجازات کسی خواهد بود که به سوی او روی میآورد. ۱۱تا خاندان اسرائیل دیگر از من گمراه نشوند و دیگر به تمامی گناهان خود آلوده نگردند ،بلکه تا ایشان قوم من باشند و من خدای ایشان باشم ،فرموده خداوند یهوه. ۱۲کلم خداوند دوباره بر من نازل شد و گفت: ۱۳ای پسر انسان ،هنگامی که زمینی به من گناه ورزد و خیانت ورزد ،آنگاه دست خود را بر آن دراز خواهم کرد و عصای نانش را خواهم شکست و قحطی بر آن خواهم فرستاد و انسان و بهایم را از آن منقطع خواهم ساخت. ۱۴اگرچه این سه مرد ،نوح و دانیال و ایوب ،در آن باشند ،خداوند یهوه میگوید :ایشان جز جانهای خود را به عدالت خود رهایی نخواهند داد. ۱۵اگر حیوانات موذی را از زمین عبور دهم و آن را ویران کنند ،به طوری که هیچکس از ترس حیوانات نتواند از آن عبور کند، ۱۶اگرچه این سه مرد در میان آنها باشند ،خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که نه پسران و نه دختران را رهایی نخواهند داد ،بلکه ایشان فقط رهایی خواهند یافت و آن سرزمین ویران خواهد شد. ۱۷یا اگر شمشیری بر آن سرزمین بیاورم و بگویم :ای شمشیر ،از زمین عبور کن تا انسان و حیوان را از آن منقطع سازم، ۱۸اگرچه این سه مرد در میان آنها باشند ،خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که نه پسران و نه دختران را رهایی خواهند داد ،بلکه خودشان به تنهایی رهایی خواهند یافت. ۱۹یا اگر وبا به آن سرزمین بفرستم و خشم خود را با خون بر آن بریزم تا انسان و حیوان را از آن منقطع کنم، ۲۰اگرچه نوح و دانیال و ایوب در میان آنها باشند ،خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که نه پسری و نه دختری را رهایی نخواهند داد ،بلکه فقط جانهای خود را به پارسایی خود رهایی خواهند داد. ۲۱زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :چه قدر زیاده هنگامی که چهار عذاب سخت خود یعنی شمشیر و قحطی و حیوان درنده و وبا را بر اورشلیم بفرستم تا انسان و بهایم را از آن منقطع سازم؟ ۲۲با این حال ،اینک ،در آن ،بقیتی از پسران و دختران باقی خواهند ماند که بیرون آورده خواهند شد .اینک ،ایشان نزد شما بیرون خواهند آمد و شما راه و کردار ایشان را خواهید دید .و از بلیی که بر اورشلیم وارد آوردهام ،یعنی از هر آنچه بر آن وارد آوردهام ،تسلی خواهید یافت. ۲۳و چون راهها و اعمال ایشان را ببینید ،شما را تسلی خواهند داد و خواهید دانست که هر آنچه در آن کردهام بیسبب نکردهام ،خداوند یهوه میگوید.
حزقیال
فصل ۱۵ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،درخت انگور از هر درخت دیگری و از شاخهای که در میان درختان جنگل است ،چه امتیازی دارد؟ ۳آیا چوب آن را برای انجام کاری میگیرند ،یا میخ آن را میگیرند تا ظرفی بر آن بیاویزند؟ ۴اینک ،آن را برای هیزم در آتش میاندازند؛ آتش هر دو سر آن را میسوزاند و میانش سوخته است .آیا برای کاری مناسب است؟ ۵اینک وقتی که سالم بود ،برای هیچ کاری مناسب نبود .پس چگونه کمتر برای هیچ کاری مناسب خواهد بود ،وقتی که آتش آن را سوزانده باشد؟ ۶بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :چنانکه درخت مو را در میان درختان جنگل برای هیزم به آتش دادهام ،همچنان ساکنان اورشلیم را خواهم داد. ۷و من روی خود را به سوی ایشان خواهم گردانید؛ از یک آتش بیرون خواهند رفت و آتش دیگری ایشان را خواهد سوزاند؛ و چون روی خود را به سوی ایشان بگردانم ،خواهید دانست که من یهوه هستم. ۸و خداوند یهوه میگوید« :من این سرزمین را ویران خواهم کرد ،زیرا ایشان مرتکب گناه شدهاند». فصل ۱۶ ۱بار دیگر کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،اورشلیم را از اعمال زشتش آگاه کن، ۳و بگو خداوند یهوه به اورشلیم چنین میگوید :ولدت و تولد تو از سرزمین کنعان است؛ پدرت اموری و مادرت رحتمی بود. ۴و اما در مورد ولدت تو ،در روزی که به دنیا آمدی ناف تو را نبریدند ،و تو را در آب نشویند تا نرم شویند؛ تو را نمک نزدند و قنداق نکردند. ۵هیچ چشمی بر تو رحم نکرد تا یکی از این کارها را با تو انجام دهد و بر تو دلسوزی نماید ،بلکه تو در روز تولدت ،در صحرا به خاطر نفرت از خودت ،رانده شدی. ۶و چون از تو گذشتم و تو را در خون خود آلوده دیدم ،هنگامی که در خون خود بودی به تو گفتم :زنده بمان؛ آری ،هنگامی که در خون خود بودی به تو گفتم :زنده بمان. ۷من تو را مانند جوانه مزرعه تکثیر کردم ،و تو رشد کردی و بزرگ شدی ،و به زیورآلت زیبا تبدیل شدی .سینههایت تراشیده شده و موهایت بلند شده است ،در حالی که برهنه و لخت بودی. ۸حال ،چون از کنار تو گذشتم و بر تو نگریستم ،اینک زمان تو زمان محبت بود؛ و دامن خود را بر تو گستردم و برهنگی تو را پوشاندم؛ آری ،خداوند یهوه میگوید :برای تو سوگند یاد کردم و با تو پیمان بستم ،و تو از آن من شدی. ۹آنگاه تو را با آب شستم؛ آری ،خونت را از تو کاملا شستم و تو را با روغن مسح کردم. ۱۰و تو را با پارچههای قلبدوزی شده ملبس ساختم و کفشهایت را از پوست خز پوشیدم و کمرت را با پارچههای کتانی نازک بستم و تو را با ابریشم پوشاندم. ۱۱تو را با زیورآلت زینت دادم و دستبندها بر دستانت و گردنبندی بر گردنت نهادم. ۱۲و جواهری بر پیشانی تو و گوشوارههایی در گوشهایت و تاجی زیبا بر سرت نهادم. ۱۳بدینسان با طل و نقره آراسته شدی و جامههایت از کتان نازک و ابریشم و قلبدوزی بود؛ آرد مرغوب و عسل و روغن خوردی؛ و بسیار زیبا بودی و به پادشاهی رسیدی. ۱۴و آوازه تو به سبب زیباییات در میان امتها شایع شد ،زیرا که این زیبایی به واسطه زیباییای که به تو بخشیده بودم ،کامل شد ،فرموده خداوند یهوه. ۱۵اما تو به زیبایی خود اعتماد کردی و به خاطر شهرتت فاحشگی کردی و زنای خود را بر هر رهگذری ریختی ،در حالی که او بود. ۱۶و از جامههایت گرفتی و مکانهای بلند خود را به رنگهای گوناگون زینت دادی و بر آنها زنا کردی .چنین چیزهایی هرگز نخواهد آمد و چنین نخواهد شد. ۱۷و جواهرات زیبای طل و نقره مرا که به تو داده بودم ،برداشتی و برای خود بتهای آدمیان ساختی و با آنها زنا کردی. ۱۸و جامههای قلبدوزیشدهات را برداشتی و آنها را پوشاندی .و روغن و بخور مرا پیش آنها گذاشتی. ۱۹و نیز خوراک مرا که به تو دادم ،آرد مرغوب و روغن و عسل ،که به تو خورانیدم ،آن را برای عطر خوشبو پیش روی ایشان نهادی . و خداوند یهوه میگوید :چنین شد. ۲۰و پسران و دختران خود را که برای من زاییده بودی ،گرفتی و ایشان را برای ایشان قربانی کردی تا خوراک شوند .آیا این از زناکاری تو امر کوچکی است؟ ۲۱که فرزندان مرا کشتی و ایشان را تسلیم کردی تا برایشان از آتش بگذرانند؟ ۲۲و در تمام کارهای زشت و زناکاریهایت ،روزهای جوانیات را به یاد نیاوردی ،زمانی که برهنه و لخت بودی و در خون خود آلوده بودی. ۲۳و بعد از تمامی شرارت تو چنین واقع شد( :وای ،وای بر تو !خداوند یهوه میگوید). ۲۴که برای خود مکانی مرتفع بنا کردی ،و در هر کوچه ،مکانی بلند برای خود ساختی. سر راه ،بناهای بلند خود را ساختهای و زیباییات را مکروه ساختهای ،و پاهایت را برای هر رهگذری گشودهای ،و ۲۵بر سر هر ر زناکاریهایت را بسیار کردهای.
حزقیال
۲۶تو همچنین با همسایگانت ،مصریان که بسیار گوشتخوار هستند ،زنا کردی و بر زناکاریهایت افزودی تا مرا خشمگین کنی. ۲۷اینک ،از این رو ،من دست خود را بر تو دراز کردهام و خوراک معمولیات را کم کردهام و تو را به دست دشمنانت ،یعنی دختران فلسطینیان که از رفتار زشت تو شرمسارند ،سپردهام. ۲۸تو با آشوریان نیز فاحشگی کردی ،زیرا سیریناپذیر بودی؛ آری ،با ایشان زنا کردی ،اما سیر نشدی. ۲۹تو همچنین زناکاری خود را از سرزمین کنعان تا کلدانیان افزایش دادی ،اما از این نیز سیر نشدی. ۳۰خداوند یهوه میگوید :دل تو چقدر ضعیف است ،زیرا که همه این کارها را میکنی ،عمل یک زن هرزه مغرور. ۳۱که در هر راه ،جایگاه رفیع خود را بنا میکنی و در هر کوچه ،جایگاه رفیع خود را قرار میدهی؛ و مانند فاحشهای نبودهای که مزد را ناچیز بشماری. ۳۲بلکه همچون زنی که زنا میکند و به جای شوهر خود ،بیگانگان را میگیرد! ۳۳آنها به هم هه فاحشهها عطایا میدهند ،اما تو به هم هه عاشقانت عطایا میدهی و آنها را اجیر میکنی تا از هر طرف برای زناکاری تو نزد تو بیایند. ۳۴و در زناکاریهایت ،خلف آن از سوی زنان دیگر در تو دیده میشود ،در حالی که هیچکس در زناکاری از تو پیروی نمیکند .و در اینکه پاداش میدهی و پاداشی به تو داده نمیشود ،پس تو خلف آن هستی. ۳۵پس ای فاحشه ،کلم خداوند را بشنو: ۳۶خداوند یهوه چنین میگوید« :چونکه نجاست تو ریخته شد و برهنگی تو از طریق زناکاریهایت با عاشقانت و با همه بتهای پلیدت و از طریق خون فرزندانت که به ایشان دادی ،آشکار گردید». ۳۷اینک ،من هم هه دوستدارانت را که از ایشان خشنود بودهای ،و هم هه کسانی را که دوست داشتهای ،با هم هه کسانی را که از ایشان متنفر بودهای ،گرد هم خواهم آورد؛ و ایشان را گرد تو گرد خواهم آورد و برهنگی تو را بر ایشان آشکار خواهم کرد تا هم هه برهنگی تو را ببینند. ۳۸و من تو را داوری خواهم کرد ،چنانکه بر زنانی که پیوند زناشویی را میشکنند و خون میریزند ،داوری میشود؛ و من خون را در خشم و حسادت به تو خواهم داد. ۳۹و تو را نیز به دست ایشان تسلیم خواهم کرد و مکان رفیع تو را ویران خواهند کرد و اماکن بلند تو را ویران خواهند نمود .لباس تو را از تو خواهند کند و جواهرات زیبای تو را خواهند برد و تو را برهنه و لخت رها خواهند کرد. ۴۰و ایشان گروهی را بر تو خواهند آورد و تو را به سنگ سنگسار خواهند کرد و به شمشیرهای خود تو را از پا درخواهند آورد. ۴۱و خانههایت را به آتش خواهند سوزانید و در حضور زنان بسیار بر تو داوری خواهند کرد .و تو را از فاحشگی باز خواهم داشت و تو نیز دیگر مزدی نخواهی داد. ۴۲پس خشم خود را نسبت به تو فرو خواهم نشاند و حسادتم از تو دور خواهد شد و آرام خواهم گرفت و دیگر خشمگین نخواهم شد. ۴۳چونکه ایام جوانی خود را به یاد نیاوردی ،بلکه مرا در همه این چیزها رنجاندی ،اینک من نیز راه تو را بر سرت خواهم تاخت، خداوند یهوه میگوید :و این عمل قبیح را علوه بر همه رجاسات خود مرتکب نخواهی شد. ۴۴اینک هر که مثل میزند ،این مثل را علیه تو خواهد زد و خواهد گفت« :مادر چنانکه هست ،دخترش نیز چنانکه هست». خواهر خواهرانت هستی که از شوهران و فرزندانشان نفرت ۴۵تو دختر مادری هستی که از شوهر و فرزندان خود نفرت دارد ،و تو ر دارند :مادرت رحتمی و پدرت اموری بود. ۴۶و خواهر بزرگ تو سامره است ،او و دخترانش که در دست چپ تو ساکنند ،و خواهر کوچک تو سدوم است و دخترانش که در دست راست تو ساکنند. ۴۷با این حال ،تو نه از راههای ایشان پیروی کردی و نه از کارهای زشت ایشان پیروی نمودی ،بلکه گویی این چیزی بسیار کوچک بود ،بلکه در تمام کارهایت از ایشان فاسدتر بودی. ۴۸خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که خواهرت سدوم ،نه او و نه دخترانش ،چنانکه تو و دخترانت کردید ،عمل ننمودند. ۴۹اینک گناه خواهرت سدوم این بود :تکبر ،سیری نان و فراوانی تنبلی در او و دخترانش بود ،و دست فقیران و نیازمندان را تقویت نمیکرد. ۵۰و ایشان متکبر بودند و در حضور من مرتکب رجاسات میشدند .پس ایشان را چنانکه نیکو دیدم ،از میان برداشتم. ۵۱سامره نیز نیمی از گناهان تو را مرتکب نشده است ،بلکه تو کراهتهای خود را از آنها بیشتر کردهای و خواهرانت را در تمام کراهتهایی که مرتکب شدهای ،تبرئه کردهای. ۵۲تو نیز که خواهرانت را داوری کردی ،شرمساری خود را به سبب گناهانت که از ایشان شنیعتر مرتکب شدهای ،متحمل شو .ایشان از تو عادلترند .آری ،تو نیز رسوا شو و شرمساری خود را متحمل شو ،زیرا خواهرانت را بیگناه شمردهای. ۵۳هنگامی که اسیران ایشان ،یعنی اسیران سدوم و دخترانش و اسیران سامره و دخترانش را باز آورم ،آنگاه اسیران اسیران تو را در میان ایشان باز خواهم آورد. ۵۴تا شرم خود را متحمل شوی و در هر کاری که کردهای شرمنده شوی ،زیرا تو مایه تسلی آنها هستی. ۵۵چون خواهرانت ،سدوم و دخترانش ،به ملک سابق خود بازگردند ،و سامره و دخترانش به ملک سابق خود بازگردند ،آنگاه تو و دخترانت به ملک سابق خود باز خواهید گشت. ۵۶زیرا خواهرت سدوم در روز غرورت به زبانت آورده نشد، ۵۷پیش از آنکه شرارت تو آشکار شود ،چنانکه در زمان سرزنش تو از دختران سوریه و هم هه اطرافیانش ،یعنی دختران فلسطینیان که از هر طرف تو را تحقیر میکنند. ۵۸خداوند میگوید :تو قباحت و پلیدی خود را متحمل شدهای. ۵۹زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :من با تو چنان خواهم کرد که تو کردی ،که سوگند را خوار شمردی و عهد را شکستی.
حزقیال
۶۰با این حال ،من عهد خود را که در روزهای جوانیات با تو بستم ،به یاد خواهم آورد و عهدی جاودان با تو خواهم بست. ۶۱آنگاه راههای خود را به یاد خواهی آورد و شرمنده خواهی شد ،هنگامی که خواهرانت را ،چه بزرگ و چه کوچک ،بپذیری .و من ایشان را به جای دختران به تو خواهم داد ،اما نه به پیمان تو. ۶۲و عهد خود را با تو استوار خواهم ساخت و خواهی دانست که من یهوه هستم. ۶۳تا به یاد آوری و شرمنده شوی و دیگر هرگز به خاطر شرمساری ات دهانت را باز نکنی ،هنگامی که من از تو به خاطر هر آنچه کرده ای آرام گرفته باشم ،خداوند یهوه می فرماید. فصل ۱۷ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،معمایی بیاور و لمثللی برای خاندان اسرائیل بیاور. ۳و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید :عقابی بزرگ با بالهای سترگ ،دراز و پر از پر و رنگارنگ ،به لبنان آمد و بلندترین شاخه سرو را گرفت. ۴سر شاخههای جوانش را چید و آن را به سرزمین تجارت برد و در شهر بازرگانان گذاشت. ۵و از تخم زمین گرفته ،آن را در زمینی بارور کاشت؛ آن را نزد آبهای بسیار نهاد و آن را چون درخت بید نشاند. ۶و آن رشد کرد و به تاکی پهن و کوتاه تبدیل شد که شاخههایش به سوی او متمایل بود و ریشههایش زیر او بود .پس تاکی شد و شاخهها آورد و جوانهها آورد. ۷و عقاب بزرگ دیگری با بالهای سترگ و پرهای بسیار بود؛ و اینک ،این تاک ریشههای خود را به سوی او خم کرده ،شاخههایش را به سوی او دراز کرده بود تا او آن را از شیارهای کشتزارش آبیاری کند. ۸در خاک نیکو ،کنار آبهای فراوان کاشته شد تا شاخههایش روید و میوه دهد و تاکی نیکو گردد. ۹بگو ،خداوند یهوه چنین میفرماید :آیا کامیاب خواهد شد؟ آیا ریشههایش را نخواهد کند و میوههایش را نخواهد چید تا پژمرده شود؟ آیا با تمام برگهایش پژمرده خواهد شد ،بیآنکه قدرتی عظیم یا قومی بسیار آن را از ریشه بکند؟ ۱۰آری ،اینک ،کاشته شده ،آیا کامیاب خواهد شد؟ آیا چون باد شرقی به آن بوزد ،کاملا خشک نخواهد شد؟ آیا در شیارهایی که در آنها روییده بود ،خشک نخواهد شد؟ ۱۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۲پس به خاندان فتنهانگیز بگو :آیا معنی این چیزها را نمیدانید؟ به ایشان بگو :اینک پادشاه بابل به اورشلیم آمده و پادشاه و سرورانش را گرفته ،ایشان را با خود به بابل برده است. ۱۳و از نسل پادشاه گرفته ،با او عهد بسته و برای او سوگند یاد کرده است؛ و بزرگان زمین را نیز گرفته است. ۱۴تا آنکه سلطنت پست شود و خود را بال نبرد ،بلکه تا با نگاه داشتن عهد او پایدار بماند. ۱۵اما او با فرستادن سفیران خود به مصر ،از او سرپیچی کرد تا اسبها و افراد زیادی به او بدهند .آیا او موفق خواهد شد؟ آیا کسی که چنین کارهایی میکند ،نجات خواهد یافت؟ یا عهد را خواهد شکست و نجات خواهد یافت؟ ۱۶خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که در مکانی که پادشاهی که او را پادشاه ساخت ساکن است ،پادشاهی که سوگندش را خوار شمرد و پیمانش را شکست ،حتی با او در میان بابل خواهد مرد. ۱۷و فرعون با لشکر عظیم و جمعیت کثیرش ،با برپا کردن سنگرها و ساختن قلعهها ،برای نابودی بسیاری از مردم ،در جنگ با او مقابله نخواهد کرد. ۱۸زیرا که او با شکستن عهد ،سوگند را خوار شمرد ،و حال آنکه دست خود را داده و همه این کارها را کرده است ،پس او رهایی نخواهد یافت. ۱۹بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :به حیات خودم قسم که قسم مرا که او خوار شمرد و عهد مرا که او شکست ،به سر خودش خواهم رسانید. ۲۰و من دام خود را بر او خواهم گسترانید و او در کمند من گرفتار خواهد شد و او را به بابل خواهم آورد و در آنجا از او به خاطر خیانتی که به من ورزیده است ،دفاع خواهم کرد. ۲۱و جمیع فراریانش با تمامی افواجش به شمشیر خواهند افتاد و باقی ماندگان به سوی هر بادی پراکنده خواهند شد .آنگاه خواهید دانست که من یهوه این را گفتهام. ۲۲خداوند یهوه چنین میگوید :من نیز از بلندترین شاخه سرو بلند گرفته ،آن را خواهم کاشت؛ از سر شاخههای جوانش شاخهای نازک خواهم چید و آن را بر کوهی بلند و مرتفع خواهم کاشت. ۲۳در کوه بلند اسرائیل ،آن را خواهم کاشت و شاخهها خواهد رویاند و میوه خواهد داد و سرو زیبایی خواهد شد و همه پرندگان از هر بال در زیر آن ساکن خواهند شد و در سایه شاخههایش ساکن خواهند شد. ۲۴و تمامی درختان صحرا خواهند دانست که من یهوه ،درخت بلند را پایین آوردهام ،درخت پست را سرافراز کردهام ،درخت سبز را خشکاندهام و درخت خشک را شکوفا ساختهام .من یهوه ،این را گفتهام و انجام دادهام. فصل ۱۸ ۱کلم خداوند بار دیگر بر من نازل شده ،گفت:
حزقیال
درباره سرزمین اسرائیل به کار میبرید و میگویید :پدران انگور ترش خوردند و دندانهای فرزندان ۲شما چه میکنید که این ضربالمثل را ه مکند شد؟ ۳خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که دیگر در اسرائیل فرصتی برای به کار بردن این ضربالمثل نخواهید داشت. آن من است .هر که گناه کند ،خواهد مرد. آن منند؛ چنانکه جان پدر ،جان پسر نیز از ر ۴اینک ،هم هه جانها از ر ۵اما اگر مردی عادل باشد و آنچه را که قانونی و درست است انجام دهد، ۶و بر کوهها چیزی نخورده ،چشمان خود را به سوی بتهای خاندان اسرائیل برنیفراشته ،زن همسایه خود را بیعصمت نکرده ،و به زن حائض نزدیکی نکرده است، ۷و به کسی ظلم نکرده ،بلکه گرو بدهکار را به او پس داده ،مال کسی را به زور غارت نکرده ،نان خود را به گرسنگان داده و برهنگان را با جامه پوشانده است. داوری درست کرده است. ۸آنکه سودی به کسی نداده و سودی نگرفته ،دست از گناه برداشته ،در میان مردم ر ۹به فرایض من سلوک نموده و احکام مرا نگاه داشته ،به راستی عمل نموده است .او عادل است و البته زنده خواهد ماند ،خداوند یهوه میگوید. ۱۰اگر پسری تولید کند که دزد و خونریز باشد و یکی از این کارها را بکند، ۱۱و آن که هیچ یک از آن وظایف را انجام نمیدهد ،بلکه بر کوهها نیز خورده و زن همسایه خود را بیعصمت کرده است، ۱۲بر فقیران و نیازمندان ظلم کرده ،اموالشان را به زور غارت کرده ،گرو را پس نداده ،چشمان خود را به سوی بتها برافراشته ،مرتکب رجاسات شده است. ۱۳آیا او به ربا داده و سود گرفته است؟ آیا او زنده خواهد ماند؟ او زنده نخواهد ماند .او تمام این اعمال قبیح را انجام داده است .او مطمئنا ا خواهد مرد و خونش بر گردن خودش خواهد بود. ۱۴حال ،اگر پسری تولید کند که تمام گناهان پدرش را که او مرتکب شده است ببیند و در آنها تأمل کند و مانند آنها عمل نکند، ۱۵که بر کوهها نخورده ،و چشمان خود را به سوی بتهای خاندان اسرائیل برنیفراشته ،و زن همسایه خود را بیعصمت نکرده، ۱۶و بر کسی ظلم نکرده ،از گرو بیرون نرفته ،مال کسی را به زور غارت نکرده ،بلکه نان خود را به گرسنگان داده و برهنگان را به جامه پوشانده است. ۱۷آنکه دست خود را از فقیران کوتاه کرده ،ربا و ربح نگرفته ،احکام مرا بجا آورده ،به فرایض من سلوک نموده باشد ،او به گناه پدرش نخواهد مرد ،بلکه البته زنده خواهد ماند. ۱۸اما پدرش ،چونکه به برادران خود ظلم بسیار کرد و اموالشان را غارت نمود و در میان قوم خود اعمال ناشایسته انجام داد ،البته او نیز در گناه خود خواهد مرد. ۱۹اما شما میگویید« :چرا پسر بار گناه پدرش را به دوش نمیگیرد؟ »وقتی پسر آنچه را که قانون و درست است انجام داده و تمام فرایض مرا نگاه داشته و آنها را به جا آورده باشد ،البته زنده خواهد ماند. .نیکی بدی و او بر نیکوکار بود نخواهد پسرش گناه متحمل پدر و بود نخواهد ۲۰هر که گناه کند ،خواهد مرد .پسر متحمل گناه پدرش ر ر بدکار بر او خواهد بود. ۲۱اما اگر شریر از تمام گناهانی که مرتکب شده است بازگردد و تمام فرایض مرا نگاه دارد و آنچه را که قانونی و درست است انجام دهد ،مطمئنا ا زنده خواهد ماند و نخواهد مرد. ۲۲تمام گناهانی که مرتکب شده است ،به او گفته نخواهد شد ،بلکه در پارساییای که به جا آورده است ،زنده خواهد ماند. ۲۳آیا من از مردن شریر خوش هستم ،آیا خداوند یهوه میگوید؟ و از اینکه از راه خود بازگشت کرده ،زنده بماند؟ ۲۴اما هنگامی که مرد عادل از عدالت خود برگردد و مرتکب گناه شود و موافق همه رجاساتی که شریر میکند عمل نماید ،آیا او زنده خواهد ماند؟ تمام عدالتی که او کرده است ذکر نخواهد شد ،بلکه در خیانتی که ورزیده و در گناهی که ورزیده است ،خواهد مرد. ۲۵اما شما میگویید که راه خداوند عادلنه نیست .ای خاندان اسرائیل ،اکنون بشنوید :آیا راه من عادلنه نیست؟ آیا راههای شما ناعادلنه نیست؟ ۲۶چون مرد عادل از عدالت خود برگردد و گناه کند و در آن بمیرد ،به سبب گناهی که کرده است خواهد مرد. ۲۷و نیز هرگاه مرد شریر از شرارتی که مرتکب شده است بازگردد و آنچه را که قانونی و درست است انجام دهد ،جان خود را زنده خواهد رهانید. ۲۸چونکه تعقل میکند و از تمام تقصیرهایی که مرتکب شده است بازگشت مینماید ،البته زنده خواهد ماند و نخواهد مرد. ۲۹اما خاندان اسرائیل میگویند« :راه خداوند هموار نیست ».ای خاندان اسرائیل ،آیا راههای من هموار نیست؟ آیا راههای شما ناهموار نیست؟ خداوندگار یهوه میگوید :توبه کنید و از تمام گناهان خود کرد، خواهم داوری راههایتان مطابق را شما من اسرائیل، خاندان ای بنابراین، ۳۰ ر بازگشت نمایید تا گناه ،شما را هلک نکند. ۳۱تمام گناهانی را که مرتکب شدهاید ،از خود دور بریزید و دلی تازه و روحی تازه برای خود بسازید ،زیرا ای خاندان اسرائیل ،چرا باید بمیرید؟ ۳۲زیرا خداوند یهوه میگوید :من از مرگ کسی که میمیرد ،خوش نیستم .پس بازگشت کنید و زنده بمانید. فصل ۱۹ ۱علوه بر این ،تو این مرثیه را برای سروران اسرائیل بخوان، ۲و بگو ،مادر تو چیست؟ شیر مادهای که در میان شیران میخوابید و بچههای خود را در میان شیران ژیان پرورش میداد.
حزقیال
۳و او یکی از بچههای خود را بزرگ کرد .آن شیر ژیان شد و گرفتن شکار را آموخت و آدمیان را خورد. ۴قومها نیز از او باخبر شدند؛ او را در چاه خود گرفتار کردند و او را با زنجیر به سرزمین مصر بردند. ۵چون دید که انتظار کشیده و امیدش برباد رفته است ،یکی دیگر از تولههایش را گرفته ،او را شیر ژیانی ساخت. ۶و او در میان شیران بال و پایین میرفت ،شیر ژیانی شد و گرفتن شکار را آموخت و آدمیان را خورد. ۷و کاخهای ویران ایشان را شناخت و شهرهایشان را ویران کرد؛ و زمین و هرچه در آن بود ،از صدای غرش او ویران شد. ۸آنگاه امتها از هر طرف از ولیتها بر او هجوم آوردند و دام خود را بر او گستردند ،چنانکه او در حفره ایشان گرفتار شد. ۹و او را در زنجیر در زندان افکنده ،نزد پادشاه بابل بردند .او را در زندانها انداختند تا دیگر صدایش بر کوههای اسرائیل شنیده نشود. ۱۰مادرت مانند تاکی در خون توست که در کنار آب کاشته شده است .او به دلیل آب فراوان ،پربار و پرشاخه بود. ۱۱و او عصاهای محکمی برای عصاهای حاکمان داشت ،و قامتش در میان شاخههای انبوه برافراشته بود ،و با کثرت شاخههایش در بلندی خود نمایان میشد. ۱۲اما او از غضب از ریشه کنده شد ،به زمین افکنده شد و باد شرقی میوههایش را خشک کرد :شاخههای قویاش شکسته و پژمرده شدند؛ آتش آنها را سوزاند. ۱۳و اکنون او در بیابان ،در زمینی خشک و تشنه کاشته شده است. ۱۴و آتش از شاخههایش زبانه میکشد و میوهاش را میسوزاند ،به طوری که دیگر شاخهای قوی برای عصای فرمانروایی ندارد .این مرثیه است و برای مرثیه نیز خواهد بود. فصل ۲۰ ۱و در سال هفتم ،در روز دهم ماه پنجم ،واقع شد که بعضی از مشایخ اسرائیل برای مشورت با خداوند آمدند و پیش من نشستند. ۲آنگاه کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۳ای پسر انسان ،با بزرگان اسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :آیا آمدهاید از من سؤال کنید؟ خداوند متعال میفرماید :به حیات خودم قسم که از من سؤال نخواهید کرد. ۴ای پسر انسان ،آیا بر ایشان داوری خواهی کرد؟ آیا بر ایشان داوری خواهی کرد؟ آیا ایشان را از رجاسات پدرانشان آگاه خواهی ساخت؟ ۵و به ایشان بگو ،خداوند یهوه چنین میگوید :در روزی که اسرائیل را برگزیدم و دست خود را به سوی ذریت خاندان یعقوب بلند کردم و خود را در زمین مصر به ایشان شناسانیدم ،هنگامی که دست خود را به سوی ایشان بلند کرده ،گفتم :من یهوه خدای شما هستم. ۶در روزی که دست خود را برای ایشان برافراشتم تا ایشان را از زمین مصر به زمینی که برای ایشان دیده بودم ،بیرون آورم ،زمینی که به شیر و عسل جاری است ،زمینی که جلل همه زمینها است. ۷آنگاه به ایشان گفتم« :هر یک از شما باید از چیزهای زشت و پلید چشم خود دوری کند و خود را با بتهای مصر نجس نسازد :من یهوه خدای شما هستم». ۸اما ایشان از من عاصی شدند و به من گوش ندادند .هیچکس از ایشان رجاسات چشمان خود را دور نکرد و بتهای مصر را ترک نکرد . آنگاه گفتم که خشم خود را بر ایشان خواهم ریخت و غضب خود را در میان سرزمین مصر بر ایشان به انجام خواهم رساند. ۹بلکه به خاطر نام خود عمل کردم تا نامم در نظر امتهایی که ایشان در میان آنها بودند ،بیآبرو نشود ،امتهایی که در نظر آنها خود را به ایشان شناسانیده بودم و ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بودم. ۱۰پس ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم و به بیابان آوردم. ۱۱و فرایض خود را به ایشان دادم و احکام خود را که هر که آنها را به جا آورد ،در آنها زیست خواهد کرد ،به ایشان تعلیم دادم. ۱۲و نیز سبتهای خود را به ایشان عطا فرمودم تا نشانهای باشد در میان من و ایشان ،تا بدانند که من یهوه هستم که ایشان را تقدیس میکنم. ۱۳اما خاندان اسرائیل در بیابان از من عاصی شدند و به فرایض من سلوک ننمودند و احکام مرا که هر که آنها را بجا آورد در آنها زنده خواهد ماند ،خوار شمردند و سبتهای مرا بسیار بیحرمت ساختند .پس گفتم که خشم خود را در بیابان بر ایشان خواهم ریخت و ایشان را هلک خواهم ساخت. ۱۴بلکه به خاطر نام خود عمل کردم تا نامم در نظر امتهایی که ایشان را در حضور آنها بیرون آوردم ،بیآبرو نشود. ۱۵با این حال ،من در بیابان دست خود را به سوی ایشان بلند کردم که ایشان را به سرزمینی که به ایشان داده بودم ،سرزمینی که به شیر و عسل جاری است و جلل همه سرزمینهاست ،درنیاورم. ۱۶زیرا احکام مرا خوار شمردند و به فرایض من سلوک نکردند ،بلکه سبتهای مرا بیحرمت ساختند ،زیرا دل ایشان به دنبال بتهایشان میرفت. ۱۷با این حال ،چشم من بر ایشان رحم کرد و ایشان را در بیابان هلک نساختم. ۱۸اما به فرزندان ایشان در بیابان گفتم« :از رسوم پدران خود پیروی نکنید ،از احکام ایشان پیروی نکنید و خود را با بتهای ایشان نجس نسازید». ۱۹من یهوه خدای تو هستم .در فرایض من سلوک کن و احکام مرا نگاه داشته ،آنها را بجا آور. ۲۰و سبتهای مرا تقدیس کنید ،تا نشانهای میان من و شما باشد ،تا بدانید که من یهوه خدای شما هستم. ۲۱اما پسران از من نافرمانی کردند و به فرایض من سلوک ننمودند و احکام مرا که هر که آنها را بجا آورد در آنها زنده خواهد ماند ،نگاه نداشتند و به آنها عمل نکردند؛ و سبتهای مرا بیحرمت ساختند .آنگاه گفتم خشم خود را بر ایشان خواهم ریخت و غضب خود را در بیابان بر ایشان به انجام خواهم رسانید.
حزقیال
۲۲با این حال ،دست خود را پس کشیدم و به خاطر نام خود عمل کردم تا نامم در نظر امتهایی که ایشان را در حضورشان بیرون آوردم، بیآبرو نشود. ۲۳من نیز در بیابان دست خود را برای ایشان بلند کردم تا ایشان را در میان امتها پراکنده سازم و در کشورها متفرق سازم. ۲۴زیرا احکام مرا بجا نیاوردند ،بلکه فرایض مرا خوار شمردند و سبتهای مرا بیحرمت ساختند و چشمانشان به دنبال بتهای پدرانشان بود. ۲۵از این رو ،من نیز فرایضی را که خوب نبودند ،و احکامی را که از آنها نباید زیست کنند ،به ایشان دادم. ۲۶و ایشان را به هدایای خودشان نجس ساختم ،به این ترتیب که هر آنچه را که رحم را میگشاید از آتش گذراندند تا ایشان را ویران کنم تا بدانند که من یهوه هستم. ۲۷بنابراین ،ای پسر انسان ،با خاندان اسرائیل سخن بگو و به ایشان بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :با این حال ،پدران شما در این کار نیز به من کفر ورزیدند ،زیرا به من خیانت ورزیدند. ۲۸زیرا هنگامی که ایشان را به سرزمینی که برای آن دست خود را برای دادنش به ایشان بلند کرده بودم ،درآوردم ،آنگاه هر تپه بلند و همه درختان تنومند را دیدند و قربانیهای خود را در آنجا گذراندند و در آنجا قربانیهای تحریکآمیز خود را تقدیم کردند؛ در آنجا نیز عطر خوش خود را ساختند و هدایای نوشیدنی خود را در آنجا ریختند. ۲۹پس به ایشان گفتم« :آن مکان بلندی که به آن میروید چیست؟ »و نام آن تا امروز بامه نامیده میشود. ۳۰پس به خاندان اسرائیل بگو :خداوند یهوه چنین میفرماید :آیا شما به طریقه پدران خود نجس هستید و از رجاسات ایشان زنا میکنید؟ ۳۱زیرا وقتی هدایای خود را تقدیم میکنید ،وقتی پسران خود را از آتش میگذرانید ،خود را با تمام بتهای خود تا به امروز نجس میسازید . و ای خاندان اسرائیل ،آیا از من بازخواست خواهید شد؟ به حیات خودم قسم ،خداوند یهوه میگوید که از من بازخواست نخواهید شد. ۳۲و آنچه به خاطر شما خطور میکند ،هرگز چنین نخواهد بود که میگویید :ما مانند ا ممتها و مانند قبایل کشورها خواهیم بود و چوب و سنگ را عبادت خواهیم کرد. ۳۳خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که البته با دست قوی و بازوی دراز و خشم ریخته شده بر شما سلطنت خواهم کرد. ۳۴و شما را از میان قومها بیرون خواهم آورد و با دست قوی و بازوی دراز و خشم ریخته شده ،از کشورهایی که در آنها پراکنده شدهاید ،جمع خواهم کرد. ۳۵و تو را به بیابان قوم خواهم آورد و در آنجا رو در رو با تو محاجه خواهم کرد. ۳۶چنانکه خداوند یهوه میگوید ،چنانکه با پدران شما در بیابان سرزمین مصر شفاعت کردم ،همچنین با شما شفاعت خواهم نمود. ۳۷و شما را از زیر عصا عبور خواهم داد و شما را به بند عهد در خواهم آورد. ۳۸و من شورشیان و کسانی را که به من خیانت کردهاند از میان شما پاک خواهم کرد .من آنها را از سرزمینی که در آن ساکن هستند بیرون خواهم آورد و آنها دیگر به سرزمین اسرائیل وارد نخواهند شد .آنگاه خواهید دانست که من خداوند هستم. ۳۹اما در مورد شما ،ای خاندان اسرائیل ،خداوند متعال چنین میگوید :بروید و هر یک از شما بتهای خود را عبادت کنید ،و از این پس نیز ،اگر به من گوش ندهید ،نام مقدس مرا دیگر با هدایا و بتهای خود بیآبرو نکنید. ۴۰زیرا خداوند یهوه میگوید :در کوه مقدس من ،در کوه بلند اسرائیل ،تمامی خاندان اسرائیل ،جمیع ایشان در زمین ،مرا عبادت خواهند کرد .در آنجا ایشان را خواهم پذیرفت و در آنجا هدایای شما و نوبرهای نذورات شما را با تمامی مقدسات شما خواهم طلبید. ۴۱هنگامی که شما را از میان قوم بیرون بیاورم و از سرزمینهایی که در آنها پراکنده شدهاید ،گرد آورم ،شما را با عطر خوشتان خواهم پذیرفت و در میان شما ،در نظر امتها تقدیس خواهم شد. ۴۲و چون شما را به سرزمین اسرائیل ،به سرزمینی که برای آن دست خود را برافراشتم تا آن را به پدرانتان بدهم ،بیاورم ،آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم. ۴۳و در آنجا راههای خود و تمام اعمال خود را که به آنها نجس شدهاید به یاد خواهید آورد ،و به خاطر تمام بدیهایی که مرتکب شدهاید، خود را در نظر خودتان مکروه خواهید داشت. ۴۴و خداوند یهوه میگوید ،ای خاندان اسرائیل ،آنگاه خواهید دانست که من یهوه هستم ،هنگامی که به خاطر نام خود با شما عمل کرده باشم ،نه به راههای زشت شما و نه به کردارهای فاسد شما. ۴۵و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۴۶ای پسر انسان ،روی خود را به سوی جنوب بدار و کلم خود را به سوی جنوب بفرست و علیه جنگل صحرای جنوب نبوت کن. ۴۷و به جنگل جنوب بگو :کلم خداوند را بشنو؛ خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من آتشی در تو خواهم افروخت که هر درخت سبز و هر درخت خشک را در تو خواهد سوزانید؛ شعل هه سوزان خاموش نخواهد شد و هم هه رویها از جنوب تا شمال در آن خواهد سوخت. ۴۸و تمامی بشر خواهند دید که من یهوه آن را افروختهام و خاموش نخواهد شد. ۴۹آنگاه گفتم« :آه ای خداوند یهوه !درباره من میگویند :آیا او مثل نمیآورد؟» فصل ۲۱ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،روی خود را به سوی اورشلیم بگردان و کلم خود را به سوی اماکن مقدس بفرست و علیه سرزمین اسرائیل نبوت کن، ۳و به سرزمین اسرائیل بگو :خداوند چنین میفرماید :اینک من به ضد تو هستم و شمشیر خود را از غلفش بیرون میکشم و عادل و شریر را از میان تو منقطع خواهم ساخت. ۴پس چون عادلن و شریران را از میان تو منقطع خواهم ساخت ،شمشیر من از غلفش بر تمامی بشر از جنوب تا شمال بیرون خواهد آمد.
حزقیال
۵تا تمامی بشر بدانند که من یهوه ،شمشیر خود را از غلفش بیرون کشیدهام ،و دیگر به آن برنخواهد گشت. ۶پس ای پسر انسان ،از شکستن کمرت آه بکش و در برابر چشمان ایشان با تلخی آه بکش. ۷و چون به تو گویند« :چرا آه میکشی؟ »بگو« :به سبب خبر ،زیرا که میآید :و هر دلی گداخته و همه دستها سست و هر روحی سست و همه زانوها چون آب سست میشود ».اینک خداوند یهوه میگوید« :آن میآید و به وقوع خواهد پیوست». ۸بار دیگر کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۹ای پسر انسان ،نبوت کن و بگو :خداوند چنین میفرماید :بگو :شمشیر ،شمشیر تیز شده و صیقل داده شده است. ۱۰تیز شده است تا کشتاری سخت انجام دهد؛ صیقل داده شده است تا برق بزند .پس آیا باید شادمانی کنیم؟ عصای پسر مرا مانند هر درختی تحقیر میکند. ۱۱و آن را برای صیقل دادن داده است تا بتوان آن را به کار برد .این شمشیر تیز شده و صیقل داده شده است تا آن را به دست قاتل بدهد. ۱۲ای پسر انسان ،فریاد برآور و ولوله کن ،زیرا این بر قوم من ،بر هم هه سروران اسرائیل خواهد آمد .ترس از شمشیر بر قوم من خواهد آمد .پس بر ران خود بزن. ۱۳زیرا این یک آزمایش است ،و اگر شمشیر ،عصا را تحقیر کند ،دیگر نخواهد بود ،خداوند یهوه میگوید. ۱۴پس تو ای پسر انسان ،نبوت کن و دستهایت را به هم بزن و بگذار شمشیر ،یعنی شمشیر کشتگان ،برای سومین بار دو برابر شود .این شمشیر مردان بزرگی است که کشته میشوند و به خلوتگاههایشان داخل میشود. ۱۵من شمشیر تیز را بر همه دروازههای ایشان نهادهام تا دلشان گداخته شود و خرابیهایشان افزون گردد .آه !اینک درخشان شده و برای کشتار پیچیده شده است. ۱۶به هر طرفی که رویت متوجه است ،به یک طرف یا به طرف دیگر ،یا به طرف راست یا به طرف چپ ،برو. ۱۷من نیز دستهای خود را به هم خواهم زد و خشم خود را فرو خواهم نشاند .من ،یهوه ،این را گفتهام. ۱۸کلم خداوند بار دیگر بر من نازل شده ،گفت: ۱۹و تو ای پسر انسان ،دو راه برای خود تعیین کن تا شمشیر پادشاه بابل بیاید .هر دو از یک سرزمین بیرون خواهند آمد .و تو جایی را برگزین ،آن را در سر راه شهر برگزین. اورشلیم مستحکم بیاید. ت بنیعمون و به یهودا در ۲۰راهی تعیین کن تا شمشیر به رب ر ر ۲۱زیرا پادشاه بابل در دو راهی ،سر راه ایستاده بود تا فال بگیرد .او تیرهای خود را درخشان میساخت ،با بتها مشورت میکرد و به جگر نگاه میکرد. ۲۲در دست راست او فال اورشلیم بود تا سردارانی بگمارد ،دهان را در کشتار بگشاید ،آواز را به فریاد بلند کند ،دژها را بر دروازهها بگمارد ،دژها را برپا کند و قلعهای بسازد. ۲۳و این برای ایشان ،برای آنان که سوگند خوردهاند ،در نظرشان همچون فالگیری دروغین خواهد بود ،بلکه گناه را به یادشان خواهد آورد تا گرفتار شوند. ۲۴بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :چونکه شما گناه خود را به یاد آوردهاید ،به اینکه تقصیرهای شما مکشوف شده است ،به طوری که در تمام اعمال شما گناهان شما ظاهر میشود؛ زیرا میگویم چون به یاد آورده شدهاید ،به دست گرفته خواهید شد. ۲۵و تو ،ای پادشاه شریر و بیآبروی اسرائیل ،که روز پایان گناهت فرا رسیده است، ۲۶خداوند یهوه چنین میگوید :دیهیم را بردارید و تاج را بردارید ،این دیگر یکسان نخواهد بود :آنکه را پست است ،بلند کنید و آنکه را بلند است ،پست گردانید. ۲۷آن را واژگون ،واژگون ،واژگون خواهم کرد و دیگر نخواهد بود تا کسی که حقش است بیاید و آن را به او خواهم داد. ۲۸و تو ای پسر انسان ،نبوت کن و بگو :خداوند یهوه درباره بنیعمون و درباره سرزنش ایشان چنین میگوید :بگو :شمشیر ،شمشیر برای کشتار کشیده شده است ،برای سوختن به سبب درخشندگیاش صیقل داده شده است. ۲۹در حالی که برای تو باطل میبینند ،در حالی که برای تو فال دروغ میگیرند ،تا تو را بر گردن کشتگان شریران که روزشان فرا رسیده است ،بیاندازند ،زمانی که گناهشان به پایان رسیده است. ۳۰آیا آن را به غلفش برگردانم؟ من تو را در مکانی که آفریده شدهای ،در سرزمین زادگاهت ،داوری خواهم کرد. ۳۱و خشم خود را بر تو خواهم ریخت ،آتش غضب خود را بر تو خواهم دمید ،و تو را به دست مردان وحشی که در هلک کردن ماهرند، خواهم سپرد. ۳۲تو هیزم آتش خواهی شد؛ خونت در میان زمین خواهد ماند؛ دیگر کسی تو را به یاد نخواهد آورد ،زیرا من که یهوه هستم ،این را گفتهام. فصل ۲۲ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲حال ،ای پسر انسان ،آیا داوری خواهی کرد ،آیا شهر خونریز را داوری خواهی کرد؟ آری ،تمامی رجاساتش را به او نشان خواهی داد. ۳پس بگو ،خداوند یهوه چنین میفرماید :این شهر در میان خود خون میریزد تا اجلش فرا رسد و بتها را علیه خود میسازد تا خود را نجس سازد. ۴تو به خونی که ریختهای مجرم شدهای و خود را به بتهایی که ساختهای نجس ساختهای و روزهایت را نزدیک ساختهای و به سالهایت رسیدهای ،از این رو تو را مای هه ننگ امتها و مای هه تمسخر هم هه کشورها ساختهام. ۵آنان که به تو نزدیک و آنان که از تو دورند ،تو را که بدنام و بسیار رنجیدهای ،مسخره خواهند کرد. ۶اینک ،ای سروران اسرائیل ،هر یک در تو به اندازه توان خود خون میریختند.
حزقیال
۷در میان تو ،پدر و مادر را تحقیر کردند؛ در میان تو ،بر غریبان ظلم نمودند؛ در میان تو ،یتیمان و بیوهزنان را آزار رساندند. ۸تو مقدسات مرا خوار شمردی و سبتهای مرا بیحرمت ساختی. ۹در میان تو کسانی هستند که برای خونریزی شایعهپراکنی میکنند ،و در میان تو بر کوهها میخورند ،و در میان تو مرتکب فحشا میشوند. ۱۰در تو برهنگی پدران خود را آشکار کردند؛ در تو آن را که برای نجس بودن کنار گذاشته شده بود ،خوار ساختند. ۱۱و یکی با زن همسایه خود مرتکب عمل زشت شده است و دیگری عروس خود را بیعصمت کرده است و دیگری در تو خواهر خود، یعنی دختر پدرش را بیآبرو ساخته است. ۱۲در میان تو ،هدایایی برای ریختن خون گرفتند؛ تو ربا و سود گرفتی و از همسایگانت به زور و با طمع مال اندوزی کردی و مرا فراموش کردی ،خداوند یهوه میگوید. ۱۳اینک ،از این رو ،من به سبب سود نامشروعی که تو بردهای و به سبب خونی که در میان تو ریخته شده است ،دست خود را زدهام. ۱۴آیا در روزهایی که من با تو رفتار خواهم کرد ،دلت میتواند پایدار بماند و دستانت قوی خواهد بود؟ من که یهوه هستم ،این را گفتهام و انجام خواهم داد. ۱۵و تو را در میان امتها پراکنده خواهم ساخت و تو را در کشورها متفرق خواهم ساخت و نجاست تو را از تو خواهم زدود. ۱۶و میراث خود را در نظر امتها برای خود خواهی گرفت ،و خواهی دانست که من یهوه هستم. ۱۷و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۸ای پسر انسان ،خاندان اسرائیل نزد من دمرد شدهاند .جمیع ایشان مس و روی و آهن و سرب در میان کوره هستند ،بلکه دمرد نقره میباشند. ۱۹بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :چونکه جمیع شما به تفاله تبدیل شدهاید ،هان ،من شما را در میان اورشلیم جمع خواهم کرد. ۲۰چنانکه نقره و برنج و آهن و سرب و روی را در میان کوره جمع میکنند تا آتش بر آنها بدمند و آنها را ذوب کنند ،من نیز شما را در خشم و غضب خود جمع خواهم کرد و شما را در آنجا خواهم گذاشت و شما را خواهم گداخت. ۲۱آری ،من شما را جمع خواهم کرد و آتش خشم خود را بر شما خواهم دمید و شما در میان آن ذوب خواهید شد. ۲۲چنانکه نقره در میان کوره گداخته میشود ،شما نیز در میان آن گداخته خواهید شد و خواهید دانست که من یهوه ،خشم خود را بر شما ریختهام. ۲۳و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲۴ای پسر انسان ،به او بگو :تو سرزمینی هستی که در روز خشم پاک نمیشوی و باران بر تو نمیبارد. ۲۵در میانش ،انبیایش دسیسهای میکنند ،مانند شیر غران که شکار را میدرند؛ جانها را خوردهاند؛ گنجینهها و چیزهای گرانبها را بردهاند؛ و در میانش بیوههای بسیاری برایش ساختهاند. ۲۶کاهنان او شریعت مرا زیر پا گذاشتهاند و مقدسات مرا بیحرمت کردهاند .آنها هیچ فرقی بین مقدس و غیرمقدس نگذاشتهاند و هیچ فرقی بین نجس و طاهر قائل نشدهاند .آنها چشمان خود را از سبتهای من پوشیدهاند و من در میان آنها بیحرمت شدهام. ۲۷سرورانش در میانش مانند گرگهایی هستند که شکار را میدرند ،تا خون بریزند و جانها را نابود کنند و سود نامشروع ببرند. ۲۸و انبیایش ایشان را با گل خام اندود کردهاند ،زیرا که باطل را دیده ،برای ایشان فال دروغ گرفته ،گفتهاند که خداوند یهوه چنین میگوید ،با اینکه خداوند نگفته است. ۲۹مردم این سرزمین به مردم ظلم کردهاند و مال آنها را دزدیدهاند ،و فقیران و نیازمندان را آزار رساندهاند ،و بر غریبان به ناحق ظلم کردهاند. ۳۰و من در میان ایشان مردی را جستجو کردم که حصار را بسازد و در شکاف پیش روی من برای زمین بایستد تا آن را خراب نکنم، اما کسی را نیافتم. ۳۱بنابراین خشم خود را بر ایشان فرو ریختم و ایشان را به آتش غضب خود سوزاندم و به سزای اعمالشان رساندم ،خداوند یهوه میگوید. فصل ۲۳ ۱کلم خداوند بار دیگر بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،دو زن بودند ،دختران یک مادر. ۳و ایشان در مصر زنا کردند؛ در جوانی خود زنا کردند؛ در آنجا سینههایشان فشرده میشد و نوک پستانهای بکارتشان در آنجا کبود میگشت. ۴و نامهای ایشان الهولله بزرگتر و الهو رلیبله خواهرش بود .و ایشان از من بودند و پسران و دختران زاییدند .نامهای ایشان چنین بود :سامره الهولله است و اورشلیم الهو رلیبله. ۵و اهوله وقتی که از من بود ،زنا کرد و بر عاشقان خود ،بر آشوریان و همسایگانش ،عشق میورزید. ۶که به رنگ آبی ملبس بودند ،سرداران و فرمانروایان ،همه ایشان جوانان دلربا ،سوارکارانی که بر اسبان سوار بودند. ۷بدینسان او با ایشان ،با همه برگزیدگان آشور و با همه کسانی که به آنها عشق میورزید ،زنا کرد و خود را با همه بتهای ایشان نجس ساخت. ۸و زناکاری خود را که از مصر آورده بود ،ترک نکرد ،زیرا در جوانیاش با او همخواب شدند و سینههای بکارت او را کوبیدند و زناکاری خود را بر او ریختند. ۹از این رو ،من او را به دست عاشقانش ،به دست آشوریانی که او به آنها عشق میورزید ،سپردم. ۱۰اینها برهنگی او را کشف کردند ،پسران و دخترانش را گرفتند و او را با شمشیر کشتند و او در میان زنان مشهور شد ،زیرا بر او حکم اعدام اجرا کرده بودند.
حزقیال
۱۱و چون خواهرش اهولیبه این را دید ،در عشق بیحد خود از او فاسدتر شد ،و در زناکاری خود از خواهرش در زناکاریاش زیادهروی نمود. ۱۲او عاشق همسایگان آشوری خود ،سرداران و فرمانروایانی با لباسهای فاخر ،سوارکارانی که بر اسبها سوار بودند و همگی جوانانی دلربا بودند ،بود. ۱۳آنگاه دیدم که او نجس شده است ،و هر دو به یک راه رفتهاند، ۱۴و اینکه او زناکاری خود را افزایش داد ،زیرا وقتی تصاویر مردان را که بر دیوارها نقش بسته بودند ،یعنی تصاویر کلدانیان را که با شنگرف نقاشی شده بودند ،دید، ۱۵کمربندها بر کمر خود بسته ،جامههای فاخر بر سر ،هم هه ایشان سرورانی بودند که به رسم بابلیهای کلدانیان ،سرزمین زادگاه خود ،به آنها توجه کنند. ۱۶و چون ایشان را به چشم خود دید ،شیفت هه ایشان شد و رسولنی نزد ایشان به کلدانیان فرستاد. ۱۷و بابلیها نزد او در بستر عشقبازی آمدند و او را با زناکاری خود آلوده کردند و او با ایشان آلوده شد و دلش از ایشان بیگانه گشت. ۱۸پس او زناکاری خود را آشکار کرد و برهنگی خود را آشکار ساخت .آنگاه دلم از او بیگانه شد ،چنانکه دلم از خواهرش بیگانه شده بود. ۱۹با این حال ،او با یادآوری دوران جوانیاش که در سرزمین مصر فاحشگی کرده بود ،بر زناکاری خود افزود. ۲۰زیرا که او بر معشوقههای ایشان عشق میورزید ،که گوشت ایشان چون گوشت الغان و نطفه ایشان چون نطفه اسبان است. ۲۱بدینسان ،با کوبیدن پستانهایت به دست مصریان به جای سینههای جوانیات ،قباحت جوانیات را به یاد آوردی. ۲۲بنابراین ،ای اهولیبه ،خداوند متعال چنین میفرماید :اینک من عاشقانت را که دلت از ایشان بیگانه است ،بر ضد تو برمیانگیزم و ایشان را از هر سو بر تو خواهم آورد. م ۲۳بابلیها و همه کلدانیان ،فلقود و شوع و قوع و همه آشوریان با ایشان ،که همه ایشان جوانان دلربا ،سرداران و فرمانروایان ،بزرگان و نامداران ،و همه ایشان سواران اسب بودند. ۲۴و ایشان با ارابهها و ارابهها و چرخها و با جماعتی از مردم که سپر و سپر و کلهخود را از هر طرف بر تو خواهند نهاد ،بر تو خواهند آمد .و من داوری را پیش روی ایشان خواهم نهاد و ایشان بر حسب احکام خود تو را داوری خواهند کرد. ۲۵و من غیرت خود را بر تو خواهم افروخت و با تو به شدت رفتار خواهند کرد .بینی و گوشهایت را خواهند برید و بقیهات به شمشیر خواهند افتاد .پسران و دخترانت را خواهند گرفت و بقیهات به آتش سوزانده خواهند شد. ۲۶و جامههایت را از تنت بیرون خواهند آورد و جواهرات زیبایت را خواهند برد. ۲۷بدینسان ،قباحت تو و زناکاریات را که از سرزمین مصر آوردهای ،از تو خواهم زدود ،تا دیگر چشمانت را به سوی آنها بلند نکنی و مصر را به یاد نیاوری. م ۲۸زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :اینک تو را به دست آنانی که از ایشان نفرت داری ،به دست آنانی که دلت از ایشان متنفر است ،تسلیم خواهم کرد. ۲۹و با تو از روی نفرت رفتار خواهند کرد و تمام زحماتت را خواهند گرفت و تو را برهنه و عریان رها خواهند کرد .و برهنگی زناکاریهایت ،هم هرزگی تو و هم روسپیگریهایت ،آشکار خواهد شد. ۳۰این کارها را با تو خواهم کرد ،زیرا تو در پی بتپرستان زنا کردهای و با بتهای ایشان نجس شدهای. ۳۱تو در راه خواهرت گام برداشتی ،بنابراین جام او را به دست تو خواهم داد. ۳۲خداوند یهوه چنین میگوید :از جام عمیق و بزرگ خواهرت خواهی نوشید؛ مورد تمسخر و استهزا قرار خواهی گرفت؛ زیرا حاوی چیزهای بسیار است. ۳۳تو از مستی و غم ،از جام حیرت و ویرانی ،از جام خواهرت سامره ،لبریز خواهی شد. ۳۴تو آن را خواهی نوشید و خواهی مکید ،و تکههایش را خواهی شکست و سینههای خود را خواهی کلند ،زیرا من این را گفتهام ،خداوند یهوه میگوید. ۳۵بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :چونکه مرا فراموش کردی و مرا پشت سر خود انداختی ،پس تو نیز متحمل قباحت و زناکاری خود خواهی شد. ۳۶خداوند همچنین به من گفت« :ای پسر انسان ،آیا اهوله و اهولیبه را داوری خواهی کرد؟ بلکه اعمال زشت آنها را به آنها اعلم کن. ۳۷اینکه ایشان زنا کردهاند و دستشان خون است و با بتهای خود زنا کردهاند و پسران خود را که برای من زاییده بودند ،برایشان از آتش گذرانیدهاند تا آنها را بسوزانند. ۳۸علوه بر این ،این را نیز با من کردهاند :در همان روز ،معبد مرا بیحرمت کردهاند و سبتهای مرا بیحرمت ساختهاند. ۳۹زیرا هنگامی که پسران خود را برای بتهایشان کشته بودند ،در همان روز به معبد من آمدند تا آن را بیحرمت کنند و هان ،چنین در خانه من به جا آوردند. ۴۰و دیگر اینکه ،شما برای آمدن مردانی از دوردست فرستادید ،که نزد ایشان قاصدی فرستاده شد ،و اینک ایشان آمدند ،و شما خود را برای ایشان شستید ،سرمه کشیدید و خود را به زیورها آراستید، ۴۱و بر تختی مجلل و میزی که پیش روی آن آماده بود ،نشستم و بخور و روغن مرا بر آن نهادی. ۴۲و آواز جماعتی که با او آسوده خاطر بودند ،به گوش میرسید .و با مردان عامی ،صابئین از بیابان آورده شده بودند که دستبندها بر دستها و تاجهای زیبا بر سر میگذاشتند. ۴۳آنگاه به آن زن که در زناکاری پیر شده بود ،گفتم« :آیا اکنون ایشان با او زنا خواهند کرد و او با ایشان؟» ۴۴اما ایشان نزد او درآمدند ،چنانکه نزد زنی که زنا میکند میروند ،همچنان نزد اهوله و اهولیبه ،زنان هرزه ،درآمدند. ۴۵و مردان عادل ،ایشان را موافق رسم زناکاران و زنان خونریز داوری خواهند کرد ،زیرا ایشان زناکارند و دستشان خونریز است.
حزقیال
۴۶زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :من گروهی را بر ایشان خواهم آورد و ایشان را به غارت و تاراج خواهم سپرد. ۴۷و آن گروه ایشان را با سنگ سنگسار خواهند کرد و با شمشیرهای خود ایشان را خواهند کشت؛ پسران و دختران ایشان را خواهند کشت و خانههای ایشان را به آتش خواهند سوزانید. ۴۸بدینسان ،من زشتی و قباحت را از این سرزمین ریشهکن خواهم کرد ،تا همه زنان عبرت بگیرند که از زشتیهای شما پیروی نکنند. ۴۹و ایشان سزای قباحت شما را بر شما خواهند داد ،و شما متحمل گناهان بتهای خود خواهید شد ،و خواهید دانست که من خداوند یهوه هستم. فصل ۲۴ ۱بار دیگر در سال نهم ،در روز دهم ماه دهم ،کلم خداوند بر من نازل شد و گفت: ۲ای پسر انسان ،نام آن روز را برای خود بنویس ،یعنی نام همین روز را .پادشاه بابل در همین روز به اورشلیم حمله کرد. ۳و برای خاندان فتنهانگیز لمثللی بزن و به ایشان بگو :خداوند یهوه چنین میگوید :دیگی بگذارید ،آن را بگذارید و آب نیز در آن بریزید. ۴تکههایش را ،یعنی هر تکه خوب ،ران و شانه را ،در آن جمع کن و آن را با بهترین استخوانها پر کن. ۵از میان گله ،بهترین را بردارید و استخوانها را نیز زیر آن بسوزانید و آن را خوب بجوشانید تا استخوانهایش در آن بپزند. ۶بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :وای بر شهر خونریز ،وای بر دیگی که کف آن در آن است و کف آن از آن بیرون نرفته است !آن را تکه تکه بیرون آورید و نگذارید هیچ قرعهای بر آن بیفتد. ۷زیرا خون او در میانش است؛ آن را بر فراز صخرهای نهاد؛ آن را بر زمین نریخت تا آن را با خاک بپوشاند؛ ۸تا خشم و غضب او را برانگیزد و انتقام بگیرد؛ خونش را بر فراز صخرهای نهادم تا پوشیده نشود. ۹بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :وای بر شهر خونریز !من توده آتش را عظیم خواهم ساخت. ۱۰هیزم جمع کنید ،آتش روشن کنید ،گوشت را بخورید و ادویه بزنید و بگذارید استخوانها بسوزند. ۱۱سپس آن را خالی روی زغالهایش بگذار تا برنجش داغ شده ،بسوزد و کثافتش در آن گداخته شود و کف آن بسوزد. ۱۲او خود را از دروغ خسته کرده است ،و کف زیادش از او بیرون نرفته است .کف او در آتش خواهد بود. ۱۳در نجاست تو ،قباحت است .چون تو را طاهر ساختم و طاهر نشدی ،دیگر از نجاست خود طاهر نخواهی شد تا خشم خود را بر تو فرود آورم. ۱۴من ،یهوه ،این را گفتهام .این واقع خواهد شد و من آن را به جا خواهم آورد .از آن برنخواهم گشت ،نه دریغ خواهم کرد و نه توبه خواهم نمود .خداوند یهوه میگوید :بر وفق راههایت و بر وفق اعمالت تو را داوری خواهند کرد. ۱۵و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۶ای پسر انسان ،اینک من آرزوی چشمانت را با یک ضربه از تو میگیرم ،اما تو نباید ماتم بگیری و گریه کنی و اشکهایت جاری شود. ۱۷از گریه کردن خودداری کن ،برای مردگان سوگواری نکن ،کله سرت را بر سرت بگذار ،کفشهایت را به پا کن ،لبهایت را مپوشان و نان مردم را مخور. ۱۸پس بامدادان با قوم سخن گفتم و شامگاهان همسرم درگذشت؛ و من بامدادان چنانکه مأمور شده بودم ،کردم. ۱۹و قوم به من گفتند« :آیا به ما نمیگویی که این کارها برای ما چیست که چنین میکنی؟» ۲۰آنگاه به ایشان پاسخ دادم :کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲۱به خاندان اسرائیل بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :اینک من معبد خود ،شکوه قدرت شما ،آرزوی چشمان شما و آنچه جانتان به آن رغبت دارد را بیحرمت خواهم کرد؛ و پسران و دختران شما که آنها را ترک کردهاید ،به شمشیر خواهند افتاد. ۲۲و شما چنانکه من کردم ،عمل خواهید کرد :لبهای خود را نخواهید پوشانید و نان مردم را نخواهید خورد. ۲۳و زرههایتان بر سرتان و کفشهایتان بر پاهایتان خواهد بود .ماتم و گریه نخواهید کرد ،بلکه برای گناهان خود پژمرده خواهید شد و برای یکدیگر سوگواری خواهید نمود. ۲۴بدینسان ،حزقیال برای شما آیتی است :موافق هر آنچه او کرده است ،شما نیز عمل خواهید کرد .و چون این واقع شود ،خواهید دانست که من خداوند یهوه هستم. ۲۵و تو ای پسر انسان ،آیا روزی که من از ایشان قوت ایشان ،شادی جلل ایشان ،آرزوی چشمان ایشان و آنچه دلهای ایشان ،پسران و دختران ایشان ،را بگیرم ،چنین نخواهد شد؟ ۲۶که آن که در آن روز رهایی یابد ،نزد تو آید تا آن را به گوش تو بشنواند؟ ۲۷در آن روز ،دهانت برای کسی که نجات یافته است باز خواهد شد و سخن خواهی گفت و دیگر گنگ نخواهی بود و برای آنها نشانهای خواهی بود و خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۲۵ ۱کلم خداوند بار دیگر بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،روی خود را به سوی بنیعمون بدار و علیه ایشان نبوت کن. ۳و به بنیعمون بگو :کلم خداوند متعال را بشنوید ،خداوند متعال چنین میفرماید :زیرا شما علیه معبد بزرگ من ،هنگامی که بیحرمت شد، و علیه سرزمین اسرائیل ،هنگامی که ویران شد ،و علیه خاندان یهودا ،هنگامی که به اسارت رفتند ،گفتید« :آه»! ۴اینک ،من تو را به دست مردمان مشرق زمین به ملکیت خواهم سپرد ،و ایشان کاخهای خود را در تو بنا خواهند کرد و در تو مسکن خواهند گزید .میوه تو را خواهند خورد و شیر تو را خواهند نوشید.
حزقیال
۵و ربه را طویله شتران و بنیعمون را خوابگاه گلهها خواهم گردانید ،و خواهید دانست که من یهوه هستم. ۶زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :چونکه تو دست زدی و پاها را کوبیدی و با تمام کینهات بر زمین اسرائیل در دل شادی کردی، ۷اینک من دست خود را بر تو دراز خواهم کرد و تو را به دست امتها خواهم سپرد تا غارت شوی و تو را از میان قومها منقطع خواهم ساخت و تو را از میان کشورها هلک خواهم ساخت و تو را هلک خواهم ساخت و خواهی دانست که من یهوه هستم. ۸خداوند یهوه چنین میگوید« :چون موآب و سعیر میگویند :اینک خاندان یهودا مانند جمیع ا ممتها هستند». ۹بنابراین ،اینک من کرانههای موآب را از شهرها ،از شهرهایی که در مرزهایش هستند ،یعنی جلل کشور ،یعنی بیتیشیموت ،بعلمعون و قریتایم ،باز خواهم گشود. ۱۰به سوی مردمان مشرق زمین با بنیعمون ،و ایشان را به تصرف خواهم آورد ،تا بنیعمون در میان امتها یاد نشوند. ۱۱و من بر موآب داوری خواهم کرد و آنها خواهند دانست که من یهوه هستم. ۱۲خداوند یهوه چنین میگوید« :چونکه ادوم از خاندان یهودا انتقام گرفته و گناه بزرگی مرتکب شده و از ایشان انتقام گرفته است، ۱۳بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :من نیز دست خود را بر ادوم دراز خواهم کرد و انسان و حیوان را از آن منقطع خواهم ساخت و آن را از تیمان ویران خواهم ساخت و اهل ددان به شمشیر خواهند افتاد. ۱۴و من به دست قوم خود اسرائیل انتقام خود را از ادوم خواهم گرفت و ایشان موافق خشم و غضب من در ادوم عمل خواهند کرد و خداوند یهوه میگوید :انتقام مرا خواهند دانست. ۱۵خداوند یهوه چنین میگوید« :چونکه فلسطینیان انتقام گرفتهاند و با دلی کینهتوز انتقام گرفتهاند تا آن را به سبب کینه دیرینه نابود کنند». ۱۶بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من دست خود را بر فلسطینیان دراز خواهم کرد و کریتیان را قطع خواهم نمود و بقیه ساحل دریا را هلک خواهم ساخت. ۱۷و با سرزنشهای خشمگین ،انتقام سختی از ایشان خواهم گرفت؛ و چون انتقام خود را از ایشان بگیرم ،خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۲۶ ۱و در سال یازدهم ،در روز اول ماه ،کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،زیرا صور درباره اورشلیم گفته است« :هه ،دروازههای قوم شکسته شده است .او به من روی آورده است .من دوباره پر خواهم شد ،حال آنکه او ویران شده است». ۳بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک ای صور ،من به ضد تو هستم و قومهای بسیار را به ضد تو خواهم برانگیخت ،چنانکه دریا امواج خود را برمیخیزاند. ۴و ایشان دیوارهای صور را ویران خواهند کرد و برجهایش را فرو خواهند ریخت .من نیز غبارش را از او خواهم روبید و او را مانند قله صخره خواهم ساخت. ۵آنجا مکانی برای پهن کردن تورها در میان دریا خواهد بود ،زیرا خداوند یهوه میگوید :من این را گفتهام و آن برای امتها غنیمت خواهد شد. ۶و دخترانش که در صحرا هستند به شمشیر کشته خواهند شد و خواهند دانست که من یهوه هستم. صر پادشاه بابل ،پادشاه پادشاهان را از شمال با اسبان و ارابهها و سواران و گروهانها ۷زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من نبوکدر م و خلق کثیر بر صور خواهم آورد. ۸دخترانت را در صحرا به شمشیر خواهد کشت و دژی در برابرت خواهد ساخت و دژی در برابرت برپا خواهد کرد و سپر را بر ضد تو برخواهد افراشت. ۹و او بر دیوارهایت آتش جنگ خواهد افروخت ،و با تبرهای خود برجهایت را ویران خواهد کرد. ۱۰به سبب کثرت اسبانش ،گرد و غبارشان تو را خواهد پوشانید .دیوارهایت از صدای سواران و چرخها و ارابهها خواهد لرزید ،هنگامی که او به دروازههایت وارد شود ،چنانکه مردم به شهری که در آن رخنه شده است داخل میشوند. ۱۱با سم اسبان خود ،تمام کوچههایت را پایمال خواهد کرد .قوم تو را با شمشیر خواهد کشت و سربازان قدرتمندت به خاک خواهند افتاد. ۱۲و ثروت تو را غارت خواهند کرد و کالهای تو را به یغما خواهند برد و دیوارهای تو را ویران خواهند کرد و خانههای زیبای تو را ویران خواهند نمود و سنگها و چوب و خاک تو را در میان آب خواهند ریخت. ۱۳و آواز سرودهای تو را خاموش خواهم کرد و صدای چنگهای تو دیگر شنیده نخواهد شد. ۱۴و تو را مانند قله صخرهای خواهم ساخت که بر آن تور پهن کنند و دیگر ساخته نخواهی شد ،زیرا من که یهوه هستم این را گفتهام، خداوند یهوه میگوید. ۱۵خداوند یهوه به صور چنین میگوید« :آیا جزیرهها از صدای سقوط تو نخواهند لرزید ،هنگامی که مجروحان فریاد میزنند ،هنگامی که در میان تو کشتار میشود؟» ۱۶آنگاه هم هه فرمانروایان دریا از تختهایشان فرود خواهند آمد و رداهای خود را کنار خواهند گذاشت و جامههای گلدوزیشده خود را از تن بیرون خواهند کرد؛ آنها لرزان خواهند شد؛ آنها بر زمین خواهند نشست و هر لحظه خواهند لرزید و از تو شگفتزده خواهند شد. ۱۷و برای تو مرثیه خواهند خواند و به تو خواهند گفت :چگونه نابود شدی ،ای شهری که محل سکونت دریانوردان بودی ،ای شهر مشهور که در دریا قدرتمند بود ،او و ساکنانش که باعث وحشت همه کسانی میشوند که در آن رفت و آمد میکنند! ۱۸اکنون در روز سقوط تو ،جزیرهها خواهند لرزید؛ آری ،جزایر دریا از رفتن تو مضطرب خواهند شد. ۱۹زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :هنگامی که تو را شهری ویران ،مانند شهرهای متروک گردانم ،هنگامی که لجهها را بر تو بال آورم و آبهای بسیار تو را بپوشاند،
حزقیال
۲۰هنگامی که تو را با آنان که به هاویه فرو میروند ،با قوم پیشین ،فرود آورم و تو را در پستترین نقاط زمین ،در مکانهای ویرانشده از قدیم ،با آنان که به هاویه فرو میروند ،قرار دهم تا دیگر ساکن نشوی؛ و جلل را در سرزمین زندگان قرار دهم. ۲۱من تو را مایه وحشت خواهم ساخت و دیگر وجودت را از دست خواهی داد .اگرچه تو را جستجو کنند ،اما دیگر هرگز پیدا نخواهی شد ،این فرموده خداوند متعال است. فصل ۲۷ ۱کلم خداوند بار دیگر بر من نازل شده ،گفت: ۲اکنون ،ای پسر انسان ،برای صور مرثیه بخوان؛ ۳و به صور بگو ،ای که در مدخل دریا ساکن هستی و تاجر قوم برای جزایر بسیار هستی ،خداوند یهوه چنین میگوید :ای صور ،تو گفتهای که من از زیبایی کامل برخوردارم. ۴مرزهای تو در میان دریاهاست ،سازندگانت زیبایی تو را کامل کردهاند. ۵همه تختههای کشتیات را از صنوبرهای سنیر ساختهاند ،و سروهای آزاد لبنان را گرفتهاند تا برایت دکل بسازند. ۶پاروهای تو را از بلوطهای باشان ساختند؛ جماعت آشوریان نیمکتهای تو را از عاج ساختند ،که از جزایر چیتمیم آورده شده بود. ۷پارچه کتان نفیس گلدوزی شده مصری ،بادبان تو بود؛ و پارچههای آبی و بنفش جزایر الیشه ،تو را پوشانیدند. ۸ساکنان صیدون و ارواد دریانوردان تو بودند .ای صور ،حکیمان تو که در تو بودند ،ناخدایان تو بودند. ۹مشایخ جبال و حکیمان آن ،بازرگانان تو بودند .همه کشتیهای دریا با ملحانشان در تو بودند تا کالهای تو را تصرف کنند. ۱۰مردمان فارس و لود و فوط ،مردان جنگی تو ،در لشکر تو بودند .سپر و کلهخود را در تو آویختند و زیبایی تو را آشکار ساختند. ۱۱مردان الرواد با لشکر تو بر دیوارهایت از هر طرف و لجمادیان در برجهایت بودند .سپرهای خود را بر دیوارهایت از هر طرف آویختند؛ ایشان زیبایی تو را کامل ساختند. ۱۲ت لرشیش به سبب کثرت انواع اموال ،سوداگر تو بود؛ با نقره و آهن و روی و سرب ،در عوض تو معامله میکردند. ۱۳یاوان ،توبال و ماشک ،بازرگانان تو بودند .ایشان جان انسانها و ظروف برنجی را در بازار تو خرید و فروش میکردند. ۱۴اهل خاندان تو لجر لمه اسبان و سواران و قاطران را در بازارهای تو خرید و فروش میکردند. ۱۵مردمان ددان بازرگانان تو بودند و جزایر بسیار ،کالی دست تو .شاخهای عاج و آبنوس را به بهای ناچیزی برای تو میآوردند. ۱۶سوریه به سبب کثرت کالهای ساخت تو ،سوداگر تو بود .ایشان در بازارهای تو زمرد و ارغوان و گلدوزی و کتان نازک و مرجان و عقیق میفروختند. ۱۷یهودا و سرزمین اسرائیل ،بازرگانان تو بودند .آنها در بازار تو گندم رمنیت و فلنلج ،عسل ،روغن و مرهم تجارت میکردند. ۱۸دمشق با کثرت اجناس ساختهات ،با کثرت انواع ثروت ،با شراب حلبون و پشم سفید ،سوداگر تو بود. ۱۹دان و یاوان نیز در بازارهای تو رفت و آمد میکردند .آهن براق ،سلمه و نیشکر در بازار تو بود. ۲۰دردان تاجر تو بود ،با لباسهای گرانبها برای ارابهها. ۲۱عرب و هم هه سروران قیدار ،با تو بره و قوچ و بز خریدند و با آنها سوداگران تو بودند. ۲۲بازرگانان سبا و رعمه ،بازرگانان تو بودند و در بازارهای تو ،بهترین انواع ادویه و انواع سنگهای قیمتی و طل را میفروختند. ۲۳حران و کنه و عدن ،بازرگانان سبا ،آشور و کلمد ،بازرگانان تو بودند. ۲۴اینها بازرگانان تو در انواع چیزها بودند ،با لباسهای آبی و گلدوزی شده و صندوقهای پر از لباسهای گرانبها ،بسته شده با طناب و ساخته شده از چوب سرو ،از جمله کالهای تو. ۲۵کشتیهای ت لرشیش در بازار تو سرود تو را خواندند و تو در میان دریاها سرشار و بسیار باشکوه شدی. ۲۶پاروزنانت تو را به آبهای عظیم بردند؛ باد شرقی تو را در میان دریاها شکست. ۲۷ثروت و غنایم و کالهایت و ملحان و ناخدایان و کشتیرانان و کسانی که کالهایت را تصرف کردهاند و هم هه مردان جنگیات که در تو هستند و هم هه گروهی که در میان تو هستند ،در روز نابودیات به میان دریاها خواهند افتاد. ۲۸حومهها از صدای نال هه ناخدایان تو به لرزه درخواهند آمد. ۲۹و جمیع پاروزنان ،ملحان و همه ناخدایان دریا ،از کشتیهای خود فرود آمده ،بر خشکی خواهند ایستاد. ۳۰و آواز خود را بر ضد تو خواهند شنید و به تلخی فریاد خواهند زد و خاک بر سر خود خواهند پاشید و خود را در خاکستر خواهند غلطانید. ۳۱و برای تو موی خود را کاملا کچل خواهند کرد و پلس به کمر خواهند بست و با تلخی دل و ناله تلخ برای تو خواهند گریست. ۳۲و در نوحه سرایی خود برای تو مرثیه خواهند خواند و بر تو نوحه خواهند کرد و خواهند گفت :کدام شهر مانند صور است ،مانند شهری که در میان دریا ویران شده است؟ ۳۳هنگامی که کالهای تو از دریاها بیرون میآمد ،بسیاری از مردم را سیر میکردی و پادشاهان زمین را با کثرت ثروت و کالهایت توانگر میساختی. ۳۴در زمانی که در اعماق دریاها شکسته شوی ،متاع تو و تمامی جمعیت تو که در میان تو هستند ،فرو خواهند ریخت. ۳۵جمیع ساکنان جزایر از تو متحیر خواهند شد و پادشاهان ایشان بسیار خواهند ترسید و در چهرههایشان پریشان خواهند گردید. ۳۶بازرگانان قوم بر تو صفیر خواهند کشید؛ تو مای هه وحشت خواهی شد و دیگر هرگز نخواهی بود.
حزقیال
فصل ۲۸ ۱کلم خداوند بار دیگر بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،به رئیس صور بگو :خداوند یهوه چنین میفرماید :چونکه دلت مغرور شده و گفتهای که من خدا هستم ،در میان دریاها بر کرسی خدا نشستهام ،در حالی که تو انسان هستی و نه خدا ،هرچند دل خود را مانند دل خدا قرار دادهای. ۳اینک تو از دانیال حکیمتری؛ هیچ رازی نیست که از تو پنهان کنند. ۴با حکمت و دانش خود ،ثروت اندوختی و طل و نقره در گنجهایت اندوختی. ۵به حکمت و تجارت فراوان خود ،ثروت خود را افزایش دادهای ،و دلت به سبب ثروتت مغرور شده است. ۶بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :چونکه دل خود را مانند دل خدا قرار دادهای، ۷اینک ،من بیگانگان ،یعنی ستمگران امتها را بر تو خواهم آورد .و ایشان شمشیرهای خود را بر ضد زیبایی حکمت تو خواهند کشید و درخشندگی تو را آلوده خواهند ساخت. ۸تو را به گودال فرود خواهند آورد ،و تو به مرگ آنانی که در میان دریاها کشته میشوند ،خواهی ممرد. ۹آیا در حضور کسی که تو را میکشد ،باز هم خواهی گفت که من خدا هستم؟ حال آنکه در دست کسی که تو را میکشد ،تو انسان خواهی بود و نه خدا. خداوندگار یهوه است. ۱۰تو نیز به دست بیگانگان به مرگ نامختونان خواهی ممرد ،زیرا من این را گفتهام ،فرمودهی ر ۱۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۲ای پسر انسان ،بر پادشاه صور مرثیهای بسرا و به او بگو :خداوند یهوه چنین میگوید :تو ممهر خود را بر تمام حکمت و زیبایی کامل مینهی. ۱۳تو در عدن ،باغ خدا ،بودی؛ هر سنگ گرانبهایی پوشش تو بود ،عقیق ،یاقوت زرد و الماس ،زمرد ،عقیق سلیمانی و یشم ،یاقوت کبود ،زمرد و یاقوت سرخ و طل .صنعت دفها و نیهایت در روزی که آفریده شدی ،در تو ساخته شده بود. کروبی مسحشدهای هستی که میپوشانی؛ و من تو را چنین قرار دادهام :تو بر کوه مقدس خدا بودی؛ و در میان سنگهای آتشین ۱۴تو آن ر بال و پایین میرفتی. ۱۵از روزی که آفریده شدی ،تا زمانی که بیانصافی در تو یافت شد ،در راههایت کامل بودی. ۱۶از کثرت کالهایت ،میان تو را از خشونت آکندهاند و تو گناه کردهای .بنابراین تو را همچون بیحرمتی از کوه خدا بیرون خواهم کروبی سایهبان ،از میان سنگهای آتشین نابود خواهم کرد. انداخت .و تو را ای ر ۱۷دلت از زیباییات مغرور شد ،و به سبب درخشندگیات ،حکمت خود را فاسد ساختی .تو را به زمین خواهم انداخت ،تو را پیش روی پادشاهان خواهم گذاشت تا تو را ببینند. ۱۸تو به کثرت گناهانت و به گناه تجارتت ،معابد خود را نجس ساختهای ،بنابراین آتشی از میان تو بیرون خواهم آورد که تو را خواهد سوزاند و تو را در نظر همه کسانی که تو را میبینند ،به خاکستر تبدیل خواهم کرد. ۱۹هم هه کسانی که تو را در میان قوم میشناسند ،از تو شگفتزده خواهند شد .تو مای هه وحشت خواهی شد و دیگر هرگز نخواهی بود. ۲۰بار دیگر کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲۱ای پسر انسان ،روی خود را بر صیدون بدار و علیه آن نبوت کن، ۲۲و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید :اینک ای صیدون ،من به ضد تو هستم و در میان تو جلل خواهم یافت و چون در او داوری کرده باشم و در او تقدیس شده باشم ،خواهند دانست که من یهوه هستم. ۲۳زیرا که وبا در او و خون در کوچههایش خواهم فرستاد و مجروحان در میانش با شمشیری که از هر طرف بر او فرود میآید ،داوری خواهند شد و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم. ۲۴و دیگر خاری گزنده برای خاندان اسرائیل و هیچ خار غمانگیزی از سوی هم هه اطرافیان ایشان که ایشان را تحقیر میکردند ،نخواهد بود ،و ایشان خواهند دانست که من خداوند یهوه هستم. ۲۵خداوند یهوه چنین میگوید :هنگامی که خاندان اسرائیل را از میان قومی که در میان آنها پراکنده شدهاند ،گرد آورم و در نظر امتها در میان آنها تقدیس شوم ،آنگاه در سرزمینی که به بندهام یعقوب دادهام ،ساکن خواهند شد. ۲۶و در آن با امنیت ساکن خواهند شد و خانهها خواهند ساخت و تاکستانها غرس خواهند کرد؛ آری ،هنگامی که بر هم هه کسانی که در اطرافشان از ایشان نفرت دارند داوری کرده باشم ،با اطمینان ساکن خواهند شد؛ و خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان هستم. فصل ۲۹ ۱در سال دهم ،در ماه دهم ،در روز دوازدهم ماه ،کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،روی خود را به سوی فرعون ،پادشاه مصر بگردان و علیه او و علیه تمامی مصر نبوت کن. ۳بگو و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید :اینک من به ضد تو هستم ،ای فرعون پادشاه مصر ،ای اژدهای بزرگ که در میان نهرهایت خوابیدهای ،که گفتهای نهر من از آن من است و من آن را برای خود ساختهام. ۴اما قلبها را در فک تو خواهم گذاشت و ماهیان نهرهایت را به فلسهایت خواهم چسباند ،و تو را از میان نهرهایت بیرون خواهم آورد ،و همه ماهیان نهرهایت به فلسهایت خواهند چسبید. ۵و تو را با هم هه ماهیان نهرهایت در بیابان رها خواهم کرد .بر روی صحراها خواهی افتاد؛ نه کسی تو را جمع خواهد کرد و نه کسی تو را جمع خواهد نمود .تو را به حیوانات صحرا و پرندگان هوا برای خوراک دادهام. ۶و جمیع ساکنان مصر خواهند دانست که من یهوه هستم ،زیرا که ایشان برای خاندان اسرائیل عصای نی بودهاند.
حزقیال
۷هنگامی که تو را به دست گرفتند ،شکستی و شانههایشان را چاک زدی؛ و هنگامی که به تو تکیه دادند ،شکستی و کمرهایشان را لرزاندی. ۸بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک شمشیری بر تو خواهم آورد و انسان و بهایم را از تو منقطع خواهم ساخت. ۹و زمین مصر ویران و بایر خواهد شد و خواهند دانست که من یهوه هستم ،زیرا او گفته است« :رود از آن من است و من آن را ساختهام». ا ۱۰اینک ،من علیه تو و علیه نهرهایت هستم و سرزمین مصر را از برج اسوان تا مرز حبشه ،کامل ویران و متروک خواهم ساخت. ۱۱هیچ پای انسان و حیوانی از آن عبور نخواهد کرد و چهل سال مسکون نخواهد شد. ۱۲و زمین مصر را در میان کشورهای ویران ،ویران خواهم ساخت ،و شهرهایش در میان شهرهای ویران ،چهل سال ویران خواهند ماند .و مصریان را در میان امتها پراکنده خواهم ساخت ،و ایشان را در میان کشورها متفرق خواهم ساخت. ۱۳با این حال ،خداوند متعال چنین میگوید« :پس از چهل سال ،مصریان را از میان مردمی که در میان آنها پراکنده شدهاند ،جمع خواهم کرد». ۱۴و اسیران مصر را باز خواهم آورد و ایشان را به زمین فتروس ،به زمین سکونت ایشان ،باز خواهم گردانید و در آنجا مملکتی پست خواهند بود. ۱۵آن پستترین ممالک خواهد بود و دیگر خود را بر ملتها برتری نخواهد داد ،زیرا من آنها را خوار خواهم کرد تا دیگر بر ملتها حکومت نکنند. ۱۶و دیگر آن پناهگاهی برای خاندان اسرائیل نخواهد بود که گناهانشان را به یاد آورد ،زیرا وقتی به آنها رسیدگی کنند ،خواهند دانست که من خداوند یهوه هستم. ۱۷و در سال بیست و هفتم ،در ماه اول ،در روز اول ماه ،کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۸ای پسر انسان ،نبوکدرصر پادشاه بابل ،لشکر خود را به خدمت بزرگی علیه صور واداشت .همه سرها بیمو و همه شانهها کنده شد .با این حال ،نه او و نه لشکرش برای صور ،به خاطر خدمتی که به ضد آن کرده بود ،مزدی نگرفتند. ۱۹بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من زمین مصر را به نبوکدنصر پادشاه بابل خواهم داد و او جمعیت آن را اسیر کرده ،غنیمت آن را خواهد برد و غنیمت آن را خواهد برد و این مزد لشکر او خواهد بود. ۲۰من سرزمین مصر را به خاطر زحماتی که کشیده است به او دادهام ،زیرا آنها برای من کار کردهاند ،خداوند متعال میفرماید. ۲۱در آن روز شاخ خاندان اسرائیل را شکوفا خواهم ساخت و دهانی به تو در میان ایشان خواهم داد تا بدانند که من یهوه هستم. فصل ۳۰ ۱کلم خداوند بار دیگر بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،نبوت کن و بگو :خداوند یهوه چنین میفرماید :ولوله کنید ،وای بر آن روز! ۳زیرا آن روز نزدیک است ،حتی روز خداوند نزدیک است ،روزی ابری؛ آن زمان ،زمان قومها خواهد بود. ۴و شمشیر بر مصر فرود خواهد آمد و درد عظیمی در حبشه حاکم خواهد شد ،هنگامی که کشتگان در مصر بیفتند و جمعیتش را ببرند و پایههایش ویران شود. ۵حبشه و لیبی و لیدیه و هم هه قومهای مختلف و کلب و مردمان سرزمین متحد ،با ایشان به شمشیر خواهند افتاد. ۶خداوند چنین میگوید« :آنانی که از مصر حمایت میکنند نیز خواهند افتاد و غرور قدرتش فرو خواهد ریخت .از برج سیان به شمشیر در آن خواهند افتاد ».این فرموده خداوندگار یهوه است. ۷و آنها در میان کشورهای ویران ،ویران خواهند شد و شهرهایش در میان شهرهای ویران ،ویران خواهند گردید. ۸و چون آتشی در مصر افروخته باشم و جمیع یارانش هلک شده باشند ،خواهند دانست که من یهوه هستم. ۹در آن روز ،فرستادگانی از جانب من با کشتیها بیرون خواهند رفت تا حبشیهای بیاحتیاطی را بترسانند و درد عظیمی مانند روز مصر بر ایشان وارد خواهد شد ،زیرا اینک ،آن روز فرا خواهد رسید. ۱۰خداوند یهوه چنین میگوید :من نیز جمعیت مصر را به دست نبوکدنصر پادشاه بابل نابود خواهم کرد. ۱۱او و قومش ،که دهشتناکترین قومها هستند ،برای ویران کردن زمین آورده خواهند شد .شمشیرهای خود را بر مصر خواهند کشید و زمین را از کشتگان پر خواهند ساخت. ۱۲و رودخانهها را خشک خواهم ساخت و زمین را به دست شریران خواهم فروخت و زمین و هر چه در آن است را به دست بیگانگان ویران خواهم ساخت .من که یهوه هستم ،این را گفتهام. ۱۳خداوند یهوه چنین میگوید :من بتها را نیز نابود خواهم کرد و تمثالهای آنها را از نوف نابود خواهم ساخت و دیگر هیچ حاکمی در سرزمین مصر نخواهد بود و ترسی در سرزمین مصر خواهم گذاشت. ۱۴و فتروس را ویران خواهم کرد و در صوعن آتش خواهم افروخت و در نمو داوریها خواهم نمود. ۱۵و خشم خود را بر سین ،که دژ مصر است ،خواهم ریخت ،و جمعیت نمو را منقطع خواهم ساخت. ۱۶و آتشی در مصر خواهم افروخت .سین درد شدیدی خواهد کشید ،و نو از هم خواهد پاشید ،و نوف هر روز در رنج و عذاب خواهد بود. ۱۷جوانان آون و فیبست به شمشیر خواهند افتاد و این شهرها به اسارت خواهند رفت. ۱۸در ت ل لح رفنلحیس نیز روز تاریک خواهد شد ،هنگامی که یوغهای مصر را در آنجا بشکنم و شکوه قدرتش در او پایان یابد .ابری او را خواهد پوشاند و دخترانش به اسارت خواهند رفت. ۱۹بدینسان من در مصر داوری خواهم کرد و آنها خواهند دانست که من یهوه هستم.
حزقیال
۲۰و در سال یازدهم ،در روز هفتم ماه اول ،واقع شد که کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲۱ای پسر انسان ،من بازوی فرعون ،پادشاه مصر را شکستهام و اینک آن را نخواهند بست تا شفا یابد ،و برای بستن آن ،غلتکی بگذارند تا آن را برای گرفتن شمشیر ،قوی سازند. ۲۲بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من به ضد فرعون پادشاه مصر هستم و بازوهای او را ،چه قوی و چه شکسته ،خواهم شکست و شمشیر را از دستش خواهم انداخت. ۲۳و مصریان را در میان امتها پراکنده خواهم ساخت و ایشان را در کشورها متفرق خواهم ساخت. ۲۴و من بازوهای پادشاه بابل را تقویت خواهم کرد و شمشیر خود را به دست او خواهم داد .اما بازوهای فرعون را خواهم شکست و او در برابر او نالهای همچون نالههای یک مجروح مهلک خواهد کرد. ۲۵اما من بازوهای پادشاه بابل را تقویت خواهم کرد و بازوهای فرعون فرو خواهد افتاد و هنگامی که شمشیر خود را به دست پادشاه بابل بدهم و او آن را بر سرزمین مصر دراز کند ،خواهند دانست که من یهوه هستم. ۲۶و مصریان را در میان امتها پراکنده خواهم ساخت و ایشان را در میان کشورها متفرق خواهم ساخت و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۳۱ ۱و در سال یازدهم ،در روز اول ماه سوم ،واقع شد که کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،به فرعون پادشاه مصر و به جمعیت او بگو :تو در بزرگی خود به چه کسی شباهت داری؟ ۳اینک آشور ،سروی بود در لبنان با شاخههای زیبا و سایهبان و قامتی بلند؛ و سرش در میان شاخههای انبوه بود. ۴آبها او را بزرگ ساختند ،ژرفا او را بال نشاند و نهرهایش گیاهانش را احاطه کرد و نهرهای کوچکش را به سوی همه درختان صحرا جاری ساخت. ۵از این رو ،قامت او از همه درختان صحرا بلندتر شد و شاخههایش بسیار گردید و شاخههایش به سبب کثرت آب ،چون رویید ،دراز گردید. ۶هم هه پرندگان آسمان در شاخههای او لنه ساختند و زیر شاخههای او هم هه حیوانات صحرا بچههای خود را زاییدند و زیر سای هه او هم هه ملتهای بزرگ ساکن شدند. ۷بدینگونه او در بزرگی و در درازای شاخههایش زیبا بود ،زیرا ریشهاش در آبهای فراوان بود. ۸سروهای باغ خدا نتوانستند او را پنهان کنند؛ درختان صنوبر مانند شاخههایش نبودند و درختان شاه بلوط مانند شاخههایش نبودند؛ و هیچ درختی در باغ خدا در زیبایی به او شباهت نداشت. ۹من او را به کثرت شاخههایش زیبا ساختم ،به طوری که تمام درختان عدن که در باغ خدا بودند ،به او حسادت میکردند. ۱۰بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :چونکه تو خود را بلند مرتبه گردانیدی و او سر خود را در میان شاخههای انبوه برافراشته است و دلش از بلندی خود مغرور گشته است. ۱۱پس او را به دست زورآور ا ممتها سپردم؛ البته با او عمل خواهد کرد .او را به سبب شرارتش بیرون راندم. ۱۲و غریبان ،یعنی ستمگران امتها ،او را بریده و ترک کردهاند .شاخههایش بر کوهها و در همه درهها افتاده و شاخههایش نزد همه نهرهای زمین شکسته شده است؛ و همه قومهای زمین از سایه او فرود آمده و او را ترک کردهاند. ۱۳بر ویرانهاش هم هه مرغان آسمان ساکن خواهند شد ،و هم هه حیوانات صحرا بر شاخههایش پناه خواهند گرفت. ۱۴تا هیچیک از درختان کنار آب ،خود را از بلندی ننمایند و سر خود را در میان شاخههای ضخیم بال نبرند ،و درختانشان در بلندی خود نایستند ،یعنی هم هه آنانی که آب مینوشند ،زیرا که هم هه ایشان به موت سپرده شدهاند ،به اسفل زمین ،در میان بنیآدم ،با آنانی که به هاویه فرو میروند. ۱۵خداوند یهوه چنین میگوید :در روزی که به گور فرو رفت ،سوگواری کردم .لجه را برایش پوشاندم و سیلبهایش را بازداشتم و آبهای عظیم متوقف شد .و لبنان را برای او سوگواری کردم و همه درختان صحرا برای او پژمرده شدند. ۱۶هنگامی که او را با آنان که به هاویه فرو میروند به جهنم فرو میاندازم ،امتها را از صدای سقوطش به لرزه درمیآورم .و جمیع درختان عدن ،برگزیدهترین و نیکوترین لبنان ،همه کسانی که آب مینوشند ،در اسفل زمین تسلی خواهند یافت. ۱۷ایشان نیز با او به جهنم فرود رفتند ،نزد آنان که با شمشیر کشته شدند ،و آنان که بازوی او بودند و در میان ا ممتها زیر سایهاش ساکن بودند. ۱۸در میان درختان عدن ،در جلل و عظمت به چه کسی شباهت داری؟ با این حال ،با درختان عدن به اسفل زمین سرنگون خواهی شد و در میان نامختونان با کشتهشدگان شمشیر خواهی خوابید .این است فرعون و تمامی جمعیت او ،خداوند یهوه میگوید. فصل ۳۲ ۱و در سال دوازدهم ،در روز اول ماه دوازدهم ،واقع شد که کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،برای فرعون پادشاه مصر مرثیه بخوان و به او بگو :تو مانند شیر ژیان امتها هستی و مانند نهنگی در دریاها میباشی و با نهرهایت بیرون آمدی و آبها را به پاهایت متلطم کردی و نهرهای آنها را گللود نمودی. ۳خداوند یهوه چنین میگوید« :بنابراین من دام خود را با گروهی از قومهای بسیار بر تو خواهم گسترانید و ایشان تو را در دام من خواهند کشید».
حزقیال
۴آنگاه تو را بر زمین رها خواهم کرد ،تو را بر صحرا خواهم افکند ،و همه پرندگان آسمان را بر تو ساکن خواهم ساخت ،و حیوانات تمام زمین را از تو سیر خواهم ساخت. ۵و من گوشت تو را بر کوهها خواهم گذاشت و درهها را از قد تو پر خواهم کرد. ۶و زمینی را که در آن شنا میکنی ،تا کوهها ،از خون تو سیراب خواهم کرد و نهرها از تو پر خواهند شد. ۷و هنگامی که تو را بیرون کنم ،آسمان را خواهم پوشاند و ستارگانش را تاریک خواهم ساخت؛ خورشید را با ابر خواهم پوشاند و ماه نور خود را نخواهد داد. ۸خداوند یهوه میگوید« :تمامی نورهای درخشان آسمان را بر تو تاریک خواهم ساخت و تاریکی را بر سرزمینت خواهم آورد». ۹هنگامی که تو را در میان ملتها و به کشورهایی که نشناختهای هلک کنم ،دل بسیاری از مردم را نیز آزرده خواهم ساخت. ۱۰آری ،من بسیاری از مردم را از تو شگفتزده خواهم کرد و پادشاهانشان به شدت از تو خواهند ترسید ،هنگامی که شمشیر خود را پیش رویشان به اهتزاز درآورم؛ و در روز سقوط تو ،هر لحظه ،هر کس برای جان خود ،خواهند لرزید. ۱۱زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :شمشیر پادشاه بابل بر تو فرود خواهد آمد. ۱۲به شمشیرهای زورمندان ،جمعیت تو را ،ای هم هه قومهای وحشتناک ،به زانو در خواهم آورد .ایشان شکوه مصر را ویران خواهند کرد و تمامی جمعیت آن نابود خواهند شد. ۱۳و تمامی حیوانات آن را از کنار آبهای عظیم هلک خواهم ساخت؛ دیگر پای انسان آنها را آزار نخواهد داد و سم حیوانات آنها را پریشان نخواهد ساخت. خداوندگار یهوه است. فرمودهی ساخت، خواهم جاری روغن مانند را رودخانههایشان و ساخت خواهم عمیق ۱۴آنگاه آبهایشان را ر ۱۵هنگامی که سرزمین مصر را ویران کنم و آن سرزمین از آنچه که از آن پر بود تهی شود ،هنگامی که همه ساکنان آن را نابود کنم، آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم. ۱۶این است مرثیهای که برای او خواهند خواند .دختران امتها برای او مرثیه خواهند خواند .آنها برای او مرثیه خواهند خواند ،یعنی برای مصر و برای تمامی جمعیتش ،خداوند یهوه میگوید. ۱۷و نیز در سال دوازدهم ،در روز پانزدهم ماه ،کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۸ای پسر انسان ،برای جمعیت مصر شیون کن و ایشان را ،حتی خود او را ،و دختران امتهای معروف را ،به اسفل زمین با آنانی که به هاویه فرو میروند ،بینداز. ۱۹از چه کسی در زیبایی عبور میکنی؟ پایین برو و با نامختونان همبستر شو. ۲۰ایشان در میان مقتولن شمشیر خواهند افتاد .او به شمشیر تسلیم شده است .او و تمامی جمعیتش را بکشید. نیرومندان جباران با آنان که به او یاری میرسانند ،از میان جهنم با او سخن خواهند گفت .ایشان فرو افتادهاند ،نامختون ،کشته شده با ۲۱ ر شمشیر. ۲۲آشور و تمامی جمعیتش آنجا هستند .قبرهای او گرداگردش است .هم هه ایشان کشته شده ،از شمشیر افتادهاند. ۲۳که قبرهای ایشان در کنارههای گودال قرار دارد و جماعت ایشان گرداگرد قبر ایشانند .جمیع ایشان مقتول و از شمشیری که در زمین زندگان وحشت ایجاد میکرد ،افتادهاند. ۲۴عیلم و تمامی جمعیتش گرداگرد قبرش هستند ،جمیع ایشان مقتول و افتاده از شمشیر ،که نامختون به اسفل زمین فرود رفتهاند ،که در زمین زندگان باعث هیبت ایشان بودند ،و با آنانی که به هاویه فرو میروند ،ننگ خود را متحمل شدهاند. ۲۵او را در میان کشتگان و تمامی جمعیتش بستری ساختهاند .قبرهایش گرداگرد اوست .هم هه ایشان نامختون و مقتول شمشیرند .اگرچه در سرزمین زندگان مای هه وحشت ایشان بود ،اما با آنان که به گودال فرو میروند ،شرمساری خود را متحمل شدهاند .او در میان کشتگان قرار داده شده است. ۲۶ماشک ،توبال و تمامی جمعیتشان آنجا هستند .قبرهایشان گرداگرد آنهاست .همگی نامختون ،کشته شده با شمشیر ،هرچند که در سرزمین زندگان باعث وحشت بودند. ۲۷و ایشان با زورمندانی که از نامختونان افتادهاند ،که با سلح جنگ خود به جهنم فرود آمدهاند ،نخواهند خوابید .و شمشیرهای خود را زیر سرهای ایشان نهادهاند ،بلکه گناهان ایشان بر استخوانهای ایشان خواهد بود ،هرچند که ایشان در زمین زندگان مایه وحشت زورمندان بودند. ۲۸آری ،در میان نامختونان شکسته خواهی شد و با مقتولن شمشیر خواهی خوابید. ۲۹آنجاست ادوم ،پادشاهانش و جمیع سرورانش ،که با قدرت خود به دست مقتولن شمشیر سپرده شدهاند .ایشان با نامختونان و آنان که به هاویه فرو میروند ،خواهند خوابید. ۳۰آنجا هستند سروران شمال ،جمیع ایشان ،و جمیع صیدونیان ،که با کشتگان فرو رفتهاند؛ از هیبت ایشان ،از قدرت خویش شرمندهاند؛ و با مقتولن شمشیر ،نامختون میخوابند ،و با آنان که به گودال فرو میروند ،متحمل شرمساری خود میباشند. ۳۱فرعون آنها را خواهد دید و درباره تمامی جمعیت خود تسلی خواهد یافت ،زیرا فرعون و تمامی لشکرش به شمشیر کشته شدهاند، خداوند یهوه میگوید. ۳۲زیرا من در سرزمین زندگان وحشت ایجاد کردهام .و او ،یعنی فرعون و تمامی جمعیتش ،در میان نامختونان با کشتهشدگان شمشیر دفن خواهند شد ،فرمودهی خداوند یهوه. فصل ۳۳ ۱بار دیگر کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت:
حزقیال
۲ای پسر انسان ،با پسران قوم خود سخن بگو و به ایشان بگو :هنگامی که شمشیر را بر سرزمینی فرود آورم ،اگر مردم آن سرزمین مردی را از سرزمین خود بگیرند و او را به عنوان دیدهبان خود تعیین کنند، ۳اگر ببیند که شمشیر بر سرزمینی فرود میآید ،شیپور را مینوازد و مردم را آگاه میکند. ۴پس هر که صدای شیپور را بشنود و متنبه نشود ،اگر شمشیر بیاید و او را ببرد ،خونش بر گردن خودش خواهد بود. ۵او صدای شیپور را شنید و هشدار را نپذیرفت؛ خونش بر خودش خواهد بود .اما کسی که هشدار را بپذیرد ،جان خود را نجات خواهد داد. ۶اما اگر دیدهبان شمشیر را ببیند و شیپور را ندمد و مردم هشدار داده نشوند ،اگر شمشیر بیاید و کسی را از میان ایشان ببرد ،آن شخص به گناه خود گرفتار شده است ،اما خون او را از دست دیدهبان خواهم طلبید. ۷پس تو ای پسر انسان ،من تو را برای خاندان اسرائیل به دیدهبانی تعیین کردهام ،تا کلم را از دهان من بشنوی و ایشان را از جانب من هشدار دهی. ۸وقتی به مرد شریر بگویم ،ای مرد شریر ،مطمئنا ا خواهی مرد؛ اگر تو سخن نگویی تا آن مرد شریر را از راهش بازداری ،آن مرد شریر در گناه خود خواهد مرد؛ اما خون او را از دست تو خواهم خواست. ۹با این حال ،اگر تو شریر را از راهش برحذر داری تا از آن بازگردد ،اگر او از راه خود برنگردد ،در گناه خود خواهد مرد ،اما تو جان خود را نجات دادهای. ۱۰بنابراین ،ای پسر انسان ،به خاندان اسرائیل چنین بگو :شما چنین میگویید :اگر تقصیرها و گناهان ما بر دوش ما باشد و در آنها فرسوده شویم ،چگونه زنده خواهیم ماند؟ ۱۱به ایشان بگو :خداوند یهوه میفرماید :به حیات خودم قسم که من از مرگ شریر خوش نیستم ،بلکه از این خوش هستم که شریر از راه خود بازگشت کند و زنده بماند .بازگشت کنید ،از راههای بد خود بازگشت کنید ،زیرا ای خاندان اسرائیل ،برای چه بمیرید؟ :پارسایی مرد پارسا در روزی که گناه کند ،او را رهایی نخواهد بخشید .و ۱۲بنابراین ،تو ای پسر انسان ،به فرزندان قوم خود بگو ر شرارت مرد شریر ،در روزی که از شرارت خود بازگردد ،به سبب آن سقوط نخواهد کرد .و مرد پارسا در روزی که گناه کند ،به سبب پارسایی خود زنده نخواهد ماند. ۱۳هنگامی که به مرد پارسا بگویم که البته زنده خواهد ماند ،اگر او به پارسایی خود توکل کند و گناه ورزد ،تمام پارساییهایش به یاد آورده نخواهد شد ،بلکه به سبب گناهی که مرتکب شده است ،به سبب آن خواهد مرد. ۱۴و نیز وقتی به شریر بگویم که هر آینه خواهی مرد ،اگر از گناه خود بازگشت کند و آنچه را که مشروع و درست است انجام دهد، ۱۵اگر شریر گرو را پس دهد ،آنچه را که دزدیده بود پس دهد ،به فرایض حیات سلوک کند و مرتکب گناه نشود ،او البته زنده خواهد ماند و نخواهد مرد. ۱۶هیچ یک از گناهانی که مرتکب شده است به او گفته نخواهد شد ،زیرا او آنچه را که مشروع و درست است انجام داده است ،پس او البته زنده خواهد ماند. ۱۷اما پسران قوم تو میگویند« :راه خداوند عادلنه نیست ».اما خودشان میگویند« :راهشان عادلنه نیست». ۱۸هنگامی که مرد عادل از عدالت خود برگردد و مرتکب گناه شود ،به سبب آن خواهد مرد. ۱۹اما اگر شریر از شرارت خود بازگشت کند و آنچه را که قانونی و درست است انجام دهد ،از این طریق زنده خواهد ماند. ۲۰اما شما میگویید« :راه خداوند عادلنه نیست ».ای خاندان اسرائیل ،من هر یک از شما را مطابق راههایش داوری خواهم کرد. ۲۱و در دوازدهمین سال اسارت ما ،در روز پنجم ماه دهم ،آن کسی که از اورشلیم فرار کرده بود ،نزد من آمد و گفت« :شهر فتح شده است». ۲۲شامگاهان ،پیش از آنکه آن که نجات یافته بود بیاید ،دست خداوند بر من فرود آمد و دهان مرا گشود تا بامدادان که او نزد من آمد و دهانم گشوده شد و دیگر گنگ نبودم. ۲۳آنگاه کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲۴ای پسر انسان ،ساکنان آن خرابههای زمین اسرائیل میگویند :ابراهیم یکی بود و این زمین را به ارث برد ،اما ما بسیاریم و این زمین به ما به میراث داده شده است. ۲۵پس به ایشان بگو :خداوند یهوه چنین میگوید :شما با خون میخورید و چشمان خود را به سوی بتهای خود برمیافرازید و خون میریزید، پس آیا زمین را به تصرف خواهید آورد؟ ۲۶شما بر شمشیر خود ایستادهاید ،مرتکب رجاسات میشوید و هر کس زن همسایه خود را نجس میسازد .آیا میخواهید زمین را تصاحب کنید؟ ۲۷به ایشان چنین بگو ،خداوند یهوه چنین میفرماید :به حیات خودم قسم که آنان که در بیابانند به شمشیر خواهند افتاد و آنان که در صحرا هستند به خوراک حیوانات خواهم سپرد و آنان که در قلعهها و غارها هستند از وبا خواهند مرد. ۲۸زیرا من این سرزمین را ویرانترین و متروکترین خواهم ساخت ،و شکوه و جللش از بین خواهد رفت ،و کوههای اسرائیل چنان ویران خواهند شد که هیچکس از آنها عبور نخواهد کرد. ۲۹آنگاه خواهند دانست که من یهوه هستم ،هنگامی که زمین را به سبب همه رجاساتی که ایشان مرتکب شدهاند ،ویرانترین ویرانه گردانیده باشم. ۳۰و تو ای پسر انسان ،بنیاسرائیل قوم تو هنوز نزد دیوارها و درهای خانهها بر ضد تو سخن میگویند و با یکدیگر ،هر کس با برادر خود ،سخن گفته ،میگویند :بیا و بشنو که از جانب خداوند چه کلمی صادر میشود. ۳۱و ایشان نزد تو میآیند ،چنانکه قوم میآیند ،و در حضور تو مینشینند ،چنانکه قوم من میآیند ،و سخنان تو را میشنوند ،اما به آنها عمل نمیکنند ،زیرا به زبان خود محبت بسیار نشان میدهند ،اما دلشان در پی طمع است.
حزقیال
۳۲و اینک ،تو برای ایشان چون سرودی بسیار دلنشین از کسی هستی که آوازی خوش دارد و خوب مینوازد ،زیرا سخنان تو را میشنوند، اما به آنها عمل نمیکنند. ۳۳و چون این واقع شود( ،اینک ،واقع خواهد شد) ،آنگاه خواهند دانست که پیامبری در میان ایشان بوده است. فصل ۳۴ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،علیه شبانان اسرائیل نبوت کن ،نبوت کن و به ایشان بگو :خداوند یهوه به شبانان چنین میگوید :وای بر شبانان اسرائیل که خویشتن را میچرانند !آیا شبانان نباید گلهها را بچرانند؟ ۳شما چربی میخورید و پشم میپوشید ،پروارندگان را میکشید ،اما گله را نمیچرانید. ۴بیماران را تقویت نکردید ،بیمار را شفا ندادید ،شکسته را نشکستید ،رانده شده را پس نیاوردید ،گمشده را نطلبیدید ،بلکه با زور و ظلم بر آنها حکومت کردید. ۵و پراکنده شدند زیرا شبانی نیست و چون پراکنده شدند ،خوراک همه حیوانات صحرا گشتند. ۶گوسفندان من در همه کوهها و بر هر تپه بلند سرگردان شدند .آری ،گله من بر روی تمام زمین پراکنده شد و کسی آنها را جستجو و جستجو نکرد. ۷بنابراین ،ای شبانان ،کلم خداوند را بشنوید! ۸خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم ،زیرا گله من طعمه شد و گله من خوراک همه حیوانات صحرا گردید ،زیرا شبانی نبود و شبانان من گله مرا جستجو نکردند ،بلکه شبانان خود را سیر کردند و گله مرا نچراندند. ۹بنابراین ،ای شبانان ،کلم خداوند را بشنوید! ۱۰خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من به ضد شبانان هستم و گله خود را از دست ایشان باز خواهم داشت و ایشان را از چراندن گله باز خواهم داشت و شبانان دیگر خود را نخواهند چرانید زیرا گله خود را از دهان ایشان رهایی خواهم داد تا برای ایشان خوراک نباشند. ۱۱زیرا خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من ،من ،گوسفندان خود را جستجو خواهم کرد و آنها را خواهم جست. ۱۲چنانکه چوپانی در میان گوسفندان پراکندهاش به دنبال گلهاش میگردد ،من نیز گوسفندانم را جستجو خواهم کرد و آنها را از هر جایی که در روز ابری و تاریک پراکنده شدهاند ،رهایی خواهم بخشید. ۱۳و ایشان را از میان قومها بیرون خواهم آورد و از کشورها جمع خواهم کرد و به سرزمین خودشان خواهم آورد و ایشان را بر کوههای اسرائیل نزد نهرها و در هم هه آبادیهای کشور خواهم چرانید. ۱۴من آنها را در چراگاه نیکو خواهم چراند ،و چراگاه ایشان بر کوههای بلند اسرائیل خواهد بود .آنجا در چراگاه نیکو خواهند خوابید ،و در چراگاه حاصلخیز بر کوههای اسرائیل خواهند چرید. ۱۵من گله خود را خواهم چرانید و آنها را خواهم خوابانید ،خداوند یهوه میگوید. ۱۶من گمشدهها را خواهم جست و راندهشدگان را باز خواهم آورد و شکستهها را خواهم بست و بیماران را تقویت خواهم کرد .اما فربهها و نیرومندان را نابود خواهم کرد و ایشان را با انصاف سیر خواهم نمود. ۱۷و اما در مورد شما ای گله من ،خداوند یهوه چنین میگوید :اینک من در میان گاو و گاو ،در میان قوچها و بزهای نر داوری میکنم. ۱۸آیا برای شما چیز کوچکی است که چراگاه نیکو را خورده باشید ،اما باید باقیمانده چراگاه خود را با پاهایتان پایمال کنید؟ و از آبهای عمیق بنوشید ،اما باید باقیمانده را با پاهایتان گللود کنید؟ ۱۹و اما گله من ،آنچه را که شما با پاهایتان پایمال کردهاید ،میخورند و آنچه را که با پاهایتان گللود کردهاید ،مینوشند. ۲۰بنابراین خداوند یهوه به ایشان چنین میگوید :اینک من ،من ،در میان گاوان چاق و گاوان لغر داوری خواهم کرد. ۲۱زیرا شما با پهلو و شانه خود هجوم آوردید و همه بیماران را با شاخهای خود راندید ،تا جایی که آنها را پراکنده کردید. ۲۲بنابراین من گله خود را نجات خواهم داد و دیگر آنها طعمه نخواهند شد و من بین گاو و گاو داوری خواهم کرد. ۲۳و من یک شبان بر ایشان خواهم گماشت که ایشان را بچراند ،یعنی بندهام داود را؛ او ایشان را خواهد چرانید و او شبان ایشان خواهد بود. ۲۴و من ،یهوه ،خدای ایشان خواهم بود ،و بندهام داوود ،رئیس ایشان؛ من ،یهوه ،این را گفتهام. ۲۵و من با ایشان عهد صلح خواهم بست و حیوانات موذی را از زمین نابود خواهم کرد و ایشان در بیابان با امنیت ساکن خواهند شد و در جنگلها خواهند خوابید. ۲۶و ایشان و اطراف کوه خود را مایه برکت خواهم ساخت و باران را در موسمش خواهم بارید و بارشهای برکت خواهد بود. ۲۷و درختان صحرا میوه خود را خواهند داد و زمین محصول خود را خواهد داد و ایشان در زمین خود ایمن خواهند بود و چون بندهای یوغ ایشان را بشکنم و ایشان را از دست بندگانشان رهایی دهم ،خواهند دانست که من یهوه هستم. ۲۸و دیگر ایشان طعمهی ا ممتها نخواهند شد و حیوانات صحرا ایشان را نخواهند خورد ،بلکه در امنیت ساکن خواهند بود و کسی ایشان را نخواهد ترساند. ۲۹و من برای ایشان نهالی از نام و آوازه خواهم رویانید ،و دیگر در زمین از گرسنگی تلف نخواهند شد ،و دیگر متحمل شرمندگی ا ممتها نخواهند گردید. ۳۰پس خداوند یهوه میگوید« :بدین سان خواهند دانست که من یهوه ،خدای ایشان ،با ایشان هستم و ایشان ،یعنی خاندان اسرائیل ،قوم من هستند». ۳۱و شما ای گله من ،ای گله مرتع من ،انسان هستید و من خدای شما هستم ،فرموده خداوند یهوه.
حزقیال
فصل ۳۵ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،روی خود را به سوی کوه سعیر بدار و علیه آن نبوت کن، ۳و به آن بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :ای کوه سعیر ،من علیه تو هستم و دست خود را علیه تو دراز میکنم و تو را ویران و نابود خواهم ساخت. ۴شهرهایت را ویران خواهم کرد و ویران خواهی شد ،و خواهی دانست که من یهوه هستم. ۵زیرا که تو کین هه دائمی داشتی و خون بنیاسرائیل را در زمان مصیبت ایشان ،در زمانی که گناهشان به پایان رسیده بود ،به زور شمشیر ریختی. ۶بنابراین ،خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که تو را برای خون آماده خواهم کرد و خون تو را تعاقب خواهد نمود .اگر از خون نفرت نداشتی ،خون نیز تو را تعاقب خواهد کرد. ۷بدینسان کوه سعیر را ویرانترین خواهم ساخت و هر که را که میرود و هر که برمیگردد از آن منقطع خواهم ساخت. ۸و کوههایش را از کشتگانش پر خواهم کرد .در تپهها و درهها و هم هه رودخانههایت ،کشتهشدگان شمشیر خواهند افتاد. ۹تو را به ویرانههای ابدی تبدیل خواهم کرد ،و شهرهایت دیگر هرگز آباد نخواهند شد ،و آنگاه خواهی دانست که من یهوه هستم. ۱۰زیرا گفتی این دو قوم و این دو کشور از آن من خواهند بود و ما آن را به تصرف خواهیم آورد ،در حالی که خداوند در آنجا بود. ۱۱بنابراین ،خداوند یهوه میگوید :به حیات خودم قسم که موافق خشم و حسادت تو که از روی نفرت نسبت به ایشان به کار بردهای عمل خواهم کرد و هنگامی که تو را داوری کرده باشم ،خود را در میان ایشان آشکار خواهم ساخت. ۱۲و خواهی دانست که من یهوه هستم و تمامی کفرهای تو را که به کوههای اسرائیل گفتی ،شنیدهام و گفتهای که ویران شدهاند و به ما سپرده شدهاند تا آنها را نابود کنیم. ۱۳بدینسان با دهانتان بر من فخر کردید و سخنانتان را بر من بسیار نمودید ،و من آنها را شنیدم. ۱۴خداوند یهوه چنین میگوید :هنگامی که تمامی زمین شادی کند ،تو را ویران خواهم ساخت. ۱۵چنانکه تو از میراث خاندان اسرائیل به سبب ویرانیاش شادمان شدی ،من نیز با تو چنین خواهم کرد .ای کوه سعیر ،تو و ای تمامی ادومیه ،یعنی تمامی آن ،ویران خواهید شد و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۳۶ ۱و تو ای پسر انسان ،به کوههای اسرائیل نبوت کن و بگو :ای کوههای اسرائیل ،کلم خداوند را بشنوید! آن ماست. ۲خداوند یهوه چنین میگوید :چون دشمن درباره شما گفته است که هه ،حتی مکانهای بلند باستانی از ر ۳بنابراین نبوت کن و بگو :خداوند متعال چنین میفرماید« :چون شما را ویران کردهاند و از هر طرف بلعیدهاند تا شما میراثی برای بقی هه ا ممتها باشید ،و شما در میان مردم سخنور شدهاید و مای هه ننگ قوم گشتهاید». ۴بنابراین ،ای کوههای اسرائیل ،کلم خداوند متعال را بشنوید :خداوند متعال به کوهها و تپهها ،به رودخانهها و درهها ،به ویرانههای ویران و به شهرهای متروک که طعمه و مایه تمسخر بقیه قومهای اطراف شدهاند ،چنین میگوید: ۵بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید« :یقینا ا در آتش غیرت خود علیه بقیه امتها و علیه تمامی ادومیه سخن گفتهام که سرزمین مرا با شادی تمام دل خود و با کینه توزی به تصرف خود درآوردهاند تا آن را به غنیمت بگیرند». نبوت کن و به کوهها و تپهها و رودخانهها و درهها بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :اینک من در غیرت ۶پس درباره سرزمین اسرائیل م و خشم خود سخن گفتهام ،زیرا شما متحمل ننگ امتها شدهاید. ۷بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید :من دست خود را برافراشتم که ا ممتهایی که اطراف شما هستند ،به یقین شرمساری خود را متحمل خواهند شد. ۸اما شما ،ای کوههای اسرائیل ،شاخههایتان را خواهید رویانید و میوهتان را برای قوم من اسرائیل خواهید آورد ،زیرا ایشان بزودی خواهند آمد. ۹زیرا اینک من با شما هستم و به سوی شما روی خواهم آورد و شما شخم زده و کاشته خواهید شد. ۱۰و من بر شما مردان را خواهم افزود ،یعنی تمامی خاندان اسرائیل ،یعنی تمامی آن را .و شهرها مسکون خواهند شد و خرابهها آباد خواهند گردید. ۱۱و من انسان و حیوان را بر شما زیاد خواهم کرد و آنها بارور شده و میوه خواهند داد و شما را پس از سرزمینهای قدیمیتان ساکن خواهم کرد و با شما بهتر از زمانی که آغاز کردید ،رفتار خواهم کرد و خواهید دانست که من یهوه هستم. ۱۲آری ،من مردمان ،یعنی قوم خود اسرائیل را بر تو راه خواهم داد؛ و ایشان تو را به تصرف خواهند آورد ،و تو میراث ایشان خواهی بود ،و دیگر ایشان را از مردمان بیبهره نخواهی ساخت. ۱۳خداوند یهوه چنین میگوید« :چون به تو میگویند که تو زمین مردمان را میبلعی و قومهای خود را بیخانمان کردهای». ۱۴بنابراین خداوند یهوه میگوید :دیگر مردم را نخواهی بلعید و قومهای خود را دیگر بیخانمان نخواهی کرد. ۱۵و دیگر باعث نخواهم شد که مردم در تو رسوایی ا ممتها را بشنوند ،و دیگر متحمل سرزنش قومها نخواهی شد ،و دیگر باعث نخواهی شد که ا ممتهایت سقوط کنند ،خداوند یهوه میگوید. ۱۶و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۱۷ای پسر انسان ،هنگامی که خاندان اسرائیل در سرزمین خود ساکن بودند ،آن را به راهها و اعمال خود نجس ساختند .راههای ایشان زن بیسرپرست بود. در نظر من مانند ناپاکی ر
حزقیال
۱۸بنابراین ،به سبب خونی که بر زمین ریخته بودند و به سبب بتهایشان که آن را به آنها نجس ساخته بودند ،خشم خود را بر ایشان ریختم. ۱۹و ایشان را در میان امتها پراکنده ساختم و در کشورها پراکنده شدند .بر وفق راهها و کردارهایشان بر ایشان داوری نمودم. ۲۰و چون به میان امتهایی که به آنجا میرفتند داخل شدند ،نام مقدس مرا بیحرمت ساختند ،چون به ایشان گفتند که اینها قوم خداوند هستند و از سرزمین او بیرون رفتهاند. ۲۱اما من بر نام مقدس خود که خاندان اسرائیل آن را در میان امتهایی که به آنجا میرفتند ،بیحرمت کرده بودند ،رحم کردم. ۲۲بنابراین به خاندان اسرائیل بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :ای خاندان اسرائیل ،من این را نه به خاطر شما ،بلکه به خاطر نام مقدس خود انجام میدهم که شما آن را در میان امتهایی که به آنجا رفتهاید ،بیحرمت ساختهاید. ۲۳و نام عظیم خود را که در میان امتها بیحرمت شده بود ،و شما آن را در میان ایشان بیحرمت ساختهاید ،تقدیس خواهم کرد؛ و خداوند یهوه میگوید :هنگامی که در حضور ایشان در شما تقدیس شوم ،امتها خواهند دانست که من یهوه هستم. ۲۴زیرا شما را از میان امتها خواهم گرفت و از جمیع کشورها جمع خواهم کرد و به سرزمین خودتان خواهم آورد. ۲۵آنگاه آب پاک بر شما خواهم پاشید و پاک خواهید شد :شما را از تمام نجاساتتان و از تمام بتهایتان پاک خواهم کرد. ۲۶و دلی تازه به شما خواهم داد و روحی تازه در اندرون شما خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد شما دور کرده ،دلی گوشتین به شما خواهم داد. ۲۷و روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید ،و شما احکام مرا نگاه داشته ،آنها را به جا خواهید آورد. ۲۸و شما در سرزمینی که به پدرانتان دادم ،ساکن خواهید شد و قوم من خواهید بود و من خدای شما خواهم بود. ۲۹و شما را از هم هه پلیدیهایتان نجات خواهم داد و غله را خواهم کاشت و آن را افزایش خواهم داد و دیگر قحطی بر شما نخواهم آورد. ۳۰و میوه درختان و محصول زمین را فراوان خواهم کرد ،تا دیگر در میان امتها مورد سرزنش قحطی قرار نگیرید. ۳۱آنگاه راههای زشت خود و اعمال ناپسند خود را به یاد خواهید آورد ،و به سبب گناهان و کراهتهایتان ،خود را در نظر خودتان مکروه خواهید داشت. ۳۲خداوند یهوه میگوید« :این را به خاطر شما نمیکنم ،بدانید که ای خاندان اسرائیل ،به سبب راههای خود شرمنده و رسوا شوید». ۳۳خداوند یهوه چنین میگوید :در روزی که شما را از تمام گناهانتان پاک کرده باشم ،شما را در شهرها ساکن خواهم ساخت و خرابهها آباد خواهند شد. ۳۴و زمین ویران ،که در نظر همه رهگذران ویران مانده بود ،شخم زده خواهد شد. ۳۵و خواهند گفت :این زمینی که ویران بود ،مانند باغ عدن شده است و شهرهای ویران و متروک و ویران ،حصاردار و مسکون شدهاند. ۳۶آنگاه قومهایی که در اطراف شما باقی ماندهاند ،خواهند دانست که من یهوه ،خرابهها را بنا میکنم و ویرانهها را غرس میکنم .من یهوه گفتهام و آن را به عمل خواهم آورد. ۳۷خداوند یهوه چنین میگوید« :برای این کار ،خاندان اسرائیل بار دیگر از من خواهند پرسید تا این کار را برایشان انجام دهم؛ من ایشان را مانند گله ،به تعداد مردان زیاد خواهم کرد». ۳۸همچون گله مقدس ،همچون گله اورشلیم در اعیاد مقدسش ،همچنان شهرهای ویران از گلههای آدمیان پر خواهند شد و ایشان خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۳۷ ۱دست خداوند بر من فرود آمد و مرا در روح خداوند بیرون برد و در میان درهای که پر از استخوان بود ،قرار داد. ۲و مرا از هر طرف از کنار آنها گذرانید؛ و اینک ،در وادی بسیار زیاد بودند؛ و اینک ،بسیار خشک بودند. ۳و او به من گفت« :ای پسر انسان ،آیا این استخوانها زنده میشوند؟ »و من پاسخ دادم« :ای خداوند یهوه ،تو میدانی». ۴او دوباره به من گفت« :بر این استخوانها نبوت کن و به آنها بگو :ای استخوانهای خشک ،کلم خداوند را بشنوید». ۵خداوند یهوه به این استخوانها چنین میگوید :اینک من روح به شما داخل خواهم کرد و زنده خواهید شد. ۶و رگ و پی بر شما خواهم نهاد و گوشت بر شما خواهم آورد و شما را با پوست خواهم پوشاند و در شما روح خواهم نهاد تا زنده شوید و خواهید دانست که من یهوه هستم. ۷پس چنانکه مأمور شدم ،نبوت کردم .و چون نبوت میکردم ،صدایی آمد و اینک لرزشی پدید آمد و استخوانها به هم پیوستند ،استخوانی به استخوانش. ۸و چون نگریستم ،اینک رگ و پی و گوشت بر آنها برآمده و پوست ،آنها را از بال پوشانده بود ،اما در آنها روحی نبود. ۹آنگاه به من گفت« :ای پسر انسان ،بر باد نبوت کن و به باد بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :ای روح ،از چهار باد بیا و بر این کشتگان بدم تا زنده شوند». ۱۰پس چنانکه او به من فرمان داده بود ،نبوت کردم و روح به آنها درآمد و زنده شدند و بر پایهای خود ایستادند و لشکری بسیار عظیم تشکیل دادند. ۱۱آنگاه او به من گفت« :ای پسر انسان ،این استخوانها تمامی خاندان اسرائیل هستند .اینک میگویند :استخوانهای ما خشک شده و امید ما از بین رفته است و ما از هم جدا شدهایم». ۱۲بنابراین نبوت کن و به ایشان بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :ای قوم من ،من قبرهای شما را خواهم گشود و شما را از قبرهایتان بیرون خواهم آورد و به سرزمین اسرائیل خواهم آورد. ۱۳و ای قوم من ،هنگامی که قبرهای شما را بگشایم و شما را از قبرهایتان بیرون بیاورم ،خواهید دانست که من یهوه هستم.
حزقیال
۱۴و روح خود را در شما خواهم نهاد تا زنده شوید و شما را در سرزمین خودتان ساکن خواهم کرد .آنگاه خواهید دانست که من ،یهوه، این را گفتهام و به انجام رساندهام ،فرمودهی خداوند است. ۱۵کلم خداوند بر من نازل شد و گفت: ۱۶و تو ای پسر انسان ،یک عصا برای خود بگیر و بر آن بنویس برای یهودا و برای بنیاسرائیل یارانش .سپس عصای دیگری بگیر و بر آن بنویس برای یوسف ،عصای افرایم و برای تمامی خاندان اسرائیل یارانش. ۱۷و آنها را به یکدیگر در یک عصا متصل کن ،و آنها در دست تو یکی خواهند شد. ۱۸و چون پسران قوم تو به تو خطاب کرده ،گویند :آیا به ما نمیگویی که از این کارها مقصودت چیست؟ ۱۹به ایشان بگو خداوند یهوه چنین میفرماید :اینک من عصای یوسف را که در دست افرایم است و اسباط اسرائیل را که رفقای او هستند خواهم گرفت و آنها را با او ،یعنی با عصای یهودا ،خواهم نهاد و آنها را یک عصا خواهم ساخت و در دست من یک خواهند شد. ۲۰و عصاهایی که بر آنها مینویسی ،در دست تو ،در برابر چشمان ایشان باشد. ۲۱و به ایشان بگو :خداوند یهوه چنین میفرماید :اینک من بنیاسرائیل را از میان ا ممتهایی که به آنجا رفتهاند ،خواهم گرفت و ایشان را از هر طرف جمع خواهم کرد و ایشان را به سرزمین خودشان خواهم آورد. ۲۲و ایشان را در زمین بر کوههای اسرائیل یک امت خواهم ساخت ،و یک پادشاه بر همه ایشان سلطنت خواهد کرد و دیگر دو امت نخواهند بود ،و دیگر به دو مملکت تقسیم نخواهند شد. ۲۳و دیگر خود را با بتهایشان ،و با چیزهای نفرتانگیزشان ،و با هیچ یک از گناهانشان نجس نخواهند کرد ،بلکه من آنها را از تمام مسکنهایشان که در آنها گناه کردهاند نجات خواهم داد و آنها را پاک خواهم کرد .پس آنها قوم من خواهند بود و من خدای آنها خواهم بود. ۲۴و بنده من داود بر ایشان پادشاه خواهد بود و جمیع ایشان یک شبان خواهند داشت و به احکام من سلوک خواهند نمود و فرایض مرا نگاه داشته ،آنها را بجا خواهند آورد. ۲۵و در زمینی که به بندهام یعقوب دادهام ،که پدران شما در آن ساکن بودهاند ،ساکن خواهند شد؛ و ایشان و فرزندانشان و فرزندان فرزندانشان تا ابد در آن ساکن خواهند بود؛ و بندهام داوود تا ابد رئیس ایشان خواهد بود. ۲۶و من با ایشان عهد سلمتی خواهم بست؛ این عهدی جاودانی با ایشان خواهد بود؛ و ایشان را در جای خود قرار داده ،بر ایشان خواهم افزود ،و معبد خود را تا ابد در میان ایشان قرار خواهم داد. ۲۷خیمه من نیز با ایشان خواهد بود .آری ،من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من. ۲۸و امتها خواهند دانست که من یهوه ،اسرائیل را تقدیس میکنم ،هنگامی که قمدس من تا ابد در میان ایشان خواهد بود. فصل ۳۸ ۱و کلم خداوند بر من نازل شده ،گفت: ۲ای پسر انسان ،نظر خود را بر جوج ،سرزمین ماجوج ،رئیس زمامداران ماشک و توبال ،بدار و علیه او نبوت کن. ۳و بگو خداوند یهوه چنین میفرماید :اینک من به ضد تو هستم ای جوج ،رئیس سالر ماشک و توبال. ۴و تو را برمیگردانم و قلبها را در چانهات میگذارم و تو و تمامی لشکرت را ،اسبان و سواران را که همگی به انواع زرهها ملبسند، گروهی عظیم با سپر و سپربانان ،که همگی شمشیر به دست دارند ،بیرون میآورم. ۵فارس ،حبشه و لیبی با ایشان؛ همه ایشان با سپر و کلهخود. ۶جومر و تمامی لشکرش؛ خاندان تو لجر لمه از نواحی شمالی و تمامی لشکرش؛ و قومهای بسیار با تو. ۷آماده باش و برای خود و تمامی جمعیتی که نزد تو گرد آمدهاند ،آماده باش و نگهبان ایشان باش. ۸پس از روزهای بسیار ،از تو تفقد خواهد شد .در سالهای آخر ،به سرزمینی خواهی آمد که از شمشیر بازگردانده شده و از میان قومهای بسیار ،در برابر کوههای اسرائیل که همیشه ویران بودهاند ،گرد آمده است .اما از میان امتها بیرون آورده شده و همگی در امنیت ساکن خواهند شد. ۹تو و تمام لشکرت و قومهای بسیاری که با تو هستند ،مانند طوفان برخواهید خاست و مانند ابری زمین را خواهید پوشانید. ۱۰خداوند یهوه چنین میگوید« :و نیز واقع خواهد شد که در آن زمان چیزهایی به خاطرت خطور خواهد کرد و فکر پلیدی خواهی نمود. ۱۱و تو خواهی گفت« :من به سرزمین روستاهای بیحصار خواهم رفت؛ من به سوی آنانی خواهم رفت که در آسایشند و در امنیت ساکنند ،آنانی که بیدیوارند و نه پشتبند دارند و نه دروازه، ۱۲تا غنیمتی به دست آوری و غنیمتی به دست آوری ،و دست خود را بر ویرانههایی که اکنون مسکون شدهاند ،و بر مردمی که از میان امتها گرد آمدهاند ،بگردانی ،که مواشی و اموال به دست آوردهاند و در میان زمین ساکنند. ۱۳رشبا و دردان و بازرگانان ت لرشیش با همه شیرمردانشان به تو خواهند گفت :آیا برای بردن غنیمت آمدهای؟ آیا جمعیت خود را برای گرفتن غنیمت جمع کردهای؟ تا نقره و طل ببری ،تا گاو و اموال ببری ،تا غنیمت عظیمی ببری؟ ۱۴بنابراین ،ای پسر انسان ،نبوت کن و به جوج بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :در روزی که قوم من اسرائیل در امنیت ساکن باشند، آیا تو نخواهی فهمید؟ ۱۵و تو از مکان خود از نواحی شمال خواهی آمد ،تو و قومهای بسیار همراهت ،که همگی ایشان سوار بر اسبان ،گروهی عظیم و لشکری نیرومند هستند. ۱۶و تو مانند ابری بر قوم من اسرائیل خواهی آمد تا زمین را بپوشانی؛ این در روزهای آخر خواهد بود و من تو را بر سرزمین خود خواهم آورد تا امتها مرا بشناسند ،هنگامی که من در تو ،ای جوج ،در برابر چشمان ایشان تقدیس شوم. ۱۷خداوند یهوه چنین میگوید :آیا تو آن کسی هستی که در زمانهای قدیم به وسیل هه بندگانم ،انبیای اسرائیل ،که در آن ایام سالهای بسیار نبوت کردند که تو را بر ایشان خواهم آورد ،درباره تو سخن گفتم؟
حزقیال
۱۸و خداوند یهوه میگوید :در همان زمانی که جوج به سرزمین اسرائیل حمله کند ،خشم من به پیشانیام خواهد رسید. ۱۹زیرا در غیرت و آتش خشم خود گفتهام که یقینا ا در آن روز لرزهای عظیم در سرزمین اسرائیل رخ خواهد داد. ۲۰آنگاه ماهیان دریا و پرندگان آسمان و حیوانات صحرا و همه خزندگانی که بر زمین میخزند و همه مردمانی که بر روی زمینند ،از حضور من خواهند لرزید و کوهها سرنگون خواهند شد و تپهها فرو خواهند ریخت و هر دیواری به زمین خواهد افتاد. ۲۱و خداوند یهوه میگوید :من در تمامی کوههای خود شمشیری بر ضد او خواهم خواند .شمشیر هر کس بر ضد برادرش خواهد بود. ۲۲و من با وبا و خون علیه او اقامه دعوی خواهم کرد؛ و بر او و بر لشکرش و بر قوم بسیاری که با او هستند ،باران سیلسا و تگرگهای سخت و آتش و گوگرد خواهم بارانید. ۲۳بدینسان خود را بزرگ و تقدیس خواهم کرد و در نظر بسیاری از ملتها شناخته خواهم شد و خواهند دانست که من یهوه هستم. فصل ۳۹ نبوت کن و بگو :خداوند متعال چنین میفرماید :ای جوج ،رئیس اعظم ماشک و توبال ،من علیه تو ۱بنابراین ،تو ای پسر انسان ،علیه جوج م هستم. ۲و تو را برمیگردانم و فقط یک ششم تو را باقی میگذارم و تو را از شمال آورده ،بر کوههای اسرائیل خواهم آورد. ۳و کمان تو را از دست چپت خواهم انداخت ،و تیرهای تو را از دست راستت خواهم انداخت. ۴تو و تمامی لشکرت و قومی که با تو هستند ،بر کوههای اسرائیل خواهید افتاد .من تو را به مرغان شکاری از هر قسم و به حیوانات صحرا خواهم داد تا خوراکشان شوند. ۵بر روی صحرا خواهی افتاد ،زیرا من این را گفتهام ،خداوند یهوه میگوید. ۶و آتشی بر ماجوج و بر ساکنان سرگردان جزایر خواهم فرستاد تا بدانند که من یهوه هستم. ۷آنگاه نام مقدس خود را در میان قوم خود اسرائیل آشکار خواهم ساخت و دیگر نخواهم گذاشت نام مقدس مرا بیحرمت سازند و امتها خواهند دانست که من یهوه ،قدوس اسرائیل هستم. ۸اینک ،خداوند یهوه میگوید« :آمده و به انجام رسیده است؛ این است روزی که دربارهاش گفته بودم». ۹و ساکنان شهرهای اسرائیل بیرون خواهند رفت و سلحها ،یعنی سپرها و سپرهای آهنی ،کمانها و تیرها ،عصاها و نیزهها را آتش زده و خواهند سوزاند ،و آنها را هفت سال به آتش خواهند سوزاند. ۱۰تا هیزمی از صحرا نیاورند و از جنگلها کسی را قطع نکنند ،زیرا سلحها را به آتش خواهند سوزانید و غارتگران را غارت خواهند کرد و غارتگران را تاراج خواهند نمود ،فرموده خداوند یهوه است. ۱۱و در آن روز ،جایی از گورستانها در اسرائیل ،یعنی دره مسافران در شرق دریا را به جوج خواهم داد ،و بینی مسافران را خواهد بست ،و جوج و تمامی جمعیتش را در آنجا دفن خواهند کرد ،و آن را دره هامونجوق خواهند نامید. ۱۲و هفت ماه خاندان اسرائیل ایشان را دفن خواهند کرد تا زمین را طاهر سازند. ۱۳آری ،هم هه مردم زمین آنها را دفن خواهند کرد و در روزی که من جلل خواهم یافت ،برای آنها مای هه شهرت خواهد بود ،فرموده خداوند یهوه است. ۱۴و مردانی را که به طور دائم کار میکنند ،از زمین بیرون خواهند کرد تا آنانی را که بر روی زمین باقی میمانند ،با مسافران دفن کنند و آن را پاک سازند .پس از انقضای هفت ماه ،جستجو خواهند کرد. ۱۵و مسافرانی که از زمین عبور میکنند ،هرگاه کسی استخوان انسانی را ببیند ،باید نشانهای در کنار آن برپا کند تا دفنکنندگان آن را در وادی هامونجوق دفن کنند. ۱۶و نام شهر نیز هامونله خواهد بود .بدینگونه زمین را پاک خواهند کرد. ۱۷و تو ای پسر انسان ،خداوند یهوه چنین میگوید :به هر مرغ بالدار و به هر حیوان صحرا بگو :جمع شوید و بیایید و از هر طرف برای قربانی من که برای شما ذبح میکنم جمع شوید ،قربانی بزرگی بر کوههای اسرائیل تا گوشت بخورید و خون بنوشید. ۱۸گوشت جباران را خواهید خورد و خون رؤسای زمین را خواهید نوشید ،از قوچها و برهها و بزها و گاوها ،هم هه آنها پرواریهای باشان. ۱۹و از قربانی من که برای شما ذبح کردهام ،چربی خواهید خورد تا سیر شوید و خون خواهید نوشید تا مست شوید. ۲۰خداوند یهوه میگوید :بدینسان شما بر سر سفره من از اسبان و ارابهها و از مردان شجاع و از همه مردان جنگی سیر خواهید شد. ۲۱و من جلل خود را در میان امتها قرار خواهم داد ،و جمیع امتها داوری مرا که اجرا خواهم داشت و دست مرا که بر ایشان فرود خواهم آورد ،خواهند دید. ۲۲پس خاندان اسرائیل از آن روز و به بعد خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان هستم. ۲۳و ا ممتها خواهند دانست که خاندان اسرائیل به سبب گناه خود به اسارت رفتند .زیرا که به من خیانت ورزیدند ،از این رو روی خود را از ایشان پوشاندم و ایشان را به دست دشمنانشان سپردم ،پس جمیع ایشان به شمشیر افتادند. ۲۴من بر حسب نجاست و گناهان ایشان با ایشان عمل نمودم و روی خود را از ایشان پوشاندم. ۲۵بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید« :اکنون اسیران یعقوب را باز خواهم آورد و بر تمامی خاندان اسرائیل رحمت خواهم فرمود و برای نام مقدس خود غیرت خواهم ورزید». ۲۶پس از آنکه شرمساری خود و تمامی تقصیرات خود را که به آنها به من خیانت ورزیده بودند ،متحمل شدند ،زمانی که در سرزمین خود در امنیت ساکن بودند و کسی آنها را نمیترسانید. ۲۷هنگامی که ایشان را از میان قومها بازگردانم و از سرزمین دشمنانشان گرد آورم ،و در نظر قومهای بسیار در ایشان تقدیس شوم،
حزقیال
۲۸آنگاه خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان هستم که ایشان را در میان امتها به اسیری بردم ،بلکه ایشان را به زمین خودشان جمع کردهام و دیگر کسی از ایشان را در آنجا باقی نگذاشتهام. ۲۹و دیگر روی خود را از ایشان نخواهم پوشانید ،زیرا خداوند یهوه میگوید :روح خود را بر خاندان اسرائیل ریختهام. فصل ۴۰ ۱در بیست و پنجمین سال اسارت ما ،در آغاز سال ،در روز دهم ماه ،در چهاردهمین سال پس از فتح شهر ،در همان روز دست خداوند بر من فرود آمد و مرا به آنجا آورد. ۲در رؤیاهای خدا مرا به سرزمین اسرائیل آورد و بر کوهی بسیار بلند قرار داد که در کنار آن مانند چارچوب شهری در جنوب بود. نی اندازهگیری ،آنجا بود و نزد ۳و مرا به آنجا آورد و اینک مردی که منظرش مانند منظر برنجین بود ،با ریسمانی از کتان در دست و ر دروازه ایستاده بود. ۴و آن مرد به من گفت« :ای پسر انسان ،با چشمان خود ببین و با گوشهای خود بشنو و دل خود را به هر آنچه به تو نشان میدهم مشغول ساز ،زیرا برای این به اینجا آورده شدهای که آنها را به تو نشان دهم ،پس هر آنچه میبینی به خاندان اسرائیل اعلم کن». نی اندازهگیری بود که طول هر ذراع شش ذراع و عرض یک وجب ۵و اینک دیواری بیرون خانه گرداگرد بود ،و در دست آن مرد ر بود؛ پس عرض عمارت را یک نی و ارتفاع آن را یک نی پیمود. ۶آنگاه به دروازهای که رو به مشرق است رسید و از پلههای آن بال رفت و آستانه دروازه را که یک نی به عرض داشت ،و آستانه دیگر دروازه را که یک نی به عرض داشت ،پیمود. ۷و هر حجره کوچک یک نی درازا و یک نی پهنا داشت ،و میان حجرههای کوچک پنج ذراع بود ،و آستانه دروازه نزد رواق دروازه اندرون ،یک نی بود. ۸او همچنین ایوان دروازه را از داخل ،یک نی اندازه گرفت. ۹آنگاه رواق دروازه را هشت ذراع و ستونهایش را دو ذراع اندازه گرفت و رواق دروازه به سمت داخل بود. ۱۰و حجرههای کوچک دروازه به سمت شرق ،سه در این طرف و سه در آن طرف بود؛ آن سه به یک اندازه بودند ،و اندازه ستونها از این طرف و از آن طرف یک بود. ۱۱و عرض مدخل دروازه را ده ذراع و طول دروازه را سیزده ذراع پیمود. ۱۲و فضای پیش روی حجرهها از این طرف یک ذراع و فضای مقابل آن طرف یک ذراع بود .و حجرهها از این طرف شش ذراع و از آن طرف شش ذراع بودند. ۱۳آنگاه دروازه را از پشت بام یک اتاق کوچک تا پشت بام اتاق دیگر اندازه گرفت :عرض آن بیست و پنج ذراع بود ،دری به دری. ۱۴او همچنین ستونهایی به طول شصت ذراع ساخت ،حتی تا ستونهای حیاط ،گرداگرد دروازه. ۱۵و از روی دروازه ورودی تا روی ایوان دروازه داخلی پنجاه ذراع بود. ۱۶و پنجرههای باریکی به حجرههای کوچک و ستونهای آنها در اندرون دروازه در هر طرف ،و همچنین به طاقها وجود داشت؛ و پنجرهها به سوی داخل گرداگرد بودند؛ و بر هر ستون درختان نخل بود. ۱۷آنگاه مرا به صحن بیرونی آورد و اینک حجرهها و سنگفرشی گرداگرد صحن ساخته شده بود ،و سی حجره بر سنگفرش بود. ۱۸و سنگفرش کنار دروازهها ،در مقابل طول دروازهها ،سنگفرش پایینی بود. ۱۹سپس عرض را از جلوی دروازه پایینی تا جلوی صحن داخلی که از بیرون بود ،صد ذراع به سمت شرق و شمال اندازه گرفت. ۲۰و طول و عرض دروازه حیاط بیرونی را که به سمت شمال متوجمه بود ،اندازه گرفت. ۲۱و حجرههای کوچکش سه در این طرف و سه در آن طرف بود ،و ستونها و رواقهایش موافق پیمایش دروازه اول بود ،طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع. ۲۲و پنجرهها و رواقها و نخلهایشان به اندازه دروازهای بود که رو به شرق دارد ،و با هفت پله به آن بال میرفتند و رواقهایش پیش رویشان بود. ۲۳و دروازه صحن درونی ،روبروی دروازه ،به سوی شمال و به سوی شرق بود؛ و از دروازه تا دروازه ،صد ذراع پیمود. ۲۴پس از آن مرا به سوی جنوب آورد و اینک دروازهای به سوی جنوب بود .و ستونها و طاقهایش را مانند این اندازهگیریها اندازه گرفت. ۲۵و در آن و در طاقهایش به هر طرف ،مانند آن پنجرهها ،پنجرههایی بود که طولشان پنجاه ذراع و عرضشان بیست و پنج ذراع بود. ۲۶و هفت پله برای بال رفتن به آن بود و رواقهایش پیش روی آنها بود و نخلها ،یکی از این طرف و دیگری از آن طرف ،بر ستونهایش داشت. ۲۷و در صحن داخلی دروازهای به سمت جنوب بود و از دروازه تا دروازه به سمت جنوب صد ذراع پیمود. ۲۸و مرا از دروازه جنوبی به صحن اندرونی آورد .و دروازه جنوبی را مثل این پیمایشها اندازه گرفت. ۲۹و حجرههای کوچک و ستونهایش و طاقهایش ،موافق این پیمایشها بود .و در آن و در طاقهایش ،پنجرههایی گرداگردش بود .طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود. ۳۰و طول طاقهای گرداگرد بیست و پنج ذراع و عرض آنها پنج ذراع بود. ۳۱و طاقهایش به سوی صحن بیرونی بود و درختان نخل بر ستونهایش قرار داشت و پلههایش هشت پله داشت. ۳۲و مرا به صحن داخلی به سمت شرق آورد و دروازه را مثل این پیمایشها پیمود. ۳۳و حجرههای کوچک و ستونهایش و طاقهایش موافق این اندازهها بود ،و در آن و در طاقهایش پنجرههایی گرداگردش بود ،طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود.
حزقیال
۳۴و طاقهایش به سوی صحن بیرونی بود و درختان نخل بر ستونهایش از این طرف و از آن طرف قرار داشت و پلههایش هشت پله داشت. ۳۵و مرا به دروازه شمالی آورد و آن را مثل این پیمانهها پیمود. ۳۶حجرههای کوچکش ،ستونهایش ،طاقهایش ،و پنجرههای گرداگردش :طولش پنجاه ذراع و عرضش بیست و پنج ذراع بود. ۳۷و اسبرهایش به سوی صحن بیرونی بود و درختان نخل بر اسبرهایش از این طرف و از آن طرف بود و درگاهش هشت پله داشت. ۳۸و حجرهها و مدخلهای آنها نزد ستونهای دروازهها بود ،جایی که قربانی سوختنی را میشستند. ۳۹و در رواق دروازه دو میز از این طرف و دو میز از آن طرف بود تا قربانی سوختنی و قربانی گناه و قربانی جرم را بر آنها ذبح کنند. ۴۰و در جانب بیرونی ،نزد مدخل دروازه شمالی ،دو میز بود و در جانب دیگر که در رواق دروازه بود ،دو میز بود. ۴۱چهار میز از این طرف و چهار میز از آن طرف ،کنار دروازه بود؛ هشت میز که بر آنها قربانیهای خود را ذبح میکردند. ۴۲و چهار میز برای قربانی سوختنی از سنگ تراشیده بود ،به طول یک ذراع و نیم ،و عرض یک ذراع و نیم ،و ارتفاع یک ذراع .و بر آنها آلتی را که با آنها قربانی سوختنی و ذبح میکردند ،میگذاشتند. ۴۳و در درون ،قلبهایی به پهنای یک کف دست ،از هر طرف بسته شده بود؛ و گوشت قربانی بر روی میزها بود. دروازه شمالی قرار داشت و چشمانداز آنها به سمت دروازه داخلی ،اتاقهای سرایندگان در صحن داخلی بود که در کنار ۴۴و بیرون ه ه دروازه شرقی که چشمانداز آن به سمت شمال بود. کنار در یکی جنوب بود؛ ه ۴۵و او به من گفت« :این اتاق که نمای آن به سمت جنوب است ،برای کاهنانی است که ودیعت خانه را نگاه میدارند». ۴۶و حجرهای که رویش به سمت شمال است ،برای کاهنانی است که ودیعت مذبح را نگاه میدارند .اینها پسران صادوق از میان بنیلوی هستند که به خداوند نزدیک میآیند تا او را خدمت کنند. ۴۷پس صحن را که صد ذراع طول و صد ذراع عرض داشت ،به شکل مربع اندازه گرفت ،و همچنین مذبحی را که پیش روی خانه بود. ۴۸و مرا به ایوان خانه آورد و هر ستون ایوان را از این طرف پنج ذراع و از آن طرف پنج ذراع پیمود ،و عرض دروازه از این طرف سه ذراع و از آن طرف سه ذراع بود. ۴۹طول ایوان بیست ذراع و عرض آن یازده ذراع بود و مرا از پلههایی که از آنها به آنجا بال میرفتند ،آورد .و ستونهایی کنار ستونها بود ،یکی از این طرف و دیگری از آن طرف. فصل ۴۱ ۱پس از آن ،مرا به معبد آورد و عرض ستونها را شش ذراع از یک طرف و شش ذراع از طرف دیگر ،که برابر با عرض خیمه بود، اندازه گرفت. ۲و عرض در ده ذراع بود ،و طرفین در از یک طرف پنج ذراع و از طرف دیگر پنج ذراع بود ،و طولش را چهل ذراع و عرضش را بیست ذراع پیمود. عرض در را هفت ذراع اندازه گرفت. ۳سپس به داخل رفت و پای هه در را دو ذراع ،و خو رد در را شش ذراع و ر ۴پس طول آن را بیست ذراع و عرض آن را بیست ذراع ،پیش روی هیکل ،اندازه گرفت و به من گفت« :این مکان بسیار مقدس است». ۵پس دیوار خانه را شش ذراع و عرض هر حجره جانبی را چهار ذراع ،گرداگرد خانه از هر طرف ،پیمود. ۶و حجرههای جانبی سه بود ،یکی بالی دیگری ،و سی به ترتیب؛ و به دیواری که خانه بود ،داخل شدند برای حجرههای جانبی گرداگرد ،تا بتوانند به آن دست یابند ،اما به دیوار خانه دست نیافتند. ۷و یک راهروی وسیع و پیوسته به سمت بال به سمت حجرههای جانبی وجود داشت ،زیرا راهروی خانه به سمت بال و دور خانه امتداد داشت .از این رو ،عرض خانه همچنان به سمت بال بود و از پایینترین اتاق تا بالترین اتاق در میان آن ،افزایش مییافت. ۸همچنین بلندی خانه را از هر طرف دیدم :پایههای غرفههای جانبی یک نی کامل شش ذراع بزرگ بود. ۹ضخامت دیواری که برای اتاقک جانبی در بیرون بود ،پنج ذراع بود و آنچه باقی مانده بود ،محل اتاقکهای جانبی بود که در داخل قرار داشتند. ۱۰و میان حجرهها ،عرض بیست ذراع گرداگرد خانه از هر طرف بود. ۱۱و درهای حجرههای جانبی به سوی مکانی که چپ بود ،یک در به سوی شمال و دری دیگر به سوی جنوب بود ،و عرض مکانی که چپ بود ،از هر طرف پنج ذراع بود. ۱۲و بنایی که روبروی مکان منفصل در انتهای سمت غرب بود ،هفتاد ذراع عرض داشت و دیوار بنا پنج ذراع ضخامت و نود ذراع طول داشت. ۱۳پس خانه را صد ذراع پیمود ،و مکان منفصل و عمارت را با دیوارهایش صد ذراع. عرض ت شرق ،صد ذراع. روی خانه و ۱۴و مکان منفصل به سم ر ر ر ر ۱۵و طول بنا را در مقابل مکان جداگانهای که در پشت آن بود و ایوانهایش از یک طرف و از طرف دیگر ،صد ذراع ،با معبد داخلی و رواقهای صحن ،پیمود. ۱۶ستونهای در و پنجرههای باریک و راهروهای گرداگرد در سه طبقه ،روبروی در ،با چوب پوشیده شده بودند و از زمین تا پنجرهها، و پنجرهها پوشیده شده بودند. ۱۷به بالی در ،یعنی به خانه اندرونی و بیرونی ،و به تمامی دیوار گرداگرد از درون و بیرون ،به پیمایش. ۱۸و آن را با کروبیان و درختان نخل ساخته بودند ،به طوری که یک درخت نخل بین یک کروبی و یک کروبی دیگر قرار داشت ،و هر کروبی دو رو داشت.
حزقیال
۱۹به طوری که روی انسان به سوی نخل از یک طرف و روی شیر جوان به سوی نخل از طرف دیگر بود ،و این در تمام اطراف خانه انجام میشد. ۲۰از زمین تا بالی در ،کروبیان و درختان نخل ساخته شده بودند ،و بر دیوار معبد نیز. ۲۱ستونهای معبد مربع شکل بودند و نمای محراب ،به گونهای که هر یک مانند دیگری به نظر میرسید. ۲۲قربانگاه چوبی سه ذراع ارتفاع و دو ذراع طول داشت ،و گوشهها و طول و دیوارهایش از چوب بود ،و او به من گفت« :این میزی است که در حضور خداوند است». ۲۳و معبد و محراب دو در داشتند. ۲۴و هر در دو لنگه داشت ،دو لنگه چرخان؛ دو لنگه برای یک در و دو لنگه برای در دیگر. ۲۵و بر آنها ،یعنی بر درهای معبد ،کروبیان و درختان نخل ساخته شده بود ،همانطور که بر دیوارها ساخته شده بود؛ و تختههای ضخیمی بر روی رواق بیرونی قرار داشت. ۲۶و پنجرههای باریک و درختان نخل از یک طرف و از طرف دیگر ،در طرفین ایوان و بر اتاقهای کناری خانه ،و تختههای ضخیم وجود داشت. فصل ۴۲ ۱آنگاه مرا به حیاط بیرونی ،به راه شمال ،آورد و به اتاقی که روبروی مکان جداگانه و روبروی عمارت شمالی بود ،آورد. در پیش روی بود. در شمالی ،به درازای صد ذراع ،و پهنای پنجاه ذراع ،ر ۲ر ۳در مقابل بیست ذراع که برای صحن داخلی بود ،و در مقابل سنگفرشی که برای صحن بیرونی بود ،ایوانی در مقابل ایوانی در سه طبقه قرار داشت. ۴و پیش روی حجرهها ،راهرویی به عرض ده ذراع به سمت داخل ،و راهی به عرض یک ذراع بود ،و درهای آنها به سمت شمال بود. ۵و حجرههای بالیی کوتاهتر بودند ،زیرا دهلیزها از اینها و از زیرزمین و از وسط عمارت بلندتر بودند. ۶زیرا آنها در سه طبقه بودند ،اما ستونهایی مانند ستونهای صحنها نداشتند :از این رو ،ساختمان از پایینترین و میانیترین طبقه از زمین تنگتر بود. ۷و دیواری که بیرون ،روبروی حجرهها ،به سوی صحن بیرونی ،در سمت جلوی حجرهها بود ،طولش پنجاه ذراع بود. ۸زیرا طول حجرههایی که در صحن بیرونی بودند پنجاه ذراع بود ،و اینک ،جلوی معبد صد ذراع بود. ۹و از زیر این حجرهها ،مدخلی از جانب شرقی بود ،جایی که از حیاط بیرونی به آنها داخل میشدند. ۱۰اتاقها در ضخامت دیوار صحن به سمت شرق ،روبروی مکان جداگانه و روبروی عمارت بودند. ۱۱و راه پیش روی آنها مانند نمایش حجرههای شمالی بود ،به درازای آنها و به پهنای آنها؛ و هم هه خروجیهای آنها موافق رسم و مانند درهای آنها بود. ا ۱۲و مانند درهای حجرههایی که به سمت جنوب بودند ،دری بر سر راه بود ،یعنی راهی که مستقیما پیش روی دیوار شرقی بود ،جایی که به آنها داخل میشدند. ۱۳آنگاه به من گفت« :حجرههای شمالی و جنوبی که روبروی جایگاه جداگانه هستند ،حجرههای مقدس میباشند ،جایی که کاهنانی که به خداوند نزدیک میشوند ،مقدسترین چیزها را میخورند و در آنجا مقدسترین چیزها و هدیه آردی و قربانی گناه و قربانی جرم را میگذارند، زیرا آن مکان مقدس است». ۱۴وقتی کاهنان وارد آنجا میشوند ،از مکان مقدس به حیاط بیرونی بیرون نخواهند رفت ،بلکه لباسهای خود را که در آنها خدمت میکنند، در آنجا خواهند گذاشت ،زیرا آنها مقدس هستند؛ و لباسهای دیگر خواهند پوشید و به چیزهایی که برای مردم است نزدیک خواهند شد. ۱۵و چون اندازهگیری خانه اندرونی را تمام کرد ،مرا به سوی دروازهای که رویش به سوی شرق است بیرون آورد و آن را از هر طرف پیمود. ۱۶او جانب شرقی را با نی اندازهگیری ،پانصد نی ،و نی اندازهگیری را از هر طرف اندازه گرفت. نی اندازهگیری که دور تا دور آن بود ،پانصد نی اندازه گرفت. ۱۷او ضلع شمالی را با ر ۱۸او ضلع جنوبی را با نی اندازهگیری ،پانصد نی اندازه گرفت. نی اندازهگیری ،پانصد نی اندازه گرفت. ۱۹او به جانب غربی برگشت و با ر ۲۰او آن را از چهار طرف پیمود :دیواری گرداگردش بود ،به طول پانصد نی و عرض پانصد نی ،تا میان قمدس و مکان نامقدس جدایی ایجاد کند. فصل ۴۳ ۱پس از آن ،مرا به دروازه آورد ،یعنی به دروازهای که به سوی شرق متوجه است. ۲و اینک جلل خدای اسرائیل از راه مشرق آمد و آواز او مانند صدای آبهای بسیار بود و زمین از جلل او منور گشت. ۳و موافق منظر رؤیایی بود که دیده بودم ،یعنی موافق رؤیایی که هنگام آمدن برای نابودی شهر دیده بودم؛ و رؤیاها مانند رؤیایی بود که نزد نهر خابور دیده بودم؛ و به روی خود افتادم. ۴و جلل خداوند از راه دروازهای که رویش به سوی شرق بود ،به خانه درآمد. ۵پس روح مرا برداشت و به صحن اندرونی آورد و اینک جلل خداوند خانه را پر کرد. ۶و شنیدم که او از بیرون خانه با من سخن میگفت و آن مرد در کنار من ایستاده بود.
حزقیال
۷و او به من گفت« :ای پسر انسان ،اینجا جایگاه تخت من و جای کف پاهای من است ،جایی که تا ابد در میان بنیاسرائیل ساکن خواهم بود ،و نام مقدس من را خاندان اسرائیل دیگر نه خودشان و نه پادشاهانشان با زنا و نه با لشههای پادشاهانشان در مکانهای بلندشان بیحرمت نخواهند کرد». ۸با قرار دادن آستانههای خود کنار آستانههای من و باروهایشان کنار باروهای من و دیواری که بین من و خودشان قرار دارد ،نام مقدس مرا با رجاساتی که مرتکب شدهاند ،بیآبرو کردهاند .از این رو من آنها را در خشم خود هلک کردهام. ۹حال بگذارید که آنها زناکاری خود و لشههای پادشاهان خود را از من دور کنند ،و من تا ابد در میان آنها ساکن خواهم شد. ۱۰تو ای پسر انسان ،خانه را به خاندان اسرائیل نشان بده تا از گناهان خود شرمنده شوند و نمونه آن را بسنجند. ۱۱و اگر از هر آنچه کردهاند شرمندهاند ،شکل خانه و نمونه آن و خروجیها و ورودیهایش و همه شکلهایش و همه فرایضش و همه صورتهایش و همه قوانینش را به ایشان نشان ده و آن را در نظر ایشان بنویس تا تمام شکل و همه فرایضش را نگاه دارند و آنها را به جا آورند. ۱۲این است قانون خانه :بر فراز کوه ،تمامی حدود آن ،از هر طرف ،بسیار مقدس خواهد بود .اینک ،این است قانون خانه. ۱۳و این است اندازههای مذبح پس از ذراعها :هر ذراع یک ذراع و یک وجب است؛ پایین آن یک ذراع و عرض آن یک ذراع خواهد بود ،و حاشیهاش بر لبهاش از هر طرف یک وجب خواهد بود .و این مکان مرتفع مذبح خواهد بود. ۱۴و از پایین زمین تا نشست پایینی دو ذراع و عرض آن یک ذراع خواهد بود ،و از نشست کوچک تا نشست بزرگ چهار ذراع و عرض آن یک ذراع خواهد بود. ۱۵پس قربانگاه چهار ذراع خواهد بود ،و از قربانگاه به بال چهار شاخ خواهد بود. ۱۶و قربانگاه دوازده ذراع طول و دوازده ذراع عرض خواهد داشت ،و در چهار گوشهاش مربع خواهد بود. ۱۷و طو رل این خیمه در چهار مربعش چهارده ذراع و عرضش چهارده ذراع خواهد بود؛ و حاشی هه اطرافش نیم ذراع و پایینش یک ذراع خواهد بود؛ و پلههایش به سمت شرق خواهد بود. ۱۸و او به من گفت« :ای پسر انسان ،خداوند یهوه چنین میگوید :این است احکام مذبح در روزی که آن را میسازند تا قربانیهای سوختنی بر آن بگذرانند و خون بر آن بپاشند». ۱۹و به کاهنان لوی که از نسل صادوق هستند و به من نزدیک میشوند تا مرا خدمت کنند ،یک گوساله نر برای قربانی گناه بده ،فرموده خداوند یهوه. ۲۰و از خونش بگیر و آن را بر چهار شاخش و بر چهار گوش هه آبادی و بر حاشی هه اطرافش بمال .بدین گونه آن را پاک و طاهر کن. ۲۱گوساله قربانی گناه را نیز بگیر و آن را در مکان معین خانه ،بیرون از محراب ،بسوزان. ۲۲و در روز دوم ،بز نر بیعیبی را برای قربانی گناه تقدیم کن ،و مذبح را تطهیر خواهند کرد ،چنانکه آن را با گوساله تطهیر کردند. ۲۳چون تطهیر آن را به پایان رساندی ،یک گاو نر جوان بیعیب و یک قوچ بیعیب از گله قربانی کن. ۲۴و آنها را به حضور خداوند تقدیم کن ،و کاهنان نمک بر آنها بپاشند ،و آنها را برای قربانی سوختنی به خداوند تقدیم کنند. ۲۵هفت روز ،هر روز بزی را برای قربانی گناه بگذران ،و همچنین یک گوساله و یک قوچ از گله ،بیعیب ،تقدیم کنند. ۲۶هفت روز قربانگاه را پاک و طاهر کنند و خود را تقدیس نمایند. ۲۷و چون این روزها به پایان رسد ،در روز هشتم و پس از آن ،کاهنان قربانیهای سوختنی و قربانیهای سلمتی شما را بر قربانگاه تقدیم خداوندگار یهوه است. خواهند کرد؛ و من شما را خواهم پذیرفت ،فرمودهی ر فصل ۴۴ ۱آنگاه مرا از راه دروازه بیرونی محراب که به سوی شرق متوجه بود ،بازگرداند و آن بسته بود. ر ۲آنگاه خداوند به من گفت« :این دروازه بسته بماند و گشوده نشود و هیچکس از آن داخل نشود ،زیرا یهوه ،خدای اسرائیل ،از آن داخل شده است ،از این رو بسته خواهد ماند». ۳این برای حاکم است؛ حاکم در آن خواهد نشست تا در حضور خداوند غذا بخورد؛ او از راه ایوان آن دروازه وارد خواهد شد و از راه همان بیرون خواهد رفت. ۴آنگاه مرا از راه دروازه شمالی ،پیش روی خانه آورد .و من نگریستم و اینک جلل خداوند ،خانه خداوند را پر کرده بود .و من به روی خود درافتادم. ۵و خداوند به من گفت« :ای پسر انسان ،هر آنچه را که من درباره هم هه فرایض خان هه خداوند و هم هه قوانین آن به تو میگویم ،خوب ببین و با چشمان خود ببین و با گوشهای خود بشنو؛ و به ورود خانه و هر خروج از محراب توجه کن». ۶و به سرکشان ،یعنی به خاندان اسرائیل ،بگو :خداوند یهوه چنین میگوید :ای خاندان اسرائیل ،از تمام رجاسات خود دست بردارید. ۷زیرا شما بیگانگانی را که دل و گوشتشان ختنه نشده بود ،به معبد من آوردید تا در معبد من باشند و آن را ،یعنی خانه مرا ،آلوده کنند، هنگامی که نان ،چربی و خون مرا تقدیم میکنید ،و ایشان به سبب همه رجاسات شما ،عهد مرا شکستند. ۸و شما ودیعت مقدس مرا نگاه نداشتید ،بلکه برای خود نگهبانانی برای ودیعت من در قدس من تعیین کردید. ۹خداوند یهوه چنین میگوید :هیچ غریبی ،چه نامختون دل و چه نامختون گوشت ،از هر غریبی که در میان بنیاسرائیل باشد ،به مقدس من داخل نخواهد شد. ۱۰و لویانی که از من دور شدند ،هنگامی که اسرائیل گمراه شد ،و از من دور شدند و به دنبال بتهای خود رفتند ،ایشان نیز گناه خود را متحمل خواهند شد. ۱۱با این حال ،ایشان خادمان معبد من خواهند بود و بر دروازههای خانه نظارت خواهند داشت و به خانه خدمت خواهند کرد .ایشان قربانیهای سوختنی و قربانیهای قوم را ذبح خواهند کرد و در برابر ایشان خواهند ایستاد تا به ایشان خدمت کنند.
حزقیال
۱۲چونکه ایشان در حضور بتهای خود برای ایشان خدمت کردند و خاندان اسرائیل را به گناه انداختند ،بنابراین خداوند یهوه میگوید : دست خود را بر ایشان بلند کردهام و ایشان متحمل گناه خود خواهند شد. ۱۳و ایشان به من نزدیک نخواهند شد تا کهانت مرا بجا آورند ،و به هیچ یک از چیزهای مقدس من در قدس القداس نزدیک نخواهند شد، بلکه ننگ و رجاسات خود را که مرتکب شدهاند ،متحمل خواهند شد. ۱۴بلکه ایشان را نگهبانان ودیعت خانه خواهم ساخت ،برای تمام خدمتش ،و برای هر آنچه در آن انجام شود. ۱۵اما کاهنان لوی ،از پسران صادوق ،که در هنگامی که بنیاسرائیل از من گمراه شدند ،ودیعت مقدس مرا نگاه داشتند ،ایشان نزد من خواهند آمد تا مرا خدمت کنند ،و در حضور من خواهند ایستاد تا پیه و خون را به من تقدیم کنند ،خداوند یهوه میگوید: ۱۶ایشان به قدس من داخل خواهند شد و به سفره من نزدیک خواهند آمد تا مرا خدمت کنند و ودیعت مرا نگاه خواهند داشت. ۱۷و واقع خواهد شد که چون از دروازههای صحن اندرونی داخل شوند ،به لباس کتانی ملبس خواهند شد و هنگام خدمت در دروازههای صحن اندرونی و در اندرون ،هیچ لباس پشمی بر ایشان نخواهد بود. ۱۸کلههای کتانی بر سر و شلوار کتانی بر کمر خواهند داشت و هیچ چیزی که باعث عرق کردن شود ،نپوشند. ۱۹و چون به صحن بیرونی ،یعنی به صحن بیرونی نزد قوم بیرون روند ،لباسهایی را که در آنها خدمت میکردند از تن بیرون کرده ،در حجرههای مقدس بگذارند و لباسهای دیگر بپوشند و قوم را با لباسهای خود تقدیس نکنند. ۲۰و سر خود را نتراشند و گیسوان خود را بلند نگذارند ،بلکه سر خود را کوتاه کنند. ۲۱و هیچ کاهنی وقتی وارد صحن داخلی میشود ،شراب ننوشد. ۲۲و زن بیوه یا طلق گرفته را به زنی نگیرند ،بلکه دوشیزگانی از نسل خاندان اسرائیل یا بیوهای که قبلا کاهن داشته باشد ،بگیرند. ۲۳و ایشان به قوم من فرق میان مقدس و غیرمقدس را خواهند آموخت ،و ایشان را وادار خواهند کرد که میان نجس و طاهر تشخیص دهند. ۲۴و در مرافعهها به داوری خواهند ایستاد و موافق احکام من داوری خواهند کرد و در تمام مجامع من ،قوانین و فرایض مرا نگاه خواهند داشت و سبتهای مرا تقدیس خواهند نمود. ۲۵و به هیچ مردهای نزدیک نشوند تا خود را نجس سازند ،مگر برای پدر یا مادر یا پسر یا دختر یا برادر یا خواهری که شوهر ندارد، میتوانند خود را نجس کنند. ۲۶و بعد از آنکه طاهر شد ،هفت روز برای او بشمارند. ۲۷و در روزی که او به صحن درونی قدس داخل شود تا در قدس خدمت کند ،قربانی گناه خود را بگذراند ،خداوند یهوه میگوید. ۲۸و این برای ایشان میراث خواهد بود .من میراث ایشان هستم .و هیچ ملکی در اسرائیل به ایشان نخواهید داد .من ملک ایشان هستم. ۲۹ایشان هدیه آردی و قربانی گناه و قربانی جرم را خواهند خورد ،و هر چیز وقف شده در اسرائیل از آن ایشان خواهد بود. آن کاهن خواهد بود .همچنین اولین خمیر خود را به ۳۰و نوبر هم هه نوبرهای همه چیز ،و هر هدیهای از همه ،از هر قسم هدی هه شما ،از ر کاهن بدهید تا برکت را در خان هه شما ساکن کند. ۳۱کاهنان نباید هیچ چیز مرده یا دریده شدهای را بخورند ،چه مرغ باشد چه بهایم. فصل ۴۵ ۱و چون زمین را برای میراث به قرعه تقسیم کنید ،حصهای مقدس از زمین را به خداوند تقدیم کنید ،که طولش بیست و پنج هزار نی و عرضش ده هزار نی باشد .این در تمامی حدود و مرزهایش از هر طرف مقدس خواهد بود. ۲از این مقدار ،پانصد ذراع برای قمدس خواهد بود که طولش پانصد ذراع و عرضش پانصد ذراع ،به شکل مربع از هر طرف ،و پنجاه ذراع گرداگردش برای حومههایش خواهد بود. ۳و از این پیمانه ،طول بیست و پنج هزار و عرض ده هزار را خواهی پیمود ،و در آن ،قدس و قدسالقداس خواهد بود. ۴حصه مقدس زمین برای کاهنان ،یعنی خادمان محراب ،که برای خدمت به خداوند نزدیک میآیند ،خواهد بود .و این مکانی برای خانههای ایشان و مکانی مقدس برای محراب خواهد بود. ۵و بیست و پنج هزار (واحد طول )و ده هزار (واحد عرض )نیز برای لویان ،خادمان خانه ،به عنوان رملک بیست اتاق خواهد بود. ۶و رملک شهر را که عرض آن پنج هزار و طول آن بیست و پنج هزار است ،در مقابل هدی هه بخش مقدس قرار دهید ،این برای تمامی خاندان اسرائیل خواهد بود. طرف هدی هه بخش مقدس و از رملک شهر ،پیش از هدی هه بخش مقدس و پیش از رملک شهر ،از جانب غرب به سوی ۷و از این طرف و آن ر مغرب و از جانب شرق به سوی مشرق ،سهمی برای حاکم خواهد بود ،و طول آن در مقابل یکی از سهمها ،از مرز غربی تا مرز شرقی خواهد بود. ۸در سرزمین اسرائیل ،ملک او خواهد بود و سروران من دیگر بر قوم من ستم نخواهند کرد و بقیه زمین را به خاندان اسرائیل بر حسب قبایلشان خواهند داد. ۹خداوند یهوه چنین میگوید :ای سروران اسرائیل ،کافی است که شما دست از ظلم و غارت بردارید و انصاف و عدالت را اجرا کنید و ستمهای خود را از قوم من بردارید ،خداوند یهوه میگوید. ۱۰برای شما ترازوهای درست ،و ایفه درست ،و بث درست خواهد بود. ۱۱ایفا و بث باید به یک پیمانه باشند ،به طوری که بث حاوی یک دهم حومر و ایفا حاوی یک دهم حومر باشد .پیمانه آن باید بعد از حومر باشد. من شما خواهد بود. مثقال، پانزده مثقال، بیست و پنج مثقال، :بیست بود خواهد گراه بیست مثقال و ۱۲ ر ۱۳این است هدیهای که تقدیم میکنید :یک ششم ایفه گندم و یک ششم ایفه جو.
حزقیال
۱۴و اما فریضه روغن ،یعنی بلت روغن ،یک دهم بلت را از ک للره تقدیم کنید ،که معادل ده بلت است ،زیرا ده بلت یک بلت است. ۱۵و یک بره از گله ،از دویست بره ،از مراتع حاصلخیز اسرائیل ،برای هدیه آردی و قربانی سوختنی و قربانیهای سلمتی ،تا برای ایشان آشتی داده شود ،خداوند یهوه میگوید. ۱۶تمام مردم سرزمین باید این هدیه را برای حاکم اسرائیل بدهند. ۱۷و وظیف هه رئیس این خواهد بود که در اعیاد و ماه نو و سبتها و در تمام مراسم خاندان اسرائیل ،قربانیهای سوختنی و هدایای آردی و هدایای نوشیدنی تقدیم کند .او قربانی گناه و هدیه آردی و قربانی سوختنی و قربانیهای سلمتی را برای آشتی دادن خاندان اسرائیل فراهم خواهد کرد. ۱۸خداوند یهوه چنین میگوید :در ماه اول ،در روز اول ماه ،یک گوساله جوان بیعیب بگیر و محراب را تطهیر کن. دروازه صحن داخلی چهارپایههای ۱۹و کاهن از خون قربانی گناه گرفته ،آن را بر چهارپایههای خانه و بر چهار گوش هه محراب و بر ه بمالد. ۲۰و در روز هفتم ماه ،برای هر که خطا کند و برای هر که سادهلوح باشد ،چنین کن :بدینگونه خانه را آشتی خواهی داد. ۲۱در ماه اول ،در روز چهاردهم ماه ،عید فصح را خواهید داشت ،که هفت روز است؛ در آن نان فطیر خورده خواهد شد. ۲۲و در آن روز ،حاکم برای خود و برای تمامی مردم سرزمین ،گاوی را به عنوان قربانی گناه آماده خواهد کرد. ۲۳و هفت روز عید ،قربانی سوختنی برای خداوند تقدیم کند ،یعنی هر روز هفت گاو نر و هفت قوچ بیعیب ،و هر روز یک بز نر برای قربانی گناه. ۲۴و او باید برای هر گاو یک ایفا و برای هر قوچ یک ایفا و برای هر ایفا یک هین روغن تقدیم کند. ۲۵در ماه هفتم ،در پانزدهمین روز ماه ،او باید در عید هفت روز ،مانند قربانی گناه ،قربانی سوختنی ،هدیه آردی و روغن ،چنین کند. فصل ۴۶ ۱خداوند یهوه چنین میگوید :دروازه صحن داخلی که به سمت شرق متوجه است ،در شش روز کاری بسته خواهد بود؛ اما در روز سبت باز خواهد شد ،و در روز ماه نو گشوده خواهد گردید. ۲و رئیس از راه رواق آن دروازه بیرونی داخل شود و کنار چهار چوب دروازه بایستد ،و کاهنان قربانی سوختنی و ذبایح سلمتی او را حاضر کنند ،و او در آستانه دروازه عبادت نماید ،سپس بیرون رود ،اما دروازه تا شام بسته نشود. ۳همچنین مردم این سرزمین در روزهای سبت و هلل ماه نو ،در حضور خداوند در درگاه این دروازه عبادت خواهند کرد. ۴و قربانی سوختنی که رئیس در روز سبت برای خداوند تقدیم میکند ،شش بره بیعیب و یک قوچ بیعیب خواهد بود. ۵و هدیه آردی یک ایفا برای هر قوچ و هدیه آردی برای برهها هر چه از دستش برآید ،و یک هین روغن برای هر ایفا خواهد بود. ۶و در روز ماه نو ،یک گاو نر جوان بیعیب و شش بره و یک قوچ خواهد بود :آنها بیعیب خواهند بود. ۷و او باید برای هر گاو یک ایفا و برای هر قوچ یک ایفا ،و برای برهها هر چه دستش برسد ،و برای هر ایفا یک هین روغن تقدیم کند. ۸و چون رئیس داخل شود ،از راه رواق آن دروازه داخل شود و از راه آن بیرون رود. ۹اما هنگامی که مردم سرزمین در اعیاد به حضور خداوند میآیند ،هر که از راه دروازه شمالی برای عبادت داخل شود ،از راه دروازه جنوبی بیرون رود و هر که از راه دروازه جنوبی داخل شود ،از راه دروازه شمالی بیرون رود و از راه دروازهای که از آن وارد شده است برنگردد ،بلکه از مقابل آن بیرون رود. ۱۰و چون ایشان داخل شوند ،رئیس ایشان داخل شود و چون بیرون روند ،بیرون رود. ۱۱و در اعیاد و مواسم ،هدیه آردی برای هر گاو یک ایفا و برای هر قوچ یک ایفا و برای برهها هر چه از دستش برآید ،و برای هر ایفا یک هین روغن خواهد بود. ۱۲هنگامی که حاکم ،قربانی سوختنی اختیاری یا قربانیهای سلمتی اختیاری برای خداوند تقدیم میکند ،باید دروازهای را که به سمت شرق است برایش باز کرد و او قربانی سوختنی و قربانیهای سلمتی خود را مانند روز سبت تقدیم خواهد کرد؛ سپس بیرون خواهد رفت و پس از رفتنش ،دروازه را خواهد بست. ۱۳هر روز صبح ،یک بره یک ساله بیعیب را به عنوان قربانی سوختنی برای خداوند تقدیم کن. ۱۴و هر صبح برای آن هدیه آردی تقدیم کن ،یک ششم ایفه و یک سوم هین روغن ،که با آرد نرم مخلوط شده باشد ،این هدیه آردی پیوسته به فریضه دائمی برای خداوند است. ۱۵بدینسان ،هر صبح بره و هدیه آردی و روغن را برای قربانی سوختنی دائمی آماده خواهند کرد. ۱۶خداوند یهوه چنین میگوید :اگر حاکم هدیهای به یکی از پسران خود بدهد ،میراث آن از آن پسرانش خواهد بود؛ این ملک ایشان به ارث خواهد رسید. ۱۷اما اگر از میراث خود به یکی از خدمتکارانش هدیهای بدهد ،تا سال آزادی از آن او خواهد بود؛ و پس از آن به حاکم بازگردانده خواهد شد ،اما میراث او برای پسرانش خواهد بود. ۱۸و حاکم نباید از میراث قوم به ظلم تصرف کند و آنها را از ملکشان بیرون براند ،بلکه باید از ملک خود به پسرانش میراث بدهد تا قوم من هر یک از ملک خود پراکنده نشوند. ۱۹پس از آنکه مرا از مدخلی که در کنار دروازه بود ،به حجرههای مقدس کاهنان که رو به شمال داشتند ،آورد ،و اینک ،مکانی در دو طرف به سمت غرب بود. ۲۰آنگاه به من گفت« :اینجا مکانی است که کاهنان قربانی جرم و قربانی گناه را میپزند ،جایی که هدیه آردی را میپزند؛ مبادا آنها را برای تقدیس قوم به صحن بیرونی ببرند». ۲۱آنگاه مرا به صحن بیرونی آورد و از چهار گوشه صحن گذرانید؛ و اینک در هر گوشه صحن ،صحنی بود.
حزقیال
۲۲در چهار گوش هه صحن ،صحنهایی به هم پیوسته به طول چهل ذراع و عرض سی ذراع وجود داشت :این چهار گوشه به یک اندازه بودند. ۲۳و گرداگرد آنها صفی از بنا بود ،گرداگرد آنها چهار ،و زیر صفهای گرداگرد آنها ،جایگاههای جوشان ساخته شده بود. ۲۴آنگاه به من گفت« :اینها جایگاههای پختن گوشت است ،جایی که خادمان خانه ،قربانی قوم را در آنجا میپزند». فصل ۴۷ ۱پس از آن ،او مرا دوباره به درگاه خانه آورد؛ و اینک آبهایی از زیر آستانه خانه به سوی شرق جاری بود ،زیرا جلوی خانه به سوی شرق بود و آبها از زیر ،از سمت راست خانه ،در سمت جنوبی قربانگاه ،سرازیر میشدند. ۲آنگاه مرا از راه دروازه شمالی بیرون آورد و از راه بیرون به دروازه بیرونی ،از راهی که به سوی شرق متوجه است ،هدایت کرد؛ و اینک ،آبها از جانب راست جاری بود. ۳و چون مردی که ریسمان در دست داشت به سوی شرق رفت ،هزار ذراع اندازه گرفت و مرا از آب عبور داد؛ آب تا مچ پا میرسید. ۴دوباره هزار پیمانه پیمود و مرا از آب عبور داد ،آب تا زانو بود .دوباره هزار پیمانه پیمود و مرا عبور داد ،آب تا کمر بود. ۵سپس هزار [متر ]پیمود؛ و نهری بود که نمیتوانستم از آن بگذرم ،زیرا آب بال آمده بود ،آبی که در آن شنا کردن ممکن نبود ،نهری که از آن گذشت. ۶و او به من گفت« :ای پسر انسان ،آیا این را دیدی؟ »سپس مرا آورد و به کنار رودخانه برگرداند. ۷و چون برگشتم ،اینک در کنار نهر ،درختان بسیار بسیار از این طرف و آن طرف بود. ۸آنگاه به من گفت« :این آبها به سوی سرزمین شرقی جاری میشوند و به بیابان فرو میروند و به دریا میریزند .وقتی به دریا ریخته میشوند ،آبها شفا مییابند». ۹و واقع خواهد شد که هر موجود زندهای که حرکت میکند ،هر جا که نهرها جاری شوند ،زنده خواهد شد و ماهیان بسیار زیادی خواهند بود ،زیرا این آبها به آنجا خواهند رسید ،زیرا شفا خواهند یافت و هر جا که نهر جاری شود ،هر موجود زنده خواهد شد. ۱۰و واقع خواهد شد که صیادان از عینجدی تا عینجلیم بر آن خواهند ایستاد؛ و آنجا مکانی برای پهن کردن تورها خواهد بود؛ ماهیان آنها بر حسب جنس ،مانند ماهیان دریای بزرگ ،از حد زیاده خواهند بود. ۱۱اما لجنزارها و باتلقهای آن شفا نخواهند یافت ،بلکه به نمک تبدیل خواهند شد. ۱۲و بر کنار نهر ،در این طرف و آن طرف ،انواع درختان خوراکی خواهند رویید که برگشان پژمرده نخواهد شد و میوهشان خورده نخواهد شد .میوههای تازه را مطابق ماههایش خواهد آورد ،زیرا آب آنها از قدس جاری میشود .میوههایش برای خوراک و برگهایش برای دارو خواهد بود. ۱۳خداوند یهوه چنین میگوید :این مرزی خواهد بود که شما زمین را بر حسب دوازده سبط اسرائیل به ارث خواهید برد :یوسف دو سهم خواهد داشت. ۱۴و شما آن را به ارث خواهید برد ،هر یک به طور جداگانه ،زیرا من دست خود را برافراشتم تا آن را به پدران شما بدهم ،و این زمین به شما به میراث خواهد رسید. صداد میروند. ۱۵و این مرز زمین به سمت شمال ،از دریای بزرگ ،راه حتلون خواهد بود ،جایی که مردم به سمت ر ۱۶حمات ،بیروته ،سبرایم که بین مرز دمشق و مرز حمات است؛ هصر هتیکون که در ساحل حوران است. ۱۷و حد از دریا ،حصرعینان ،حد دمشق ،و شمال به سوی شمال ،و حد حمات خواهد بود .و این جانب شمالی است. ۱۸و جانب شرقی را از حوران و از دمشق و از جلعاد و از سرزمین اسرائیل که از اردن است ،از مرز تا دریای شرقی اندازه خواهید گرفت .و این جانب شرقی است. ۱۹و جانب جنوبی به سوی جنوب ،از تامار تا آبهای لمشار در قادرش ،از نهر تا دریای بزرگ .و این جانب جنوبی به سوی جنوب است. ۲۰و جانب غربی نیز از مرز ،دریای بزرگ خواهد بود تا مردی که به حمات حمله کند .این جانب غربی است. ۲۱بدینسان ،این سرزمین را برای خود بر اساس قبایل اسرائیل تقسیم خواهید کرد. ۲۲و واقع خواهد شد که آن را به قرعه برای خود و برای غریبانی که در میان شما ساکنند و در میان شما اولد آورند ،به میراث تقسیم خواهید کرد ،و ایشان برای شما مانند متولدین زمین در میان بنیاسرائیل خواهند بود ،و ایشان با شما در میان اسباط اسرائیل میراث خواهند داشت. ۲۳و خداوند یهوه میگوید« :و واقع خواهد شد که در هر قبیلهای که غریب ساکن باشد ،در همانجا میراثش را به او خواهید داد». فصل ۴۸ ۱این است نامهای قبایل :از انتهای شمال تا ساحل راه حتلون ،به سوی حمات ،حصرعینان ،مرز دمشق به سمت شمال ،تا ساحل حمات؛ زیرا اینها کنارههای او از شرق و غرب هستند؛ بخشی برای دان. ۲و نزد مرز دان ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،قسمتی برای اشیر. ۳و نزد حد اشیر ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،قسمتی برای نفتالی. ۴و نزد مرز نفتالی ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،قسمتی برای منسی. ۵و نزد مرز منسی ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،قسمتی برای افرایم. ۶و نزد مرز افرایم ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،قسمتی برای رئوبین. ۷و نزد مرز رئوبین ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،قسمتی برای یهودا.
حزقیال
۸و در مرز یهودا ،از جانب شرق تا جانب غرب ،هدایایی که تقدیم خواهید کرد ،بیست و پنج هزار نی به عرض و طولی برابر با یکی از قسمتهای دیگر ،از جانب شرق تا جانب غرب ،خواهد بود و قمدس در میان آن خواهد بود. ۹قربانیای که برای خداوند تقدیم میکنید ،بیست و پنج هزار (واحد طول )و ده هزار (واحد عرض )خواهد بود. ۱۰و برای ایشان ،یعنی برای کاهنان ،این قربانی مقدس خواهد بود :به سمت شمال ،طول آن بیست و پنج هزار ،و به سمت غرب ،عرض آن ده هزار ،و به سمت شرق ،عرض آن ده هزار ،و به سمت جنوب ،طول آن بیست و پنج هزار ،و محراب خداوند در میان آن خواهد بود. ۱۱این برای کاهنانی خواهد بود که از نسل صادوق تقدیس شدهاند ،کسانی که ودیعت مرا حفظ کردهاند و هنگامی که بنیاسرائیل گمراه شدند ،مانند لویان گمراه نشدند. ۱۲و این هدیه زمینی که تقدیم میشود ،برای ایشان ،در کنار مرز لویان ،بسیار مقدس خواهد بود. ۱۳و در مقابل مرز کاهنان ،لویان بیست و پنج هزار (زمین )در طول و ده هزار (زمین )در عرض خواهند داشت .طول هر زمین بیست و پنج هزار (زمین )و عرض آن ده هزار (زمین )خواهد بود. ۱۴و از آن چیزی نفروشند و مبادله نکنند و نوبرهای زمین را واگذار ننمایند ،زیرا برای خداوند مقدس است. ۱۵و پنج هزار نفری که در وسعتی بیش از بیست و پنج هزار نفر باقی میمانند ،مکانی نجس برای شهر و مسکن و حومه آن خواهد بود و شهر در میان آن خواهد بود. ۱۶و این است پیمایشهای آن :به جانب شمال چهار هزار و پانصد و به جانب جنوب چهار هزار و پانصد و به جانب شرق چهار هزار و پانصد و به جانب غرب چهار هزار و پانصد. ۱۷و حومه شهر به سمت شمال دویست و پنجاه و به سمت جنوب دویست و پنجاه و به سمت شرق دویست و پنجاه و به سمت غرب دویست و پنجاه خواهد بود. ۱۸و طول باقیمانده در مقابل هدی هه قسمت مقدس ،ده هزار (واحد )به سمت شرق و ده هزار (واحد )به سمت غرب خواهد بود ،و در مقابل هدی هه قسمت مقدس خواهد بود ،و حاصل آن برای خوراک خدمتگزاران شهر خواهد بود. ۱۹و خادمان شهر از تمامی اسباط اسرائیل آن را خدمت خواهند کرد. ۲۰تمامی قربانی بیست و پنج هزار در بیست و پنج هزار خواهد بود .قربانی مقدس را به مساحت چهارگوش ،همراه با ملک شهر ،تقدیم کنید. دیگر قربانی مقدس و از رملک شهر ،در مقابل بیست و پنج هزار قربانی به آن حاکم خواهد بود ،از یک طرف و از طرف ر ۲۱و بقیه از ر سمت مرز شرقی ،و به سمت غرب در مقابل بیست و پنج هزار قربانی به سمت مرز غربی ،در مقابل سهمهای حاکم ،و آن قربانی مقدس خواهد بود و محراب خانه در میان آن خواهد بود. ۲۲علوه بر این ،از دارایی لویان و از دارایی شهر ،که در میان سرزمین فرمانروا ،بین مرز یهودا و مرز بنیامین ،قرار دارد ،برای فرمانروا خواهد بود. ۲۳و اما برای بقیه قبایل ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،بنیامین یک قسمت خواهد داشت. ۲۴و در حدود بنیامین ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،برای شمعون سهمی خواهد بود. ۲۵و نزد حد شمعون ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،برای یساکار یک قسمت. ۲۶و نزد مرز یساکار ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،زبولون یک قسمت. ۲۷و نزد حد زبولون ،از جانب شرقی تا جانب غربی ،برای جاد یک قسمت. ۲۸و نزد مرز جاد ،در سمت جنوب به سمت جنوب ،مرز از تامار تا آبهای لمشار در قادرش ،و تا نهر به سوی دریای بزرگ خواهد بود. ۲۹این است زمینی که برای قبایل اسرائیل به قرعه به میراث تقسیم خواهید کرد ،و این است سهمهای ایشان ،فرموده خداوند یهوه. ۳۰و این است خروجیهای شهر از جانب شمال ،چهار هزار و پانصد پیموده. ۳۱و دروازههای شهر به نامهای قبایل اسرائیل خواهد بود :سه دروازه به سمت شمال؛ یک دروازه رئوبین ،یک دروازه یهودا ،یک دروازه لوی. ۳۲و در جانب شرقی چهار هزار و پانصد و سه دروازه؛ یک دروازه یوسف ،یک دروازه بنیامین ،یک دروازه دان. ۳۳و در جانب جنوب چهار هزار و پانصد پیموده و سه دروازه :یک دروازه شمعون ،یک دروازه یساکار ،یک دروازه زبولون. ۳۴در سمت غرب چهار هزار و پانصد نفر ،با سه دروازه :یک دروازه جاد ،یک دروازه اشیر ،یک دروازه نفتالی. ۳۵گرداگرد آن هجده هزار پیمانه بود ،و نام شهر از آن روز «یهوه آنجاست »خواهد بود.