تثنیه فصل 1 1این سخنانی است که موسی در این طرف اردن در بیابان ،در دشت روبهروی دریای سرخ ،بین فاران و توفل و لبان و حازروث و دیزحاب به تمامی اسرائیل گفت. ( 2از حوریب از راه کوه سعیر تا قادشبرنیا یازده روز راه است). 3و در سال چهلم ،در ماه یازدهم ،در روز اول ماه ،واقع شد که موسی به بنیاسرائیل برحسب تمام آنچه خداوند به ایشان دستور داده بود، گفت. 4پس از آنکه سیحون ،پادشاه اموریان را که در حشبون ساکن بود ،و عوج ،پادشاه باشان را که در آستاروث در ادرای ساکن بود ،کشت. 5از آن طرف اردن ،در زمین موآب ،موسی شروع به اعلم این شریعت کرد و گفت: 6خداوند خدای ما در حوریب با ما سخن گفت و گفت« :شما به اندازه کافی در این کوه ساکن شدهاید. ۷برگردید و سفر کنید و به کوه اموریان و تمام مکانهای نزدیک به آن بروید ،در دشت ،در تپهها ،در دره ،و در جنوب ،و در کنار دریا، به سرزمین کنعانیان ،و به لبنان ،تا نهر بزرگ ،یعنی رود فرات. 8اینک ،من زمین را پیش روی شما قرار دادهام ،داخل شوید و زمینی را که خداوند به پدران شما ،ابراهیم ،اسحاق ،و یعقوب سوگند خورده است ،به ایشان و فرزندان ایشان پس از ایشان بدهد ،تصرف کنید. 9و من در آن زمان با شما صحبت کردم و گفتم ،من به تنهایی قادر به تحمل شما نیستم. 10یهوه ،خدای شما ،شما را زیاد کرده است ،و اینک ،امروز مانند ستارگان آسمان فراوان هستید. ( 11یهوه خدای پدرانتان شما را هزار برابر بیشتر می کند و همانطور که به شما وعده داده برکت می دهد)! 12چگونه می توانم به تنهایی بار و بار تو و نزاع تو را تحمل کنم؟ 13شما را حکیمان و دانایان و در میان قبایل خود معروف بگیرید و آنها را بر شما حاکم خواهم ساخت. 14و شما به من پاسخ داده ،گفتید ،آنچه را که گفتی برای ما خوب است. 15پس رؤسای قبیلههای شما را که حکیمان و دانایان بودند ،گرفتم و ایشان را بر شما رؤسای شما ،رؤسای هزاران ،و سرداران بالی صدها ،و فرماندهان دهها ،و افسران قبایل شما قرار دادم. 16و من در آن زمان به داوران شما دستور دادم ،و گفتم :دلیل بین برادران خود را بشنوید و بین هر کس و برادرش و غریبه ای که با او است به عدالت داوری کنید. 17در داوری به اشخاص احترام نگذارید .اما شما کوچک و بزرگ را خواهید شنید .از چهره انسان نترسید .زیرا داوری از آن خداست .و دلیلی که برای شما سخت است ،آن را نزد من بیاور تا آن را بشنوم. 18و من در آن زمان به شما دستور دادم هر آنچه باید انجام دهید. 19و چون از حوریب خارج شدیم ،چنانکه یهوه خدای ما به ما امر فرموده بود ،از تمام آن بیابان بزرگ و وحشتناکی که در راه کوه اموریان دیدید ،گذشتیم .و به کادشبارنه آمدیم. 20و من به شما گفتم ،شما به کوه اموریان که یهوه خدای ما به ما میدهد آمدهاید. 21اینک یهوه خدایت زمین را در حضور تو قرار داده است .برو و آن را تصرف کن چنانکه یهوه خدای پدرانت به تو گفته است .نترس و ناامید نباش 22و هر یک از شما نزد من آمدید و گفتید ،ما مردانی را پیش روی خود می فرستیم ،و آنها ما را در زمین جستجو خواهند کرد ،و به ما خبر خواهند داد که از چه راهی باید بال برویم ،و به چه شهرهایی خواهیم آمد. 23و این گفتار مرا خشنود کرد ،و دوازده مرد از شما را که یکی از قبیله بودند ،گرفتم. ۲۴و برگشتند و به کوه رفتند و به دره اشکول آمدند و آن را جستجو کردند. 25و از میوه زمین در دست گرفتند و نزد ما آوردند و دوباره به ما خبر دادند و گفتند :این زمین خوبی است که یهوه خدای ما به ما می دهد. 26با این وجود شما نخواستید بال بروید ،بلکه از فرمان یهوه خدای خود عصیان کردید. 27و در خیمههای خود زمزمه میکردید و میگفتید« :چون خداوند از ما نفرت داشت ،ما را از زمین مصر بیرون آورد تا ما را به دست اموریان تسلیم کند تا ما را هلک کنند. 28به کجا برویم؟ برادران ما دل ما را ناامید کردند و گفتند :مردم از ما بزرگتر و بلندترند .شهرها بزرگ و تا بهشت محصور شده اند .و به علوه ما پسران آناکیم را در آنجا دیدیم. ۲۹آنگاه به شما گفتم نترسید و از آنها نترسید. 30یو هه ووه ،خدای شما که پیشاپیش شما میرود ،مطابق آنچه در مصر برای شما انجام داد ،برای شما خواهد جنگید. 31و در بیابان ،جایی که دیدی که چگونه یهوه خدایت تو را به دنیا آورد ،چنانکه مردی پسر خود را به دنیا می آورد ،در تمام راهی که رفتی ،تا اینکه به این مکان آمدی. 32اما در این امر به یهوه خدای خود ایمان نیاوردید. 33که در راه پیش از شما رفت تا جایی را برای شما جستجو کند که در آن خیمه های خود را برافراشته باشد ،در شب در آتش ،تا به شما نشان دهد که از چه راهی باید بروید و در ابر روز. 34و خداوند صدای سخنان شما را شنید ،خشمگین شد و قسم خورده ،گفت:
تثنیه
35بیتردید هیچیک از این مردان این نسل بد آن سرزمین نیکو را که سوگند خوردم به پدران شما بدهم ،نخواهد دید. 36کالیب پسر یفونه را نجات دهید .او آن را خواهد دید و من زمینی را که بر آن پایمال کرده است و به فرزندانش خواهم داد ،زیرا او کاملل از خداوند پیروی کرده است. 37همچنین خداوند به خاطر شما بر من خشمگین شد و گفت :تو نیز به آنجا نرو. 38اما یوشع پسر نون که در حضور تو ایستاده است ،به آنجا خواهد رفت و او را تشویق کن ،زیرا اسرائیل را به ارث خواهد برد. 39و اطفال شما که گفتید باید طعمه شوند و فرزندان شما که در آن روز خیر و شر را نمی دانستند ،در آنجا خواهند رفت و من آن را به آنها خواهم داد و آنها آن را تصاحب خواهند کرد. 40اما شما ،خود را برگردانید و از راه دریای سرخ به بیابان بروید. 41آنگاه شما پاسخ داده ،به من گفتید« :ما به خداوند گناه کردهایم ،برحسب آنچه که یهوه خدای ما به ما دستور داده است ،خواهیم جنگید .و چون هرکسی سلحهای جنگی خود را به کمر بسته بودید ،آماده بودید که به بالی تپه بروید. 42و خداوند به من گفت ،به آنها بگو ،بال نروید و جنگ نکنید .زیرا من در میان شما نیستم .مبادا در برابر دشمنان خود مغلوب شوید. 43پس من با شما صحبت کردم .و شما نشنیدید ،اما از فرمان خداوند عصیان کرده ،با گستاخی به تپه رفتید. 44و اموریان که در آن کوه ساکن بودند ،بر ضد شما بیرون آمدند ،و شما را مانند زنبورها تعقیب کردند ،و شما را در سعیر تا حورمه هلک کردند. 45و شما بازگشته و در حضور خداوند گریستید .اما خداوند به صدای شما گوش نداد و به شما گوش نداد. 46پس شما روزهای زیادی در قادش ماندید ،مطابق روزهایی که در آنجا اقامت داشتید. فصل 2 1پس برگشته ،از راه دریای سرخ به بیابان رفتیم ،چنانکه خداوند به من گفت ،و روزهای بسیار کوه سعیر را احاطه کردیم. 2و خداوند به من گفت و گفت: 3شما به اندازه کافی این کوه را احاطه کرده اید :به سوی شمال بپیچید. 4و به قوم امر کن و بگو :از ساحل برادران خود بنی عیسو که در سعیر ساکن هستند عبور کنید .و از شما خواهند ترسید ،پس مراقب خود باشید. 5با آنها مداخله مکن .زیرا من از زمین آنها به شما نخواهم داد ،نه به اندازه عرض یک پا .زیرا کوه سعیر را به عنوان ملک به عیسو داده ام. 6از آنها گوشت به پول بخرید تا بخورید .و از آنها آب نیز به پول بخرید تا بنوشید. 7زیرا یهوه خدایت تو را در تمامی کارهای دستت برکت داده است .او از راه رفتن تو در این بیابان بزرگ آگاه است .در این چهل سال یهوه خدایت با تو بوده است .تو چیزی کم نداری 8و چون از برادران خود بنی عیسو که در سعیر ساکن بودند ،از راه دشت از ایلت و از حزیونگابر گذشتیم ،برگشتیم و از راه بیابان موآب گذشتیم. 9و خداوند به من گفت« :موآبیان را مضطرب مکن و در جنگ با ایشان ستیزه مکن ،زیرا که زمین ایشان را به تو به ملک نخواهم داد . زیرا من ار را به عنوان ملک به بنی لوط داده ام. 10امیمیان در گذشته در آنجا ساکن بودند ،قومی بزرگ ،بسیار ،و بلند مانند آناکیمها. 11که آنها نیز غولهایی مانند آناکیمها به شمار میرفتند .اما موآبی ها آنها را امی می نامند. 12حوریمیان نیز قبلل در سعیر ساکن بودند .اما بنی عیسو جانشین ایشان شدند ،چون ایشان را از حضور ایشان هلک کردند و به جای ایشان ساکن شدند .همانطور که اسرائیل با سرزمینی که خداوند به آنها داد ،کرد. 13من گفتم ،اکنون برخیز و تو را از نهر زرید عبور دهم .و ما از رودخانه زرید عبور کردیم. 14و فضایی که از قادشبرنیا آمدیم ،تا زمانی که از نهر ززرد عبور کردیم ،سی و هشت سال بود .تا زمانی که همه نسل مردان جنگی از میان لشکر هدر رفتند ،چنانکه خداوند برای آنها قسم خورده بود. 15زیرا که دست خداوند بر ایشان بود تا ایشان را از میان لشکر هلک کند تا هلک شوند. 16پس چنین واقع شد که وقتی جمیع مردان جنگی از میان مردم هلک شدند و مردند، 17که خداوند به من گفت و گفت: 18تو امروز از ار ،ساحل موآب عبور خواهی کرد. 19و هنگامی که به بنی عمون نزدیک شدی ،آنها را مضطرب نکن ،و با آنها مداخله نکن ،زیرا من از سرزمین بنی عمون هیچ ملکی به تو نخواهم داد .زیرا آن را به عنوان ملک به بنی لوط داده ام. ( 20آن نیز سرزمین غولها به حساب میآمد :غولها در قدیم در آن ساکن بودند و عمونیان آنها را زمزمیم میخوانند. 21قومی بزرگ و بسیار زیاد و قد بلند مانند آناقیمها .اما خداوند ایشان را در حضور ایشان هلک کرد .و آنها جانشین آنها شدند و به جای آنها ساکن شدند. 22چنانکه با بنی عیسو که در سعیر ساکن بودند ،کرد ،هنگامی که حوریمها را از حضور ایشان هلک کرد .و ایشان جانشین ایشان شدند و تا امروز در جای ایشان ساکن شدند. 23و آویمیان که در حازریم ،حتی تا عزا ،ساکن بودند ،کافتوریمها که از کافتور بیرون آمدند ،آنها را هلک کردند و به جای آنها ساکن شدند). ۲۴برخیزید ،سفر کنید و از رود ارنون بگذرید ،اینک ،سیحون آموری ،پادشاه حشبون ،و سرزمین او را به دست تو میسپارم.
تثنیه
25امروز بیم تو و ترس از تو را بر امتهایی که در زیر تمام آسمان هستند میآورم که خبر تو را خواهند شنید و به خاطر تو خواهند لرزید و اندوهگین خواهند شد. 26و از صحرای زقدزموت برای سیحون ،پادشاه حشبون ،قاصدان فرستادم و به سلمتی گفتند: 27بگذار از سرزمین تو بگذرم ،از راه بزرگ خواهم رفت ،نه به راست و نه به چپ خواهم چرخید. 28گوشت را به پول به من بفروش تا بخورم .و به من آب بده تا بنوشم. ( 29همانطور که بنی عیسو ساکن سعیر و موآبیان ساکن ار با من کردند ).تا اینکه از اردن به سرزمینی که یهوه خدای ما به ما میدهد بگذرم. 30اما سیحون ،پادشاه حشبون ،ما را از کنار او نگذاشت ،زیرا یهوه ،خدایت ،روح او را سخت کرد و دل او را لجاج کرد تا او را چنانکه امروز مینماید به دست تو تسلیم کند. 31و خداوند به من گفت ،اینک ،من شروع کردم به دادن سیحون و زمین او به حضور تو. 32آنگاه سیحون ،او و تمامی قومش ،بر ما بیرون آمد تا در یاحاز بجنگند. 33و یهوه خدای ما او را به ما تسلیم کرد .و او و پسرانش و تمام قومش را زدیم. 34و در آن زمان جمیع شهرهای او را گرفتیم و مردان و زنان و اطفال هر شهر را به کلی هلک کردیم و هیچ کس را باقی نگذاشتیم. 35فقط چارپایانی که برای خود طعمه گرفتیم و غنایم شهرهایی که گرفتیم. 36از عروئر كه كنار نهر ارنون است و از شهري كه كنار نهر است تا زجلعاد ،یك شهر براي ما قوي نبود :یو هه ووه خداي ما همه را به ما تسلیم كرد. 37فقط به سرزمین بنی عمون نرسیدی ،نه به هیچ جای رودخانه یابوک ،و نه به شهرهای کوهستانی ،و نه به هر چیزی که یهوه خدای ما از ما منع کرده بود. فصل 3 1پس برگشتیم و از راه باشان بال رفتیم و عوج پادشاه باشان با تمام قومش برای جنگ در ادری بر ما بیرون آمد. 2و خداوند به من گفت« :از او نترس ،زیرا او و تمامی قوم و سرزمینش را به دست تو تسلیم خواهم کرد .و با او چنان کن که با سیحون پادشاه اموریان که در حشبون ساکن بود کردی. 3پس یهوه خدای ما عوج ،پادشاه باشان و تمامی قومش را به دست ما تسلیم کرد و ما او را زدیم تا جایی که برایش باقی نماند. 4و در آن زمان جمیع شهرهای او را گرفتیم ،شهری نبود که از ایشان نگرفته باشیم ،شصت شهر ،تمام ناحیه ارگوب ،پادشاهی عوج در باشان. 5تمام این شهرها با دیوارها و دروازهها و میلههای بلند حصار شده بود .در کنار شهرهای بی دیوار ،تعداد زیادی. 6و ما آنها را کاملل هلک کردیم ،همانطور که با سیحون ،پادشاه حشبون ،مردان ،زنان و کودکان هر شهر را کاملل هلک کردیم. 7ا مما همه چارپایان و غنایم شهرها را برای خود طعمه بردیم. 8و در آن زمان از دست دو پادشاه اموریان زمینی را که در این طرف اردن بود ،از رود ارنون تا کوه هرمون ،گرفتیم. ( 9که هرمون صیدونیان آن را سیریون و آموریان آن را شنیر می نامند). 10تمامی شهرهای دشت و تمامی جلعاد و تمامی باشان تا سلخه و ادری ،شهرهای پادشاهی عوج در باشان. 11زیرا تنها عوج ،پادشاه باشان ،از باقیمانده غولها باقی ماند .اینک بستر او بستری از آهن بود .آیا در ربات بنی عمون نیست؟ طول آن نه ذراع و عرض آن بر حسب ذراع انسان چهار ذراع بود. ۱۲و این زمین را که در آن زمان تصرف کردیم ،از عروئر ،که در کنار رود ارنون است ،و نیمی از کوه جلعاد ،و شهرهای آن ،به رئوبینیان و جادیان دادم. 13و بقیه جلعاد و تمام باشان که پادشاهی عوج بود ،به نصف قبیله منسی دادم .تمام منطقه ارگوب و تمام باشان که سرزمین غول ها نامیده می شد. 14یائیر پسر منسی تمام سرزمین ارغوب را تا سواحل گشوری و ماخاتی گرفت .و آنها را تا به امروز به نام خود ،باشنهاووتژائیر، خواند. 15و جلعاد را به ماکیر دادم. 16و به رئوبینیان و جادیان از جلعاد تا نهر ارنون نیمی از دره و حد را تا نهر یابوک که مرز بنی عمون است دادم. 17و دشت و اردن و ساحل آن ،از چینرث تا دریای دشت ،یعنی دریای نمک ،زیر اشدوت پیسگاه به طرف شرق. 18و در آن زمان به شما امر کردم و گفتم« :یو هه ووه ،خدایتان ،این زمین را به شما داده است تا آن را تصرف کنید .شما از پیشاپیش برادران خود ،بنیاسرائیل ،که برای جنگ مناسب هستند ،مسلح بگذرید. 19لیکن زنان و فرزندان و چهارپایان شما (زیرا میدانم که چهارپایان بسیار دارید )در شهرهایی که به شما دادهام خواهند ماند. 20تا زمانی که خداوند به برادران شما و همچنین شما آرامش دهد ،و تا زمانی که آنها نیز زمینی را که یهوه خدای شما در آن سوی اردن به آنها داده است ،به تصرف خود درآورند ،و آنگاه هرکس را به ملک خود که به شما دادهام باز گردانید. 21و در آن زمان به یوشع امر کردم و گفتم« :چشمانت همه آنچه را که یهوه خدایت با این دو پادشاه کرد ،دیده است. 22از آنها نترسید زیرا یهوه خدای شما برای شما خواهد جنگید. 23و در آن زمان از خداوند التماس کردم و گفتم: ۲۴ای خداوند یهوه ،عظمت و دست توانای خود را به بنده خود نشان دادی ،زیرا چه خدایی در آسمان یا در زمین است که می تواند مطابق اعمال تو و برحسب قدرت تو انجام دهد؟
تثنیه
25از تو میخواهم ،بگذار بروم و سرزمین نیکو را که آن سوی اردن است ،آن کوه زیبا و لبنان را ببینم. 26اما خداوند به خاطر شما بر من خشمگین شد و نخواست مرا بشنود .دیگر در این مورد با من صحبت نکن 27به بالی پیسگاه برو و چشمانت را به طرف مغرب و شمال و جنوب و شرق بلند کن و آن را با چشمانت ببین زیرا از این اردن نخواهی گذشت. 28اما یوشع را امر کنید و او را تشویق کنید و او را تقویت کنید ،زیرا او پیشاپیش این قوم خواهد رفت و آنها را وارث زمینی خواهد کرد که خواهید دید. 29پس ما در دره روبهروی بیت فائور ساکن شدیم. فصل 4 1پس اکنون ای اسرائیل به فرایض و احکامی که به شما تعلیم میدهم گوش فرا دهید تا آنها را انجام دهید تا زنده بمانید و داخل شوید و زمینی را که یهوه خدای پدرانتان به شما میدهد تصرف کنید. 2به کلمی که به شما امر میکنم اضافه نکنید و چیزی از آن کم نکنید تا احکام یهوه خدای خود را که به شما امر میکنم نگاه دارید. 3چشمهای شما آنچه را که خداوند بهخاطر بعلفعور کرد ،دیدهاند ،زیرا خداوند ،خدایتان ،ایشان را از میان شما هلک کرده است. 4اما شما که به یهوه خدای خود چسبیدید امروز هر یک از شما زنده هستید. 5اینک ،من فرایض و احکام را به شما تعلیم دادم ،چنانکه یهوه خدای من به من امر فرموده است که در زمینی که برای تصرف آن میروید ،چنین کنید. 6پس نگه دارید و آنها را انجام دهید .زیرا این حکمت و شعور شما در نظر قومهایی است که همه این فرایض را خواهند شنید و خواهند گفت :بی تردید این قوم بزرگ قومی دانا و فهیم است. 7زیرا کدام قوم بزرگی وجود دارد که خدا را به آنها نزدیک باشد ،چنانکه یهوه خدای ما در همه چیزهایی که او را میخوانیم؟ 8و کدام قوم است که به این بزرگی احکام و احکامی به قدر عادلنه تمام این شریعت که امروز در حضور شما قرار میدهم دارد؟ 9فقط مراقب خودت باش و جان خود را با جدمت حفظ کن تا مبادا چیزهایی را که چشمانت دیده است فراموش کنی و در تمام روزهای زندگیت از دلت دور نشوند. 10مخصوصا ل در روزی که در حوریب در حضور یهوه خدایت ایستادی ،هنگامی که خداوند به من گفت :قوم را برای من جمع کن تا سخنان مرا بشنوند تا یاد بگیرند که در تمام روزهایی که بر روی زمین زندگی خواهند کرد از من بترسند و فرزندان خود را تعلیم دهند. 11و شما نزدیک آمدید و در زیر کوه ایستادید .و کوه تا وسط آسمان با تاریکی و ابر و تاریکی غلیظ در آتش سوخت. 12و خداوند از میان آتش با شما سخن گفت .فقط تو صدایی شنیدی 13و او عهد خود را که به شما دستور داد تا ده فرمان را انجام دهید ،به شما اعلم کرد .و آنها را بر دو تخته سنگی نوشت. 14و خداوند در آن زمان به من امر کرد که فرایض و احکام را به شما بیاموزم تا آنها را در زمینی که برای تصرف آن میروید به جا آورید. 15پس مراقب خود باشید .زیرا در روزی که خداوند در حوریب از میان آتش با شما سخن گفت ،هیچ ومثولی ندیدید. 16مبادا خود را فاسد کنید و برای خود شمایل تراشیدهای مانند هر شکلی مانند مرد یا زن بسازید، 17مثل هر حیوانی که روی زمین است ،مثل هر مرغ بالداری که در هوا پرواز می کند، 18مثل هر چیزی که روی زمین میخزد ،مثل هر ماهی که در آبهای زیر زمین است. 19و مبادا چشمانت را به سوی آسمان بلند كنی و چون خورشید و ماه و ستارگان و جمیع لشكر آسمان را ببینی ،به پرستش آنها و خدمت به آنها رانده شوی كه یهوه خدایت بر همه امتها زیر تمام آسمان تقسیم كرده است. 20ا مما خداوند شما را گرفته ،و از کوره آهن ،از مصر بیرون آورده ،تا برای او قوم میراثی باشید ،چنانکه امروز هستید. ۲۱و خداوند به خاطر شما بر من خشمگین شد و سوگند یاد کرد که از اردن عبور نکنم و به آن سرزمین نیکو که یهوه خدایت به تو میدهد وارد نگردم. 22اما من باید در این سرزمین بمیرم ،نباید از اردن عبور کنم ،بلکه شما بروید و آن سرزمین خوب را تصرف کنید. 23مواظب خود باشید ،مبادا عهد یهوه خدای خود را که با شما بست ،فراموش کنید ،و برای خود شمایل تراشیده شده یا شبیه هر چیزی که یهوه خدایت شما را ممنوع کرده است ،بسازید. 24زیرا یهوه خدایت آتش سوزنده و خدای حسود است. 25هنگامی که فرزندان و فرزندان زایید ،و مدت طولنی در زمین خواهید ماند ،و خود را فاسد خواهید کرد ،و شمایل تراشیده شده یا شبیه هر چیز دیگری خواهید ساخت و در نظر یهوه خدای خود بد خواهید کرد تا خشم او را برانگیزد. 26من امروز آسمان و زمین را علیه شما شهادت میدهم که به زودی از سرزمینی که برای تصرف آن از اردن میروید بهسرعت هلک خواهید شد .روزهای خود را در آن طولنی نخواهید کرد ،بلکه به کلی نابود خواهید شد. 27و خداوند شما را در میان امتها پراکنده خواهد کرد و در میان امتها که خداوند شما را به آنجا خواهد برد ،کم خواهید ماند. 28و در آنجا خدایان را عبادت خواهید کرد ،ساخته دست انسان ،از چوب و سنگ ،که نه می بینند ،نه می شنوند ،نه می خورند و نه بو می کنند. 29اما اگر از آنجا یهوه خدای خود را بجویی ،او را خواهی یافت ،اگر او را با تمام دل و با تمام جان خود بجویی. 30هنگامی که در مصیبت باشی و همه این چیزها بر تو نازل شود ،حتی در روزهای آخر ،اگر به یهوه خدایت روی گردانی و صدای او را اطاعت کنی.
تثنیه
( 31زیرا یهوه خدایت خدای مهربان است ).او تو را ترک نخواهد کرد و تو را هلک نخواهد کرد و عهد پدرانت را که با آنها قسم خورده فراموش نخواهد کرد. 32زیرا اکنون از روزهای گذشته ،که پیش از تو بودهاند ،از روزی که خدا انسان را بر روی زمین آفرید ،بپرس و از این سوی آسمان تا آن سوی آسمان بپرس که آیا چیزی به این بزرگی وجود داشته است ،یا مانند آن شنیده شده است؟ 33آیا هرگز مردم صدای خدا را شنیدهاند که از میان آتش سخن میگوید ،چنانکه تو شنیدی ،و زنده بمانند؟ 34یا آیا خدا خواسته است تا برود و قومی را از میان قوم دیگر ،با وسوسهها ،با نشانهها و شگفتیها ،و با جنگ ،و با دستی نیرومند ،و با بازوی دراز شده ،و با وحشتهای عظیم ،بر اساس آنچه که یهوه خدایت برای تو در مصر در برابر چشمان تو کرد ،بگیرد؟ 35به تو نشان داده شد تا بدانی که خداوند او خداست .هیچ کس دیگری در کنار او نیست 36او از آسمان تو را به شنیدن صدای خود ساخت تا تو را تعلیم دهد و بر زمین آتش عظیم خود را به تو نشان داد .و سخنان او را از میان آتش شنیدی. 37و چون پدران تو را دوست داشت ،پس ذریت ایشان را پس از ایشان برگزید و تو را در حضور خود با قدرت عظیم خود از مصر بیرون آورد. 38تا امتها را از حضور تو بزرگتر و قویتر از تو بیرون برانند تا تو را به داخل بیاورند تا زمین آنها را مانند امروز به تو به میراث بدهند. 39پس امروز بدان و در دل خود بدان که یهوه او خداست در بال در آسمان و در پایین بر زمین .دیگری نیست. 40پس فرایض و احکام او را که امروز به تو امر میکنم نگاه داری تا برای تو و فرزندانت پس از تو نیکو شود و روزهای خود را بر روی زمین که یهوه خدایت به تو میدهد تا ابد طولنی کنی. 41آنگاه موسی سه شهر را از این طرف اردن به سمت طلوع آفتاب جدا کرد. 42تا قاتل به آنجا فرار کند و همسایه خود را بی خبر بکشد و در گذشته از او متنفر نباشد .و اینکه با فرار به یکی از این شهرها زندگی کند: 43یعنی بصر در بیابان ،در صحرای روبنیان .و راموت در زجلعاد از گادیان .و جولن در باشان از مناسیان. 44و این شریعت است که موسی در حضور بنی اسرائیل قرار داد: 45اینها شهادتها و فرایض و احکامی است که موسی به بنی اسرائیل پس از خروج از مصر گفت. 46در این طرف اردن ،در وادی روبروی بیتفائور ،در زمین سیحون ،پادشاه اموریان ،که در حشبون ساکن بود ،و موسی و بنیاسرائیل پس از بیرون آمدن از مصر او را شکست دادند. 47و زمین او و زمین عوج ،پادشاه باشان ،دو پادشاه اموریان را که در این طرف اردن به طرف طلوع خورشید بودند ،تصرف کردند. 48از عروئر که در کنار رود ارنون است تا کوه سیون که هرمون است، 49و تمام دشت در این طرف اردن به طرف مشرق ،حتی تا دریای دشت ،زیر چشمههای پیسگاه. فصل 5 1و موسی تمامی اسرائیل را فرا خواند و به ایشان گفت :ای اسرائیل فرایض و احکامی را که امروز در گوش شما می گویم بشنو تا آنها را بیاموزید و آنها را نگاه دارید و انجام دهید. 2یهوه خدای ما در حوریب با ما عهد بست. 3خداوند این عهد را با پدران ما نبست ،بلکه با ما ،که همهی ما امروز در اینجا زنده هستیم ،عهد بست. 4خداوند با شما رو در رو در کوه از میان آتش صحبت کرد، ( 5در آن زمان بین خداوند و شما ایستادم تا کلم خداوند را به شما اعلم کنم زیرا از آتش ترسیدید و به کوه بال نرفتید )و گفتید: 6من یهوه خدای تو هستم که تو را از سرزمین مصر از خانه بندگی بیرون آوردم. ۷غیر از من خدایان دیگری نخواهی داشت. 8برای خود هیچ مجسمهای نسازید ،یا مانند چیزی که در بال در آسمان است ،یا در زمین پایین ،یا در آبهای زیر زمین است. 9در برابر ایشان سجده مكن و ایشان را عبادت مكن ،زیرا من یهوه ،خدای تو ،خدای حسودی هستم كه گناه پدران را بر فرزندان تا نسل سوم و چهارم از من نفرت دارند. 10و به هزاران نفر از کسانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه می دارند ،رحمت می کنم. 11نام یهوه خدایت را بیهوده نخوان ،زیرا خداوند کسی را که نام او را بیهوده میبرد ،بیگناه نمیداند. 12روز سبت را چنانکه یهوه خدایت به تو امر فرموده است ،آن را تقدیس کن. 13شش روز کار خواهی کرد و تمام کارهایت را انجام ده. 14اما روز هفتم سبت یهوه خدایت است :در آن هیچ کاری انجام نده ،نه تو ،نه پسرت ،نه دخترت ،نه غلمت ،نه کنیزت ،و نه گاو تو ،نه الغ تو ،و نه هیچ یک از چهارپایانت و نه غریبه تو که در درونت است .تا غلم و کنیزت نیز مانند تو آرام بگیرند. 15و به خاطر بیاور که تو در زمین مصر غلم بودی و یهوه خدایت تو را به دستی نیرومند و بازوی دراز کرده از آنجا بیرون آورد ،پس یهوه خدایت به تو دستور داد که روز سبت را نگه داری. 16همانطور که یهوه خدایت به تو امر کرده است ،پدر و مادرت را گرامی بدار .تا روزهایت طولنی شود و در زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد ،نیکی کنی. 17تو نباید بکشی. 18و زنا مکن.
تثنیه
19دزدی هم نکن. 20و بر همسایه خود شهادت دروغ نده. 21نه به زن همسایه خود میل کنی و نه به خانه همسایه ،مزرعه ،یا غلم او ،یا کنیز او ،گاو یا الغ او ،یا هر چیزی که مال همسایه توست طمع نداشته باشی. 22خداوند این سخنان را به تمامی جماعت شما در کوه از میان آتش و ابر و تاریکی غلیظ با صدای بلند گفت و دیگر اضافه نکرد .و آنها را در دو تخته سنگی نوشت و به من سپرد. 23و چنین واقع شد ،هنگامی که صدایی را از میان تاریکی شنیدید( ،زیرا کوه در آتش سوخت) ،به من نزدیک شدید ،حتی تمامی سران قبیله خود ،و بزرگان خود. ۲۴و شما گفتید ،اینک یهوه ،خدای ما ،جلل و عظمت خود را به ما نشان داده است ،و صدای او را از میان آتش شنیدیم .امروز دیدیم که خدا با انسان صحبت میکند و او زنده است. 25پس چرا باید بمیریم؟ زیرا این آتش بزرگ ما را خواهد سوخت :اگر صدای یهوه خدای خود را دیگر بشنویم ،خواهیم مرد. 26زیرا چه کسی از همه جسمانی است که صدای خدای زنده را شنیده باشد که از میان آتش سخن می گوید ،مانند ما ،و زنده مانده است؟ 27نزدیک برو و هر چه یهوه خدای ما میگوید بشنو .و ما آن را خواهیم شنید و انجام خواهیم داد. 28و خداوند صدای سخنان شما را شنید که با من صحبت کردید .و خداوند به من گفت :صدای سخنان این قوم را که به تو گفته اند شنیدم. 29ای کاش چنین دلی در ایشان بود که از من می ترسیدند و جمیع اوامر مرا همیشه نگاه می داشتند تا برای ایشان و فرزندانشان تا ابد نیکو باشد. 30برو به آنها بگو ،شما را دوباره به خیمه های خود ببرید. 31ا مما تو ،اینجا در کنار من بایست ،و من تمام احکام و فرایض و احکامی را که به آنها خواهی آموخت ،با تو خواهم گفت تا آنها را در زمینی که به آنها میدهم برای تصاحب آن انجام دهند. 32پس مواظب باشید همانطور که یهوه خدایتان به شما امر فرموده است انجام دهید. 33در تمام راههایی که یهوه خدایتان به شما دستور داده است ،بروید تا زنده بمانید و برای شما خوب باشد و روزهای خود را در زمینی که خواهید داشت طولنی کنید. فصل 6 1و اینها احکام ،فرایض و احکامی است که یهوه خدای شما امر فرموده است تا به شما تعلیم دهد تا در زمینی که برای تصرف آن میروید عمل کنید: 2تا از یهوه خدایت بترسی و جمیع فرایض و اوامر او را که تو و پسرت و پسر پسرت به تو امر میکنم در تمام روزهای زندگیت نگاه داری .و روزهایت طولنی شود. 3پس ای اسرائیل بشنو و مراقب آن باش .تا در زمینی که از شیر و عسل جاری است ،نیکو باشد و چنانکه یهوه خدای پدرانت به تو وعده داده است ،بسیار زیاد شوی. 4ای اسرائیل بشنو :یهوه خدای ما یهوه واحد است. 5و یهوه خدایت را با تمام دل و با تمام جان و با تمام قوت محبت نما. 6و این سخنانی که امروز به تو امر میکنم ،در قلب تو خواهد بود: ۷و آنها را با پشتکار به فرزندان خود بیاموزید ،و وقتی در خانهتان مینشینید ،و هنگامی که در راه راه میروید ،و زمانی که دراز میکشید، و هنگامی که برخیزید ،درباره آنها صحبت کنید. 8و آنها را بهعنوان علمتی بر دست خود ببند ،و مانند پیشانی بین چشمانت خواهند بود. 9و آنها را بر تیرهای خانه خود و بر دروازه های خود بنویس. 10و آنگاه خواهد بود که یهوه خدایت تو را به زمینی که برای پدرانت ،ابراهیم ،اسحاق و یعقوب سوگند خورد ،بیاورد تا شهرهای بزرگ و نیکو را که تو آن را نساخته ای به تو بدهد. 11و خانههای پر از همه چیزهای نیکو که پر نکردی ،و چاههایی که حفر نکردی ،تاکستانها و درختان زیتون که کاشتهای .وقتی خوردی و سیر شدی. 12پس مواظب باش که خداوند را که تو را از سرزمین مصر ،از خانه بندگی بیرون آورد ،فراموش نکنی. 13از یهوه خدایت بترس و او را عبادت کن و به نام او سوگند یاد کن. 14به دنبال خدایان دیگر ،از خدایان قومی که در اطراف شما هستند ،نروید. ( 15زیرا یهوه خدایت در میان شما خدای حسود است )مبادا غضب یهوه خدایت بر تو افروخته شود و تو را از روی زمین هلک کند. 16یهوه خدای خود را وسوسه نکنید ،چنانکه او را در مسما وسوسه کردید. 17اوامر یهوه خدای خود و شهادات او و فرایض او را که به شما امر فرموده است ،با جدیت نگاه دارید. 18و آنچه را که در نظر خداوند درست و نیک است بجا آور تا برای تو خوب باشد و تا داخل شده و زمین نیکویی را که خداوند برای پدرانت قسم خورده است ،تصرف کنی. 19تا جمیع دشمنانت را از حضور خود بیرون كنی ،چنانكه خداوند فرموده است. 20و چون پسرت در زمان آینده از تو بپرسد و بگوید :منظور از شهادتها و فرایض و احکامی است که یهوه خدای ما به شما امر کرده است؟ 21آنگاه به پسرت بگو ،ما غلم فرعون در مصر بودیم .و خداوند ما را با دستی نیرومند از مصر بیرون آورد.
تثنیه
۲۲و خداوند نشانهها و شگفتیهای بزرگ و دردناک را بر مصر و فرعون و بر تمامی خاندان او در برابر چشمان ما نشان داد. 23و او ما را از آنجا بیرون آورد تا ما را به داخل بیاورد تا زمینی را که به پدران ما قسم خورده است به ما بدهد. 24و خداوند به ما امر فرمود که همه این فرایض را انجام دهیم تا همیشه از یهوه خدای خود بترسیم و به نفع خود همیشه ما را زنده نگه دارد ،چنانکه در این روز است. 25و این عدالت ما خواهد بود ،اگر ما مراعات کنیم که همه این احکام را در حضور یهوه خدای خود انجام دهیم ،همانطور که او به ما امر کرده است. فصل 7 1هنگامی که یهوه خدایت تو را به سرزمینی که برای تصرف آن میروی بیاورد و امتهای بسیاری را از حضور تو بیرون کند ،زحتیان و جر وجشیان و اموریان و کنعانیان و فریزیان و حویان و یبوسیان ،هفت قوم بزرگتر و قویتر. ل 2و هنگامی که یهوه خدایت آنها را به حضور تو تسلیم خواهد کرد .تو آنها را زده ،آنها را کامل هلک خواهی کرد .با آنها عهد نبند و به آنها رحم نکن. 3با آنها ازدواج نكن .دخترت را به پسرش نده و دخترش را به پسرت نده. 4زیرا که پسرت را از پیروی من دور خواهند کرد تا خدایان دیگر را عبادت کنند .پس خشم خداوند بر تو افروخته خواهد شد و تو را ناگهان هلک خواهد کرد. 5اما با آنها چنین رفتار کنید .مذبحهای ایشان را ویران کنید و تمثالهای ایشان را بشکنید و نخلستانهای ایشان را قطع کنید و مجسمههای تراشیده ایشان را با آتش بسوزانید. 6زیرا تو برای یهوه خدایت قومی مقدمس هستی ،یهوه خدایت تو را برگزیده تا قومی خاص برای خود باشی ،بالتر از تمامی مردمانی که بر روی زمین هستند. ۷خداوند محبت خود را بر شما قرار نداده و شما را انتخاب نکرده است ،زیرا شما از همه قوم بیشتر بودید .زیرا شما از همه مردم کمتر بودید. ۸ا مما چون خداوند شما را دوست داشت و به خاطر اینکه سوگندهایی را که برای پدرانتان قسم خورده بود وفا میکرد ،خداوند شما را با دستی نیرومند بیرون آورد و شما را از خاندان غلمان ،از دست فرعون ،پادشاه مصر ،نجات داد. 9پس بدانید که یهوه خدای شما ،او خدای امین است ،که عهد و رحمت را با دوستداران او و حفظ احکام او تا هزار نسل حفظ میکند. 10و به کسانی که از او متنفرند ،تاوان می دهد تا آنها را هلک کند. 11پس اوامر و فرایض و احکامی را که امروز به تو امر میکنم تا آنها را انجام دهی نگاه داری. 12از این رو ،اگر به این احکام گوش فرا دهید ،و آنها را نگاه دارید و انجام دهید ،خداوند ،خدایت ،عهد و رحمتی را که با پدران تو قسم خورده است ،با تو نگاه خواهد داشت. 13و او تو را دوست خواهد داشت و برکت خواهد داد و تو را زیاد خواهد کرد و همچنین برکت خواهد داد میوه رحم تو و میوه زمین تو، ذرت و شراب تو و روغن تو ،نمو گاو و گله های گوسفندانت را در زمینی که به پدران تو قسم خورد که به تو بدهند. 14تو بر همه مردم متبرک خواهی بود و در میان تو و چهارپایان نر و ماده نازا نخواهی بود. 15و خداوند تمام بیماریها را از تو دور خواهد کرد و هیچ یک از بیماریهای بد مصر را که تو می دانی بر تو قرار نخواهد داد .اما آنها را بر همه کسانی که از تو متنفرند خواهند گذاشت. 16و تمام قومی را که یهوه خدایت تو را نجات خواهد داد ،نابود خواهی کرد .چشم تو بر آنها ترحم نخواهد کرد و خدایان آنها را نپرست . زیرا این برای تو دام خواهد بود. 17اگر در دل خود بگویی این قومها از من بیشترند .چگونه می توانم آنها را خلع ید کنم؟ 18از آنها نترس ،بلکه آنچه را که یهوه خدایت با فرعون و با تمام مصر کرد ،به خوبی به خاطر بسپار. 19وسوسههای بزرگی را که چشمانت دید ،و نشانهها ،و شگفتیها ،و دست نیرومند ،و بازوی دراز شدهای که خداوند ،خدایت تو را به وسیله آنها بیرون آورد. 20و یهوه خدایت هورنت را در میان ایشان خواهد فرستاد تا کسانی که باقی مانده اند و خود را از تو پنهان کرده اند هلک شوند. 21از ایشان هراسان مباش ،زیرا یهوه خدایت در میان شماست ،خدای توانا و مهیب. 22و یهوه خدایت آن قومها را اندک اندک از حضور تو بیرون خواهد کرد. 23اما یهوه خدایت آنها را به تو تسلیم خواهد کرد و آنها را با هلکتی عظیم هلک خواهد کرد تا هلک شوند. 24و پادشاهان ایشان را به دست تو تسلیم خواهد کرد و نام ایشان را از زیر آسمان نابود خواهی کرد. 25تمثالهای تراشیده شده خدایان ایشان را با آتش بسوزانید و نقره یا طلیی را که بر آنها است نخواهید و آن را نزد خود نگیرید که در آن به دام بیفتید زیرا این برای یهوه خدایت مکروه است. 26و مكروه را به خانه خود وارد نكن ،مبادا مانند آن ملعون شوی .زیرا این امری نفرین شده است. فصل 8 1تمام احکامی را که امروز به شما امر میکنم رعایت کنید تا زنده بمانید و زیاد شوید و داخل شوید و زمینی را که خداوند برای پدرانتان قسم خورده است تصرف کنید.
تثنیه
2و تمام راهی را که یهوه خدایت تو را در این چهل سال در بیابان رهبری کرد ،به خاطر بیاور تا تو را متواضع سازد ،و تو را آزمایش کند ،تا بدانی که چه در دلت بود ،که آیا اوامر او را نگاه میداری یا نه. 3و او تو را متواضع ساخت و به تو گرسنگی داد و تو را با مانا تغذیه کرد که تو نمیدانستی و پدرانت نمیدانستند .تا به تو بفهماند که انسان فقط به نان زنده نمیماند ،بلکه با هر کلمی که از دهان خداوند بیرون میآید ،انسان زنده میماند. 4در این چهل سال لباس تو بر تو کهنه نشد و پای تو ورم نکرد. 5در دل خود نیز ملحظه کن که همانطور که انسان پسر خود را تنبیه می کند ،خداوند خدایت تو را نیز تنبیه می کند. 6پس اوامر یهوه خدایت را نگاه دار و در راههای او گام برداری و از او بترسی. 7زیرا یهوه خدایت تو را به زمینی نیکو ،زمینی از نهرهای آب و چشمهها و اعماق که از درهها و تپهها سرچشمه میگیرد ،میآورد. 8زمین گندم و جو و انگور و درختان انجیر و انار .سرزمین روغن زیتون و عسل. 9زمینی که در آن نان را بدون کمبود بخوری ،چیزی در آن کم نخواهی داشت .سرزمینی که سنگ هایش آهن است و از تپه هایش برنج می توانی حفر کنی. 10وقتی خوردی و سیر شدی ،آنگاه یهوه خدایت را به خاطر زمین نیکویی که به تو داده است ،برکت خواهی داد. ۱۱مواظب باش که یهوه خدای خود را فراموش مکن ،زیرا اوامر و احکام و فرایض او را که امروز به تو امر میکنم نگاه نداری. 12مبادا چون خوردی و سیر شدی و خانههای نیکو ساختی و در آن ساکن شدی. 13و چون گلهها و گلههایت زیاد شود و نقره و طلی تو زیاد شود و هر چه داری زیاد شود. 14آنگاه دلت بلند شود و یهوه خدایت را که تو را از سرزمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد ،فراموش کنی. 15که تو را در آن بیابان بزرگ و وحشتناک که در آن مارهای آتشین و عقربها و خشکسالی بودند ،که در آن آب نبود ،هدایت کرد .که تو را از سنگ سنگ چخماق آب بیرون آورد. 16که تو را در بیابان با مانا که پدرانت نمیدانستند تغذیه کرد تا تو را فروتن کند و تو را آزمایش کند تا در آخرت به تو نیکی کند. 17و تو در دل خود می گویی ،قدرت و قدرت دست من این ثروت را به من داده است. 18اما یهوه خدای خود را به یاد آور زیرا که او به تو قدرت میدهد تا مال به دست آوری تا عهد خود را که با پدرانت قسم خورده است مانند امروز ثابت کند. 19و اگر یو هه ووه خدای خود را فراموش كنی و به دنبال خدایان دیگر بروی و آنها را عبادت كنی و آنها را بپرستی ،امروز بر ضد تو شهادت میدهم كه قطعا ل هلك خواهی شد. 20مانند امتهایی که خداوند در حضور شما هلک میکند ،شما نیز هلک خواهید شد .زیرا نمی خواهید از صدای یهوه خدای خود اطاعت کنید. فصل 9 1ای اسرائیل بشنو ،تو امروز از اردن می گذری تا به تصرف امت های بزرگتر و قدرتمندتر از خودت درآی ،شهرهای بزرگ و حصارکشیده تا آسمان، 2قومی بزرگ و بلند ،فرزندان آناکیمها که میشناسی و شنیدهای که میگویند چه کسی میتواند در برابر بنی عنک بایستد. 3پس امروز درک کن که یهوه خدایت کسی است که پیش روی تو میرود .آنها را مانند آتش سوزنده نابود خواهد کرد و آنها را در برابر تو فرود خواهد آورد. 4پس از آن که یهوه خدایت آنها را از حضور تو بیرون کرد ،در دل خود سخن مکن ،و بگو« :خداوند مرا به خاطر عدالت من به تصرف این سرزمین درآورده است ،اما به دلیل شرارت این امتها ،خداوند آنها را از حضور تو بیرون میسازد. 5نه بهخاطر عدالت و راستی دلت برای تصرف زمین ایشان میروی ،بلکه بهخاطر شرارت این قومها ،یهوه خدایت ایشان را از حضور تو بیرون میسازد ،و تا کلمی را که خداوند به پدران تو ،ابراهیم ،اسحاق ،و یعقوب قسم خورده است ،به جا آورد. 6پس بدان که یهوه خدایت این زمین نیکو را به خاطر عدالت تو به تو نمی دهد تا آن را تملک کنی .زیرا شما مردمی سرسخت هستید. ۷به خاطر بیاور و فراموش مکن که چگونه خداوند ،خدای خود را در بیابان به خشم آوردی ،از روزی که از زمین مصر بیرون آمدی تا به این مکان آمدی ،بر خداوند سرکشی کردی. 8و در حوریب خشم خداوند را برانگیختید ،به طوری که خداوند بر شما خشمگین شد تا شما را هلک کند. 9چون به كوه رفتم تا جدولهای سنگی را دریافت كنم ،یعنی میزهای عهدی را كه خداوند با شما بسته بود ،چهل روز و چهل شب در كوه ماندم ،نه نان خوردم و نه آب آشامیدم. 10و خداوند دو تخته سنگی را که با انگشت خدا نوشته شده بود به من داد .و بر آنها نوشته شده بود برحسب تمامی کلماتی که خداوند در کوه در میان آتش در روز مجلس با شما گفت. 11و واقع شد که در پایان چهل روز و چهل شب ،خداوند دو میز سنگی ،یعنی میزهای عهد را به من داد. 12و خداوند به من گفت ،برخیز ،زود از اینجا پایین بیای .زیرا قوم تو که از مصر بیرون آورده ای خود را فاسد کرده اند .آنها به سرعت از راهی که به آنها دستور دادم منحرف می شوند .آنها را به صورت مذاب ساخته اند. 13و خداوند به من گفت ،گفت ،من این قوم را دیدهام ،و اینک قومی سرسخت است. 14مرا رها کن تا ایشان را هلک کنم و نام ایشان را از زیر آسمان محو نمایم و از تو قومی نیرومندتر و بزرگتر از ایشان خواهم ساخت. 15پس برگشتم و از کوه پایین آمدم و کوه در آتش سوخت و دو میز عهد در دو دست من بود. 16و نگریستم و اینک شما به یهوه خدای خود گناه کرده بودید و از شما گوساله مذاب ساخته بودید. 17و من دو میز را گرفتم و از دو دست خود انداختم و در مقابل چشمان شما شکستم.
تثنیه
18و من مانند اول چهل روز و چهل شب در حضور خداوند به زمین افتادم و به سبب تمامی گناهانی که در نظر خداوند مرتکب بدی کردید ،نان نخوردم و آب ننوشیدم. 19زیرا از خشم و ناخشنودی شدیدی که خداوند بر شما غضب کرده بود تا شما را هلک کند می ترسیدم .اما خداوند در آن زمان نیز به من گوش فرا داد. 20و خداوند بر هارون بسیار خشمگین شد که او را هلک کرد و من در همان زمان برای هارون نیز دعا کردم. ۲۱و گناه شما را ،گوسالهای که ساخته بودید ،گرفتم ،و آن را با آتش سوزاندم ،و آن را کوبیدم ،و آن را خرد کردم ،حتی تا اندازهای که به کوچکی خاک شد ،و غبار آن را به جویباری که از کوه پایین آمد ،ریختم. 22و در تابره و در ماسه و در کبروتهاتاوه خشم خداوند را برانگیختید. 23به همین ترتیب وقتی خداوند شما را از قادشبرنیا فرستاد و گفت« :بروید و زمینی را که به شما دادهام تصرف کنید .پس از فرمان یهوه خدای خود سرکشی کردید و به او ایمان نیاوردید و به صدای او گوش نکردید. 24از روزی که من شما را شناختم ،از خداوند سرکشی کردید. 25پس چهل روز و چهل شب به حضور خداوند افتادم ،چنانکه در ابتدا افتادم .زیرا خداوند گفته بود که شما را نابود خواهد کرد. 26پس به درگاه خداوند دعا کردم و گفتم :ای خداوند ،قوم و میراث خود را که با عظمت خود که با دستی نیرومند از مصر بیرون آوردهای فدیه دادهای ،هلک مکن. 27بندگانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب را به یاد بیاور .نه به لجاجت این قوم ،نه به شرارت و نه به گناهشان نگاه نکن. 28مبادا سرزمینی که ما را از آنجا بیرون آوردی بگوید ،زیرا خداوند قادر نبود آنها را به سرزمینی که به آنها وعده داده بود بیاورد ،و چون از آنها نفرت داشت ،آنها را بیرون آورد تا آنها را در بیابان بکشد. 29ا مما آنها قوم و میراث تو هستند که به قدرت عظیم خود و با بازوی دراز خود بیرون آوردی. فصل 10 1در آن زمان خداوند به من گفت ،دو تخته سنگی مانند اولی برای خود بتراش و نزد من به کوه بیا و برای تو تابوت چوبی بساز. 2و كلماتي را كه در اولین میزها بود كه شكستي روي میزها خواهم نوشت و آنها را در تابوت قرار خواهي داد. 3و تابوتي از چوب شیطیم ساختم و دو میز سنگي مانند اولي تراشیدم و به كوه رفتم و دو میز را در دست داشتم. 4و بر طبق نوشته اول ،ده فرمان را که خداوند در کوه در میان آتش در روز جماعت به شما گفت ،بر میزها نوشت و خداوند آنها را به من داد. 5و من برگشتم و از کوه پایین آمدم و میزها را در صندوقی که ساخته بودم گذاشتم .و همانطور که خداوند به من امر کرده است ،آنجا خواهند بود. 6و بنیاسرائیل از بیروث بنی یاکان به موصره رفتند .و پسرش الزار به جای او در دفتر کاهن خدمت می کرد. 7از آنجا به گودگودا رفتند .و از گودگودا تا یوتبث ،سرزمینی پر از رودخانه. 8در آن زمان خداوند قبیله لوی را جدا کرد تا تابوت عهد خداوند را حمل کنند و در حضور خداوند بایستند تا او را خدمت کنند و به نام او برکت دهند تا امروز. 9بنابراین لوی با برادران خود هیچ سهم و ارثی ندارد .خداوند میراث اوست ،چنانکه یهوه خدایت به او وعده داده است. 10و مطابق بار اول ،چهل روز و چهل شب در کوه ماندم .و خداوند در آن زمان نیز به من گوش داد و خداوند تو را هلک نکرد. 11و خداوند به من گفت ،برخیز ،سفر خود را در حضور مردم ،تا آنها می توانند وارد شده و زمینی را که به پدرانشان قسم خوردم که به آنها بدهم ،تصرف کنند. 12و اکنون ای اسرائیل ،یهوه خدایت از تو چه می خواهد جز اینکه از یهوه خدایت بترسی و در تمام راههای او گام برداری و او را دوست بداری و یهوه خدایت را با تمام دل و با تمام جان عبادت کنی. 13تا اوامر خداوند و فرایض او را که امروز به تو امر میکنم برای خیر تو نگاه کنی؟ 14اینک ،آسمان و آسمان آسمانها از آن خداوند خدای توست ،زمین نیز با هر چه در آن است. 15فقط خداوند از پدران تو لذت برد که آنها را دوست بدارد ،و ذریت ایشان را بعد از ایشان ،یعنی تو را بر همه مردم برگزید ،چنانکه امروز است. 16پس پوست ختنه گاه دل خود را ختنه کنید و دیگر سفت نشوید. 17زیرا یهوه ،خدای شما ،خدای خدایان ،و خداوند اربابان ،خدای بزرگ ،توانا و مهیب است که به اشخاص توجه نمیکند و پاداش نمیگیرد. 18او داوری یتیم و بیوه را اجرا میکند و غریب را دوست دارد و به او غذا و لباس میدهد. 19پس غریب را دوست بدارید زیرا که در زمین مصر غریب بودید. 20از یهوه خدایت بترس .او را خدمت کن و به او بچسب و به نام او سوگند یاد کن. 21اوست ستایش تو و او خدای توست که این کارهای بزرگ و وحشتناک را که چشمان تو دیده است برای تو انجام داده است. ۲۲پدرانت با شصت و ده نفر به مصر فرود آمدند .و اکنون یهوه ،خدایت ،تو را مانند ستارگان آسمان بسیار ساخته است. فصل 11 1پس یهوه خدای خود را دوست بدار ،و دستورات و فرایض او و احکام و اوامر او را همیشه نگاه داری.
تثنیه
۲و امروز بدانید زیرا من با فرزندان شما که نمیدانند و عذاب یهوه خدای شما و عظمت و دست نیرومند و بازوی دراز او را ندیدهاند، سخن نمیگویم. 3و معجزات او و اعمال او که در میان مصر برای فرعون پادشاه مصر و به تمام سرزمین او انجام داد. 4و آنچه او با لشکر مصر ،با اسبها و ارابههای ایشان کرد .چگونه آب دریای سرخ را در تعقیب شما بر آنها جاری ساخت و چگونه خداوند آنها را تا به امروز هلک کرده است. 5و آنچه او در بیابان با شما کرد ،تا اینکه به این مکان آمدید. 6و آنچه او با داتان و اوبیرام ،پسران الیاب ،پسر رئوبین کرد ،چگونه کرد که چگونه زمین دهان خود را گشود و ایشان و خاندان ایشان و خیمههای ایشان و تمامی اموالی را که در اختیار ایشان بود در میان تمامی اسرائیل بلعید. 7اما چشمان شما همه اعمال بزرگ خداوند را که او انجام داد دیده است. 8پس تمام اوامری را که امروز به شما امر میکنم نگاه دارید تا قوی شوید و داخل شوید و زمینی را که برای تصرف آن میروید تصرف کنید. 9و تا روزهای خود را در زمینی که خداوند به پدران شما قسم خورده است که به آنها و فرزندان ایشان بدهد ،طولنی کنید ،زمینی که شیر و عسل جاری است. ۱۰زیرا زمینی که برای تصاحب آن وارد میشوی ،مانند سرزمین مصر نیست که از آنجا بیرون آمدی و بذر خود را در آنجا کاشت و با پای خود آبیاری کردی ،مانند باغی از گیاهان. 11ا مما زمینی که برای تصاحب آن میروید ،سرزمین تپهها و درهها است و از آب باران آسمان مینوشد. 12زمینی که یهوه خدایت از آن مراقبت می کند :چشمان یهوه خدایت همیشه بر آن است ،از اول سال تا آخر سال. 13و این واقع خواهد شد که اگر به احکام من که امروز به شما امر میکنم با جدیت گوش فرا دهید ،یهوه خدای خود را دوست داشته باشید و او را با تمام دل و با تمام جان خود خدمت کنید. 14تا باران زمینت را در موسمش به تو بدهم ،باران اول و باران آخر را ،تا در ذرت و شراب و روغنت جمع کنی. 15و در مزرعههایت علف برای احشام میفرستم تا بخوری و سیر شوی. 16مواظب خود باشید تا دل شما فریب نخورد و روی بگردانید و خدایان دیگر را بپرستید و آنها را بپرستید. 17و آنگاه خشم خداوند بر شما افروخته شود و آسمان را ببندد تا باران نبارد و زمین میوه خود را ندهد .و مبادا به سرعت از زمین نیکویی که خداوند به شما می دهد هلک شوید. 18پس این سخنان مرا در دل و جان خود بسپارید و آنها را بهعنوان نشانهای بر دست خود ببندید ،تا مانند پیشانی بین چشمان شما باشند. 19و فرزندان خود را به آنها بیاموزید ،وقتی در خانهتان مینشینید ،و وقتی در راه میروید ،وقتی دراز میکشید و برمیخیزید ،از آنها صحبت کنید. 20و آنها را بر تیرهای خانهات و بر دروازههایت بنویس. 21تا روزهای شما و روزهای فرزندان شما در زمینی که خداوند به پدران شما قسم خورده است که به آنها بدهد ،مثل روزهای آسمان بر زمین زیاد شود. 22زیرا اگر تمام این احکامی را که به شما امر میکنم به دقت نگاه دارید ،آنها را به جا آورید ،یهوه خدای خود را دوست بدارید ،در تمام راههای او گام بردارید و به او بچسبید. 23آنگاه خداوند همه این امتها را از حضور شما بیرون خواهد کرد و شما قومهای بزرگتر و قدرتمندتر از خودتان را خواهید داشت. 24هر جایی که کف پاهای شما در آن قدم بگذارد ،مال شما خواهد بود :از بیابان و لبنان ،از نهر ،نهر فرات ،و تا لبه دریا ،ساحل شما خواهد بود. 25هیچکس نمیتواند در برابر شما بایستد ،زیرا که یهوه خدای شما ترس و وحشت شما را بر تمامی زمینی که در آن قدم خواهید گذاشت، چنانکه به شما گفته است ،خواهد افکند. 26اینک من امروز برکت و لعنت را پیش روی شما قرار می دهم. 27اگر احکام یهوه خدای خود را که امروز به شما امر میکنم ،اطاعت کنید ،برکت است. 28و لعنت اگر اوامر یهوه خدای خود را اطاعت نکنید و از راهی که امروز به شما فرمان میدهم منحرف شوید و به دنبال خدایان دیگری بروید که نمیشناسید. 29و این واقع خواهد شد که وقتی یهوه خدایت تو را به زمینی که برای تصرف آن میروی وارد کند ،برکت را بر کوه جریزیم و لعنت را بر کوه اعبال قرار خواهی داد. 30آیا آنها در آن سوی اردن ،در راه غروب خورشید ،در زمین کنعانیان که در لشکرگاه مقابل جلجال ،کنار دشت موره ساکن هستند، نیستند؟ 31زیرا از اردن عبور خواهید کرد تا وارد زمینی شوید که یهوه خدایتان به شما میدهد ،و آن را تصرف کرده و در آن ساکن خواهید شد. 32و مراعات کنید تا تمام فرایض و احکامی را که امروز در حضور شما قرار دادهام ،انجام دهید. فصل 12 1اینها فرایض و احکامی است که در زمینی که یهوه خدای پدرانتان به شما میدهد تا در تمام روزهایی که بر روی زمین زندگی میکنید، انجام دهید. 2تمامی مکانهایی را که امتهایی که در آنها خواهید داشت ،خدایان خود را خدمت میکردند ،بر کوههای بلند ،و بر تپهها ،و زیر هر درخت سبز ،کاملل نابود خواهید کرد.
تثنیه
3و مذبحهای ایشان را واژگون کرده ،ستونهای ایشان را بشکنید و نخلستانهای ایشان را به آتش بسوزانید .و تمثالهای تراشیده شده خدایان آنها را تراشیده ،نام آنها را از آن مکان نابود خواهید کرد. 4با یهوه خدای خود چنین نکنید. 5اما به مکانی که یهوه خدای شما از میان تمامی اقوام شما بر خواهد گزیند تا نام خود را در آنجا بگذارند ،به مسکن او بجویید و به آنجا خواهید آمد. 6و قربانیهای سوختنیتان و قربانیها و دهکهایتان و هدایای دستیتان و نذوراتتان و هدایای اختیاریتان و اولیمههای گلهها و گلههایتان را در آنجا بیاورید. 7و در آنجا به حضور یهوه خدای خود بخورید ،و شما و خانوادههایتان از هر چه دست خود را بر آن میگذارید ،شادی خواهید کرد ،زیرا یهوه خدایتان شما را برکت داده است. 8پس از تمام کارهایی که امروز اینجا انجام میدهیم ،هر کس هر چه در نظر خود درست است ،انجام ندهید. 9زیرا هنوز به بقیه و به میراثی که یهوه خدای شما به شما میدهد نیامدهاید. 10اما هنگامی که از اردن عبور کنید و در زمینی که یهوه خدایتان به شما می دهد تا وارث آن شوید ساکن شوید ،و هنگامی که شما را از جمیع دشمنانتان در اطراف آسایش دهد تا در امنیت ساکن شوید. 11آنگاه مکانی خواهد بود که یهوه خدایت انتخاب خواهد کرد تا نام خود را در آنجا ساکن سازد .هر آنچه به شما امر می کنم به آنجا خواهید آورد .قربانیهای سوختنیتان و قربانیهایتان ،دهکهایتان ،و قربانیهای بالی دستتان ،و تمام نذرهای برگزیدهتان که برای خداوند نذر میکنید. 12و شما و پسران و دختران خود و غلمان و كنیزان و لوی كه در دروازههای شماست ،در حضور یهوه خدای خود شادی كنید .زیرا او با شما هیچ سهم و ارثی ندارد. 13مواظب خود باش که قربانیهای سوختنی خود را در هر جایی که میبینی تقدیم نکن. ۱۴ا مما در مکانی که خداوند در یکی از سبط تو انتخاب خواهد کرد ،قربانیهای سوختنی خود را در آنجا بگذران و هر آنچه را که به تو امر میکنم در آنجا بجا آور. 15با وجود این ،میتوانی در تمامی دروازههای خود ،هر آنچه را که روحت میل میکند ،بر حسب برکتی که یهوه خدایت به تو داده است، بکشی و بخوری. 16فقط خون را نخورید .آن را مانند آب بر روی زمین خواهید ریخت. 17در دروازهات ،دهده ذرت ،شراب ،روغن ،یا اولیمههای گله یا گلهات ،و نذری که میبندی ،و قربانیهای اختیاریات ،یا قربانی دستت را نباید بخوری. 18اما آنها را در حضور یهوه خدایت در مکانی که یهوه خدایت انتخاب میکند بخور ،تو و پسرت و دخترت و غلمت و کنیزت و لوی که در دروازههایت است ،و در حضور یهوه خدایت از هر چه به دستت میدهی شادی خواهی کرد. 19مواظب خود باش که تا زمانی که بر روی زمین زندگی میکنی ،لوی را ترک نکن. 20هنگامی که یهوه خدایت مرز تو را چنانکه به تو وعده داده است بزرگ کند و تو بگوئی گوشت خواهم خورد زیرا جان تو مشتاق خوردن گوشت است .هر چه روحت بخواهد می توانی گوشت بخوری. ۲۱اگر مکانی را که یهوه خدایت برای گذاشتن نام خود در آنجا برگزیده از تو بسیار دور باشد ،از گله و گله خود را که خداوند به تو داده است ،چنانکه به تو امر کردهام ،بکش ،و هر چه دلت میخواهد در دروازههای خود بخور. 22و همانطور که گاوزبان و گوزن خورده میشود ،آنها را بخورید. 23فقط مطمئن باشید که خون را نخورید ،زیرا خون حیات است .و نمی توانی زندگی را با گوشت بخوری. 24آن را نخورید .آن را مانند آب بر روی زمین بریز. 25آن را نخورید .برای تو و فرزندانت بعد از تو خوب باشد ،وقتی آنچه را که در نظر خداوند درست است انجام دهی. 26فقط چیزهای مقدس خود را که داری و نذرهایت را بگیر و به مکانی که خداوند انتخاب خواهد کرد برو. 27و قربانیهای سوختنی خود را ،گوشت و خون ،بر مذبح یهوه خدایت بگذران ،و خون قربانیهایت بر مذبح یهوه خدایت ریخته شود و گوشت را بخوری. ۲۸تمام این سخنانی را که به تو امر میکنم نگاه کن و بشنو تا برای تو و فرزندانت پس از تو تا ابد نیکو باشد ،زیرا آنچه را که در نظر یهوه خدایت نیک و درست است انجام میدهی. 29هنگامی که یهوه ،خدایت ،امتها را از حضور تو که تو برای تصاحب آنها میروی منقطع میسازد و جانشین آنها میشوی و در زمین ایشان ساکن میشوی. 30مواظب خود باش که با پیروی از آنها به دام نیفتی ،پس از آن که از حضور تو هلک شوند .و از خدایانشان نپرس و نگو این قوم چگونه خدایان خود را خدمت کردند؟ حتی همینطور من هم همین کار را خواهم کرد. 31با یهوه خدای خود چنین مکن ،زیرا هر زشتی که خداوند از آن نفرت دارد با خدایان خود کرده اند .زیرا حتی پسران و دختران خود را برای خدایان خود در آتش سوزانده اند. 32هر چه به شما امر میکنم ،آن را انجام دهید. فصل 13 1اگر در میان شما نبی یا خواب بیننده ای برخاسته و به شما نشانه یا شگفتی دهد،
تثنیه
2و علمت یا شگفتی رخ داد که در آن او به تو گفت ،گفت :اجازه دهید به دنبال خدایان دیگری که شما نمیشناسید برویم و آنها را خدمت کنیم. 3به سخنان آن نبی یا خواب بیننده گوش نده ،زیرا یهوه خدایت تو را آزمایش می کند تا بدانی که آیا یهوه خدای خود را با تمام دل و با تمام جان خود دوست می داری. 4پس از یهوه خدای خود گام بردارید و از او بترسید و احکام او را نگاه دارید و صدای او را اطاعت کنید و او را عبادت کنید و به او بچسبید. 5و آن نبی یا رویا بیننده کشته خواهد شد .زیرا او گفته است که تو را از یهوه خدایت که تو را از زمین مصر بیرون آورد و از خانه بندگی نجات داد ،برگرداند تا تو را از راهی که یهوه خدایت به تو دستور داده بود ،بیرون کند .پس بدی را از میان خود دور کن. 6اگر برادرت ،پسر مادرت ،یا پسرت ،یا دخترت ،یا زن بغلت ،یا دوستت ،که مثل جان توست ،تو را در نهان فریب دهد و بگوید که برویم و خدایان دیگری را که نه تو و نه پدرانت نمیشناسی ،خدمت کنیم. 7یعنی از خدایان مردمی که در اطراف تو هستند ،نزدیک تو یا دور از تو ،از یک سر زمین تا آن سوی زمین. 8به او رضایت نخواهی داد و به او گوش نده .نه چشمت به او ترحم خواهد کرد ،نه از او دریغ می کنی و نه او را پنهان می کنی. 9اما تو حتما ل او را بکش .دست تو ابتدا بر او خواهد بود تا او را به قتل برساند و سپس دست تمام قوم. 10و او را با سنگ سنگسار کن تا بمیرد .زیرا او خواسته است که تو را از یهوه خدایت که تو را از سرزمین مصر ،از خانه بندگی بیرون آورد ،دور کند. 11و تمامی اسرائیل خواهند شنید و خواهند ترسید و دیگر چنین شرارتی در میان شما انجام نخواهند داد. 12اگر در یکی از شهرهای خود بشنوی که یهوه خدایت به تو داده تا در آنجا ساکن شوی ،بگو: 13برخی از مردان ،بنی بلیال ،از میان شما بیرون آمده ،ساکنان شهر خود را بیرون آورده ،گفتند :برویم و خدایان دیگری را که نمیشناسید خدمت کنیم. 14آنگاه پرس و جو کن و جستجو کن و با جدیت بپرس .و اینک ،اگر راست باشد و امر مسلم باشد ،چنین زشتی در میان شما انجام شده است. 15حتما ل ساکنان آن شهر را با دم شمشیر زده ،آن را و هر چه در آن است و چهارپایان آن را با دم شمشیر نابود خواهی کرد. 16و تمام غنیمت آن را در وسط کوچه آن جمع کن ،و شهر و تمام غنیمتش را برای یهوه خدایت به آتش بسوزان .دیگر ساخته نخواهد شد. 17و هیچ چیز از آن لعنت شده به دست تو نخواهد چسبید تا خداوند از شدت خشم خود برگردد و به تو رحم کند و بر تو رحم کند و تو را چنانکه برای پدرانت قسم خورده است ،زیاد کند. 18هنگامی که به صدای یهوه خدایت گوش خواهی کرد و تمام احکام او را که امروز به تو امر میکنم نگاه داری و آنچه را که در نظر یهوه خدایت درست است ،انجام دهی. فصل 14 1شما فرزندان یهوه خدای خود هستید .خود را نبرید و بین چشمان خود برای مرده طاسی ایجاد نکنید. 2زیرا تو برای یهوه ،خدایت قومی مقدمس هستی ،و خداوند تو را برگزیده است تا قومی خاص برای خود باشی ،بالتر از تمامی امتهای روی زمین. 3هیچ چیز زشتی نخورید. 4اینها حیواناتی هستند که باید بخورید :گاو ،گوسفند و بز، 5آهو و گاو وحشی و آهو و بز وحشی و پیغارگ و گاو وحشی و درخت خشخاش. 6و هر حیوانی که سم را می شکافد و شکاف را به دو چنگال می شکافد و در میان وحوش می جود ،آن را بخورید. 7ا مما اینها را از جوندهها یا از آنهایی که سم شکافته میکنند ،نخورید .مانند شتر و خرگوش و خرگوش ،زیرا آنها را می جوند ،اما سم را تقسیم نمی کنند .بنابراین آنها برای شما نجس هستند. 8و خوک چون سم را تقسیم میکند ،اما نجوید ،برای شما نجس است .از گوشت آنها نخورید و لشه مرده آنها را لمس نکنید. 9اینها را از هر چه در آب است بخورید و هر چه باله و فلس دارد بخورید. 10و هر چه باله و فلس ندارد نخورید .برای شما نجس است. 11از همه پرندگان پاک بخورید. 12اما اینها هستند که از آنها نخورید :عقاب و قیچی و سمپاشی. 13و بادبادک و کرکس بر حسب نوع خود، 14و هر زاغی بر حسب نوع خود، 15و جغد و شاهین شب و فاخته و شاهین از جنس خود. 16جغد کوچک و جغد بزرگ و قو، 17و پلیکان و عقاب و باکلن، 18و لکلک و حواصیل بر حسب جنس خود و لپنگ و خفاش. 19و هر خزنده ای که می پرد برای شما نجس است ،آنها را نخورید. 20اما از همه مرغان پاک می توانید بخورید. 21از چیزی که به خودی خود می میرد نخورید .آن را به غریبی که در دروازه های شماست بدهید تا بخورد .یا می توانی آن را به بیگانه بفروشی ،زیرا تو برای یهوه خدایت قومی مقدمس هستی .بچه را در شیر مادرش نبینی.
تثنیه
22به راستی از تمام ذراتی که مزرعه سال به سال میآورد ده خواهی کرد. 23و به حضور یو هه ووه ،خدایت ،در مکانی که او برای قرار دادن نام خود در آنجا برگزیند بخور ،عشر ذرت ،شراب و روغن تو ،و اولین فرزندان گله و گله تو .تا یاد بگیری که همیشه از یهوه خدایت بترسی. 24و اگر راه برای تو طولنی باشد ،به طوری که نتوانی آن را حمل کنی .یا اگر مکانی از تو بسیار دور باشد که یهوه خدایت آن را برای قرار دادن نام خود در آنجا انتخاب خواهد کرد ،وقتی که یهوه خدایت تو را برکت دهد. 25آنگاه آن را به پول تبدیل كن و پول را در دست خود ببند و به مكانی كه یهوه خدایت انتخاب خواهد كرد برو. 26و آن پول را برای هر آنچه که روحت میخواهد ،برای گاو یا گوسفند ،یا شراب ،یا برای مشروبات الکلی ،یا برای هر آنچه که جانت میخواهد عطا کن و در آنجا به حضور یهوه خدایت بخور ،و تو و خانوادهات شادی خواهی کرد. 27و لوی که در دروازههای توست .تو او را رها نکن .زیرا او با تو هیچ سهم و ارثی ندارد. 28در پایان سه سال ،تمام دهک افزایش خود را در همان سال بیرون آورده ،آن را در دروازههای خود خواهی گذاشت. 29و لوی (چون او با تو سهم و میراثی ندارد )و غریب و یتیم و بیوه که در دروازههای تو هستند بیایند و بخورند و سیر شوند .تا یهوه خدایت تو را در تمام کارهایی که انجام می دهی برکت دهد. فصل 15 1در پایان هر هفت سال باید آزادسازی کنید. 2و نحوه آزادسازی این است :هر طلبکار که به همسایه خود قرض میدهد باید آن را آزاد کند .او نباید آن را از همسایه یا برادرش بگیرد . زیرا به آن رهایی خداوند می گویند. 3میتوانی از یک بیگانه بازخواست کنی. 4مگر زمانی که هیچ فقیری در میان شما نباشد .زیرا خداوند تو را بسیار برکت خواهد داد در زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد تا آن را تصرف کنی. 5فقط در صورتی که به صدای یهوه خدایت با دقت گوش کنی تا همه این احکامی را که امروز به تو امر میکنم انجام دهی. 6زیرا که یهوه خدایت تو را برکت میدهد ،چنانکه به تو وعده داده است .و تو بر بسیاری از ملل سلطنت خواهی کرد ،اما آنها بر تو سلطنت نخواهند کرد. 7اگر در میان شما فقیری از یکی از برادرانتان در دروازههایتان در سرزمینتان باشد که یهوه خدایت به شما میدهد ،دل خود را سخت مکن و دست خود را از برادر فقیر خود نبند. 8اما تو دستت را به روی او باز کن ،و حتما ل به اندازهای که میخواهد ،به او قرض بده. 9مواظب باش که در دل شریر تو فکری نباشد که بگوید سال هفتم یعنی سال رهایی نزدیک است .و چشمت به برادر فقیرت بد باشد و به او چیزی نبخشی .و او بر ضد تو نزد خداوند فریاد می زند و این برای تو گناه است. 10حتما ل به او خواهی داد و وقتی به او میدهی دلت غمگین نخواهد شد ،زیرا برای این امر یهوه خدایت تو را در همه کارهایت و در هر آنچه دست خود را بر آن میگذاری برکت خواهد داد. 11زیرا که فقیر هرگز از زمین باز نمیماند ،پس به تو امر میکنم و میگویم که در زمین خود دست خود را به روی برادرت ،به روی فقیران و نیازمندان خود باز کن. 12و اگر برادرت ،مرد عبری یا زن عبری ،به تو فروخته شود و شش سال تو را خدمت کند .سپس در سال هفتم او را از دست خود آزاد خواهی کرد. 13و هنگامی که او را از خود آزاد میفرستید ،او را خالی نگذارید. 14او را از گله خود و از زمین خود و از شرابخانه خود به وفور عطا فرما. 15و به یاد بیاور که تو در زمین مصر غلم بودی و یهوه خدایت تو را فدیه داد ،پس امروز به تو امر میکنم. 16و اگر او به تو بگوید ،از تو دور نخواهم شد .زیرا او تو و خانه تو را دوست دارد ،زیرا با تو خوب است. 17آنگاه آول را گرفته ،از گوش او به در بگذران ،و او تا ابد خادم تو خواهد بود .و با کنیزت نیز همینطور رفتار کن. 18وقتی او را از خود آزاد کنی ،برای تو سخت نخواهد بود .زیرا او برای تو ارزش خدمتگزاری مضاعف برای تو را داشته است تا شش سال تو را خدمت کند. 19تمام نرهای اول را که از گله و گله تو می آیند برای یهوه خدایت تقدیس خواهی کرد. 20آن را سال به سال در حضور یهوه خدایت در مکانی که خداوند انتخاب خواهد کرد ،تو و خاندانت بخور. 21و اگر در آن عیبی وجود داشته باشد ،مثل اینکه لنگ یا کور یا دارای هر عیب بدی باشد ،آن را برای یهوه خدایت قربانی نکن. 22آن را در دروازههای خود بخورید ،نجس و پاک آن را به یک اندازه بخورند ،مانند گاوزبان و مانند گوزن. 23فقط خون آن را نخورید .آن را به عنوان آب روی زمین بریز. فصل 16 1ماه ابیب را نگاه دارید و عید فصح را برای یهوه خدایت نگه دارید زیرا در ماه ابیب یهوه خدایت شما را شبانه از مصر بیرون آورد. 2پس فصح را برای یهوه ،خدای خود ،از گله و گله ،در مکانی که خداوند برای قرار دادن نام خود در آنجا انتخاب خواهد کرد ،قربانی کن.
تثنیه
3با آن نان خمیرمایه نخورید .هفت روز با آن نان فطیر ،یعنی نان مصیبت بخوری .زیرا که با عجله از سرزمین مصر بیرون آمدی تا روزی را که از مصر بیرون آمدی را در تمام روزهای زندگی خود به یاد بیاوری. 4و در تمام کرانه ات هفت روز با تو نان مخمر دیده نخواهد شد .و هیچ چیز از بدنی که روز اول در شام قربانی کردی ،تمام شب تا صبح باقی نخواهد ماند. 5فصح را در هیچ یک از دروازههایت قربانی نکن که یهوه خدایت به تو میدهد. 6اما در مکانی که یهوه خدایت انتخاب خواهد کرد تا نام خود را در آن قرار دهد ،عید فصح را در شام ،هنگام غروب خورشید ،در فصلی که از مصر بیرون آمدی ،قربانی کن. ۷و آن را در مکانی که یهوه خدایت انتخاب خواهد کرد ،کباب کن و بخور ،و صبح برگرد و به خیمههایت برو. 8شش روز نان فطیر بخور و در روز هفتم برای یهوه خدایت مجلس رسمی باشد و در آن هیچ کاری انجام نده. 9برای خودت هفت هفته شمرده :از زمانی که داس را روی ذرت گذاشتی ،هفت هفته را بشمار. 10و عید هفتهها را برای یهوه ،خدایت ،با خراج قربانی اختیاری خود ،که به یهوه خدایت بدهی ،چنانکه یهوه خدایت تو را برکت داده است ،نگاه دار. ۱۱و در حضور یهوه خدایت شادی کن ،تو و پسرت و دخترت و غلم و کنیزت و لوی که در داخل دروازهات است و غریب و یتیم و بیوه که در میان شما هستند در مکانی که یهوه خدایت انتخاب کرده است تا نام خود را در آنجا بگذارد. 12و به یاد بیاور که در مصر غلم بودی و این فرایض را نگاه داشته و به جا آور. 13پس از آن که در ذرت و شراب خود جمع کرده ای ،هفت روز عید خیمه ها را برگزار کن. 14و تو و پسرت و دخترت و غلم و کنیزت و لوی غریب و یتیم و بیوه که در دروازههایت هستند در عید خود شادی خواهی کرد. 15هفت روز برای یهوه خدایت در مکانی که یهوه انتخاب خواهد کرد عید بزرگی بپا داری زیرا که یهوه خدایت تو را در تمامی رشد تو و در تمامی کارهای دستت برکت خواهد داد ،پس حتما ل شادی خواهی کرد. 16هر سال سه بار تمام مردان ذکور تو به حضور یهوه خدایت در مکانی که او انتخاب خواهد کرد حاضر خواهند شد .در عید فطیر و در عید هفته ها و در عید خیمه ها و در حضور خداوند خالی ظاهر نخواهند شد. 17هر کس برحسب برکتی که یهوه خدایت به تو داده است ،هر کس میتواند بدهد. 18تو را در تمامی دروازههایت که یهوه خدایت به تو میدهد در تمامی قبایلت داوران و مأموران قرار ده و آنها قوم را به داوری عادلنه داوری خواهند کرد. 19قضاوت را از بین نبر .به اشخاص احترام نگذار و هدیه نگیر ،زیرا هدیه چشم خردمندان را كور میكند و سخنان صالحان را منحرف میكند. 20آنچه را که کاملل عادلنه است پیروی کن تا بتوانی زندگی کنی و زمینی را که یهوه خدایت به تو میدهد به ارث ببری. 21برای خود بیشهای از هیچ درختی در نزدیکی مذبح یهوه خدایت که آن را برای خود بسازی ،نکار. 22و هیچ تمثالی برای خود نساز .که یهوه خدایت نفرت دارد. فصل 17 1برای یهوه ،خدایت ،گاو یا گوسفندی را که در آن عیب یا بدی باشد قربانی نکن ،زیرا این برای یهوه خدایت مکروه است. 2اگر در میان شما در میان دروازههایتان که یهوه خدایت به شما میدهد ،مرد یا زنی یافت شود که در نظر یهوه خدایت شرارت کرده و از عهدش تجاوز کرده است، 3و رفته و خدایان دیگر را عبادت کرده و آنها را پرستش کرده است ،یا خورشید ،یا ماه ،یا هیچ یک از لشکرهای آسمان را که من به آنها امر نکردهام. 4و به تو گفته شود ،و تو از آن شنیدی ،و به دقت پرس و جو کردی ،و اینک ،حقیقت دارد ،و امر مسلم است که چنین زشتی در اسرائیل انجام میشود. 5آنگاه آن مرد یا آن زن را که مرتکب آن کار بد شده اند ،به دروازه های خود بیاور ،و آن مرد یا آن زن را با سنگ سنگسار کن تا بمیرند. 6به گفته دو شاهد یا سه شاهد ،کسی که شایسته مرگ باشد ،کشته شود .اما به گواه یک شاهد او را نمی کشند. 7دست شاهدان اول بر او خواهد بود تا او را بكشند و سپس دست تمام قوم .پس شر را از میان خود دور کن. 8اگر قضاوتی برای تو بسیار سخت باشد ،بین خون و خون ،بین دعا و خواهش ،و بین سکته و سکته ،که در دروازههای تو بحث و جدل است. 9و نزد کاهنان لوی و پیش داوری که در آن ایام خواهد بود بیایید و سؤال کنید .و حکم قضاوت را به تو نشان خواهند داد: 10و برحسب حکمی که آنان از مکانی که خداوند انتخاب خواهد کرد به تو نشان خواهند داد ،عمل کن .و مواظب باش که طبق آنچه به تو می گویند عمل کن: 11طبق حکم شریعتی که به تو خواهند آموخت و بر اساس حکمی که به تو خواهند گفت ،عمل کن :از جمله ای که به تو خواهند گفت ،به راست یا چپ خودداری مکن. 12و کسی که متکبرانه عمل کند و به کاهنی که در آنجا به حضور یهوه خدایت یا قاضی خدمت میکند گوش ندهد ،آن مرد خواهد مرد و شر را از اسرائیل دور خواهی کرد. 13و تمامی قوم خواهند شنید و خواهند ترسید و بیش از این گستاخی نخواهند کرد.
تثنیه
14هنگامی که به زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد بیایی و آن را تصرف کنی و در آن ساکن خواهی شد و خواهی گفت که من پادشاهی بر خود خواهم گذاشت ،مانند تمامی امتهایی که در اطراف من هستند. 15او را به هر حال بر خود پادشاهی که یهوه خدایت برگزیند ،بر خود قرار ده .یکی از برادران خود را بر خود پادشاه قرار ده. ۱۶ا مما اسبها را برای خود زیاد نکند و مردم را به مصر برگرداند تا اسبها را زیاد کند ،زیرا خداوند به شما گفته است که دیگر از آن طرف باز نخواهید گشت. 17و همسران خود را زیاد نخواهد کرد تا دلش رویگردان نشود و نقره و طل را برای خود زیاد نکند. 18و هنگامی که بر تخت پادشاهی خود مینشیند ،نسخهای از این شریعت را در کتابی از کتابی که در حضور کاهنان لوی است برای او بنویسد. 19و با او باشد ،و در تمام روزهای زندگی خود در آن بخواند ،تا بیاموزد که از یهوه خدای خود بترسد و جمیع کلم این شریعت و این فرایض را نگاه دارد و آنها را به جا آورد. 20تا دل او بر برادرانش بلند نشود و از فرمان به راست یا چپ منحرف نگردد تا او و فرزندانش در میان اسرائیل روزهای خود را در پادشاهی طولنی کنند. فصل 18 ۱کاهنان لوی و جمیع سبط لوی با اسرائیل هیچ سهم و میراثی نخواهند داشت ،زیرا هدایای آتشی خداوند و میراث او را خواهند خورد. 2پس آنها در میان برادران خود میراثی نخواهند داشت .خداوند میراث ایشان است چنانکه به ایشان گفته است. 3و این حق کاهن از قوم خواهد بود ،از کسانی که قربانی میکنند ،خواه گاو یا گوسفند .و شانه و دو گونه و ماو را به کاهن بدهند. 4و اولین ثمره ذرت و شراب و روغنت و اولین پشم گوسفندت را به او بده. 5زیرا یهوه خدایت او را از میان تمامی اقوام تو برگزیده است تا به نام خداوند او و پسرانش را برای همیشه خدمت کند. 6و اگر لوی از یکی از دروازههای تو از تمامی اسرائیل که در آن اقامت گزیده بود بیاید و با تمام آرزوی خود به مکانی که خداوند انتخاب خواهد کرد بیاید. ۷آنگاه به نام یهوه خدای خود خدمت خواهد کرد ،چنانکه تمامی برادران لوی خود که در آنجا در حضور خداوند ایستادهاند ،انجام میدهند. 8آنها مانند سهمی برای خوردن خواهند داشت ،غیر از آنچه که از فروش ملک او حاصل میشود. 9چون به زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد وارد شدی ،نخواهی آموخت که به کارهای زشت آن قومها عمل کنی. 10در میان شما کسی یافت نمیشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذراند ،یا پیشگویی کند ،یا دیدهکننده زمان ،یا جادوگر ،یا جادوگر، 11یا افسونگر ،یا مشاوری با روحیات آشنا ،یا جادوگر ،یا یک مرد نرفته. 12زیرا همه کسانی که این کارها را میکنند نزد خداوند مکروه هستند و بهسبب این مکروهات ،یهوه خدایت آنها را از حضور تو بیرون میکند. 13تو با یهوه خدایت کامل خواهی بود. 14زیرا این قومها که تو خواهی داشت به ناظران زمانها و پیشگویان گوش فرا دادند ،اما تو ،یهوه خدایت به تو اجازه نداده است که چنین کنی. 15یو هه ووه ،خدایت ،پیامبری از میان تو ،از میان برادرانت ،مانند من برای تو برخواهد انگیخت .او را بشنوید. 16بر طبق تمام آنچه از یهوه خدایت در حوریب در روز جماعت خواستی و گفتی« :صدای یهوه خدای خود را دیگر نشنوم و دیگر این آتش بزرگ را نبینم تا بمیرم». 17و خداوند به من گفت ،آنها آنچه را که گفته اند به خوبی گفته اند. 18برای ایشان پیامبری از میان برادرانشان مانند تو برخواهم انگیخت و سخنان خود را در دهان او خواهم گذاشت .و هر چه من به او امر خواهم کرد با آنها خواهد گفت. 19و چنین خواهد آمد که هر که به سخنان من که به نام من صحبت خواهد کرد گوش ندهد ،من آن را از او خواهم خواست. 20ا مما نبی که فرض میکند کلمهای را به نام من میگوید که من به او امر نکردهام ،یا به نام خدایان دیگر سخن میگوید ،حتی آن نبی خواهد مرد. 21و اگر در دل خود بگویی ،کلمی را که خداوند نگفته است ،چگونه بدانیم؟ 22هنگامی که نبی به نام خداوند سخن میگوید ،اگر آن چیز به دنبال نیاورد ،و واقع نشود ،این چیزی است که خداوند نگفته است ،بلکه نبی آن را متکبرانه گفته است ،از او نترس. فصل 19 1هنگامی که یهوه خدایت قومهایی را که یهوه خدایت زمینشان را به تو میدهد منقطع کند و تو جانشین آنها شوی و در شهرها و خانههای ایشان ساکن شوی. 2در میان زمین خود سه شهر را برای خود جدا کن که یهوه خدایت به تو می دهد تا آن را تصرف کنی. 3راهی برای خود آماده کن و کرانههای زمین خود را که یهوه خدایت به تو میدهد به سه قسمت تقسیم کن تا هر قاتل به آنجا بگریزد. 4و این است قاتلی که به آنجا میگریزد تا زنده بماند :کسی که همسایهاش را که در گذشته از او متنفر نبود ،از روی نادانی بکشد.
تثنیه
5مثل وقتی که مردی با همسایهاش به داخل چوب میرود تا هیزم کند و دستش تبر را میکشد تا درخت را قطع کند و سرش از طاقچه میلغزد و بر همسایهاش نور میزند که بمیرد .او به یکی از آن شهرها خواهد گریخت و زندگی خواهد کرد. 6مبادا انتقامگیرنده خون قاتل را در حالی که دلش داغ است تعقیب کند و چون راه طولنی است او را بگیرد و او را بکشد .در حالی که او شایسته مرگ نبود ،زیرا در گذشته از او متنفر نبود. 7پس به تو امر میکنم و میگویم که سه شهر را برای خود جدا کن. 8و اگر یو هه ووه ،خدایت ،کرانه تو را چنانکه به پدرانت قسم خورده است بزرگ کند و تمام زمینی را که وعده داده به پدرانت بدهد به تو بدهد. 9اگر تمام این احکام را که امروز به تو امر میکنم ،نگاه داری تا یهوه خدایت را دوست داشته باشی و همیشه در راههای او گام برداری . آنگاه سه شهر دیگر به جز این سه برای خود بیفزایی: 10آن خون بیگناه در زمین تو ریخته نشود که یهوه خدایت به تو به میراث می دهد و خون بر تو باد. 11اما اگر کسی از همسایه خود متنفر باشد و در کمین او بنشیند و بر ضد او قیام کند و او را مهلک کند که بمیرد و به یکی از این شهرها فرار کند. 12آنگاه مشایخ شهر او خواهند فرستاد و او را از آنجا بیاورند و او را به دست انتقامجوی خون تسلیم کنند تا بمیرد. 13چشم تو به او ترحم نکند ،بلکه گناه خون بیگناه را از اسرائیل دور کن تا برای تو خوب شود. 14مسئول همسایهات را که از قدیم در میراث تو قرار دادهاند و در زمینی که ی هه ووه خدایت به تو میدهد تا در آن به تصرف خود درآوری، برنگردان. 15یک شاهد برای هیچ گناهی یا برای هیچ گناهی که مرتکب گناه میشود ،بر ضد او قیام نمیکند .موضوع به زبان دو شاهد یا به زبان سه شاهد ثابت خواهد شد. 16اگر شاهدی دروغین بر ضد کسی قیام کند تا بر خلف او شهادت دهد. 17آنگاه هر دو مردی که بین آنها اختلف است ،در حضور خداوند ،در حضور کاهنان و داوران که در آن ایام خواهند بود ،خواهند ایستاد. 18و قضات باید تحقیق دقیق انجام دهند ،و اینک ،اگر شاهد ،شاهد دروغین باشد و بر علیه برادر خود شهادت دروغ داده باشد. 19پس با او رفتار کنید ،همانطور که او فکر می کرد با برادر خود می کند. 20و کسانی که باقی می مانند ،خواهند شنید ،و ترسیده ،و از این پس دیگر چنین شرارتی را در میان شما مرتکب نخواهند شد. 21و چشم تو ترحم نخواهد کرد .اما زندگی برای زندگی ،چشم در برابر چشم ،دندان در برابر دندان ،دست در برابر دست ،پا در برابر پا خواهد رفت. فصل 20 1چون برای جنگ با دشمنانت بیرون میروی و اسبها و ارابهها و قومی را بیشتر از خودت میبینی ،از آنها نترس ،زیرا یهوه خدایت با توست که تو را از زمین مصر بیرون آورد. 2و هنگامی که به جنگ نزدیک شوید ،کاهن نزدیک شده و با مردم صحبت خواهد کرد. 3و به آنها بگویید ،ای اسرائیل بشنو ،امروز برای نبرد با دشمنان خود نزدیک می شوید. 4زیرا یهوه خدای شما کسی است که با شما میرود تا برای شما با دشمنان شما بجنگد تا شما را نجات دهد. 5و مأموران با مردم صحبت خواهند کرد و خواهند گفت ،چه کسی است که خانه جدیدی ساخته و آن را وقف نکرده باشد؟ بگذار برود و به خانه اش برگردد ،مبادا در جنگ بمیرد و مرد دیگری آن را وقف کند. 6و چه کسی است که تاکستانی کاشته و هنوز از آن نخورده است؟ او نیز برود و به خانه خود بازگردد ،مبادا در جنگ بمیرد و مرد دیگری از آن بخورد. 7و چه مردی هست که زنی را نامزد کرده و او را نگرفته باشد؟ بگذار برود و به خانه خود بازگردد ،مبادا در جنگ بمیرد و مرد دیگری او را بگیرد. 8و افسران با قوم بیشتر صحبت خواهند کرد و خواهند گفت ،چه کسی هست که ترسیده و دل کنده باشد؟ او را رها کنید و به خانه خود بازگردد ،مبادا قلب برادرانش و قلب او ضعیف شود. 9و هنگامی که افسران به صحبت با مردم پایان دادند ،فرماندهان لشکر را برای رهبری مردم خواهند ساخت. 10هنگامی که به شهری نزدیک شدی تا با آن بجنگی ،آنگاه آن را اعلن صلح کن. 11و اگر تو را به صلح پاسخ دهد ،و به روی تو بگشاید ،آنگاه خواهد بود که تمام مردمی که در آن یافت میشوند ،خراج تو خواهند بود ،و تو را خدمت خواهند کرد. 12و اگر با تو صلح نکند ،بلکه با تو جنگ کند ،آن را محاصره کن. 13و چون یهوه خدایت آن را به دست تو تسلیم کند ،همه نرهایش را به دم شمشیر بزن. 14اما زنان و اطفال و احشام و هر چه در شهر است و تمام غنایم آن را برای خود بگیر .و غنیمت دشمنانت را که یهوه خدایت به تو داده است بخور. 15با تمام شهرهایی که از تو بسیار دور هستند ،که از شهرهای این قوم نیستند ،چنین رفتار کن. ۱۶اما از شهرهای این قوم که یهوه خدایت به تو به میراث میدهد ،چیزی را که نفس میکشد زنده نخواهی داشت. 17اما تو آنها را به کلی نابود خواهی کرد .یعنی هیتیان و اموریان و کنعانیان و فرزیان و حویان و یبوسیان .چنانکه یهوه خدایت به تو امر فرموده است:
تثنیه
18که آنها به شما می آموزند که پس از تمام زشتکاری های خود را که در حق خدایان خود کرده اند انجام ندهید .پس باید به خداوند خدای خود گناه کنید. 19هنگامی که شهری را برای مدت طولنی محاصره کنی و با آن جنگ کنی تا آن را بگیری ،درختان آن را با تبر به زور از بین نبر، زیرا می توانی از آنها بخوری و آنها را قطع نکنی (زیرا درخت صحرا جان انسان است )تا در محاصره به کار گیرند. 20فقط درختانی را که می دانی درختی برای خوردن نیستند ،آنها را نابود و قطع کن .و در برابر شهری که با تو جنگ می کند، سنگرهایی بنا خواهی کرد تا آن که رام شود. فصل 21 1اگر در زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد کشته شود ،در صحرا خوابیده باشد ،و معلوم نشود که او را چه کسی کشته است. 2آنگاه مشایخ و قضات تو بیرون خواهند آمد و به شهرهایی که در اطراف کشته شده است اندازه خواهند گرفت. 3و چنین خواهد بود که شهری که در کنار مرد مقتول است ،حتی بزرگان آن شهر ،تلیسهای را که با آن کار نشده و در یوغ کشیده نشده است ،بگیرند. 4و بزرگان آن شهر تلیسه را به درهای ناهموار که نه گوش میکنند و نه کاشته میکنند ،پایین میآورند و گردن تلیسه را در آنجا در دره خواهند زد. 5و کاهنان پسران لوی نزدیک شوند .یهوه خدایت برای آنها برگزیده است تا او را خدمت کنند و به نام خداوند برکت دهند .و هر نزاع و هر ضربه ای به وسیله کلم آنها محاکمه خواهد شد. 6و جمیع بزرگان آن شهر که در کنار مقتول هستند ،دستهای خود را بر تلیسه ای که در دره سر بریده شده است بشویند. 7و آنها پاسخ خواهند داد و خواهند گفت« :دستهای ما این خون را نریخته و چشمان ما آن را ندیده است. 8ای خداوند ،بر قوم خود اسرائیل که فدیه دادی ،رحم کن ،و خون بیگناه را بر قوم خود که در اختیار اسرائیل هستند ،نریز .و خون آنها بخشیده خواهد شد. 9پس گناه خون بیگناه را از میان خود دور كن تا آنچه را كه در نظر خداوند درست است انجام دهی. 10هنگامی که برای جنگ با دشمنانت بیرون میروی و یهوه خدایت آنها را به دست تو تسلیم میکند و تو آنها را اسیر میکنی، 11و در میان اسیران زنی زیبا را دید و به او میل کرد که او را برای همسرت خواهی داشت. 12سپس او را به خانه خود بیاور .و سر خود را بتراشد و ناخن های خود را بتراشد. 13و لباس اسیری خود را از تن درآورده و در خانه تو خواهد ماند و پدر و مادر خود را یک ماه کامل ناله خواهد کرد و پس از آن نزد او داخل شده و شوهر او خواهد بود و او زن تو خواهد بود. 14و اگر از او خوشی نداری ،او را رها کن هر کجا که میخواهد .اما او را به هیچ وجه به خاطر پول نفروش ،از او تجارت نکن ،زیرا او را تحقیر کردی. 15اگر مردی دو زن داشته باشد ،یکی محبوب و دیگری منفور ،و برای او فرزندانی به دنیا آورند ،هم محبوب و هم منفور .و اگر پسر اول مال او باشد که مورد نفرت قرار گرفت: 16آنگاه خواهد بود که پسران خود را وارث آنچه دارد میسازد ،تا پسر محبوب را پیش از پسر منفور که در واقع نخستزاده است ،اولد نگرداند. 17ا مما پسر منفور را بهعنوان نخستزاده به رسمیت خواهد شناخت و دو برابر از آنچه دارد به او خواهد داد ،زیرا او آغاز قوت اوست .حق اول زاده اوست. 18اگر مردی پسری سرسخت و سرکش داشته باشد که صدای پدر و صدای مادرش را اطاعت نکند و چون او را تنبیه کنند به سخنانشان گوش ندهد. 19آنگاه پدر و مادرش او را گرفته ،او را نزد مشایخ شهر خود و به دروازه محل خود خواهند آورد. 20و به بزرگان شهر خود خواهند گفت ،این پسر ما سرسخت و سرکش است ،صدای ما را اطاعت نخواهد کرد .او پرخور و مست است. 21و جمیع مردان شهرش او را با سنگ سنگسار خواهند کرد تا بمیرد .و تمامی اسرائیل خواهند شنید و خواهند ترسید. 22و اگر کسی گناهی مرتکب شده باشد که در خور مرگ باشد و او را بکشند و او را به درخت بیاویزی. 23جسد او تمام شب را بر درخت نخواهد ماند ،بلکه در آن روز او را دفن کن( .زیرا آن که به دار آویخته شده لعنت خداست ).تا زمین تو که یهوه خدایت به تو به میراث می دهد نجس نشود. فصل 22 1نخواهی دید که گاو یا گوسفند برادرت گمراه میشوند و خود را از آنها پنهان نمیکنی ،در هر صورت آنها را نزد برادرت باز گردان. 2و اگر برادرت به تو نزدیک نباشد ،یا اگر او را نمی شناسی ،آنگاه آن را به خانه خود بیاور ،و با تو خواهد بود تا زمانی که برادرت آن را بجوید ،و تو دوباره آن را به او باز گردان. 3با الغ او نیز همین گونه رفتار کن .و با لباس او نیز چنین کن .و با تمام چیزهای گمشده برادرت که او گم کرده است و تو پیدا کرده ای، همینطور عمل کن :نمی توانی خود را پنهان کنی. ل 4نخواهی دید که الغ یا گاو برادرت در راه به زمین میافتد و از آنها پنهان میشوی ،حتما به او کمک خواهی کرد تا آنها را دوباره بلند کند. 5زن لباس مرد را نپوشد و مرد جامه زنانه نپوشد ،زیرا هر کاری که چنین میکند نزد یهوه خدایت مکروه است.
تثنیه
6اگر لنه پرندهای در هر درخت یا روی زمین ،خواه جوان باشد ،یا تخممرغ ،و سدی که روی بچهها مینشیند یا روی تخمها ،در راه پیش تو باشد ،سد را با بچه نگیر. 7اما تو به هر حال سد را رها کن و جوان را نزد خود ببر .تا برای تو خوب باشد و روزهایت را طولنی کنی. 8وقتی خانهای جدید میسازی ،برای پشت بام خود سنگربندی درست كن تا اگر كسی از آنجا افتاد ،خون بر خانهات نیندازی. ۹تاکستان خود را با بذرهای گوناگون نکارید ،مبادا میوه بذری که کاشتهاید و میوه تاکستان شما نجس شود. 10با گاو و الغ با هم شخم نزنید. ۱۱جامهای از جنس پشم و کتان با هم نپوشید. 12بر چهار ربع جلیقه خود حاشیههایی بسازی که با آن خودت را میپوشانی. 13اگر کسی زنی بگیرد و نزد او برود و از او متنفر شود، 14و بر ضد او سخن بگو و نام زشت بر او بیاور و بگو این زن را گرفتم و چون نزد او آمدم او را کنیز نیافتم. 15آنگاه پدر دختر و مادرش نشانههای باکرگی دختر را برای بزرگان شهر در دروازه بیاورند. 16و پدر دختر به بزرگان خواهد گفت ،من دخترم را به این مرد به همسری دادم و او از او متنفر است. 17و اینک ،او مواردی را علیه او بیان کرده و گفته است ،من دختر تو را کنیز نیافتم .و با این حال اینها نشانه های باکرگی دخترم است .و پارچه را در حضور بزرگان شهر پهن کنند. 18و مشایخ آن شهر آن مرد را گرفته ،مجازات خواهند کرد. 19و او را در صد مثقال نقره معامله خواهند کرد ،و آنها را به پدر دختر خواهند داد ،زیرا او نامی بد بر باکره ای از اسرائیل آورده است . و او همسر او خواهد بود .او ممکن است او را تمام روزهایش کنار نگذارد. 20اما اگر این حقیقت باشد و نشانههای باکرگی برای دختر پیدا نشود: 21آنگاه دختر را به در خانه پدرش بیاورند و مردان شهرش او را با سنگ سنگسار کنند تا بمیرد ،زیرا در اسرائیل حماقت کرده است تا در خانه پدرش فاحشه کند ،پس بدی را از میان خود دور کن. 22اگر مردی یافت شود که با زنی که با شوهرش دراز کشیده است ،هر دو بمیرند ،هم مردی که با آن زن خوابیده است و هم زن ،پس شر را از اسرائیل دور کن. 23اگر دختر باکره با شوهری نامزد شود و مردی او را در شهر بیابد و با او بخوابد. 24آنگاه هر دو را به دروازه آن شهر بیرون آورید و آنها را با سنگ سنگسار کنید تا بمیرند .دختر چون در شهر بود گریه نکرد .و آن مرد چون زن همسایه خود را تواضع کرده است ،بدی را از میان خود دور کن. 25اما اگر مردی در مزرعه دختر نامزدی بیابد و آن مرد او را مجبور کند و با او بخوابد ،آنگاه مردی که با او دراز کشیده است بمیرد. 26اما به دختر هیچ کاری نکن .هیچ گناهی در دختر نیست که سزاوار مرگ باشد ،زیرا مانند زمانی که شخصی بر همسایه خود قیام کرده و او را می کشد ،همینطور است. 27زیرا او را در مزرعه یافت و دختر نامزد گریه کرد و کسی نبود که او را نجات دهد. 28اگر مردی دختر باکره ای را بیابد که نامزد نیست و او را بگیرد و با او بخوابد و آنها پیدا شوند. 29آنگاه مردی که با او خوابیده است به پدر دختر پنجاه مثقال نقره بدهد و او زن او خواهد بود .چون او را تواضع کرده است ،نمی تواند او را در تمام روزهای خود رها کند. 30مرد زن پدر خود را نگیرد و دامن پدر خود را نبیند. فصل 23 1کسی که در سنگها مجروح شده یا عضو مخفی او قطع شده است ،به جماعت خداوند وارد نخواهد شد. 2حرامزاده به جماعت خداوند وارد نخواهد شد .حتی تا دهمین نسل خود به جماعت خداوند وارد نخواهد شد. 3عمونی یا موآبی نباید وارد جماعت خداوند شود .حتی تا دهمین نسل خود تا ابد وارد جماعت خداوند نخواهند شد. 4زیرا هنگامی که از مصر بیرون آمدید ،در راه شما را با نان و آب ملقات نکردند .و چون بلعام پسر بئور از فیثور بین النهرین را بر علیه تو اجیر کردند تا تو را نفرین کند. 5اما یهوه خدایت به بلعام گوش نداد .اما یهوه خدایت لعنت را برای تو به برکت تبدیل کرد ،زیرا یهوه خدایت تو را دوست داشت. 6تا ابد در تمام روزهای خود به دنبال آرامش و سعادت آنها نباشید. 7از ادومی بیزاری مکن .زیرا او برادر توست .از مصری متنفر نباش .زیرا تو در سرزمین او غریب بودی. 8فرزندانی که از ایشان زاده میشوند در نسل سوم خود به جماعت خداوند وارد خواهند شد. 9هنگامی که لشکر بر ضد دشمنانت بیرون میآید ،تو را از هر چیز بد حفظ کن. 10اگر کسی در میان شما باشد که به دلیل ناپاکی پاک نباشد و شبانه او را تصادف کند ،از اردوگاه خارج شود و به اردوگاه نرود. 11اما چون غروب شود ،خود را با آب بشوید و چون آفتاب غروب کند ،دوباره به اردوگاه بیاید. 12همچنین جایی بدون اردوگاه خواهی داشت ،جایی که به خارج بروی. 13و روی سلحت پارویی خواهی داشت .و هنگامی که در خارج از کشور راحت خواهی شد ،با آن حفاری خواهی کرد و برگردی و آنچه از تو می آید را بپوشانی. 14زیرا یهوه خدایت در میان اردوگاه تو راه میرود تا تو را نجات دهد و دشمنانت را در حضور تو تسلیم کند .پس اردوگاه تو مقدس خواهد بود تا چیز ناپاک در تو نبیند و از تو روی گردان شود. 15غلمي را كه از دست ارباب خود رها شده است به تو تسلیم نكن.
تثنیه
16او با تو ساکن خواهد شد ،حتی در میان شما ،در مکانی که در یکی از دروازههای تو انتخاب خواهد کرد ،در جایی که بیشتر دوست دارد .به او ظلم نکن. 17هیچ فاحشه ای از دختران اسرائیل و لواطی از بنی اسرائیل نخواهد بود. 18کرایه فاحشه یا بهای سگ را برای هیچ نذری به خانه یهوه خدایت وارد نکن ،زیرا که این هر دو نزد یهوه خدایت مکروه است. 19به برادر خود قرض ربا مکن .رباى مال ،رباى مال ،رباى هر چیزى که به ربا قرض داده مى شود: 20می توانی به غریبه ای به ربا قرض بدهی .اما به برادرت با ربا وام مکن تا یهوه خدایت تو را در هر آنچه که در زمینی که برای تصاحب آن میروی برکت دهد. ل 21وقتی برای یهوه خدایت نذری میبندی ،در ادا کردن آن کوتاهی مکن ،زیرا خداوند ،خدایت ،حتما آن را از تو خواهد خواست .و این در تو گناه خواهد بود. 22اما اگر از نذر خودداری کنی ،گناهی در تو نخواهد بود. 23آنچه را که از لبانت بیرون میآید نگاه داشته و بجا آور .حتمی هدایای اختیاری ،همانطور که برای یهوه ،خدای خود نذر کردهای ،که به زبان خود وعده دادهای. 24وقتی به تاکستان همسایهات وارد شدی ،میتوانی انگور سیر خود را بخوری .اما هیچکدام را در ظرف خود قرار نده. 25هنگامی که به ذرت ایستاده همسایه خود آمدی ،آنگاه می توانی با دست خود خوشه ها را بچینی .اما داس را به ذرت ایستاده همسایه خود مکن. فصل 24 1هنگامی که مردی زنی گرفته و او را به عقد او درآورد و چنین میشود که در نظر او لطفی نمییابد ،زیرا نجاسی در او یافته است ،پس باید طلقنامهای برای او بنویسد و در دستش بدهد و او را از خانهاش بیرون بفرستد. 2و هنگامی که او از خانه خود بیرون میرود ،میتواند برود و زن مرد دیگری شود. 3و اگر شوهر دوم از او متنفر باشد و طلق نامه ای برای او بنویسد و آن را در دستش بدهد و او را از خانه اش بفرستد .یا اگر شوهر دوم بمیرد که او را به همسری خود درآورد. 4شوهر سابقش که او را فرستاده است ،پس از نجس شدن ،دیگر او را به همسری خود نگیرد .زیرا که این در حضور خداوند مکروه است و زمینی را که یهوه خدایت به تو میدهد ،گناه مکن. 5هنگامی که مردی زن جدیدی اختیار میکند ،به جنگ بیرون نرود ،و کاری بر او انجام نشود ،بلکه یک سال در خانه آزاد خواهد بود و همسر خود را که گرفته است ،شاد خواهد کرد. 6هیچکس سنگ آسیاب زیرین یا بال را برای گرو نگیرد ،زیرا که جان انسان را به گرو میگیرد. 7اگر کسی یافت شود که یکی از برادران خود را از بنیاسرائیل میدزدد و از او تجارت میکند یا او را میفروشد .سپس آن دزد خواهد مرد . و بدی را از خود دور خواهی کرد. 8در بلی جذام مراقب باش که مراقب باش ،و بر طبق آنچه کاهنان لوی به تو تعلیم خواهند داد ،عمل کن. 9به خاطر بیاور که خداوند ،خدایت ،در راه با مریم چه کرد ،پس از آن که از مصر بیرون آمدی. 10وقتی به برادرت چیزی قرض دادی ،برای گرفتن گرو به خانه او نرو. 11تو در خارج بایستی و مردی که به او قرض میدهی ،گرو را نزد تو بیاورد. 12و اگر آن مرد فقیر باشد ،با گرو او نخواب. 13در هر حال وقتی خورشید غروب می کند ،عهد را دوباره به او بسپار تا در لباس خود بخوابد و تو را برکت دهد و این برای تو در حضور یهوه خدایت عدالت خواهد بود. 14اجیر فقیر و فقیر را ظلم مکن ،خواه از برادران تو باشد ،خواه از بیگانگانت که در زمین تو در دروازه تو هستند. 15در روز او مزد او را خواهی داد و خورشید بر آن غروب نخواهد کرد .زیرا او فقیر است و دل خود را بر آن نهاده است ،مبادا بر ضد تو نزد خداوند فریاد بزند و برای تو گناه باشد. 16پدران بهخاطر فرزندان کشته نخواهند شد و فرزندان نیز بهخاطر پدران کشته نخواهند شد. 17داوری غریبه و یتیم را منحرف مکن .و نه لباس بیوه زن را برای گرو گرفتن: 18اما به یاد داشته باش که تو در مصر غلم بودی و یهوه خدایت تو را از آنجا فدیه داد ،پس به تو امر میکنم که این کار را انجام دهی. 19هنگامی که محصول خود را در مزرعه خود قطع کردی و بامی را در مزرعه فراموش کردی ،دیگر برای آوردن آن نرو ،بلکه برای بیگانه ،برای یتیم و برای بیوه باشد ،تا یهوه خدایت تو را در تمامی کارهای دستانت برکت دهد. 20هنگامی که درخت زیتون خود را میکوبی ،دیگر از شاخهها نگذر ،بلکه برای بیگانه ،برای یتیم و برای بیوه خواهد بود. 21وقتی انگور تاکستان خود را جمع کردی ،آن را پس از آن خوشه مکن ،بلکه برای بیگانه ،برای یتیم و برای بیوه باشد. 22و به یاد آور که در زمین مصر غلم بودی. فصل 25 1اگر بین مردم اختلفی پیش بیاید و به داوری بیایند تا داوران آنها را داوری کنند .آنگاه عادلن را عادل شمرده و شریران را محکوم خواهند کرد.
تثنیه
2و اگر مرد شریر شایسته ضرب و شتم باشد ،قاضی باید او را دراز بکشد و بر حسب تقصیر خود به تعداد معینی در برابر صورتش کتک بزند. 3چهل تازیانه به او بدهد و از آن تجاوز نکند ،مبادا اگر از اینها تجاوز کند و او را بیشتر از اینها بزند ،برادرت در نظر تو بد جلوه کند. 4وقتی گاو را زیر پا می گذارد ،پوز نزنید. 5اگر برادران با هم ساکن شوند و یکی از آنها بمیرد و فرزندی نداشته باشد ،زن مرده بدون غریبه ازدواج نکند :برادر شوهرش نزد او رفته و او را نزد خود به همسری گرفته و وظیفه برادر شوهر را نسبت به او انجام دهد. 6و این خواهد بود که نخستزادهای که او به دنیا میآورد به نام برادر خود که مرده است جانشین شود تا نام او از اسرائیل خارج نشود. 7و اگر آن مرد دوست دارد که زن برادر خود را نگیرد ،پس زن برادرش را به دروازه نزد بزرگان برود و بگوید :برادر شوهرم از مطرح کردن نامی برای برادرش در اسرائیل امتناع می ورزد ،او وظیفه برادر شوهر من را انجام نخواهد داد. 8آنگاه مشایخ شهرش او را صدا خواهند کرد و با او صحبت خواهند کرد. 9آنگاه زن برادرش در حضور بزرگان نزد او بیاید و نعل او را از پایش باز کند و به صورتش آب دهان بیاندازد و پاسخ دهد و بگوید : برای مردی که خانه برادر خود را بنا نمی کند چنین شود. 10و نام او در اسرائیل خوانده خواهد شد ،خاندان کسی که نعلین خود را باز کرده باشد. 11هنگامی که مردان با یکدیگر نزاع می کنند و زن یکی نزدیک می شود تا شوهر خود را از دست کسی که او را می زند نجات دهد و دست او را دراز کرده و او را از اسرار بگیرد. 12آنگاه دست او را قطع کن ،چشمت به او ترحم نکند. 13در کیف خود وزنههای بزرگ و کوچک نداشته باشید. 14در خانه خود پیمانههای بزرگ و کوچک نداشته باشید. 15اما تو وزن کامل و عادل و پیمانه کامل و عادل خواهی داشت تا روزهایت در زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد طولنی شود. 16زیرا هرکه چنین کارهایی را انجام میدهد ،و هر آنچه ناعادلنه انجام میدهد ،نزد یهوه خدایت مکروه است. 17به یاد بیاور که عمالیق در راه با تو چه کرد ،هنگامی که از مصر بیرون آمدی. 18چگونه او در راه با تو روبرو شد ،و پشت سر تو را ،حتی تمام افراد ضعیف را که از پشت سر تو بودند ،زد ،در حالی که تو خسته و خسته بودی .و از خدا نمی ترسید. 19پس هنگامی که یهوه خدایت تو را از جمیع دشمنانت در اطراف ،در زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد تا آن را به تصرف خود درآورد ،آرام بخشد ،یاد عمالیق را از زیر آسمان محو خواهی کرد .تو آن را فراموش نکن فصل 26 1و هنگامیکه به زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد وارد شوی و آن را تصرف کنی و در آن ساکن شوی. 2تا از اولیترین میوههای زمین که از زمین خود که یهوه خدایت به تو میدهد بیاوری ،و آن را در سبدی بگذار ،و به مکانی برو که یهوه خدایت انتخاب خواهد کرد تا نام خود را در آنجا بگذارد. 3و نزد کاهنی که در آن ایام خواهد بود برو و به او بگو ،من امروز به یهوه خدایت اقرار میکنم که به سرزمینی آمدهام که خداوند به پدران ما قسم خورده است که به ما بدهد. 4و کاهن سبد را از دست تو گرفته ،آن را در برابر مذبح یهوه خدایت بگذارد. 5و در حضور یهوه خدایت سخن گویی و بگو ،پدر من سوری آماده هلکت بود و به مصر فرود آمد و با عدهای در آنجا اقامت گزید و در آنجا قومی بزرگ و نیرومند و پرجمعیت شد. 6و مصریان به ما التماس کردند و ما را آزار دادند و ما را به اسارت سخت گرفتند. 7و چون نزد یهوه خدای پدران خود ندا کردیم ،خداوند صدای ما را شنید و به مصیبت و زحمت ما و ظلم ما نگریست. 8و خداوند ما را با دستی نیرومند و با بازوی دراز و با وحشت بسیار و با نشانهها و شگفتیها از مصر بیرون آورد. 9و او ما را به این مکان آورد و این زمین را به ما داد ،حتی سرزمینی که شیر و عسل جاری است. 10و اکنون ،بنگر ،من اولین ثمره زمین را که تو ای خداوند به من بخشیده ای آورده ام .و آن را در حضور یهوه خدای خود قرار ده و در حضور یهوه خدایت عبادت کن. 11و از هر چیز نیکویی که یهوه خدایت به تو و به خانه تو داده است ،تو و لوی و غریبی که در میان توست ،شادی خواهی کرد. 12و چون در سال سوم که سال دهک است تمام دهک دهی خود را تمام کردی و آن را به لوی و غریب و یتیم و بیوه دادی تا در دروازه تو بخورند و سیر شوند. 13آنگاه در حضور یهوه خدایت بگو :من چیزهای مقدمس را از خانهام بیرون آوردهام ،و به لوی و غریب و یتیم و بیوهزن دادم ،برحسب تمام اوامر تو که به من امر فرمودی ،از اوامر تو تجاوز نکردهام و آنها را فراموش نکردهام. 14در ماتم از آن نخوردهام ،و چیزی از آن را برای استفاده ناپاک نگرفتهام ،و برای مردگان نبخشیدهام ،بلکه به صدای یهوه خدای خود گوش دادهام ،و به هر آنچه به من امر کردهای عمل کردهام. 15از سکونتگاه مقدس خود از آسمان به پایین بنگر و قوم خود اسرائیل و زمینی را که به ما داده ای برکت ده ،چنانکه به پدران ما سوگند خورده ای ،سرزمینی که از شیر و عسل جاری است. 16امروز یهوه خدایت به تو دستور داده است که این فرایض و احکام را انجام دهی. 17تو امروز خداوند را خواستی تا خدای تو باشد و در راههای او سیر کنی و فرایض و اوامر و احکام او را نگاهداری و به صدای او گوش فرا دهی.
تثنیه
18و خداوند از تو خواسته است تا امروز قوم خاص او باشی ،چنانکه به تو وعده داده است ،و همه اوامر او را نگاه داری. 19و تو را در ستایش و نام و افتخار بر همه امتهایی که ساخته است برتری بخشم .و برای یهوه خدای خود قوم مقدمس باشید چنانکه او گفته است. فصل 27 1و موسی و مشایخ اسرائیل به قوم امر فرمودند« :تمام اوامری را که امروز به شما امر میکنم نگاه دارید. 2و روزی خواهد بود که از اردن به سوی زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد بگذری ،سنگهای بزرگ برای خود برپا خواهی کرد و آنها را با گچ میکوبی. 3و تمام کلمات این شریعت را بر ایشان بنویس ،چون از تو گذشت ،تا به زمینی که یهوه خدایت به تو میدهد ،یعنی زمینی که شیر و عسل جاری است ،برو .همانطور که یهوه خدای پدرانت به تو وعده داده است. 4پس هنگامی که از اردن عبور میکنید ،این سنگها را که امروز به شما امر میکنم ،در کوه اعبال برپا خواهید کرد و آنها را با گچ بکوبید. 5و در آنجا قربانگاهی برای یهوه خدایت ،مذبحی از سنگ بسازی ،هیچ ابزار آهنی را بر آنها نبر. 6مذبح یهوه خدایت را از سنگهای کامل بسازی و بر آن قربانیهای سوختنی برای یهوه خدایت بگذران. 7و هدایای سلمتی بگذرانید و در آنجا بخورید و در حضور یهوه خدایت شادی کنید. 8و تمام كلمات این شریعت را به وضوح بر سنگها بنویس. 9و موسی و کاهنان لوی به تمامی اسرائیل سخن گفتند ،ای اسرائیل مراقب باش و گوش کن .امروز قوم یهوه خدایت خواهید شد. 10پس آواز یهوه خدایت را اطاعت کن و احکام و فرایض او را که امروز به تو امر میکنم به جا آور. 11و موسی در همان روز به قوم دستور داد و گفت: 12اینها بر کوه جریزیم خواهند ایستاد تا قوم را برکت دهند ،هنگامی که از اردن عبور کنید .شمعون و لوی و یهودا و ایساکار و یوسف و بنیامین: 13و اینها بر کوه ایبال خواهند ایستاد تا نفرین کنند .روبن و جاد و آشیر و زبولون و دان و نفتالی. 14و لویان سخن خواهند گفت و به جمیع مردان اسرائیل به آواز بلند خواهند گفت: 15ملعون باد کسی که هر بت تراشیده یا مذاب را که برای خداوند مکروه است ،کار دست صنعتگر بسازد و آن را در مخفی بگذارد .و تمام قوم پاسخ خواهند داد و خواهند گفت :آمین. 16ملعون باد کسی که به پدر یا مادرش روشن کند .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 17لعنت بر کسی که نقطه عطف همسایه خود را برمی دارد .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 18ملعون باد کسی که کور را از راه منحرف سازد .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 19لعنت بر کسی که داوری بیگانه و یتیم و بیوه را منحرف کند .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 20لعنت بر کسی که با زن پدرش بخوابد .چون دامن پدرش را در می آورد .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 21لعنت بر کسی که با هر حیوانی بخوابد .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 22لعنت بر کسی که با خواهر خود یا دختر پدرش یا دختر مادرش می خوابد .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 23لعنت بر کسی که با مادرشوهر خود بخوابد .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 24لعنت بر کسی که همسایه خود را پنهانی بزند .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 25ملعون باد کسی که برای کشتن شخص بیگناه پاداش بگیرد .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. 26لعنت بر کسی که تمام کلمات این شریعت را برای انجام آنها تأیید نکند .و تمام مردم خواهند گفت :آمین. فصل 28 1و این واقع خواهد شد که اگر به صدای یهوه خدایت جدمی گوش کنی و تمام احکام او را که امروز به تو امر میکنم رعایت کنی و به انجام برسانی ،یهوه خدایت تو را بر تمامی امتهای زمین بلند خواهد کرد. 2و اگر به صدای یهوه خدایت گوش کنی ،همه این برکات بر تو خواهد رسید و به تو خواهد رسید. 3تو در شهر مبارک و در صحرا مبارک خواهی بود. ۴ثمره بدنت و ثمره زمین تو و ثمره گاو تو و نمو گاو و گله گوسفندانت مبارک باشد. ۵سبد و انبار تو مبارک باد. 6وقتی داخل میشوی ،خوشا به حال تو ،و وقتی بیرون میروی ،خجسته خواهی بود. 7خداوند دشمنانت را که بر ضد تو قیام میکنند ،در پیشگاه تو خواهد زد. 8خداوند بر تو در انبارهایت و در هر آنچه که دست خود را به سوی آن میخواهی برکت دهد .و او تو را در زمینی که یهوه خدایت به تو می دهد برکت خواهد داد. 9اگر اوامر یهوه خدایت را نگاه داری و در راههای او گام برداری ،خداوند تو را قومی مقدمس برای خود قرار خواهد داد ،چنانکه به تو سوگند یاد کرده است. 10و همه مردم زمین خواهند دید که تو به نام خداوند خوانده شده ای .و آنها از تو خواهند ترسید. 11و خداوند تو را در ثمرههای فراوان ،در ثمره بدنت ،و در ثمره گاوانت ،و در میوه زمینت ،در زمینی که خداوند به پدرانت قسم خورده است که به تو بدهد ،فراوان خواهد کرد.
تثنیه
12خداوند خزانه نیکوی خود یعنی آسمان را به روی تو خواهد گشود تا در فصل خود باران را به زمین تو ببخشد و همه کارهای دست تو را برکت دهد و به امتهای بسیار قرض خواهی داد و قرض نخواهی گرفت. 13و خداوند سر تو را خواهد ساخت نه دم .و تو فقط بالتر باشی و پایین تر نخواهی بود .اگر به اوامر یهوه خدایت که امروز به تو امر میکنم گوش فرا دهی و آنها را رعایت کن و به انجام رسان. 14و از هیچ یک از سخنانی که امروز به تو امر میکنم ،به سمت راست یا چپ خودداری نکن تا به دنبال خدایان دیگر بروی تا آنها را خدمت کنی. 15اما اگر به ندای یهوه خدایت گوش ندهی ،تمام اوامر و فرایض او را که امروز به تو امر میکنم ،رعایت کنی .که همه این لعنت ها بر تو خواهد آمد و تو را فرا خواهد گرفت. 16ملعون در شهر و ملعون در صحرا. 17سبد و انبار تو ملعون باشد. 18ثمره بدن تو و ثمره زمین تو و نمو گاو و گله گوسفندانت ملعون باشد. 19وقتی داخل میشوی ملعون و وقتی بیرون میروی ملعون خواهی بود. 20خداوند لعنت و آزار و سرزنش را بر تو خواهد فرستاد ،در هر کاری که دست خود را برای انجام آن دراز می کنی ،تا زمانی که هلک شوی ،و تا زمانی که به سرعت هلک شوی .به خاطر شرارت اعمالت که مرا ترک کردی. 21خداوند طاعون را به تو خواهد چسباند تا اینکه تو را از زمینی که برای تصرف آن میروی نابود کند. 22خداوند تو را با مصرف و تب و ورم و سوزش شدید و شمشیر و دمیدن و کپک زدن خواهد زد .و آنها تو را تعقیب خواهند کرد تا اینکه تو هلک شوی. 23و آسمان بالی سر تو برنج و زمینی که زیر توست آهن خواهد بود. ۲۴خداوند باران زمین تو را گرد و خاک خواهد کرد و از آسمان بر تو فرود خواهد آمد تا هلک شوی. 25خداوند تو را در برابر دشمنانت شکست خواهد داد .تو از یک راه بر ضد ایشان بیرون آمده و از هفت راه از حضور ایشان فرار خواهی کرد و به تمامی ممالک زمین منتقل خواهی شد. 26و لشه تو برای همه پرندگان هوا و وحوش زمین گوشت خواهد بود و هیچ کس آنها را از بین نخواهد برد. 27خداوند تو را به لکه مصر و با پوست و پوسته و خارش خواهد زد که از آن شفا نخواهی یافت. 28خداوند تو را به جنون و کوری و حیرت دل خواهد زد. 29و در ظهر تازی خواهی کرد ،چنانکه نابینا در تاریکی تاریک میکند ،و در راههای خود موفق نخواهی شد ،و تا ابد مظلوم و غارت خواهی بود ،و کسی تو را نجات نخواهد داد. 30زنی را نامزد میکنی و مرد دیگری با او میخوابد ،خانهای بسازی و در آن ساکن نخواهی شد ،تاکستان خواهی کاشت و انگور آن را نخواهی چید. 31گاو تو در برابر چشمانت کشته میشود و از آن نخواهی خورد ،الغت را با خشونت از پیش روی تو خواهند برد و به تو بازگردانده نخواهد شد. 32پسران و دخترانت به قوم دیگری داده خواهند شد و چشمانت در تمام روز از اشتیاق به آنها خواهد نگریست و قدرتی در دست تو نخواهد بود. 33ثمره زمین تو و تمام زحمات تو قومی که تو نمی دانی خواهد خورد .و تو همیشه مظلوم و درهم شکسته خواهی بود. 34به طوری که از دیدن چشمان خود که خواهی دید دیوانه خواهی شد. 35خداوند به زانوها و پاهای تو با زخمی که قابل درمان نیست ،از کف پایت تا بالی سرت خواهد زد. 36خداوند تو و پادشاهت را که بر خود منصوب خواهی کرد ،به قومی که نه تو و نه پدرانت نشناختهای ،خواهد آورد .و در آنجا به خدایان دیگر ،از چوب و سنگ ،خدمت خواهی کرد. 37و در میان تمامی امتهایی که خداوند تو را به آنها خواهد برد ،مایه حیرت و ضرب المثل و سخن گویی خواهی شد. 38بذر بسیار به مزرعه خواهی برد و اما اندک در آن جمع خواهی کرد .زیرا ملخ آن را خواهد خورد. 39تاکستانها را بکارید و آنها را بپوشانید ،اما از شراب ننوشید و انگور را نچینید .زیرا کرمها آنها را خواهند خورد. 40در تمام سواحل خود درختان زیتون خواهید داشت ،اما خود را با روغن مسح نکنید .زیرا زیتون تو میوه خود را خواهد ریخت. 41تو پسران و دخترانی خواهی آورد ،اما از آنها لذت نخواهی برد .زیرا آنها به اسارت خواهند رفت. 42تمام درختان و میوههای زمین تو ملخ خواهد خورد. 43غریبه ای که در درون توست از بالی تو بسیار بلند خواهد شد .و تو خیلی پایین می آیی. 44او به تو قرض خواهد داد و تو به او قرض نخواهی داد ،او سر خواهد بود و تو دم. 45و تمام این لعنتها بر تو خواهد آمد و تو را تعقیب خواهند کرد و تو را خواهند گرفت تا هلک شوی .زیرا به صدای یهوه خدایت گوش ندادی تا اوامر و فرایض او را که به تو امر فرموده بود نگاه داری. 46و آنها برای تو به عنوان نشانه و شگفتی ،و بر نسل تو برای همیشه خواهند بود. 47زیرا خداوند ،خدای خود را با شادی و شادی دل به خاطر فراوانی همه چیز عبادت نکردی. 48پس دشمنانت را که خداوند بر تو خواهد فرستاد در گرسنگی و تشنگی و برهنگی و در تنگنای همه چیز عبادت کن و یوغی آهنین بر گردنت خواهد گذاشت تا تو را هلک کند. 49خداوند قومی را از دور ،از اقصای زمین ،بر ضد تو خواهد آورد ،به سرعت پرواز عقاب .قومی که زبانش را نفهمیدی. 50امتی با قیافهی خشن که به پیران توجه نمیکنند و به جوان لطف نمیکنند.
تثنیه
51و او از میوه گاوان و میوه زمین تو خواهد خورد تا زمانی که هلک شوی و این نیز برای تو ذرت و شراب و روغن و یا نمو گاو و گله گوسفندانت باقی نخواهد ماند تا اینکه تو را هلک کند. 52و تو را در تمام دروازههایت محاصره خواهد کرد تا دیوارهای بلند و حصار تو در تمام سرزمینت که به آن اعتماد داشتی فرود آید و تو را در تمامی دروازههایت در تمام سرزمینت که یهوه خدایت به تو داده است محاصره کند. 53و از میوه بدن خود ،یعنی گوشت پسران و دخترانت ،که یهوه خدایت به تو بخشیده است ،در محاصره و در تنگنا که دشمنانت تو را به آن آزار خواهند داد ،بخور. 54به طوری که مردی که در میان شما مهربان است و بسیار ظریف است ،چشمش به برادرش و به زن سینهاش و به باقیماندههای فرزندانش که میگذارد بد باشد. 55تا از گوشت فرزندان خود که بخورد ،به هیچ یک از آنها نخواهد داد ،زیرا چیزی او را در محاصره و در تنگی که دشمنانت تو را در تمام دروازه هایت مضطرب خواهند کرد ،باقی نگذاشته است. 56آن زن لطیف و لطیف در میان شما که برای لطافت و لطافت نمیخواهد کف پایش را بر زمین بگذارد ،چشمش به شوهر سینهاش و پسر و دخترش بد خواهد بود. 57و نسبت به پسرش که از میان پاهایش بیرون میآید ،و نسبت به فرزندانش که به دنیا خواهد آورد ،زیرا که آنها را از همه چیز در محاصره و تنگنا ،مخفیانه خواهد خورد ،که دشمنت تو را در دروازههایت مضطرب خواهد کرد. 58اگر مراعات نکنی که تمام کلمات این شریعت را که در این کتاب نوشته شده است انجام دهی تا از این نام جلل و ترسناک ،یهوه خدایت بترسی. 59آنگاه خداوند بلهای تو را شگفتانگیز میسازد ،و بلهای ذریت تو را ،یعنی بلهای بزرگ و دائمی ،و بیماریهای شدید و تداوم طولنی. 60و تمام بیماریهای مصر را که از آن می ترسیدی بر تو خواهد آورد .و آنها به تو خواهند چسبید. 61و هر بیماری و هر بل را که در کتاب این شریعت مکتوب نیست ،خداوند بر تو خواهد آورد تا هلک شوی. 62و تعداد شما کم خواهد ماند ،در حالی که بسیار مانند ستارگان آسمان بودید .زیرا صدای یهوه خدایت را اطاعت نکردی. 63و چنین خواهد شد که خداوند بر شما مسرور شد تا به شما نیکی کند و شما را زیاد کند .پس خداوند بر شما شادی خواهد کرد تا شما را هلک کند و شما را نابود کند .و از زمینی که برای تصاحب آن می روید رانده خواهید شد. 64و خداوند تو را در میان جمیع مردم از یک سر زمین تا آن سوی دیگر پراکنده خواهد کرد .و در آنجا خدایان دیگری را که نه تو و نه پدرانت نشناخته ای ،حتی چوب و سنگ ،عبادت خواهی کرد. 65و در میان این ا ممتها هیچ آسودگی نخواهی یافت و کف پای تو آرام نخواهد گرفت ،بلکه خداوند در آنجا دلی لرزان و ناتوانی چشم و اندوه ذهنی به تو خواهد داد. 66و جان تو در برابر تو در شک و تردید خواهد ماند .و روز و شب خواهی ترسید و از زندگی خود اطمینانی نخواهید داشت. 67صبح خواهی گفت ،ای کاش شب می شد !و در شب خواهی گفت :ای کاش صبح بود !از ترس دلت که با آن خواهی ترسید ،و از دید چشمانت که خواهی دید. 68و خداوند تو را با کشتیها دوباره به مصر خواهد آورد ،از طریقی که به تو گفتم ،دیگر آن را نخواهی دید ،و در آنجا بهعنوان غلم و کنیز به دشمنان خود فروخته میشوی ،و هیچکس شما را نخواهد خرید. فصل 29 1این سخنان عهدی است که خداوند به موسی دستور داد تا با بنیاسرائیل در زمین موآب ببندد ،علوه بر عهدی که در حوریب با ایشان بست. 2و موسی تمام اسرائیل را صدا زد و به ایشان گفت« :شما همه آنچه را که خداوند در برابر چشمان خود در زمین مصر برای فرعون و برای همه بندگان و به تمام سرزمینش کرد ،دیدید. 3وسوسههای بزرگی که چشمان تو دیدهاند ،نشانهها و آن معجزات بزرگ: ۴ا مما خداوند تا امروز به شما دلی برای درک و چشمی برای دیدن و گوش برای شنیدن نداده است. 5و من شما را چهل سال در بیابان رهبری کردم :لباسهایت بر تو کهنه نشده است و کفشت در پای تو کهنه نشده است. ۶نان نخوردهاید و شراب و نوشیدنی قوی ننوشیدهاید تا بدانید که من یهوه خدای شما هستم. 7و چون به این مکان رسیدید ،سیحون ،پادشاه حشبون ،و عوج ،پادشاه باشان ،به جنگ ما بیرون آمدند ،و ما آنها را زدیم. 8و زمین ایشان را گرفتیم و آن را به ارث به رئوبینیان و جادیان و نصف قبیله منسی دادیم. 9پس کلم این عهد را نگاه دارید و آنها را به جا آورید تا در هر کاری که می کنید موفق شوید. 10همه شما امروز در حضور یهوه خدای خود ایستادهاید .رؤسای قبایل شما ،بزرگان و افسران شما ،با تمامی مردان اسرائیل، 11کوچکهایت ،زنانت ،و غریبهات که در اردوگاه توست ،از خراطین هیزم تا کشو آب تو. 12تا با یهوه خدایت عهدی ببندی و به او سوگندی ببندی که یهوه خدایت امروز با تو میبندد. 13تا امروز تو را به عنوان قومی برای خود ثابت کند ،و برای تو خدایی باشد ،چنانکه به تو گفته است ،و چنانکه برای پدرانت ،ابراهیم، اسحاق ،و یعقوب قسم خورده است. 14این عهد و سوگند را فقط با شما نمیبندم. 15اما با کسی که امروز با ما در حضور یهوه خدای ما میایستد و همچنین با او که امروز با ما نیست. ( 16زیرا میدانید که چگونه در زمین مصر ساکن شدهایم ،و چگونه از میان امتهایی که شما از آنها عبور کردهاید ،گذشتیم. 17و زشتیهای ایشان و بتهای ایشان از چوب و سنگ و نقره و طل را که در میان ایشان بود دیدید.
تثنیه
18مبادا در میان شما مرد یا زن یا خانواده یا قبیله باشد که امروز دلشان از یهوه خدای ما رویگردان باشد تا برود و خدایان این قومها را خدمت کند .مبادا در میان شما ریشه اي باشد كه زبر و افسنطین داشته باشد. 19و چنین واقع شد که چون سخنان این نفرین را می شنود ،خود را در دل خود برکت می دهد و می گوید« :آرامش خواهم داشت ،اگر چه در خیال دل خود قدم بردارم ،تا مستی را بر تشنگی بیفزایم. 20خداوند او را امان نخواهد داد ،ا مما آنگاه خشم خداوند و حسادت او بر آن مرد دود خواهد شد ،و تمامی لعنتهایی که در این کتاب نوشته شده است بر او خواهد آمد و خداوند نام او را از زیر آسمان محو خواهد کرد. 21و خداوند او را بر طبق جمیع لعنتهای عهد که در این کتاب شریعت نوشته شده است ،از جمیع طوایف اسرائیل جدا خواهد کرد. 22و نسلی که از فرزندان شما خواهد آمد که پس از شما قیام خواهد کرد و غریبی که از سرزمینی دور خواهد آمد ،هنگامی که بلهای آن سرزمین و بیماریهایی را که خداوند بر آن نهاده است ببینند ،خواهند گفت. 23و تمام زمین آن گوگرد و نمک و سوزان است که نه کاشته میشود و نه میبارد و نه علفی در آن میرویند ،مانند واژگونی سدوم و عموره و ادمه و زبویم که خداوند در خشم و غضب خود آنها را نابود کرد. 24حتمی جمیع ا ممتها خواهند گفت« :خداوند برای این سرزمین چرا چنین کرده است؟ گرمای این خشم بزرگ به چه معناست؟ 25آنگاه مردم خواهند گفت :زیرا عهد یهوه خدای پدران خود را که هنگام بیرون آوردن آنها از مصر با ایشان بست ،ترک کردند. 26زیرا رفتند و خدایان دیگر را عبادت کردند و آنها را پرستش کردند ،خدایانی که آنها را نمی شناختند و او به آنها نداده بود. 27و خشم خداوند بر این سرزمین افروخته شد تا تمامی لعنتهایی را که در این کتاب نوشته شده است بر آن بیاورد. 28و خداوند ایشان را با خشم و غضب و غضب شدید از سرزمین خود بیرون کرد و آنها را به سرزمینی دیگر انداخت ،مانند امروز. 29چیزهای مخفی از آن یهوه خدای ماست ،اما چیزهایی که آشکار میشود از آن ما و فرزندان ما تا ابد است تا بتوانیم تمام کلمات این شریعت را انجام دهیم. فصل 30 1و هنگامی که همه این چیزها بر تو نازل شود ،برکت و نفرینی را که پیش روی تو قرار دادهام ،در میان تمامی امتهایی که یهوه خدایت تو را به آنجا برده است ،به یاد خواهی آورد. 2و به سوی یهوه خدایت باز خواهی گشت و صدای او را برحسب آنچه امروز به تو امر می کنم اطاعت خواهی کرد ،تو و فرزندانت با تمام دل و با تمام جان. 3تا آنگاه یهوه خدایت اسارت تو را برگرداند و بر تو دلسوزی کند و برگردد و تو را از تمامی امتهایی که یهوه خدایت تو را پراکنده کرده است جمع کند. 4اگر یکی از تو به اقصی نقاط آسمان رانده شود ،یهوه خدایت از آنجا تو را جمع خواهد کرد و از آنجا تو را خواهد آورد. 5و یو هه ووه خدایت تو را به زمینی که پدرانت تصرف کرده بودند خواهد آورد و تو آن را تصرف خواهی کرد .و او به تو نیکی خواهد کرد و تو را بر پدرانت زیاد خواهد کرد. 6و یهوه خدایت قلب تو و قلب ذریت تو را ختنه خواهد کرد تا یهوه خدایت را با تمام دل و با تمام جانت محبت کن تا زنده بمانی. ۷و یهوه خدایت همه این لعنتها را بر دشمنانت و بر دشمنانت که تو را آزار میدادند ،خواهد آورد. 8و تو برگرد و آواز خداوند را اطاعت كن و تمام اوامر او را كه امروز به تو امر میكنم به جا آور. 9و یو هه ووه ،خدایت ،تو را در هر عمل دستت ،در میوه بدنت ،و در ثمره چهارپایانت ،و در میوه زمینت ،به نیکی فراوان خواهد ساخت، زیرا خداوند دوباره بر تو به نیکی شادی خواهد کرد ،چنانکه بر پدران تو شادی کرده است. 10اگر به صدای یهوه خدایت گوش فرا خواهی داد تا احکام و فرایض او را که در این کتاب شریعت مکتوب است نگاه داری ،و اگر با تمام دل و با تمام جان خود به یهوه خدایت روی گردانی. ۱۱این فرمانی که امروز به تو امر میکنم ،از تو پنهان نیست و دور نیست. 12در آسمان نیست که بگوئی چه کسی برای ما به آسمان برود و آن را نزد ما بیاورد تا بشنویم و انجام دهیم؟ 13و آن سوی دریا نیست که بگوئی چه کسی برای ما از دریا میرود و آن را نزد ما میآورد تا آن را بشنویم و انجام دهیم؟ 14اما کلم به تو بسیار نزدیک است ،در دهان تو و در دل تو ،تا بتوانی آن را انجام دهی. 15ببین ،امروز زندگی و خوبی و مرگ و بدی را در برابر تو قرار دادم. 16و امروز به تو امر میکنم که یهوه خدایت را دوست بداری و در راههای او گام برداری و احکام و فرایض و احکام او را نگاه داری تا زنده بمانی و زیاد شوی و یهوه خدایت تو را در زمینی که برای تصاحب آن میروی برکت خواهد داد. 17ا مما اگر دل تو رویگردان شود تا نشنوی ،بلکه منحرف شوی و خدایان دیگر را بپرست و آنها را عبادت کنی. 18امروز شما را محکوم میکنم که حتما ل هلک خواهید شد و روزهای خود را در زمینی که از اردن میگذرید تا آن را تصرف کنید طولنی نخواهید کرد. ۱۹آسمان و زمین را میخوانم تا این روز را بر تو ثبت کنند که زندگی و مرگ و برکت و نفرین را پیش روی تو قرار دادهام ،پس زندگی را انتخاب کن تا تو و نسلت زنده بمانید. 20تا یهوه خدای خود را محبت كنی و صدای او را اطاعت كنی و به او بچسبی زیرا كه او حیات و طول روزهای توست تا در زمینی كه خداوند به پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده سکونت نمایی.
تثنیه
فصل 31 1و موسی رفت و این سخنان را به تمامی اسرائیل گفت. 2و او به آنها گفت ،من امروز صد و بیست ساله هستم .من دیگر نمی توانم بیرون بروم و داخل شوم ،همچنین خداوند به من گفته است که از این اردن عبور نکن. 3یهوه خدایت پیش تو خواهد رفت و این قومها را از حضور تو هلک خواهد کرد و تو آنها را تصاحب خواهی کرد. 4و خداوند با ایشان همانگونه رفتار خواهد کرد که با سیحون و عوج ،پادشاهان اموریان ،و با سرزمین ایشان که ایشان را هلک کرد، کرد. 5و خداوند آنها را در حضور شما تسلیم خواهد کرد تا مطابق تمام احکامی که به شما امر کرده ام با آنها رفتار کنید. 6قوی و دلیر باش ،از آنها نترس و نترس زیرا که یهوه خدایت اوست که با تو میآید .او تو را ناامید نخواهد کرد و تو را رها نخواهد کرد. 7و موسی یوشع را صدا زد و در نظر تمامی اسرائیل به او گفت« :قوی و شجاع باش ،زیرا باید با این قوم به زمینی بروی که خداوند به پدران ایشان قسم خورده است که به آنها بدهد .و تو آن را به آنها وارث خواهی کرد. 8و خداوند اوست که پیش روی تو می رود .او با تو خواهد بود ،او تو را ناامید نخواهد کرد و تو را ترک نخواهد کرد. 9و موسی این شریعت را نوشت و به کاهنان پسر لوی که تابوت عهد خداوند را حمل کردند و به جمیع مشایخ اسرائیل تسلیم کرد. 10و موسی به ایشان امر کرد و گفت :در پایان هر هفت سال ،در جشن سال رهایی ،در عید خیمهها، 11هنگامی که تمامی اسرائیل به حضور یهوه خدایت در مکانی که او انتخاب خواهد کرد حاضر شوند ،این شریعت را در حضور تمامی اسرائیل به گوش ایشان بخوان. 12مردم و مردان و زنان و کودکان و غریبهات را که در دروازههای توست جمع کن تا بشنوند و بیاموزند و از یهوه خدایت بترسند و مراعات کنند که تمامی سخنان این شریعت را انجام دهند. ۱۳و تا فرزندان ایشان که چیزی نمیدانند بشنوند و بیاموزند که از یهوه خدای خود بترسند تا زمانی که در سرزمینی زندگی میکنید که برای تصرف آن از اردن میروید. 14و خداوند به موسی گفت« :اینک ،ایام تو نزدیک میشود که باید بمیری .یوشع را صدا کن و در خیمه اجتماع حاضر شو تا من به او دستور بدهم .و موسی و یوشع رفتند و در خیمه اجتماع حاضر شدند. 15و خداوند در خیمه در ستونی از ابر ظاهر شد و ستون ابر بر در خیمه ایستاد. 16و خداوند به موسی گفت« :اینک با پدران خود میخوابی .و این قوم برمی خیزند و به دنبال خدایان بیگانگان سرزمینی که به آنجا می روند تا در میان آنها باشند ،فاحشه خواهند کرد و مرا ترک خواهند کرد و عهدی که با آنها بسته ام خواهند شکست. 17آنگاه خشم من بر ایشان در آن روز افروخته خواهد شد و ایشان را ترک خواهم کرد و روی خود را از ایشان پنهان خواهم کرد و بلعیده خواهند شد و بدیها و مصیبتهای بسیار به ایشان خواهد رسید .به طوری که در آن روز می گویند :آیا این بلها بر ما وارد نشده است ،زیرا خدای ما در میان ما نیست؟ 18و من قطعا ل در آن روز چهره خود را برای تمام بدیهایی که مرتکب خواهند شد پنهان خواهم کرد ،زیرا آنها به سوی خدایان دیگر روی آوردهاند. 19پس اکنون این سرود را برای خود بنویسید و آن را به بنیاسرائیل بیاموزید ،آن را در دهان ایشان بگذارید تا این سرود برای من بر بنیاسرائیل شهادت دهد. 20زیرا هنگامی که آنها را به سرزمینی که برای پدرانشان سوگند خوردهام که از شیر و عسل جاری است بیاورم .و آنها خواهند خورد و سیر خواهند شد و چربی خواهند شد .سپس به خدایان دیگر روی خواهند آورد و آنها را خدمت خواهند کرد و مرا تحریک خواهند کرد و عهد من را خواهند شکست. 21و این اتفاق خواهد افتاد ،هنگامی که شرارت ها و مشکلت بسیاری به آنها رسید ،این آهنگ به عنوان شاهد بر ضد آنها شهادت خواهد داد .زیرا از دهان ذریت آنها فراموش نخواهد شد ،زیرا من تصورات آنها را می دانم که آنها در حال حرکت هستند ،قبل از اینکه آنها را به سرزمینی که سوگند خوردم بیاورم. 22پس موسی در همان روز این سرود را نوشت و به بنی اسرائیل تعلیم داد. ۲۳و یوشع پسر نون را مأمور کرد و گفت« :قوی و شجاع باش ،زیرا بنیاسرائیل را به سرزمینی که برایشان قسم خوردهام بیاوری و من با تو خواهم بود. 24و چنین واقع شد هنگامی که موسی نوشتن کلمات این شریعت را در کتابی به پایان رساند تا اینکه آنها به پایان رسید. 25موسی به لویانی که تابوت عهد خداوند را حمل میکردند امر کرد و گفت: 26این کتاب شریعت را بگیرید و در کنار صندوق عهد یهوه خدای خود قرار دهید تا شاهدی بر ضد شما باشد. 27زیرا من عصیان تو و گردن سفت تو را میدانم .اینک ،تا امروز که هنوز با شما زندهام ،بر خداوند عصیان کردهاید .و چقدر بعد از مرگ من؟ 28جمیع بزرگان قبایل خود و افسران خود را نزد من جمع آورید تا این سخنان را در گوش ایشان بگویم و آسمان و زمین را برضد ایشان بخوانم. ل ۲۹زیرا میدانم که پس از مرگ من خود را کامل فاسد خواهید کرد و از راهی که به شما امر کردهام روی گردان خواهید شد .و بدی در روزهای آخر به شما خواهد رسید .زیرا در نظر خداوند بدی خواهید کرد تا با اعمال دستان خود خشم او را برانگیزید. 30و موسی سخنان این سرود را در گوش تمام جماعت اسرائیل گفت تا پایان یافت.
تثنیه
فصل 32 1ای آسمانها گوش دهید و من سخن خواهم گفت .و ای زمین ،سخنان دهان من را بشنو. 2آموزه من مانند باران فرو خواهد ریخت ،سخن من مانند شبنم ،مانند باران کوچک بر گیاه لطیف ،و مانند باران بر علف ،تقطیر خواهد شد. 3زیرا نام خداوند را منتشر خواهم کرد و عظمت را به خدای ما نسبت دهید. 4او صخره است ،عمل او کامل است ،زیرا همه راههای او داوری است .او خدای راستی و بی گناه ،عادل و درست است. 5آنها خود را فاسد کردهاند ،لکهشان لکههای فرزندان او نیست ،بلکه نسلی منحرف و کجرو هستند. 6ای قوم نادان و نادان ،آیا خداوند را چنین مجازات میکنید؟ آیا او پدرت نیست که تو را خریده است؟ آیا تو را نساخته و استوار نکرده است؟ 7ایام قدیم را به خاطر بیاور و سالهای نسلهای بسیار را در نظر بگیر .بزرگان تو ،و آنها به تو خواهند گفت. 8چون حق تعالی میراث ایشان را به قومها تقسیم کرد ،چون پسران آدم را جدا کرد ،حدود قوم را برحسب تعداد بنیاسرائیل تعیین کرد. 9زیرا بخش خداوند قوم اوست .یعقوب سهم ارث اوست. 10او را در زمینی بیابانی و در بیابان زوزهآمیز یافت .او را به اطراف هدایت کرد ،او را راهنمایی کرد ،او را مانند چشمانش نگاه داشت. 11مثل عقابی که لنهاش را برافراشته ،بر بچههایش بال میزند ،بالهایش را باز میکند ،آنها را میگیرد و بر بالهایش میبرد. 12پس خداوند تنها او را رهبری کرد و خدای غریبی با او نبود. 13او را سوار بر بلندیهای زمین کرد تا از رشد مزارع بخورد .و او را واداشت تا از سنگ عسل و از سنگ چخماق روغن بمکد. ۱۴کره گاو و شیر گوسفند با چربی برهها و قوچهای نژاد باشان و بزها با چربی کلیههای گندم .و خون پاک انگور را نوشیدی. 15اما یشورون چاق شد و لگد زد .سپس خدایی را که او را آفریده ترک کرد و صخره نجات خود را سبک دانست. 16با خدایان غریب حسادت او را برانگیختند و با کارهای زشت او را به خشم آوردند. 17آنها برای شیاطین قربانی کردند ،نه برای خدا .به خدایانی که نمیشناختند ،به خدایان جدیدی که تازه برخاستهاند و پدران شما از آنها نمیترسیدند. 18از صخرهای که تو را پدید آورد ،غافل هستی و خدایی را که تو را پدید آورد فراموش کردی. 19و چون خداوند این را دید ،به سبب خشم پسران و دخترانش ،از ایشان متنفر شد. 20و او گفت« :روی خود را از آنها پنهان خواهم کرد ،خواهم دید که عاقبت آنها چگونه خواهد بود ،زیرا آنها نسلی بسیار نافرمانند، فرزندانی که به آنها ایمان ندارند. 21آنها مرا به حسادت با آنچه خدا نیست برانگیختند .با بیهودگی های خود خشم من را برانگیختند .من آنها را با قوم احمق به خشم خواهم آورد. 22زیرا آتشی در خشم من افروخته میشود و تا جهنم پایین میسوزد و زمین را با رشد خود میسوزاند و پایههای کوهها را به آتش میکشد. 23بر ایشان شرارتها انباشته خواهم کرد .من تیرهایم را بر آنها خرج خواهم کرد. 24آنها از گرسنگی سوزانده خواهند شد و با گرمای سوزان و با هلکتی تلخ خواهند خورد. 25شمشیر از بیرون و وحشت در درون ،هم جوان و هم باکره و شیرخوار را با مرد موی سفید هلک خواهد کرد. 26گفتم :آنها را در گوشه و كنار پراكنده خواهم كرد و یاد آنها را از میان مردم قطع خواهم كرد. 27اگر از خشم دشمن نمیترسیدم ،مبادا دشمنانشان رفتار عجیبی داشته باشند و نگویند دست ما بلند است و خداوند همه اینها را انجام نداده است. 28زیرا آنها قومی هستند که از مشورت بی بهره اند و هیچ عقلی در آنها نیست. 29ای کاش آنها عاقل بودند ،این را می فهمیدند ،آخرشان را در نظر می گرفتند! 30چگونه یکی باید هزار نفر را تعقیب کند و دو نفر ده هزار نفر را فراری دهند ،مگر اینکه صخره آنها آنها را فروخته باشد و خداوند آنها را ببندد؟ 31زیرا صخره آنها مانند صخره ما نیست ،بلکه خود دشمنان ما نیز قاضی هستند. 32زیرا انگور ایشان از انگور سدوم و از مزارع عموره است. 33شراب آنها زهر اژدها و زهر بیرحم خارخاست. 34آیا این نزد من ذخیره نشده و در میان گنجینههای من همهر نشده است؟ 35انتقام و جزا از آن من است .پای آنها به وقت خود می لغزد ،زیرا روز مصیبت آنها نزدیک است و چیزهایی که بر آنها خواهد آمد عجله دارند. 36زیرا خداوند قوم خود را داوری خواهد کرد و به خاطر بندگان خود توبه خواهد کرد ،زیرا ببیند که قدرت آنها از بین رفته است و هیچ کس خاموش یا باقی نمانده است. 37و او خواهد گفت :خدایان آنها کجا هستند ،صخره آنها که بر آنها اعتماد کرده اند، 38کدامیک از چربی قربانیهای ایشان خوردند و شراب هدایای نوشیدنی ایشان را نوشیدند؟ بگذارید برخیزند و به شما کمک کنند و محافظ شما باشند. 39اکنون ببینید که من او هستم و خدایی با من نیست .من می کشم و زنده می کنم .زخم میزنم و شفا میدهم ،و کسی نیست که از دست من رهایی بخشد. 40زیرا من دست خود را به سوی آسمان بلند میکنم و میگویم تا ابد زندهام.
تثنیه
41اگر شمشیر درخشان خود را تیز کنم و دستم داوری را بگیرد .من از دشمنان خود انتقام خواهم گرفت و به کسانی که از من متنفرند پاداش خواهم داد. 42تیرهایم را به خون مست خواهم کرد و شمشیر من گوشت را خواهد خورد .و آن با خون کشته شدگان و اسیران ،از آغاز انتقام از دشمن. 43ای ملتها با قوم او شادی کنید زیرا او انتقام خون بندگان خود را خواهد گرفت و از دشمنان خود انتقام خواهد گرفت و به سرزمین خود و قوم خود رحم خواهد کرد. 44و موسی آمد و تمام کلمات این سرود را در گوش قوم خود و هوشع پسر نون گفت. 45و موسی تمام این سخنان را به تمامی اسرائیل گفت: 46و او به آنها گفت ،دل خود را به تمام کلماتی که من امروز در میان شما شهادت میدهم ،که به فرزندان خود امر خواهید کرد که همه کلمات این قانون را رعایت کنند ،معطوف کنید. 47زیرا این برای شما بیهوده نیست .زیرا این جان شماست و به این وسیله روزهای خود را در زمینی که برای تصرف آن از اردن می روید طولنی کنید. 48و خداوند در همان روز با موسی سخن گفت و گفت: 49به این کوه اباریم ،به کوه نبو ،که در زمین موآب است ،که در مقابل اریحا است ،برو .و اینک زمین کنعان را که به بنی اسرائیل به ملکیت می دهم. 50و در کوهی که در آن بال میروی بمیر و به قوم خود محشور شو .چنانکه برادرت هارون در کوه حور مرد و نزد قوم خود جمع شد. 51زیرا شما در میان بنیاسرائیل در آبهای مریبه قادش در بیابان زین به من تجاوز کردید .زیرا مرا در میان بنی اسرائیل تقدیس نکردید. 52با این حال زمین را پیش روی خود خواهی دید .اما تو در آنجا به سرزمینی که به بنی اسرائیل می دهم نرو. فصل 33 1و این همان برکتی است که موسی ،مرد خدا ،بنی اسرائیل را قبل از مرگش برکت داد. 2و گفت :خداوند از سینا آمد و از سعیر نزد ایشان برخاست .او از کوه پاران درخشید و با ده هزار قدیس آمد :از دست راست او شریعت آتشین برای آنها بیرون آمد. 3آری ،او مردم را دوست داشت .همه مقدسین او در دست تو هستند .همه از سخنان تو دریافت خواهند کرد. 4موسی به ما شریعت دستور داد ،یعنی میراث جماعت یعقوب. 5و او در یشورون پادشاه بود ،هنگامی که سران قوم و قبایل اسرائیل جمع شده بودند. 6بگذار روبن زنده بماند و نمرد .و مردانش اندک نباشند. 7و این برکت یهودا است .او گفت« :ای خداوند ،صدای یهودا را بشنو و او را نزد قومش بیاور .دستهای او برای او کافی باشد .و از دشمنانش او را یاری کن. 8و درباره لوی گفت« :ثومیم و اوریم تو با قدیس تو باشد که او را در مسه آزمایش کردی و در آبهای مریبا با او جنگیدی. 9که به پدر و مادر خود گفت من او را ندیده ام .نه برادران خود را تصدیق کرد و نه فرزندان خود را شناخت ،زیرا آنها کلم تو را نگاه داشته و عهد تو را نگاه داشته اند. 10احکام تو را به یعقوب و شریعت تو را به اسرائیل تعلیم خواهند داد. 11ای خداوند ،مال او را برکت ده و کار دستهای او را بپذیر ،به کمر کسانی که بر او قیام می کنند و از او نفرت دارند بزن تا دیگر برنخیزند. 12و در مورد بنیامین گفت :محبوب خداوند نزد او در امان خواهد ماند .و خداوند تمام روز او را خواهد پوشاند و بین شانه هایش ساکن خواهد شد. 13و درباره یوسف گفت« :خداوند متبارک باشد زمین او ،برای چیزهای گرانبهای بهشت ،برای شبنم ،و برای ژرفایی که زیر تخت است. 14و برای میوههای گرانبها که از خورشید بیرون میآیند ،و برای چیزهای گرانبهایی که از ماه بیرون میآیند، 15و برای چیزهای اصلی کوههای باستانی ،و برای چیزهای گرانبها از تپههای پایدار، 16و برای چیزهای گرانبهای زمین و پری آن ،و برای حسن نیت کسی که در بوته ساکن است :برکت بر سر یوسف و بر بالی سر او که از برادرانش جدا شده بود نازل شود. 17جلل او مانند اولزاده گاو نر او و شاخهایش مانند شاخهای تک شاخ است و با آنها قوم را تا اقصی نقاط جهان هل خواهد داد و آنها ده هزار افرایم و آنها هزاران منسی هستند. 18و در مورد زبولون گفت« :ای زبولون از بیرون رفتنت شاد باش .و ایساکار در خیمه های تو. 19مردم را به کوه فرا خواهند خواند .در آنجا قربانی های عدالت خواهند داد ،زیرا از فراوانی دریاها و گنج های نهفته در شن ها خواهند خورد. 20و در مورد جاد گفت" :خوشا به حال کسی که گاد را بزرگ می کند .او مانند شیر ساکن است و بازو را با تاج سر می شکند". 21و بخش اول را برای خود فراهم کرد ،زیرا در آنجا ،در بخشی از شارع ،نشسته بود .و با سران قوم آمد ،عدالت خداوند و احکام او را با اسرائیل به اجرا درآورد. 22و در مورد دان گفت :دان شیر است و از باشان خواهد پرید. 23و در مورد نفتالی گفت :ای نفتالی که از نعمت راضی و سرشار از برکت خداوند ،مغرب و جنوب را تصرف کن. 24و درباره اشیر گفت« :آشیر دارای فرزندان باشد .او مورد قبول برادرانش باشد و پایش را در روغن فرو کند.
تثنیه
25کفشهای تو آهن و برنج باشد .و مانند روزهای تو ،قدرت تو نیز خواهد بود. 26هیچ کس مانند خدای یشورون نیست که به یاری تو و در تعالی خود بر آسمان سوار بر آسمان است. 27خدای ابدی پناه توست و زیر آن بازوهای ابدی است و او دشمن را از پیش روی تو بیرون خواهد کرد .و خواهند گفت :آنها را نابود کن. 28آنگاه اسرائیل به تنهایی در امنیت ساکن خواهد شد .همچنین آسمان او شبنم فرو خواهد ریخت. 29خوشا به حال تو ای اسرائیل ،ای قوم نجات یافته خداوند ،سپر یاری تو ،و کیست که شمشیر تعالی توست ،چه کسی شبیه توست .و دشمنانت برای تو دروغگو خواهند یافت .و بر مکانهای بلند آنها قدم خواهی گذاشت. فصل 34 1و موسی از دشت موآب به کوه نبو ،به بالی پیسگاه ،که در مقابل اریحا است ،رفت .و خداوند تمام زمین جلعاد را به دان به او نشان داد، 2و تمامی نفتالی و زمین افرایم و منسی و تمامی زمین یهودا تا لب دریا. 3و جنوب ،و دشت دره اریحا ،شهر درختان خرما ،تا صوعار. 4و خداوند به او گفت ،این زمینی است که به ابراهیم ،اسحاق و یعقوب قسم خوردم ،گفتم ،آن را به نسل تو خواهم داد. 5پس موسی ،بنده خداوند ،در آنجا در زمین موآب ،برحسب کلم خداوند درگذشت. 6و او را در درهای در زمین موآب در مقابل بیتفعور دفن کرد ،اما هیچکس از قبر او تا امروز خبر ندارد. 7و موسی صد و بیست ساله بود که درگذشت ،چشم او تار نشد و نیروی طبیعی او کاهش نیافته بود. 8و بنیاسرائیل سی روز برای موسی در دشتهای موآب گریستند و ایام گریه و ماتم برای موسی به پایان رسید. 9و یوشع پسر نون سرشار از روح حکمت بود .زیرا که موسی دست خود را بر او گذاشته بود و بنیاسرائیل سخنان او را شنیدند و چنانکه خداوند به موسی امر فرموده بود ،عمل کردند. 10و از آنجا که در اسرائیل نبی مانند موسی که خداوند او را رو در رو می شناخت ،برنخاست. 11در تمام نشانهها و شگفتیهایی که خداوند او را فرستاد تا در زمین مصر برای فرعون و برای جمیع بندگانش و برای تمام سرزمینش انجام دهد، 12و در تمام آن دست نیرومند و در تمام وحشت عظیمی که موسی در نظر تمامی اسرائیل نشان داد.