Skip to main content

Persian - Satan and the Devils

Page 1

‫شیطان و شیاطین‬ ‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است‬ ‫تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫پنجگانه تورات‬ ‫پیدایش ‪۱۵-۱ :۳‬‬ ‫ا‬ ‫و مار از هر حیوان صحرا که خداوند خدا ساخته بود‪ ،‬زیرکتر بود‪ .‬و به زن گفت‪» :‬آیا خدا حقیقتا گفته است که از همه درختان ‪۱‬‬ ‫»باغ نخورید؟‬ ‫زن به مار گفت‪» :‬ما میتوانیم از میوه درختان باغ بخوریم‪۲ «.‬‬ ‫‪.‬اما از میوه درختی که در وسط باغ است‪ ،‬خدا گفته است‪ :‬از آن مخورید و آن را لمس نکنید‪ ،‬مبادا بمیرید ‪۳‬‬ ‫مار به زن گفت‪» :‬هر آینه نخواهید مرد‪۴ «.‬‬ ‫زیرا خدا میداند روزی که از آن بخورید‪ ،‬چشمان شما باز خواهد شد و مانند خدایان خواهید بود و نیک و بد را تشخیص ‪۵‬‬ ‫‪.‬خواهید داد‬ ‫و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و به نظر خوشنما و درختی دلپذیر و دانشافزا‪ ،‬پس از میوهاش گرفت و ‪۶‬‬ ‫‪.‬خورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد‬ ‫‪.‬آنگاه چشمان هر دوی آنها باز شد و فهمیدند که برهنهاند؛ پس برگهای انجیر به هم دوختند و برای خود سترها ساختند ‪۷‬‬ ‫و صدای خداوند خدا را شنیدند که در خنکای روز در باغ میخرامید‪ .‬و آدم و همسرش خود را از حضور خداوند خدا در میان ‪۸‬‬ ‫‪.‬درختان باغ پنهان کردند‬ ‫و خداوند خدا آدم را ندا داد و به او گفت‪» :‬کجا هستی؟« ‪۹‬‬ ‫و گفت‪» :‬صدای تو را در باغ شنیدم و ترسیدم زیرا برهنه بودم‪ ،‬پس خود را پنهان کردم‪۱۰ «.‬‬ ‫و گفت‪» :‬چه کسی به تو گفت که برهنهای؟ آیا از درختی که تو را امر کردم از آن نخوری‪ ،‬خوردی؟« ‪۱۱‬‬ ‫آدم گفت‪» :‬این زنی که به من بخشیدی تا با من باشد‪ ،‬او از آن درخت به من داد و من خوردم‪۱۲ «.‬‬ ‫و خداوند خدا به زن گفت‪» :‬این چه کاری است که کردی؟« زن گفت‪» :‬مار مرا اغوا کرد که خوردم‪۱۳ «.‬‬ ‫و خداوند خدا به مار گفت‪» :‬چون این کار را کردی‪ ،‬از هم هه بهایم و از هم هه حیوانات صحرا ملعونتری؛ بر شکمت راه ‪۱۴‬‬ ‫»‪.‬خواهی رفت و تمام روزهای عمرت خاک خواهی خورد‬ ‫‪.‬و دشمنی میان تو و زن‪ ،‬و میان نسل تو و نسل زن میگذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشن هه وی را خواهی کوبید ‪۱۵‬‬ ‫و دیگر قربانیهای خود را برای دیوهایی که در پی آنها زنا کردهاند‪ ،‬تقدیم نخواهند کرد‪ .‬این برای ایشان در نسلهایشان فریضهای‬ ‫ابدی خواهد بود‪) .‬لویان ‪(۷:۱۷‬‬ ‫برای شیاطین قربانی کردند‪ ،‬نه برای خدا؛ برای خدایانی که نمیشناختند‪ ،‬برای خدایان جدیدی که تازه ظهور کرده بودند و‬ ‫پدرانتان از آنها نمیترسیدند‪ .‬تثنیه ‪۱۷:۳۲‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫تاریخچه‬ ‫و شیطان علیه اسرائیل برخاست و داوود را به شمردن اسرائیل تحریک کرد‪ .‬اول تواریخ ‪۱:۲۱‬‬ ‫و برای خود کاهنانی برای مکانهای بلند و برای دیوها و برای گوسالههایی که ساخته بود‪ ،‬تعیین کرد‪ .‬دوم تواریخ ‪۱۵:۱۱‬‬

‫شعر‬ ‫ایوب ‪۲۲-۱:۱‬‬ ‫‪.‬در سرزمین عوص مردی بود به نام ایوب؛ و آن مرد کامل و درستکار بود‪ ،‬و خداترس و از بدی دوری میجست ‪۱‬‬ ‫‪.‬و برای او هفت پسر و سه دختر زاده شدند ‪۲‬‬ ‫اموال او نیز هفت هزار گوسفند و سه هزار شتر و پانصد جفت گاو و پانصد الغ ماده و خاندانی بسیار بزرگ بود‪ ،‬به طوری ‪۳‬‬ ‫‪.‬که این مرد از هم هه مردان مشرق زمین بزرگتر بود‬ ‫و پسرانش میرفتند و هر کدام در خانههای خود مهمانی میگرفتند‪ ،‬و فرستاده‪ ،‬سه خواهر خود را دعوت میکردند تا با آنها ‪۴‬‬ ‫‪.‬بخورند و بنوشند‬ ‫و چون روزهای ضیافت ایشان سپری میشد‪ ،‬ایوب فرستاده‪ ،‬ایشان را تقدیس مینمود و بامدادان برخاسته‪ ،‬قربانیهای سوختنی به ‪۵‬‬ ‫شماره همه ایشان میگذرانید‪ ،‬زیرا ایوب میگفت‪» :‬شاید پسران من گناه کرده باشند و خدا را در دل خود کفر گفته باشند‪ «.‬ایوب‬ ‫‪.‬پیوسته چنین میکرد‬ ‫‪.‬روزی بود که پسران خدا آمدند تا در حضور خداوند حاضر شوند و شیطان نیز در میان ایشان آمد ‪۶‬‬ ‫و خداوند به شیطان گفت‪» :‬از کجا میآیی؟« شیطان در جواب خداوند گفت‪» :‬از گشت و گذار در زمین و گشت و گذار در آن‪۷ «.‬‬ ‫‪،‬و خداوند به شیطان گفت‪» :‬آیا بنده من ایوب را ملحظه کردی که در زمین کسی مانند او نیست‪ ،‬مردی کامل و درستکار ‪۸‬‬ ‫»خداترس و از بدی دوریجو؟‬ ‫آنگاه شیطان در جواب خداوند گفت‪» :‬آیا ایوب مجانا از خدا میترسد؟ ‪۹‬‬ ‫آیا تو گرداگرد او و خانهاش و هر چه دارد از هر طرف حصار نکشیدهای؟ آیا تو کارهای دستهایش را برکت ندادهای و ‪۱۰‬‬ ‫اموالش در زمین افزوده نشده است؟‬ ‫‪.‬اما اکنون دست خود را دراز کن و تمام دارایی او را لمس کن‪ ،‬و او رو در رو تو را لعنت خواهد کرد ‪۱۱‬‬ ‫و خداوند به شیطان گفت‪» :‬اینک هر چه دارد در دست توست؛ لیکن دست خود را بر خودش دراز مکن‪ «.‬پس شیطان از ‪۱۲‬‬ ‫‪.‬حضور خداوند بیرون رفت‬ ‫‪.‬و روزی پسران و دخترانش در خانه برادر بزرگتر خود میخوردند و شراب مینوشیدند ‪۱۳‬‬ ‫‪.‬و رسولی نزد ایوب آمده‪ ،‬گفت‪» :‬گاوها شخم میزدند و الغها در کنار آنها میچریدند ‪۱۴‬‬ ‫و سابیان بر ایشان حمله کرده‪ ،‬ایشان را بردند؛ و بندگان را به دم شمشیر کشتند؛ و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را خبر ‪۱۵‬‬ ‫‪.‬دهم‬ ‫هنوز سخن او تمام نشده بود که دیگری آمد و گفت‪» :‬آتش خدا از آسمان فرو ریخت و گوسفندان و خدمتکاران را سوزاند و ‪۱۶‬‬ ‫»‪.‬آنها را هلک کرد و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را خبر دهم‬ ‫هنوز سخن او تمام نشده بود که دیگری آمد و گفت‪» :‬کلدانیان سه دسته شدند و بر شتران حمله کردند و آنها را ربودند و ‪۱۷‬‬ ‫»‪.‬خدمتکاران را به دم شمشیر کشتند و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را خبر دهم‬ ‫هنوز سخن او تمام نشده بود که دیگری آمد و گفت‪» :‬پسران و دخترانت در خانه برادر بزرگ خود میخوردند و شراب ‪۱۸‬‬ ‫»‪.‬مینوشیدند‬ ‫که ناگاه باد شدیدی از بیابان وزید و چهار گوشه خانه را زد و بر جوانان افتاد و مردند و من به تنهایی رهایی یافتم تا تو را ‪۱۹‬‬ ‫‪.‬خبر دهم‬ ‫‪.‬آنگاه ایوب برخاست‪ ،‬جامه خود را درید و سر خود را تراشید و به زمین افتاد و سجده کرد ‪۲۰‬‬ ‫و گفت‪» :‬برهنه از رحم مادرم بیرون آمدم و برهنه به آنجا باز خواهم گشت‪ .‬خداوند داد و خداوند گرفت‪ .‬نام خداوند متبارک ‪۲۱‬‬ ‫»‪.‬باد‬ ‫‪.‬در تمام این مدت‪ ،‬ایوب گناه نکرد و به خدا نسبت بیخردانه نداد ‪۲۲‬‬ ‫ایوب ‪۷-۱:۲‬‬ ‫روزی دیگر فرا رسید که پسران خدا آمدند تا در حضور خداوند حاضر شوند‪ ،‬و شیطان نیز در میان ایشان آمد تا در حضور ‪۱‬‬ ‫‪.‬خداوند حاضر شود‬

‫‪2‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫و خداوند به شیطان گفت‪» :‬از کجا آمدهای؟« شیطان در جواب خداوند گفت‪» :‬از گشت و گذار در زمین و گشت و گذار در ‪۲‬‬ ‫»‪.‬آن‬ ‫‪،‬و خداوند به شیطان گفت‪» :‬آیا بنده من ایوب را ملحظه کردی که در زمین کسی مانند او نیست‪ ،‬مردی کامل و درستکار ‪۳‬‬ ‫خداترس و از بدی اجتناب میکند؟ و با این حال‪ ،‬او هنوز به کمال خود پایبند است‪ ،‬اگرچه مرا بر آن داشتی که بیجهت او را نابود‬ ‫»‪.‬کنم‬ ‫و شیطان در جواب خداوند گفت‪» :‬پوست در برابر پوست‪ ،‬بلکه هر چه انسان دارد برای جان خود خواهد داد‪۴ «.‬‬ ‫‪.‬اما اکنون دست خود را دراز کن و استخوان و گوشت او را لمس کن‪ ،‬و او رو در رو تو را لعنت خواهد کرد ‪۵‬‬ ‫و خداوند به شیطان گفت‪» :‬اینک او در دست توست؛ اما جان او را نجات ده‪۶ «.‬‬ ‫‪.‬پس شیطان از حضور خداوند بیرون رفت و ایوب را از کف پا تا فرق سرش به دد مملهای دردناک مبتل کرد ‪۷‬‬ ‫آری‪ ،‬پسران و دختران خود را برای شیاطین قربانی کردند‪ ،‬مزامیر ‪۳۷:۱۰۶‬‬ ‫‪.‬و به جای نیکی‪ ،‬بدی به من کردند‪ ،‬و به جای محبتم‪ ،‬نفرت‪ .‬مردی شریر را بر او بگمار‪ ،‬و شیطان را در دست راست او بگذار‬ ‫مزامیر ‪۶-۵:۱۰۹‬‬

‫نبوت‬ ‫چگونه از آسمان افتادهای‪ ،‬ای لوسیفر‪ ،‬پسر صبح! چگونه به زمین افکنده شدهای‪ ،‬که امتها را ضعیف میکردی! زیرا در دل‬ ‫خود گفتی‪ ،‬به آسمان صعود خواهم کرد‪ ،‬تخت خود را بالی ستارگان خدا خواهم افراشت‪ .‬همچنین بر کوه اجتماع‪ ،‬در کنارههای‬ ‫شمال‪ ،‬خواهم نشست‪ .‬از بلندی ابرها صعود خواهم کرد‪ .‬مانند حضرت اعلی خواهم بود‪ .‬اما به جهنم‪ ،‬به کنارههای گودال‪ ،‬فرود‬ ‫خواهی آمد‪ .‬اشعیا ‪۱۵-۱۲:۱۴‬‬ ‫حزقیال ‪۱۹-۱۱:۲۸‬‬ ‫‪:‬و کلم خداوند بر من نازل شده‪ ،‬گفت ‪۱۱‬‬ ‫ای پسر انسان‪ ،‬بر پادشاه صور مرثیهای بسرا و به او بگو‪ :‬خداوند یهوه چنین میگوید‪ :‬تو دمهر خود را بر تمام حکمت و ‪۱۲‬‬ ‫‪.‬زیبایی کامل مینهی‬ ‫‪،‬تو در عدن‪ ،‬باغ خدا‪ ،‬بودی؛ هر سنگ گرانبهایی پوشش تو بود‪ ،‬عقیق‪ ،‬یاقوت زرد و الماس‪ ،‬زمرد‪ ،‬عقیق سلیمانی و یشم ‪۱۳‬‬ ‫‪.‬یاقوت کبود‪ ،‬زمرد و یاقوت سرخ و طل‪ .‬صنعت دفها و نیهایت در روزی که آفریده شدی‪ ،‬در تو ساخته شده بود‬ ‫کروبی مسحشدهای هستی که میپوشانی؛ و من تو را چنین قرار دادهام‪ :‬تو بر کوه مقدس خدا بودی؛ و در میان سنگهای ‪۱۴‬‬ ‫تو آن‬ ‫ی‬ ‫‪.‬آتشین بال و پایین میرفتی‬ ‫‪.‬از روزی که آفریده شدی‪ ،‬تا زمانی که بیانصافی در تو یافت شد‪ ،‬در راههایت کامل بودی ‪۱۵‬‬ ‫از کثرت کالهایت‪ ،‬میان تو را از خشونت آکندهاند و تو گناه کردهای‪ .‬بنابراین تو را همچون بیحرمتی از کوه خدا بیرون ‪۱۶‬‬ ‫کروبی سایهبان‪ ،‬از میان سنگهای آتشین نابود خواهم کرد‬ ‫‪.‬خواهم انداخت و تو را ای‬ ‫ی‬ ‫دلت از زیباییات مغرور شد‪ ،‬و به سبب درخشندگیات‪ ،‬حکمت خود را فاسد ساختی‪ .‬تو را به زمین خواهم انداخت‪ ،‬تو را پیش ‪۱۷‬‬ ‫‪.‬روی پادشاهان خواهم گذاشت تا تو را ببینند‬ ‫تو به کثرت گناهانت و به گناه تجارتت‪ ،‬معابد خود را نجس ساختهای‪ ،‬بنابراین آتشی از میان تو بیرون خواهم آورد که تو را ‪۱۸‬‬ ‫‪.‬خواهد سوزاند و تو را در نظر همه کسانی که تو را میبینند‪ ،‬به خاکستر تبدیل خواهم کرد‬ ‫هم هه کسانی که تو را در میان قوم میشناسند‪ ،‬از تو شگفتزده خواهند شد‪ .‬تو مای هه وحشت خواهی شد و دیگر هرگز نخواهی ‪۱۹‬‬ ‫‪.‬بود‬ ‫و او یهوشع‪ ،‬کاهن اعظم را به من نشان داد که در حضور فرشته خداوند ایستاده بود و شیطان در دست راست او ایستاده بود تا با‬ ‫او مخالفت کند‪ .‬و خداوند به شیطان گفت‪» :‬خداوند تو را توبیخ کند‪ ،‬ای شیطان! خداوند که اورشلیم را برگزیده است‪ ،‬تو را توبیخ‬ ‫کند‪ .‬آیا این هیزمی نیست که از آتش گرفته شده است؟« زکریا ‪۲-۱ :۳‬‬

‫انجیلها و اعمال روولن‬ ‫متی ‪۱۱-۱:۴‬‬ ‫‪.‬آنگاه عیسی به دست روح به بیابان برده شد تا ابلیس او را وسوسه کند ‪۱‬‬ ‫‪.‬و چون چهل شبانهروز روزه گرفته بود‪ ،‬آخر گرسنه شد ‪۲‬‬

‫‪3‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫و چون وسوسهگر نزد او آمد‪ ،‬گفت‪» :‬اگر پسر خدایی‪ ،‬بگو این سنگها نان شوند‪۳ «.‬‬ ‫اما او در جواب گفت‪ » :‬مکتوب است که انسان نه تنها به نان زیست میکند‪ ،‬بلکه به هر کلمهای که از دهان خدا صادر شود‪۴ «.‬‬ ‫‪.‬آنگاه ابلیس او را به شهر مقدس برد و بر فراز معبد قرار داد ‪۵‬‬ ‫و به او گفت‪» :‬اگر پسر خدا هستی‪ ،‬خود را به زیر انداز‪ ،‬زیرا نوشته شده است‪ :‬فرشتگان خود را درباره تو فرمان خواهد داد ‪۶‬‬ ‫»‪.‬و آنها تو را بر دستهای خود خواهند گرفت‪ ،‬مبادا پایت به سنگی بخورد‬ ‫عیسی به او گفت‪ » :‬و نیز نوشته شده است‪ :‬خداوند‪ ،‬خدای خود را وسوسه مکن‪۷ «.‬‬ ‫‪.‬بار دیگر‪ ،‬ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد و تمامی ممالک جهان و جلل آنها را به او نشان داد ‪۸‬‬ ‫و به او گفت‪» :‬اگر در برابرم سجده کنی و مرا بپرستی‪ ،‬همه این چیزها را به تو خواهم داد‪۹ «.‬‬ ‫آنگاه عیسی به او گفت‪ » :‬دور شو ای شیطان‪ ،‬زیرا نوشته شده است‪ :‬خداوند‪ ،‬خدای خود را بپرست و فقط او را خدمت کن‪۱۰ «.‬‬ ‫‪.‬آنگاه ابلیس او را ترک کرد و اینک فرشتگان آمده‪ ،‬او را خدمت میکردند ‪۱۱‬‬ ‫و آوازه او در تمام سوریه پیچید و همه بیماران را که به انواع امراض و دردها مبتل بودند‪ ،‬و دیوانگان و مصروعان و مفلوجان‬ ‫را نزد او میآوردند و ایشان را شفا میداد‪ .‬متی ‪۲۴:۴‬‬ ‫بسیاری در آن روز به من خواهند گفت‪» :‬خداوندا‪ ،‬خداوندا‪ ،‬آیا به نام تو نبوت نکردیم و به نام تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام‬ ‫تو کارهای شگفتانگیز بسیاری انجام ندادیم؟« متی ‪۲۲:۷‬‬ ‫چون شام شد‪ ،‬بسیاری از دیوانگان را نزد او آوردند و او با کلم خود ارواح را بیرون کرد و همه بیماران را شفا داد‪ .‬متی ‪۱۶:۸‬‬ ‫متی ‪۳۴-۲۸:۸‬‬ ‫و چون به آن کناره‪ ،‬به سرزمین جرجسیان رسید‪ ،‬دو دیوانه از مقبرهها بیرون آمده‪ ،‬به استقبالش آمدند و چنان تندخو بودند که ‪۲۸‬‬ ‫‪.‬هیچکس نمیتوانست از آن راه عبور کند‬ ‫ناگاه فریاد برآوردند و گفتند‪» :‬ای عیسی‪ ،‬پسر خدا‪ ،‬ما را با تو چه کار است؟ آیا آمدهای تا ما را پیش از وقت عذاب دهی؟« ‪۲۹‬‬ ‫‪.‬و در فاصل هه بسیار دوری از آنها‪ ،‬گلهای از خوکهای بسیار مشغول چریدن بودند ‪۳۰‬‬ ‫پس دیوها از او التماس کرده‪ ،‬گفتند‪» :‬اگر ما را بیرون میرانی‪ ،‬بگذار به گله خوکها برویم‪۳۱ «.‬‬ ‫و به ایشان گفت‪» :‬بروید‪ «.‬و چون بیرون آمدند‪ ،‬به درون گل هه خوکها رفتند‪ .‬و ناگاه تمام گل هه خوکها از سراشیبی تپهای به دریا ‪۳۲‬‬ ‫‪.‬هجوم بردند و در آب هلک شدند‬ ‫‪.‬و نگهبانان ایشان گریختند و به شهر رفتند و همه چیز را و آنچه را که بر دیوانگان گذشته بود‪ ،‬بازگفتند ‪۳۳‬‬ ‫‪.‬و اینک تمام شهر برای استقبال عیسی بیرون آمدند و چون او را دیدند‪ ،‬از او التماس کردند که از حدود ایشان بیرون رود ‪۳۴‬‬ ‫و چون بیرون میرفتند‪ ،‬ناگاه مردی لل و دیوزده را نزد او آوردند‪ .‬و چون دیو بیرون رانده شد‪ ،‬لل سخن گفت و مردم با تعجب‬ ‫گفتند‪» :‬چنین چیزی هرگز در اسرائیل دیده نشده است‪ «.‬اما فریسیان گفتند‪ :‬او دیوها را به وسیل هه رئیس دیوها بیرون میکند‪ .‬متی‬ ‫‪۳۴-۳۲ :۹‬‬ ‫‪.‬بیماران را شفا دهید‪ ،‬جذامیان را پاک کنید‪ ،‬مردگان را زنده کنید‪ ،‬دیوها را بیرون کنید‪ :‬به رایگان یافتهاید‪ ،‬به رایگان نیز بدهید‬ ‫متی ‪۸:۱۰‬‬ ‫برای شاگرد کافی است که او استاد خود باشد و برای بنده‪ ،‬آقای خود‪ .‬اگر صاحب خانه را بعلزبول خواندند‪ ،‬چقدر بیشتر اهل‬ ‫خانه او را خواهند خواند؟ متی ‪۲۵:۱۰‬‬ ‫زیرا یحیی نه میخورد و نه مینوشید‪ ،‬و میگویند‪» :‬او دیو دارد‪ «.‬متی ‪۱۸:۱۱‬‬ ‫متی ‪۲۸-۲۲:۱۲‬‬ ‫‪.‬آنگاه مردی دیوانه‪ ،‬کور و گنگ را نزد او آوردند و او را شفا داد‪ ،‬چنانکه آن کور و گنگ هم سخن گفت و هم دید ‪۲۲‬‬ ‫و هم هه مردم در شگفت شدند و گفتند‪» :‬آیا این پسر داوود نیست؟« ‪۲۳‬‬ ‫ا مما فریسیان چون این را شنیدند‪ ،‬گفتند‪» :‬این مرد دیوها را بیرون نمیکند‪ ،‬بلکه به یاری بعلزبول‪ ،‬رئیس دیوها‪ ،‬این کار را ‪۲۴‬‬ ‫»‪.‬میکند‬ ‫عیسی افکار ایشان را درک کرد و به ایشان گفت‪ » :‬هر حکومتی که بر ضد خود تجزیه شود‪ ،‬ویران خواهد شد و هر شهر یا ‪۲۵‬‬ ‫»‪.‬خانهای که بر ضد خود تجزیه شود‪ ،‬پابرجا نخواهد ماند‬ ‫و اگر شیطان‪ ،‬شیطان را بیرون کند‪ ،‬بر ضد خود تجزیه میشود؛ پس چگونه سلطنت او پایدار خواهد ماند؟ ‪۲۶‬‬

‫‪4‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫و اگر من به وسیلۀ بعلزبول دیوها را بیرون میکنم‪ ،‬فرزندان شما به وسیلۀ که آنها را بیرون میکنند؟ پس ایشان داوران شما ‪۲۷‬‬ ‫‪.‬خواهند بود‬ ‫‪.‬اما اگر من به وسیله روح خدا دیوها را بیرون میکنم‪ ،‬پس پادشاهی خدا به شما رسیده است ‪۲۸‬‬ ‫وگرنه چگونه کسی میتواند به خان هه مردی زورآور وارد شود و اموالش را غارت کند‪ ،‬جز اینکه اول آن مرد زورآور را ببندد ‪۲۹‬‬ ‫و آنگاه خانهاش را غارت کند؟‬ ‫دشمنی که آنها را کاشت‪ ،‬ابلیس است؛ فصل درو‪ ،‬پایان دنیاست؛ و دروگران‪ ،‬فرشتگانند‪ .‬متی ‪۳۹:۱۳‬‬ ‫ناگاه زنی کنعانی از همان حدود بیرون آمد و فریاد برآورد و گفت‪» :‬ای خداوند‪ ،‬پسر داوود‪ ،‬بر من رحم کن‪ ،‬دخترم سخت‬ ‫گرفتار دیو است‪ «.‬متی ‪۲۲:۱۵‬‬ ‫اما او روی برگرداند و به پطرس گفت‪ » :‬از من دور شو ای شیطان‪ ،‬تو باعث لغزش من هستی‪ ،‬زیرا نه امور الهی‪ ،‬بلکه امور‬ ‫انسانی را در نظر میگیری‪ «.‬متی ‪۲۳:۱۶‬‬ ‫و عیسی شیطان را نهیب زد و او از او بیرون رفت و از همان لحظه کودک شفا یافت‪ .‬متی ‪۱۸:۱۷‬‬ ‫آنگاه به آنان که در سمت چپ هستند نیز خواهد گفت‪ :‬ای ملعونان‪ ،‬از من دور شوید و به آتش جاودانی بروید که برای ابلیس و‬ ‫فرشتگانش آماده شده است‪ .‬متی ‪۴۱:۲۵‬‬ ‫‪.‬و او چهل روز در بیابان بود و شیطان او را وسوسه میکرد و با حیوانات وحشی به سر میبرد و فرشتگان او را خدمت میکردند‬ ‫مرقس ‪۱۳:۱‬‬ ‫و هنگام شام‪ ،‬چون آفتاب غروب کرد‪ ،‬همه بیماران و دیوانگان را نزد او آوردند‪ .‬و بسیاری را که به امراض گوناگون مبتل‬ ‫بودند‪ ،‬شفا داد و دیوهای بسیاری را بیرون کرد و نگذاشت دیوها سخن بگویند‪ ،‬زیرا او را میشناختند‪ .‬و او در کنیسههای ایشان‬ ‫در سراسر جلیل موعظه میکرد و دیوها را اخراج مینمود‪ .‬مرقس ‪۳۹ ،۳۴ ،۳۲:۱‬‬ ‫و قدرت داشته باشند که بیماریها را شفا دهند و دیوها را بیرون کنند‪ .‬و کاتبانی که از اورشلیم آمده بودند‪ ،‬گفتند که او بعلزبول‬ ‫دارد و به یاری رئیس دیوها‪ ،‬دیوها را بیرون میکند‪ .‬پس ایشان را پیش خود خواند و ممثملهایی برایشان آورد و گفت‪ » :‬شیطان‬ ‫چگونه میتواند شیطان را بیرون کند؟« و اگر شیطان علیه خود قیام کند و تجزیه شود‪ ،‬نمیتواند دوام بیاورد‪ ،‬بلکه پایانش فرا‬ ‫میرسد‪ .‬مرقس ‪۲۶ ، ۲۳-۲۲ ، ۱۵:۳‬‬ ‫و اینها کسانی هستند که در کنار راه‪ ،‬جایی که کلم کاشته میشود‪ ،‬میباشند؛ اما به محض اینکه میشنوند‪ ،‬شیطان فورا ا میآید و‬ ‫کلمی را که در دلهایشان کاشته شده است‪ ،‬میرباید‪ .‬مرقس ‪۱۵:۴‬‬ ‫مرقس ‪۲۰-۱:۵‬‬ ‫‪.‬و ایشان به آن سوی دریا‪ ،‬به سرزمین مجدمریان آمدند ‪۱‬‬ ‫‪.‬و چون از کشتی پیاده شد‪ ،‬فورا ا مردی که روحی پلید داشت از مقبرهها بیرون آمده‪ ،‬بدو برخورد ‪۲‬‬ ‫‪.‬که در میان قبرها ساکن بود و هیچکس نمیتوانست او را حتی با زنجیر نیز ببندد ‪۳‬‬ ‫زیرا که بارها او را با دکندهها و زنجیرها بسته بودند‪ ،‬و زنجیرها را گسیخته و دکندهها را شکسته بود‪ ،‬و هیچکس نمیتوانست او ‪۴‬‬ ‫‪.‬را رام کند‬ ‫‪.‬و او پیوسته‪ ،‬شب و روز‪ ،‬در کوهها و مقبرهها فریاد میزد و خود را با سنگ مجروح میکرد ‪۵‬‬ ‫‪.‬اما چون عیسی را از دور دید‪ ،‬دوان دوان آمده‪ ،‬او را پرستش کرد ‪۶‬‬ ‫و با صدای بلند فریاد زد و گفت‪» :‬ای عیسی‪ ،‬پسر خدای متعال‪ ،‬مرا با تو چه کار است؟ تو را به خدا قسم میدهم که مرا عذاب ‪۷‬‬ ‫»‪.‬ندهی‬ ‫‪.‬زیرا به او گفت‪ ،‬ای روح پلید‪ ،‬از این مرد بیرون بیا ‪۸‬‬ ‫و از او پرسید‪ » :‬نام تو چیست؟« او جواب داد‪» :‬نام من لژیون است‪ ،‬زیرا ما بسیاریم‪۹ «.‬‬ ‫‪.‬و او بسیار التماس کرد که ایشان را از آن سرزمین بیرون نکند ‪۱۰‬‬ ‫‪.‬و در آنجا‪ ،‬نزدیک کوهستان‪ ،‬گلهای بزرگ از خوکها میچریدند ‪۱۱‬‬ ‫و همه دیوها از او التماس کرده‪ ،‬گفتند‪» :‬ما را به داخل خوکها بفرست تا به آنها درآییم‪۱۲ «.‬‬

‫‪5‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫عیسی بیدرنگ به ایشان اجازه داد‪ .‬ارواح پلید بیرون رفتند و به درون خوکها رفتند و گله )که حدود دو هزار خوک بودند( با ‪۱۳‬‬ ‫‪.‬شدت از تپهای به دریا دویدند و در دریا خفه شدند‬ ‫‪.‬و خوکبانان فرار کردند و این خبر را در شهر و مزرعهها پخش کردند و مردم بیرون رفتند تا ببینند چه شده است ‪۱۴‬‬ ‫و چون نزد عیسی آمدند‪ ،‬آن مرد را که گرفتار دیو و اسیر لشکر بود‪ ،‬دیدند که نشسته و لباس پوشیده و عاقل است‪ .‬پس ‪۱۵‬‬ ‫‪.‬ترسان شدند‬ ‫‪.‬و کسانی که این را دیده بودند‪ ،‬برایشان تعریف کردند که چگونه بر آن دیوانه و خوکان گذشته است ‪۱۶‬‬ ‫‪.‬و از او التماس کردند که از مرزهایشان برود ‪۱۷‬‬ ‫‪.‬و چون به کشتی سوار شد‪ ،‬آن که پیشتر دیوانه بود‪ ،‬از او التماس کرد که با او باشد ‪۱۸‬‬ ‫اما عیسی او را نگذاشت‪ ،‬بلکه به او فرمود‪ » :‬به خانه‪ ،‬نزد دوستانت برو و برای آنها تعریف کن که خداوند چه کارهای ‪۱۹‬‬ ‫»‪.‬بزرگی برای تو انجام داده و به تو رحم کرده است‬ ‫‪.‬پس او رفت و در دیکاپولیس به انتشار آنچه عیسی برایش انجام داده بود‪ ،‬آغاز کرد و همه مردم شگفتزده شدند ‪۲۰‬‬ ‫و بسیاری از دیوها را بیرون کردند و بیماران بسیاری را با روغن تدهین کرده‪ ،‬شفا دادند‪ .‬مرقس ‪۱۳:۶‬‬ ‫مرقس ‪۳۰-۴ ۲:۷‬‬ ‫‪.‬و از آنجا برخاسته‪ ،‬به حدود صور و صیدون رفت و به خانهای درآمد و نخواست کسی بداند‪ ،‬لیکن نتوانست پنهان بماند ‪۲۴‬‬ ‫‪.‬زیرا زنی که دختر کوچکش روح پلید داشت‪ ،‬چون از او شنید‪ ،‬آمد و به پاهایش افتاد ‪۲۵‬‬ ‫‪.‬و آن زن یونانی و از اهالی فینیقیه سوریه بود و از عیسی التماس کرد که دیو را از دخترش بیرون کند ‪۲۶‬‬ ‫عیسی به او گفت‪ » :‬بگذار اول فرزندان سیر شوند‪ ،‬زیرا نان فرزندان را گرفتن و پیش سگان انداختن درست نیست‪۲۷ «.‬‬ ‫او در جواب وی گفت‪» :‬بلی‪ ،‬ای خداوند‪ ،‬لیکن سگان زیر سفره از خردههای نان فرزندان میخورند‪۲۸ «.‬‬ ‫و به او گفت‪ » :‬به خاطر این سخن‪ ،‬برو که دیو از دخترت بیرون رفت‪۲۹ «.‬‬ ‫‪.‬و چون به خانه خود رسید‪ ،‬دید که دیو بیرون رفته و دخترش بر بستر خوابیده است ‪۳۰‬‬ ‫اما چون روی برگرداند و به شاگردان خود نگریست‪ ،‬پطرس را سرزنش کرد و گفت‪ » :‬از من دور شو ای شیطان‪ ،‬زیرا تو نه‬ ‫امور الهی‪ ،‬بلکه امور انسانی را در نظر داری‪ «.‬مرقس ‪۳۳:۸‬‬ ‫یوحنا در جواب او گفت‪» :‬ای استاد‪ ،‬ما شخصی را دیدیم که به نام تو دیوها را بیرون میکرد و از ما پیروی نمیکرد‪ .‬و چون از‬ ‫ما پیروی نمیکرد‪ ،‬او را نهی کردیم‪ «.‬مرقس ‪۳۸:۹‬‬ ‫چون عیسی سحرگاه روز اول هفته برخاست‪ ،‬نخست بر مریم مجدلیه که از او هفت دیو بیرون کرده بود‪ ،‬ظاهر شد‪ .‬و این آیات‬ ‫همراه ایمانداران خواهد بود‪ :‬به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد و به زبانهای تازه سخن خواهند گفت‪ .‬مرقس ‪۱۷،۹ :۱۶‬‬ ‫لوقا ‪۱۳-۱:۴‬‬ ‫‪.‬و عیسی پر از روح القدس‪ ،‬از اردن بازگشت و روح او را به بیابان برد ‪۱‬‬ ‫‪.‬او چهل روز مورد وسوسه شیطان بود و در آن روزها چیزی نخورد و چون تمام شد‪ ،‬گرسنه شد ‪۲‬‬ ‫و ابلیس به او گفت‪» :‬اگر پسر خدایی‪ ،‬به این سنگ بگو تا نان شود‪۳ «.‬‬ ‫عیسی در جواب او گفت‪ » :‬نوشته شده است که انسان نه تنها به نان زیست میکند‪ ،‬بلکه به هر کلمهای که خدا میگوید‪۴ «.‬‬ ‫‪.‬و ابلیس او را به کوهی بلند برد و در لحظهای تمام ممالک جهان را به او نشان داد ‪۵‬‬ ‫ابلیس به او گفت‪» :‬تمام این قدرت و جلل آنها را به تو خواهم داد‪ ،‬زیرا که به من سپرده شده است و به هر که بخواهم ‪۶‬‬ ‫»‪.‬میدهم‬ ‫‪.‬پس اگر مرا بپرستی‪ ،‬همه چیز از آن تو خواهد بود ‪۷‬‬ ‫عیسی در جواب او گفت‪ » :‬دور شو از من‪ ،‬ای شیطان‪ ،‬زیرا نوشته شده است‪ :‬خداوند‪ ،‬خدای خود را بپرست و فقط او را ‪۸‬‬ ‫»‪.‬خدمت کن‬ ‫و او را به اورشلیم آورد و بر فراز معبد قرار داد و به او گفت‪» :‬اگر پسر خدایی‪ ،‬خود را از اینجا به پایین بینداز‪۹ «.‬‬ ‫‪.‬زیرا مکتوب است که فرشتگان خود را درباره تو مأمور خواهد کرد تا تو را محافظت کنند ‪۱۰‬‬ ‫‪.‬و تو را بر دستهای خود خواهند گرفت‪ ،‬مبادا پایت به سنگی بخورد ‪۱۱‬‬ ‫عیسی در جواب او گفت‪ » :‬گفته شده است که خداوند‪ ،‬خدای خود را وسوسه مکن‪۱۲ «.‬‬ ‫‪.‬و چون ابلیس تمام وسوسهها را به پایان رسانید‪ ،‬مدتی از او دور شد ‪۱۳‬‬

‫‪6‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫و در کنیسه مردی بود که روح دیو پلید داشت و با صدای بلند فریاد میزد‪ .‬عیسی او را نهیب زد و گفت‪ » :‬ساکت باش و از او‬ ‫بیرون بیا‪ «.‬و چون شیطان او را در میان انداخت‪ ،‬از او بیرون آمد و به او آسیبی نرساند‪ .‬لوقا ‪۳۵،۳۳:۴‬‬ ‫و دیوها نیز از بسیاری بیرون آمدند و فریاد میزدند و میگفتند‪» :‬تو مسیح پسر خدا هستی‪ «.‬اما او ایشان را سرزنش میکرد و‬ ‫نمیگذاشت سخن بگویند‪ ،‬زیرا میدانستند که او مسیح است‪ .‬لوقا ‪۴۱:۴‬‬ ‫زیرا یحیی تعمید دهنده آمد که نه نان میخورد و نه شراب مینوشید‪ ،‬و شما میگویید که او دیو دارد‪ .‬لوقا ‪۳۳:۷‬‬ ‫و چند زن که از ارواح پلید و بیماریها شفا یافته بودند‪ ،‬یعنی مریم معروف به مجدلیه که از او هفت دیو بیرون رفته بودند‪ ،‬لوقا‬ ‫‪۲:۸‬‬ ‫کسانی که در کنار راه هستند کسانی هستند که میشنوند‪ ،‬ناگهان شیطان میآید و کلم را از دلهایشان میرباید‪ ،‬مبادا ایمان بیاورند و‬ ‫نجات یابند‪ .‬لوقا ‪۱۲:۸‬‬ ‫لوقا ‪۳۹-۲۶:۸‬‬ ‫‪.‬و به سرزمین مجدمریان که در مقابل جلیل است رسیدند ‪۲۶‬‬ ‫و چون به خشکی رسید‪ ،‬مردی از شهر که مدمتی دیو داشت و رخت نمیپوشید و در خانهای جز در گورها ساکن نبود‪ ،‬بدو ‪۲۷‬‬ ‫‪.‬برخورد‬ ‫چون عیسی را دید‪ ،‬فریاد برآورد و پیش او به خاک افتاد و با صدای بلند گفت‪» :‬ای عیسی‪ ،‬پسر خدای متعال‪ ،‬مرا با تو چه ‪۲۸‬‬ ‫»‪.‬کار است؟ التماس میکنم مرا عذاب نده‬ ‫زیرا او به روح پلید فرمان داده بود که از آن مرد بیرون بیاید‪ ،‬زیرا بارها او را گرفته بود‪ ،‬و هر چند او را با زنجیرها و ‪۲۹‬‬ ‫‪.‬کندهها بسته نگه میداشتند‪ ،‬بندها را میگسیخت و شیطان او را به بیابان میراند‬ ‫‪.‬عیسی از او پرسید‪ » :‬نام تو چیست؟« او گفت‪» :‬لژیون‪ «.‬زیرا دیوهای بسیار به او داخل شده بودند ‪۳۰‬‬ ‫‪.‬و از او التماس کردند که ایشان را نفرماید که به هاویه بروند ‪۳۱‬‬ ‫‪.‬و گله ای از خوک های بسیار در کوه می چریدند‪ .‬از او التماس کردند که اجازه دهد به آنها داخل شوند‪ .‬و او اجازه داد ‪۳۲‬‬ ‫‪.‬آنگاه دیوها از آن مرد بیرون آمدند و به درون خوکها رفتند و گله با شتاب از سراشیبی تپه به دریاچه دوید و خفه شد ‪۳۳‬‬ ‫‪.‬چون چوپانان ماجرا را دیدند‪ ،‬فرار کردند و رفتند و در شهر و روستا خبر دادند ‪۳۴‬‬ ‫پس بیرون رفتند تا ببینند چه شده است و نزد عیسی رسیدند و مردی را که دیوها از او بیرون رفته بودند‪ ،‬لباس پوشیده و ‪۳۵‬‬ ‫‪.‬عاقل پیش پای عیسی نشسته یافتند‪ .‬پس ترسان شدند‬ ‫‪.‬و کسانی که این را دیده بودند‪ ،‬بدیشان گفتند که آن مرد دیوزده چگونه شفا یافته بود ‪۳۶‬‬ ‫آنگاه تمامی جماعت مجدمریان که در اطراف بودند‪ ،‬از او التماس کردند که از نزد ایشان برود‪ ،‬زیرا که ترس عظیمی ایشان را ‪۳۷‬‬ ‫‪.‬فرا گرفته بود‪ .‬پس او به کشتی سوار شد و بازگشت‬ ‫‪:‬مردی که دیوها از او بیرون رفته بودند‪ ،‬از عیسی التماس کرد که با او باشد‪ .‬اما عیسی او را روانه کرد و گفت ‪۳۸‬‬ ‫به خانهات برگرد و آنچه را که خدا با تو انجام داده است‪ ،‬بیان کن‪ «.‬پس رفت و در تمام شهر از آنچه عیسی با او انجام داده ‪۳۹‬‬ ‫‪.‬بود‪ ،‬سخن گفت‬ ‫سپس دوازده شاگرد خود را فراخواند و به آنها قدرت و اقتدار بر همه شیاطین و درمان بیماریها داد‪ .‬لوقا ‪۱:۹‬‬ ‫و چون هنوز میآمد‪ ،‬ابلیس او را به زمین زد و مضروب ساخت‪ .‬و عیسی روح پلید را نهیب زد و کودک را شفا داد و او را به‬ ‫پدرش سپرد‪ .‬لوقا ‪۴۲:۹‬‬ ‫یوحنا در جواب گفت‪» :‬ای استاد‪ ،‬ما شخصی را دیدیم که به نام تو دیوها را بیرون میکرد و او را منع کردیم‪ ،‬زیرا با ما همراه‬ ‫نبود‪ «.‬عیسی به او گفت‪» :‬او را منع نکنید‪ ،‬زیرا هر که ضد ما نیست‪ ،‬با ماست‪ « .‬لوقا ‪۵۰-۴۹:۹‬‬ ‫و آن هفتاد نفر با شادی بازگشتند و گفتند‪» :‬خداوندا‪ ،‬حتی دیوها نیز به نام تو مطیع ما هستند‪ «.‬و او به ایشان گفت‪ » :‬من شیطان‬ ‫را دیدم که مانند برق از آسمان فرو میافتاد‪ «.‬لوقا ‪۱۸-۱۷:۱۰‬‬ ‫لوقا ‪۲۰-۱۴:۱۱‬‬ ‫‪.‬و او دیوی را بیرون میکرد و آن دیو گنگ بود‪ .‬و چون دیو بیرون رفت‪ ،‬آن گنگ سخن گفت و مردم در شگفت شدند ‪۱۴‬‬ ‫‪.‬اما بعضی از ایشان گفتند که او دیوها را به یاری بعلزبول‪ ،‬رئیس دیوها‪ ،‬بیرون میکند ‪۱۵‬‬

‫‪7‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫‪.‬و دیگران از روی امتحان‪ ،‬از او آیتی آسمانی طلبیدند ‪۱۶‬‬ ‫اما او افکار ایشان را درک کرده‪ ،‬بدیشان گفت‪ » :‬هر مملکتی که بر ضد خود تجزیه شود‪ ،‬ویران گردد و خانهای که بر ضد ‪۱۷‬‬ ‫»‪.‬خانهاش تجزیه شود‪ ،‬فرو ریزد‬ ‫اگر شیطان نیز بر ضد خود تفرقه افکند‪ ،‬سلطنتش چگونه پایدار خواهد ماند؟ زیرا میگویید که من به وسیل هه بعلزبول دیوها را ‪۱۸‬‬ ‫‪.‬بیرون میکنم‬ ‫و اگر من به وسیلۀ بعلزبول دیوها را بیرون میکنم‪ ،‬پسران شما به وسیلۀ که آنها را بیرون میکنند؟ پس ایشان داوران شما ‪۱۹‬‬ ‫‪.‬خواهند بود‬ ‫‪.‬اما اگر من با انگشت خدا دیوها را بیرون میکنم‪ ،‬بیشک پادشاهی خدا بر شما آمده است ‪۲۰‬‬ ‫و آیا این زن که دختر ابراهیم است و شیطان او را هجده سال در بند کشیده است‪ ،‬نمیبایست در روز سبت از این بند رها شود؟‬ ‫لوقا ‪۱۶:۱۳‬‬ ‫و به ایشان گفت‪ » :‬بروید و به آن روباه بگویید‪ :‬اینک من امروز و فردا دیوها را بیرون میکنم و بیماران را شفا میدهم و در روز‬ ‫سوم کامل خواهم شد‪ «.‬لوقا ‪۳۲:۱۳‬‬ ‫آنگاه شیطان در یهودای ملقب به اسخریوطی که از جمله دوازده نفر بود‪ ،‬داخل شد‪ .‬لوقا ‪۳:۲۲‬‬ ‫و خداوند گفت‪ ،‬ای شمعون‪ ،‬ای شمعون‪ ،‬اینک شیطان خواست شما را چون گندم غربال کند‪ .‬اما من برای تو دعا کردهام که‬ ‫ایمانت از بین نرود‪ .‬و هنگامی که تو بازگشت کنی‪ ،‬برادران خود را استوار گردان‪ .‬لوقا ‪۳۲-۳۱ :۲۲‬‬ ‫عیسی به آنها پاسخ داد‪ » :‬آیا من شما دوازده نفر را برنگزیدهام‪ ،‬و حال آنکه یکی از شما ابلیس است؟« یوحنا ‪۷۰:۶‬‬ ‫مردم در جواب گفتند‪» :‬تو دیو داری‪ ،‬کیست که میخواهد تو را بکشد؟« یوحنا ‪۲۰:۷‬‬ ‫شما از پدرتان شیطان هستید و هوسهای پدرتان را به جا خواهید آورد‪ .‬او از ابتدا قاتل بود و در حقیقت ساکن نیست‪ ،‬زیرا در او‬ ‫هیچ حقیقتی نیست‪ .‬وقتی دروغ میگوید‪ ،‬از ذات خود میگوید‪ ،‬زیرا او دروغگو و پدر دروغگو است‪ .‬یوحنا ‪۴۴:۸‬‬ ‫یهودیان در جواب او گفتند‪» :‬آیا ما درست نمیگوییم که تو سامری هستی و دیو داری؟« عیسی پاسخ داد‪ » :‬من دیو ندارم‪ ،‬بلکه به‬ ‫پدر خود احترام میگذارم و شما به من بیاحترامی میکنید‪ «.‬یوحنا ‪۴۹-۴۸:۸‬‬ ‫یهودیان به او گفتند‪» :‬اکنون میدانیم که تو دیو داری‪ .‬ابراهیم و پیامبران مردهاند و تو میگویی اگر کسی کلم مرا حفظ کند‪ ،‬هرگز‬ ‫طعم مرگ را نخواهد چشید‪ «.‬یوحنا ‪۵۲:۸‬‬ ‫و بسیاری از ایشان گفتند‪» :‬او دیو دارد و دیوانه است؛ چرا به او گوش میدهید؟« دیگران گفتند‪» :‬این سخنان آن که دیو دارد‬ ‫نیست‪ .‬آیا دیو میتواند چشمان نابینا را باز کند؟« یوحنا ‪۲۱-۲۰:۱۰‬‬ ‫و چون شام صرف شد‪ ،‬ابلیس پیش از آن در دل یهودای اسخریوطی‪ ،‬پسر شمعون‪ ،‬نهاده بود که او را تسلیم کند‪) .‬یوحنا ‪(۲:۱۳‬‬ ‫و بعد از آن لقمه‪ ،‬شیطان به او داخل شد‪ .‬آنگاه عیسی به او گفت‪ » :‬آنچه میکنی‪ ،‬زودتر انجام بده‪ «.‬یوحنا ‪۲۷:۱۳‬‬ ‫پطرس گفت‪» :‬ای حنانیا‪ ،‬چرا شیطان دل تو را پر ساخته است تا به روح القدس دروغ بگویی و مقداری از بهای زمین را نگاه‬ ‫داری؟« اعمال رسولن ‪۳:۵‬‬ ‫چگونه خدا عیسی ناصری را با روح القدس و قدرت مسح کرد‪ ،‬که او همه جا میرفت و کارهای نیک انجام میداد و هم هه کسانی‬ ‫را که تحت ستم ابلیس بودند‪ ،‬شفا میداد‪ ،‬زیرا خدا با او بود‪ .‬اعمال رسولن ‪۳۸:۱۰‬‬ ‫و گفت‪ ،‬ای سرشار از هر گونه حیله و شرارت‪ ،‬ای فرزند شیطان‪ ،‬ای دشمن هر راستی‪ ،‬آیا از منحرف کردن راههای راست‬ ‫خداوند دست بر نمیداری؟ اعمال رسولن ‪۱۰:۱۳‬‬

‫‪8‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫تا چشمان ایشان را باز کنم و ایشان را از تاریکی به سوی نور و از قدرت شیطان به سوی خدا برگردانم‪ ،‬تا آمرزش گناهان و‬ ‫میراثی در میان مقدسین به وسیله ایمانی که بر من است‪ ،‬بیابند‪ .‬اعمال رسولن ‪۱۸:۲۶‬‬

‫روالهها‬ ‫و خدای صلح به زودی شیطان را زیر پای شما خواهد کوبید‪ .‬فیض خداوند ما عیسی مسیح با شما باد‪ .‬آمین‪ .‬رومیان ‪۲۰:۱۶‬‬ ‫تا چنین کسی را به شیطان بسپارند به جهت هلکت جسم‪ ،‬تا روح در روز خداوند عیسی نجات یابد‪ .‬اول قرنتیان ‪۵:۵‬‬ ‫از یکدیگر کلهبرداری نکنید‪ ،‬مگر با رضایت یکدیگر برای مدتی‪ ،‬تا بتوانید خود را به روزه و دعا اختصاص دهید؛ و دوباره با‬ ‫هم متحد شوید‪ ،‬مبادا شیطان شما را به خاطر بیبندوباریتان وسوسه کند‪ .‬اول قرنتیان ‪۵:۷‬‬ ‫اما من میگویم آنچه غیریهودیان قربانی میکنند‪ ،‬برای شیاطین قربانی میکنند و نه برای خدا‪ .‬و من نمیخواهم که شما با شیاطین‬ ‫رفاقت داشته باشید‪ .‬شما نمیتوانید هم از جام خداوند و هم از جام شیاطین بنوشید‪ .‬شما نمیتوانید هم از سفره خداوند و هم از سفره‬ ‫شیاطین سهم ببرید‪ .‬اول قرنتیان ‪۲۱-۲۰:۱۰‬‬ ‫مبادا شیطان بر ما برتری یابد‪ ،‬زیرا ما از مکرهای او بیخبر نیستیم‪ .‬دوم قرنتیان ‪۱۱:۲‬‬ ‫زیرا چنین کسانی رسولن دروغین و عمله حیلهگر هستند که خود را به شکل رسولن مسیح در میآورند‪ .‬و این تعجبی ندارد؛‬ ‫زیرا خود شیطان به فرشتهای از نور تبدیل شده است‪ .‬دوم قرنتیان ‪۱۴-۱۳ :۱۱‬‬ ‫‪.‬و برای اینکه از کثرت مکاشفات‪ ،‬سرافراز نشوم‪ ،‬خاری در جسم من داده شد‪ ،‬فرشتهی شیطان‪ ،‬تا مرا بزند‪ ،‬مبادا سرافراز شوم‬ ‫دوم قرنتیان ‪۷:۱۲‬‬ ‫و به شیطان مجال ندهید‪ .‬افسسیان ‪۲۷:۴‬‬ ‫زره کامل خدا را بپوشید تا بتوانید در برابر نیرنگهای شیطان بایستید‪ .‬افسسیان ‪۱۱:۶‬‬ ‫از این رو‪ ،‬من‪ ،‬پولس‪ ،‬یک بار میخواستیم نزد شما بیاییم‪ ،‬اما شیطان مانع ما شد‪ .‬اول تسالونیکیان ‪۱۸:۲‬‬ ‫و آنگاه آن شریر آشکار خواهد شد که خداوند او را با روح دهان خود هلک خواهد کرد و با درخشش ظهور خود نابود خواهد‬ ‫ساخت‪ ،‬یعنی آن که ظهورش از اعمال شیطان با هرگونه قدرت و آیات و عجایب دروغین و با هرگونه فریب و نادرستی در‬ ‫هلک شوندگان است؛ زیرا آنها عشق به حقیقت را نپذیرفتند تا نجات یابند‪ .‬دوم تسالونیکیان ‪۱۰-۸ :۲‬‬ ‫از آن جمله هیمینائوس و اسکندر هستند که ایشان را به شیطان سپردم تا عبرت بگیرند که دیگر کفر نگویند‪ .‬اول تیموتائوس‬ ‫‪۲۰:۱‬‬ ‫تازهکار نیست‪ ،‬مبادا مغرور شده‪ ،‬در دام ابلیس گرفتار شود‪ .‬همچنین باید نزد کسانی که بیرون هستند‪ ،‬نیکنام باشد‪ ،‬مبادا در ننگ‬ ‫و دام ابلیس گرفتار شود‪ .‬اول تیموتائوس ‪۷-۶:۳‬‬ ‫اما روحالقدس صریحا ا میگوید که در زمانهای آخر‪ ،‬برخی از ایمان رویگردان شده‪ ،‬به ارواح گمراهکننده و تعالیم شیاطین گوش‬ ‫خواهند داد‪) .‬اول تیموتائوس ‪(۱:۴‬‬ ‫زیرا برخی از آنها از قبل به دنبال شیطان منحرف شدهاند‪ .‬اول تیموتائوس ‪۱۵:۵‬‬ ‫و تا از دام ابلیس که به ارادهی او اسیر شدهاند‪ ،‬رهایی یابند‪ .‬دوم تیموتائوس ‪۲۶:۲‬‬ ‫از آنجا که فرزندان از جسم و خون برخوردارند‪ ،‬او نیز به همین گونه در این هر دو شریک شد تا به وسیله مرگ‪ ،‬صاحب قدرت‬ ‫مرگ‪ ،‬یعنی ابلیس را نابود کند‪) .‬عبرانیان ‪(۱۴:۲‬‬

‫‪9‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫تو ایمان داری که خدا یکی است‪ ،‬نیکو میکنی؛ شیاطین نیز ایمان دارند و میلرزند‪ .‬یعقوب ‪۱۹:۲‬‬ ‫این حکمت از بال نازل نمیشود‪ ،‬بلکه زمینی‪ ،‬نفسانی و شیطانی است‪ .‬یعقوب ‪۱۵:۳‬‬ ‫پس خود را به خدا بسپارید‪ .‬در برابر شیطان مقاومت کنید تا از شما بگریزد‪) .‬یعقوب ‪(۷:۴‬‬ ‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس‬ ‫)‪۸:۵‬‬ ‫‪.‬کسی که گناه میکند از شیطان است؛ زیرا شیطان از ابتدا گناه میکند‪ .‬از این رو پسر خدا ظاهر شد تا اعمال شیطان را نابود کند‬ ‫در این‪ ،‬فرزندان خدا و فرزندان شیطان آشکار میشوند‪ :‬هر که پارسایی نمیکند از خدا نیست‪ ،‬و نه کسی که برادر خود را دوست‬ ‫ندارد‪ .‬اول یوحنا ‪۱۰،۸:۳‬‬ ‫‪:‬اما میکائیل‪ ،‬رئیس فرشتگان‪ ،‬هنگامی که با شیطان درباره جسد موسی بحث میکرد‪ ،‬جرأت نکرد به او تهمت بزند‪ ،‬بلکه گفت‬ ‫»خداوند تو را توبیخ فرماید‪) «.‬یهودا ‪(۹:۱‬‬

‫وحی‬ ‫‪،‬من اعمال و مصیبت و فقر تو را میدانم )اما تو ثروتمند هستی( و کفر کسانی را که خود را یهودی مینامند‪ ،‬در حالی که نیستند‬ ‫بلکه کنیسه شیطان هستند‪ ،‬میدانم‪ .‬از رنجهایی که متحمل خواهی شد‪ ،‬مترس‪ .‬اینک‪ ،‬شیطان برخی از شما را به زندان خواهد‬ ‫انداخت تا آزمایش شوید و ده روز رنج خواهید کشید‪ .‬تا پای مرگ وفادار باش و من تاج حیات را به تو خواهم داد‪ .‬مکاشفه ‪۹ :۲‬‬‫‪۱۰‬‬ ‫من اعمال تو و مسکن تو را‪ ،‬یعنی جایگاه شیطان را میدانم‪ .‬تو به نام من پایبند هستی و ایمان مرا انکار نکردهای‪ ،‬حتی در آن‬ ‫ایامی که آنتیپاس‪ ،‬شهید وفادار من‪ ،‬در میان شما‪ ،‬در جایی که شیطان ساکن است‪ ،‬کشته شد‪ .‬مکاشفه ‪۱۳:۲‬‬ ‫اما به شما و به بقیه در طیاتیرا‪ ،‬به کسانی که این تعلیم را ندارند و از اعماق شیطان‪ ،‬چنانکه میگویند‪ ،‬آگاه نیستند‪ ،‬میگویم‪ :‬بار‬ ‫دیگری بر دوش شما نمیگذارم‪ .‬مکاشفه ‪۲۴:۲‬‬ ‫اینک‪ ،‬من آنان را از کنیسه شیطان که خود را یهودی مینامند و نیستند‪ ،‬بلکه دروغ میگویند‪ ،‬خواهم ساخت؛ اینک‪ ،‬من آنان را وا‬ ‫خواهم داشت تا بیایند و پیش پای تو سجده کنند و بدانند که من تو را دوست داشتهام‪ .‬مکاشفه ‪۹:۳‬‬ ‫‪.‬و ایشان پادشاهی بر خود داشتند که فرشته چاه بیانتهاست که نامش در زبان عبری آبادون و در زبان یونانی آپولیون است‬ ‫مکاشفه ‪۱۱:۹‬‬ ‫و بقیهی مردانی که از این بلیا کشته نشدند‪ ،‬از اعمال دست خود توبه نکردند که شیاطین و بتهای طل و نقره و برنج و سنگ و‬ ‫چوب را که نه میتوانند ببینند‪ ،‬نه بشنوند و نه راه بروند‪ ،‬پرستش نکنند‪) .‬مکاشفه ‪(۲۰:۹‬‬ ‫و اژدهای بزرگ انداخته شد‪ ،‬آن مار قدیمی که ابلیس و شیطان نام دارد و تمام جهان را فریب میدهد‪ .‬او به زمین انداخته شد و‬ ‫فرشتگانش نیز با او انداخته شدند‪ .‬پس ای آسمانها و ساکنان آنها‪ ،‬شاد باشید‪ .‬وای بر ساکنان زمین و دریا! زیرا ابلیس با خشم‬ ‫عظیم نزد شما فرود آمده است‪ ،‬زیرا میداند که زمانی کوتاه دارد‪ .‬مکاشفه ‪۱۲،۹:۱۲‬‬ ‫زیرا آنها ارواح شیاطین هستند که معجزات انجام میدهند و نزد پادشاهان زمین و تمام جهان میروند تا آنها را برای نبرد آن روز‬ ‫بزرگ خدای قادر مطلق گرد هم آورند‪ .‬مکاشفه ‪۱۴:۱۶‬‬ ‫و او با صدای بلند فریاد زد و گفت‪» :‬بابل بزرگ سقوط کرده است‪ ،‬سقوط کرده است و به مسکن شیاطین و لنه هر روح پلید و‬ ‫قفس هر پرنده نجس و نفرتانگیز تبدیل شده است‪ «.‬مکاشفه ‪۲:۱۸‬‬

‫‪10‬‬


‫شیطان و شیاطین‬

‫هوشیار و بیدار باشید‪ ،‬زیرا دشمن شما ابلیس‪ ،‬همچون شیری غران‪ ،‬در جستجوی طعمهای است تا آن را ببلعد‪) .‬اول پطرس ‪(۸:۵‬‬

‫‪،‬و اژدها‪ ،‬آن مار قدیمی را که ابلیس و شیطان است‪ ،‬گرفتار کرد و او را هزار سال در بند نهاد‪ ،‬و چون هزار سال به پایان رسد‬ ‫شیطان از زندان خود آزاد خواهد شد‪ ،‬و ابلیس که ایشان را فریب داد‪ ،‬به دریاچه آتش و گوگرد افکنده شد‪ ،‬جایی که وحش و‬ ‫پیامبر دروغین هستند و تا ابد و ابد شبانهروز عذاب خواهند کشید‪ .‬مکاشفه ‪۱۰ ، ۷ ، ۲:۲۰‬‬

‫آخرالزمان‬ ‫و به او گفت‪» :‬اگر دل و جگر کسی را لمس کند‪ ،‬اگر شیطان یا روح پلیدی کسی را آزار دهد‪ ،‬باید از آن دودی در برابر مرد یا‬ ‫زن درست کنیم و گروه دیگر آزرده نخواهند شد‪ .‬و شیطان بوی آن را حس خواهد کرد و فرار خواهد کرد و دیگر هرگز‬ ‫‪،‬برنخواهد گشت‪ .‬اما وقتی به او رسیدی‪ ،‬هر دو برخیز و از خدای رحیم التماس کن که بر تو رحم کند و تو را نجات دهد‪ .‬نترس‬ ‫زیرا او از ابتدا برای تو مقدر شده است‪ .‬و تو او را حفظ خواهی کرد و او با تو خواهد رفت‪ .‬علوه بر این‪ ،‬گمان میکنم که او‬ ‫‪: 7،17‬برای تو فرزندانی به دنیا خواهد آورد‪ «.‬وقتی توبیا این چیزها را شنید‪ ،‬او را دوست داشت و قلبش به او پیوست‪ .‬توبیت ‪6‬‬ ‫با این حال‪ ،‬از طریق حسادت شیطان‪ ،‬مرگ به جهان آمد و کسانی که به او چنگ میزنند‪ ،‬آن را مییابند‪ .‬حکمت سلیمان ‪۲۴:۲‬‬ ‫وقتی شخص بدکار شیطان را لعنت میکند‪ ،‬نفس خود را لعنت میکند‪ .‬کلیسای ‪21:27‬‬ ‫زیرا شما با قربانی کردن برای شیاطین و نه برای خدا‪ ،‬خالق خود را به خشم آوردید‪ .‬زیرا آتشی که از ازل بر او نازل خواهد‬ ‫شد‪ ،‬دیری نخواهد پایید و او برای مدت طولنی محل سکونت شیاطین خواهد بود‪) .‬باروک ‪(۳۵،۷:۴‬‬

‫‪11‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - Satan and the Devils by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu