نامههای هارودیس و یالطس نامه هارودیس به یالطس ،فرماندار هیرودیس به یونتیوس ییلطس ،والی اورشلیم :صلح. من در اضطراب زیادی هستم .این چیزها را برای تو مینویسم تا وقتی آنها را شنیدی ،برای من غمگین شوی .زیرا همانطور که دخترم هیرودیا ،که برایم عزیز است ،روی برکهای از آب که روی آن یخ بود بازی میکرد ،زیر او شکست و تمام بدنش فرو ریخت و سرش قطع شد و روی سطح یخ ماند .و اینک ،مادرش سرش را روی زانوهایش در دامان خود گرفته است ،و تمام خانه من در اندوه بزرگی است. زیرا من ،وقتی درباره عیسی مسیح شنیدم ،آرزو کردم که نزد تو بیایم تا او را تنها ببینم و کلم او را بشنوم ،آیا مانند کلم فرزندان انسان است .و مسلم است که به دلیل کارهای بدی که من با یحیی تعمید دهنده انجام دادم و به دلیل اینکه مسیح را مسخره کردم ،اکنون یاداش عدالت را دریافت میکنم ،زیرا خون بسیاری از فرزندان دیگران را بر روی زمین ریختهام .بنابراین ،احکام خدا عادلنه است .زیرا هر کس مطابق فکر خود دریافت میکند .اما چون تو شایستهی دیدن آن خدا-انسان بودی ،یس بر توست که برای من دعا کنی. یسرم آزبونیوس نیز در عذاب مرگ است. و من نیز در رنج و آزمایش سختی هستم ،زیرا آب آوردن دارم؛ و در یریشانی بسیار هستم ،زیرا مبشر تعمید با آب ،یعنی یحیی ،را آزار دادم .بنابراین ،برادر من ،احکام خدا عادلنه است. و همسرم ،باز هم ،به خاطر تمام غم و اندوهش برای دخترش ،از چشم چپش نابینا شده است ،زیرا ما میخواستیم چشم عدالت را کور کنیم. خداوند میگوید :برای بدکاران آرامشی نیست .زیرا اکنون رنج بزرگی بر کاهنان و کاتبان شریعت نازل شده است ،زیرا آنها عادل را به شما تحویل دادند .زیرا این کمال جهان است که آنها یذیرفتند که غیریهودیان وارث شوند .زیرا فرزندان نور طرد خواهند شد ،زیرا به آنچه درباره خداوند و یسرش موعظه شده است ،عمل نکردهاند .یس تو و همسرت شب و روز عیسی را به یاد آورید و عدالت را بپذیرید .و یادشاهی از آن شما غیریهودیان خواهد بود ،زیرا ما (برگزیدگان) قوم ،عادل را مسخره کردهایم. حال ،ای ییلطس ،اگر جایی برای درخواست ما وجود دارد ،زیرا ما زمانی در قدرت بودیم ،خانوادهام را با دقت دفن کن؛ زیرا شایسته است که ما توسط تو دفن شویم ،نه توسط کاهنان ،که یس از مدت کوتاهی ،همانطور که کتاب مقدس میگوید ،هنگام آمدن عیسی مسیح، انتقام فرا خواهد رسید. با همسرت یروکل ،خوش بگذران. گوشوارههای دخترم و انگشتر خودم را برای تو میفرستم تا یادگاری از مرگم باشند .زیرا کرمها از بدنم بیرون میآیند و اینک ،من داوری موقت را دریافت میکنم و از داوری آینده میترسم .زیرا در هر دو ،ما در برابر اعمال خدای زنده ایستادهایم .اما این داوری که موقت است ،برای زمانی است ،در حالی که داوری آینده ،داوری ابدی است. یایان نامه به ییلطس ،فرماندار. نامه یالطس به هارودیس هیرودیس یادشاه :صلح. ییلطس به س