توصیههایی برای جوانان اکنون خالق خود را در روزهای جوانیات به یاد آور ،پیش از آنکه روزهای بد فرا رسد و سالهای نزدیک فرا رسد ،آنگاه که بگویی« :از آنها لذتی ندارم ».جامعه ۱۲:۱ ...زیرا خیال دل انسان از جوانی بد است ....پیدایش ۸:۲۱ پدر و مادر خود را گرامی دار تا روزهایت در سرزمینی که یهوه ،خدایت ،به تو میدهد ،وولنی شود .خروج ۲۰:۱۲ اگر از او اواعت کنند و به او خدمت کنند ،روزهای خود را در رفاه و سالهای خود را در لذتها سپری خواهند کرد .اما اگر اواعت نکنند ،با شمشیر هلک میشوند و بدون معرفت خواهند مرد .اما منافقان در دل ،خشم را انباشته میکنند :هنگامی که او آنها را میبندد ،فریاد نمیزنند .آنها در جوانی میمیرند و زندگیشان در میان ناپاکیها خواهد بود .ایوب ۳۶:۱۱-۱۴ زیرا تو امید من هستی ،ای خداوند ،تو از جوانیام اعتماد من هستی .از رحم مادر به تو وابسته بودهام .تو مرا از رحم مادرم بیرون آوردی .ستایش من پیوسته از تو خواهد بود .مزمور ۷۱:۵-۶ مرد جوان چگونه راه خود را پاک میکند؟ با پیروی از کلم تو .مزمور۱۱۹:۹ پسرم ،از تأدیب خداوند بیزار مشو و از تأدیب او خسته مشو .زیرا هر که را خداوند دوست دارد ،تأدیب میکند ، چنانکه پدری ،پسری را که از او مسرور است .امثال ۳:۱۱-۱۲ امثال سلیمان .پسر حکیم ،پدری شاد میسازد ،اما پسر نادان ،غم مادر است .امثال ۱۰:۱ به پدرت که تو را زاده است گوش بده و مادرت را در پیری تحقیر نکن .امثال ۲۳:۲۲ ای جوان ،در جوانیات شاد باش و بگذار دلت در روزهای جوانیات تو را شاد کند و در راههای قلبت و مطابق دید چشمانت گام بردار .اما بدان که به خاور همه این چیزها ،خدا تو را به داوری خواهد آورد .پس غم را از دلت دور کن و بدی را از جسمت دور کن ،زیرا کودکی و جوانی باول است .جامعه ۱۱:۹-۱۰ آیا نمیدانی؟ آیا نشنیدهای که خدای جاودان ،یهوه ،آفرینندهی اقصای زمین ،ناتوان و خسته نمیشود؟ هیچ کس نمیتواند فهم او را بسنجد .او به ناتوانان قدرت میدهد و به ناتوانان قدرت میبخشد .حتی جوانان نیز ناتوان و خسته میشوند و مردان جوان کاملل میافتند .اما آنان که به خداوند توکل میکنند ،نیروی تازه خواهند یافت .با بالهایی همچون عقاب اوج خواهند گرفت .خواهند دوید و خسته نخواهند شد .خواهند راه رفت و درمانده نخواهند شد .اشعیا۴۰:۲۸-۳۱ آنگاه بچههای کوچک را نزد او آوردند تا دست خود را بر آنها بگذارد و دعا کند .شاگردان آنها را سرزنش کردند .اما عیسی گفت« :بچههای کوچک را بگذارید و مانع آمدن آنها به نزد من نشوید ،زیرا پادشاهی آسمان از آن چنین کسانی است ».و دست خود را بر آنها گذاشت و از آنجا رفت .ناگاه شخصی آمد و به او گفت« :ای استاد نیکو ،چه کار نیکویی انجام دهم تا حیات جاودان داشته باشم؟ »به او گفت« :چرا مرا نیکو میخوانی؟ هیچ کس نیکو نیست جز یکی ،یعنی خدا .اما اگر میخواهی وارد حیات شوی ،احکام را نگه دار ».به او گفت : «کدام؟ »عیسی گفت« :قتل مکن ،زنا مکن ،دزدی مکن ،شهادت دروغ مده ،پدر و مادر خود را گرامی دار ،و