Skip to main content

Persian - 2nd Book of Adam and Eve

Page 1

‫کتاب دوم آدم و حوا‬ ‫فصل ‪۱‬‬ ‫‪ ۱‬هنگامی که لولوا سخنان قابیل را شنید‪ ،‬گریست و نزد پدر و مادرش رفت و به آنها گفت که چگونه قابیل برادرش هابیل را کشته است‪.‬‬ ‫‪ ۲٫‬سپس همگی با صدای بلند گریستند و آواز خود را بلند کردند و به صورت خود زدند و خاک بر سر ریختند و جامههای خود را دریدند‬ ‫و بیرون رفتند و به جایی که هابیل کشته شده بود‪ ،‬رسیدند‪.‬‬ ‫‪ ۳‬و او را کشته شده بر روی زمین یافتند‪ ،‬و حیوانات در اطرافش بودند؛ در حالی که برای این عادل گریه و زاری میکردند‪ .‬از بدن او‪ ،‬به‬ ‫دلیل پاکیاش‪ ،‬بوی خوش عطرها به مشام میرسید‪.‬‬ ‫‪ ۴‬و آدم او را در حالی که اشک از چشمانش جاری بود‪ ،‬برداشت و به غار گنجها رفت و او را در آنجا گذاشت و با عطرهای شیرین و ممر‬ ‫پیچید‪.‬‬ ‫‪ ۵‬و آدم و حوا صد و چهل روز در غم و اندوه فراوان به خاک سپردند‪ .‬هابیل پانزده و نیم ساله و قابیل هفده و نیم ساله بود‪.‬‬ ‫‪ ۶‬اما قاین‪ ،‬هنگامی که سوگواری برای برادرش به پایان رسید‪ ،‬خواهرش لولوا را گرفت و بدون اجازه پدر و مادرش با او ازدواج کرد؛‬ ‫زیرا آنها به دلیل اندوه دلشان نتوانستند او را از او دور نگه دارند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬سپس او به پایین کوه‪ ،‬دور از باغ‪ ،‬نزدیک به جایی که برادرش را کشته بود‪ ،‬رفت‪.‬‬ ‫‪ ۸‬و در آن مکان درختان میوه و درختان جنگلی بسیاری بود‪ .‬خواهرش برای او فرزندانی آورد که به نوبه خود شروع به تکثیر تدریجی‬ ‫کردند تا اینکه آن مکان را پر کردند‪.‬‬ ‫‪ ۹‬اما آدم و حوا‪ ،‬پس از تشییع جنازه هابیل‪ ،‬به مدت هفت سال با هم نیامدند‪ .‬اما پس از آن‪ ،‬حوا باردار شد؛ و در حالی که باردار بود‪ ،‬آدم‬ ‫به او گفت« ‪:‬بیا‪ ،‬قربانیای بگیریم و آن را به خدا تقدیم کنیم و از او بخواهیم فرزندی زیبا به ما عطا کند که در او آرامش یابیم و او را به‬ ‫ازدواج خواهر هابیل درآوریم»‪.‬‬ ‫‪ ۱۰‬سپس قربانیای آماده کردند و آن را به قربانگاه آوردند و به حضور خداوند تقدیم نمودند و از او التماس کردند که قربانی ایشان را‬ ‫بپذیرد و فرزندان خوبی به ایشان عطا کند‪.‬‬ ‫‪ ۱۱‬و خدا دعای آدم را شنید و قربانی او را پذیرفت‪ .‬سپس‪ ،‬آدم‪ ،‬حوا و دخترشان پرستش کردند و به غار گنجها آمدند و چراغی در آن‬ ‫گذاشتند تا شب و روز‪ ،‬پیش روی جسد هابیل روشن باشد‪.‬‬ ‫‪ ۱۲‬آنگاه آدم و حوا به روزه و دعا ادامه دادند تا زمان زایمان حوا فرا رسید‪ .‬حوا به آدم گفت« ‪:‬میخواهم به غاری در صخره بروم و در‬ ‫آن زایمان کنم»‪.‬‬ ‫‪ ۱۳‬و او گفت« ‪:‬برو و دخترت را با خود ببر تا از تو پذیرایی کند؛ اما من در این غار گنجها‪ ،‬پیش جسد پسرم هابیل خواهم ماند»‪.‬‬ ‫‪ ۱۴٫‬حوا به حرف آدم گوش داد و همراه دخترش رفت‪ .‬اما آدم تنها در غار گنجها ماند‪.‬‬ ‫فصل ‪۲‬‬ ‫‪ ۱‬و حوا پسری به دنیا آورد که از نظر اندام و چهره کامال زیبا بود‪ .‬زیبایی او مانند زیبایی پدرش آدم‪ ،‬بلکه زیباتر بود‪.‬‬ ‫‪ ۲٫‬حوا با دیدن او آرام گرفت و هشت روز در غار ماند؛ سپس دخترش را نزد آدم فرستاد تا به او بگوید که بیاید و کودک را ببیند و او را‬ ‫نامگذاری کند‪ .‬اما دختر در کنار جسد برادرش ماند تا آدم بازگردد‪ .‬او نیز چنین کرد‪.‬‬ ‫‪ ۳‬اما وقتی آدم آمد و خوشقیافگی‪ ،‬زیبایی و اندام بینقص کودک را دید‪ ،‬از او شادمان شد و برای هابیل تسلی یافت‪ .‬سپس کودک را شیث‬ ‫نامید‪ ،‬که به معنای «خدا دعای مرا شنیده و مرا از رنجم رهایی بخشیده است» است‪ .‬اما به معنای «قدرت و نیرو» نیز میباشد‪.‬‬ ‫‪ ۴٫‬پس از آنکه آدم کودک را نامگذاری کرد‪ ،‬به غار گنجها بازگشت و دخترش نزد مادرش بازگشت‪.‬‬ ‫‪ ۵٫‬حوا در غار خود ماند تا چهل روز گذشت و نزد آدم آمد و کودک و دخترش را با خود آورد‪.‬‬ ‫‪ ۶‬و به نهر آبی رسیدند که آدم و دخترش به خاطر اندوهشان برای هابیل‪ ،‬خود را در آنجا شستند؛ اما حوا و نوزاد برای طهارت خود را‬ ‫شستند‪.‬‬ ‫‪ ۷‬سپس بازگشتند و قربانیای برداشتند و به کوه رفتند و آن را برای نوزاد تقدیم کردند؛ و خدا قربانی ایشان را پذیرفت و بر ایشان و‬ ‫پسرشان شیث برکت فرستاد؛ و ایشان به غار گنجها بازگشتند‪.‬‬ ‫‪ ۸‬اما آدم‪ ،‬در تمام روزهای زندگیاش دیگر همسرش حوا را نشناخت و از ایشان فرزندی زاده نشد‪ ،‬جز آن پنج نفر‪ ،‬یعنی قابیل‪ ،‬لولوا‪،‬‬ ‫هابیل‪ ،‬اکلیا و شیث‪.‬‬ ‫‪ ۹‬اما شیث از نظر قد و قدرت رشد کرد و با شور و شوق شروع به روزه گرفتن و دعا کردن نمود‪.‬‬ ‫فصل ‪۳‬‬ ‫‪ ۱‬اما پدر ما آدم‪ ،‬پس از هفت سال از روزی که از همسرش حوا جدا شده بود‪ ،‬شیطان وقتی دید که او از او جدا شده است‪ ،‬به او حسادت‬ ‫کرد و کوشید تا او را دوباره با حوا زندگی کند‪.‬‬ ‫‪ ۲٫‬آدم برخاست و به بالی غار گنجها رفت و شبها در آنجا میخوابید‪ .‬اما هر روز به محض روشن شدن هوا‪ ،‬به غار پایین میآمد تا در آنجا‬ ‫نیایش کند و از آن برکت بگیرد‪.‬‬


Turn static files into dynamic content formats.

Create a flipbook
Persian - 2nd Book of Adam and Eve by Filipino Tracts and Literature Society Inc. - Issuu